ஆம்பள
ساروانان (Vishal) جوانی بیکار، بیخیال و خوشاخلاق است که یکدل نه صددل عاشق مایا (Hansika) میشود. آلاواندان (Prabhu)، پدر ساروانان، با خاطرهای ماجرای جدایی خود و همسرش را برای او تعریف میکند و آرزوی خود را برای پیوند دوباره با خانواده خواهرانش مطرح میسازد؛ شرطی که مستلزم ازدواج پسرانش با دختران خواهران آلاواندان (Ramya Krishnan, Aishwarya, Kiran Rathod) است. از قضا، مایا همان دختر رمیا کریشنان است و ادامه داستان نشان میدهد که آیا این دو خانواده سرانجام روی خوش به هم نشان میدهند یا خیر.
سال انتشار: 2015 کارگردان: Sundar C. ژانر: Action، Comedy نویسندگان: Sundar C.، S.B. Ramadas، Radha Krishnan امتیاز: 4.8نقدها و نظرات
timesofindia (منتقد)
سوندار سی (Sundar C) کارگردانی قدیمی تو بازبازیافت فیلمهای قدیمی و نو کردنشون با چند قاشق کمدیه، اما فرمولش تو فیلم «آمبالا» جواب نداده؛ یه فیلم ماسالای هندی که شبیه سفر تو زمانه، البته نه از نوع خوبش! فیلم پر از کلیشههاییه که شاید تو دهه ۹۰ میلادی جواب میداد: خانوادههایی که به خاطر یه اتفاق تو گذشته از هم جدا شدن، لحظات گم شدن و پیدا شدن، شوهرهای زنذلیل، نقشه برآبشده برای دزدیدن بقیه، عشقهای نخنما شده با دخترعمه و کلی چیز دیگه. کادر پربازیگر، قهرمان حیلهگر، صحنههای اکشن اغراقشده، آهنگهای بیربط (که با وجود ریتمیک بودن انگار مال یه فیلم دیگهان) و موسیقی متن پر سر و صدا باعث میشه فکر کنیم وارد فیلمهای هاری (Hari) شدیم، هرچند که سرعت ریتمیک کارهای اون کارگردان رو نداره. فقط صحنههای کمدیه که یادمون میندازه داریم فیلمی از سوندار سی میبینیم، اما همین صحنهها هم گاهی خستهکننده و حتی لوس میشن. اگه فیلم تا حدی کارساز شده، بیشتر به خاطر سانتانام (Santhanam) در نقش پلیسی به نام RDX راجاشکار هست. اون خیلی راحت تو صحنههایی که بدشانسی میاره ما رو میخندونه. اما به محض اینکه از کادر خارج میشه، نیمه اول فیلم با داستانهای قابل پیشبینیش حوصلهسربر میشه. تو نیمه دوم هم فقط با برگشتن اون فیلم جون میگیره و صحنه ورود مجددش مثل یه سوپراستار واقعاً خلاقانه و خندهداره. صحنه فینال صدها سیاهیلشکر داره، اما خوشبختانه کارگردان ازشون برای کمدی استفاده کرده و اجازه داده قهرمان داستان فقط با شرور اصلی و پسرش بجنگه. کانال کانان (Kanal Kannan) استاد بدلکاری که نقش یکی از بزنبهادرها رو بازی میکنه تو این تسلسل معرکهست. فیلم با ساروانان شروع میشه که کارش جمع کردن جمعیت برای میتینگهای سیاسیه. اون با مایا آشنا میشه و عاشقش میشه، اما مادرش داستان پدر جداشدهش، آلاواندان رو بهش میگه. اون میره پیداش کنه و تو این مسیر دو تا برادر هم پیدا میکنه و میفهمه چطور آلاواندان توسط خواهرهاش به خاطر مرگ پدرشون طرد شده. بنابراین ماموریتش میشه متحد کردن خانواده و برآورده کردن آرزوی پدرش برای ازدواج پسرها با دخترعمههاشون. یکی از دلایلی که فیلم کمی ناامیدکنندهست، راحتطلبانه بودن اتفاقات داستانیه. ساروانان خیلی شانسکی به زادگاهش میره و فوراً پدرش رو پیدا میکنه. مایا خیلی اتفاقی دختر عمهش از آب درمیاد تا هیچ تردیدی بین عشق و آرزوی پدرش نداشته باشه! پاسگاه پلیس محل هم دقیقاً موقعی خالی میشه که اینا ادای پلیسها رو دربیارن! کلاً همهچیز انقدر راحت حل میشه که آدم فکر میکنه آیا ویشال (Vishal) و سوندار سی این پروژه رو فقط برای فراموش کردن تاخیر فیلم اکراننشدهشون «Madha Gaja Raja» ساختن؟ یا اینم یه بهانه خیلی راحته؟
2015-03-13