Retake
جاناتان (Jonathan) با بازی توک واتکینز (Tuc Watkins)، تاجر خوشتیپ، با مأموریتی به سانفرانسیسکو بازگشته است. او به دنبال زنی سبزه است که «کمی خشن»، دمدمیمزاج و با رایحهی ادکلن مناسب باشد. او در خیابانهای شهر به گشتزنی میپردازد و آنچه را که به دنبالش است در وجود یک جوان حقهبازِ اهلِ عشوه با بازی دوون گری (Devon Graye) پیدا میکند و پیشنهادی وسوسهانگیز میدهد: اگر این جوان بپذیرد که جاناتان را در سفری جادهای به گرند کانیون همراهی کند، دستمزد شبانهاش دو برابر خواهد شد به علاوه ۱۰۰۰ دلار پول نقد. اما یک شرط وجود دارد: او باید در تمام طول سفر نقش فردی به نام «براندون» را بازی کند. او که مشتاق است زندگی خیابانیاش را پشت سر بگذارد، قبول میکند و بازی پرشوری از دستکاری روانی و وسواس آغاز میشود. اینگونه است که اولین فیلم بلند نیک کورپورون (Nick Corporon) با تمام جاهطلبی و ریسکپذیریاش کلید میخورد؛ فیلمی پر از رمانس و تعلیقِ خیرهکننده که رگههایی از فیلم «سرگیجه» (Vertigo) اثر آلفرد هیچکاک را در خود دارد. رازِ براندون واقعی در تمام طول فیلم بر فضای آن سایه میافکنه. با شدت گرفتنِ نقشآفرینیها، مرز میان اینکه چه کسی کیست و چه چیزی چیست به شکلی خیرهکننده گم میشود و مرزهای بین خیال و واقعیت، میل و اجرا در هم میآمیزد. این سناریویی انحرافی است، اما اینها نیز روحهای سرگردانی هستند و انسانیتِ زخمخوردهی آنها حس همذاتپنداری عمیقی را برمیانگیزد. فیلم «ریتیک» (Retake) با تکیه بر پیچیدگیهای صمیمیِ روابط اصیل انسانی، سفری مسحورکننده از دلشکستگی و خودشناسی است.
سال انتشار: 2016 کارگردان: Nick Corporon ژانر: Drama، Romance نویسندگان: Nick Corporon، Collin Brazie، Gareth Dutton امتیاز: 6.7نقدها و نظرات
iieeef (منتقد)
جاناتان مردی در اواخر دههی چهارم زندگیاش است که مرکز احساسیاش کاملاً توسط شریک زندگی قبلیاش نابود شده است. فیلم از جایی شروع میشود که او یک مرد تنفروش را استخدام میکند تا او را در یک سفر جادهای به سمت گرند کانیون همراهی کند. امید او این است که لحظهای را که با نامزد سابقش داشته، تا کوچکترین جزئیات و با عکسهای پولارویدِ دقیقاً صحنهسازیشده، بازسازی کند. فرضیهای متزلزل به نظر میرسد، اما با دستان توتوانای دو بازیگر اصلی، خیلی زود این فرضِ غیرقابلباور را میپذیرید. جاناتان با بازی آرام و بیسروصدا و توک واتکینز (Tuc Watkins)، درد را در چشمانش و در طغیانهای آرام و مقطعیاش به نمایش میگذارد. براندون، که ۲۵ سال از او کوچکتر است، عمقِ روحی مشابهای دارد که ارادهاش تنها با تلاش برای بقا سرسخت شده است. با این دو شخصیت پیچیده و غنی، نیک کورپورون (Nick Corporon) روایتی عریان از دو مرد را به ما ارائه میدهد که در میان میدانهای مین دلشکستگیِ خود، یکدیگر را پیدا میکنند. این فیلم با فیلمبرداری خیرهکنندهی دوربین روی دست که گاه صمیمی و گاه باشکوه است، ما را به اعماق قلبهای آسیبدیدهی دو انسان میبرد و بار دیگر ما را به قدرتِ شفابخشِ ارتباط انسانی امیدوار میکند. فیلم بینقص نیست، اما دیدن آن بهشدت توصیه میشود.
2017-03-18