حیوانات شبگرد
داستانی در دل یک داستان دیگر؛ بخش اول درباره زنی به نام سوزان است که نسخه خطی کتابی را از همسر سابقش دریافت میکند؛ مردی که ۲۰ سال پیش او را ترک کرده و حالا نظر سوزان را درباره نوشتهاش میخواهد. بخش دوم داستانِ خودِ کتاب به نام «حیوانات شبگرد» را روایت میکند که درباره مردی است که تعطیلات خانوادگیاش به خشونت و مرگ کشیده میشود. فیلم همچنین داستان سوزان را دنبال میکند که با خواندن کتاب، خاطرات ازدواج اولش زنده شده و با حقایق تاریکی درباره خودش روبرو میشود.
سال انتشار: 2016 کارگردان: Tom Ford ژانر: Drama، Thriller نویسندگان: Tom Ford، Austin Wright امتیاز: 7.4نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
ما توی کشوری زندگی میکنیم که کاندیداهای ریاستجمهوریمون به گرد پای رئیسجمهور فعلی هم نمیرسن. توی کشوری زندگی میکنیم که اقلیتها قربانی خشونت پلیس میشن. توی کشوری زندگی میکنیم که برای درس خوندن باید زیر بار قرض وام دانشجویی بری و آخرش هم هیچ تضمینی برای آیندهت نیست. هنوز احساس ناراحتی نمیکنید؟ توی این فیلم یا کلاً توی آثار تام فورد (طراح مد که حالا کارگردان شده) خبری از راحتی نیست. او مجبورتون میکنه با «ناراحت بودن» راحت باشید و نتیجهش شده یکی از زیباترین و در عین حال آزاردهندهترین فیلمهای سال ۲۰۱۶.
تام فورد یه تریلر رمانتیک و تکاندهنده ساخته که مرز باریک بین عشق و بیرحمی، و انتقام و رستگاری رو بررسی میکنه. ایمی آدامز و جیک جیلنهال در نقش زوجی بازی میکنن که حقایق تاریکی رو درباره خودشون کشف میکنن. فورد فیلم رو با نمای نزدیک از چند زن مسن و چاق شروع میکنه که لخت دارن میرقصن؛ بدنهایی که جامعه اونها رو آزاردهنده میدونه. فورد روی تمام جزئیات بدن اونها، از چربی و پوست اضافه گرفته تا زخم و ترکهای پوستی تمرکز میکنه تا واقعاً مرز راحتی شما رو جابهجا کنه. نه، فورد دنبال شوکه کردن الکی نیست، بلکه داره به مخاطب هشدار میده. هشداری مبنی بر اینکه هیچچیز راحتتر از این سکانس افتتاحیه نخواهد بود و اگه نمیتونید تحملش کنید، این فیلم براتون سفر خیلی سختی میشه.
فیلم دو روایت موازی داره: زندگی واقعی سوزان و داستانی که توی کتاب همسر سابقش میخونه. فورد از نریشن استفاده نمیکنه تا بگه الان وارد دنیای کتاب شدیم، اما جوری حسش میکنید که انگار دارید یه فیلم دیگه میبینید. فورد کاری میکنه که مخاطب به هر دو داستان اهمیت بده. تام فورد ثابت کرد که فقط یه طراح مد نیست که هوس کارگردانی کرده، بلکه یه کارگردان تمامعیاره. انتقال از فضای سرد و شیک لسآنجلس به فضای خشن و انتقامجویانه تگزاس غربی فوقالعادهست. در نهایت، این یه فیلم انتقامیه. سوزان که از یه خانواده ثروتمنده، عاشق یه نویسنده (تونی) میشه اما به سه روش به او ضربه میزنه: اول با تحقیر رویاش، دوم با سقط کردن بچهش و سوم با ترک کردنش برای یه مرد خوشتیپ دیگه. ۲۰ سال بعد، تونی رمانی درباره انتقام براش میفرسته و دنیای بینقص سوزان شروع به فروپاشی میکنه. بازیها عالیه، مخصوصاً آرون تیلور-جانسون که بازیش لرزه به تن آدم میندازه.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**انتقام**
این فیلم واقعاً معرکه بود. منظورم داستانشه، هرچند مدل ارائهش سلیقه من نبود. داستان رو گرفتم و ازش لذت بردم. بازیها رو هم نمیشه نادیده گرفت. هر دو بازیگر اصلی، جیک و ایمی، نقطه قوت فیلم بودن. برای نامزدی اسکار مایکل شنون هم خوشحالم. فیلم بر اساس رمان «تونی و سوزان» ساخته شده. داستان درباره رئیس یه گالری هنری موفقه که طلاق گرفته و با مردی ازدواج کرده که باهاش به شوهر سابقش خیانت کرده بود. حالا فکر میکنه خوشبخته، اما یه روز شوهر سابقش نسخه رمان جدیدش رو که به او تقدیم شده براش میفرسته. با خوندنش، سوزان میفهمه که اون مرد موقع جدایی چه دوران سختی رو گذرونده. پایان کتاب حقیقتی رو فاش میکنه که زندگی سوزان رو برای همیشه تحت تأثیر قرار میده. یه داستان دو لایه؛ یکی تخیلی و یکی واقعی. اما داستان تخیلی به شدت روی روایت اصلی تأثیر میذاره و این یعنی یه نویسندگی ناب. من فیلمهای انتقامی زیادی دیدم، اما تفاوت اصلی این فیلم توی «انتقام شیرین» و زیرپوستیشه. به خاطر همین موضوع فیلم عالی بود. پایانبندیش هم که دیگه حرف نداشت. اگه روایت رو درک کنید، حتماً لذت میبرید.
_۶/۱۰_
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یه تریلر جذاب با یه پایان باز که به نظر من برای پتانسیلی که داشت، زیادی ساده بود. فیلم خیلی قوی شروع میشه و آدم رو یاد کارهای دیوید لینچ میندازه. شخصیت اصلی زندگی لوکسی داره که با آثار هنری عجیبی احاطه شده. وقتی رمان دوستپسر سابقش رو میخونه، واقعاً حس میکنیم توی یه کابوس هستیم. شروع رمان شبیه فیلم «بازیهای مسخره» هانکه است. سکانس افتتاحیه با آرون تیلور-جانسون و بازیهای روانیش عالی تعلیق ایجاد میکنه. اما داستان کمکم تبدیل میشه به یه معمای جنایی معمولی که با بازی خوب مایکل شنون سرپا مونده. پتانسیل اینکه یه تریلر خیلی مرموز باشه رو داشت، اما تصمیم گرفت همه تیکههای پازل رو خودش برامون کنار هم بذاره. به عنوان طرفدار لینچ، دلم یه چیز عجیبتر میخواست. دوست داشتم در انتها گیج و مبهوت بمونم اما پایانی که نصیبم شد یه جورایی قابل پیشبینی بود.
2017-03-26
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فقط توی دنیایی که یه ستاره «رئالیتی شو» رئیسجمهور میشه، تام فورد میتونه یکی از بهترین کارگردانهای سال باشه... خب ظاهراً توی همین دنیا داریم زندگی میکنیم.
_امتیاز نهایی: ۴ ستاره - یه فیلم خوب از هر نظر با یه سری ویژگیهای خاص._
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**یه فیلم عمیق، با شخصیتهایی که زیاد دوستداشتنی نیستن، اما در کل فیلم خوبیه.**
این از اون فیلمهاییه که جذابترین بخشش، داستانِ توی داستانه. فیلم با معرفی سوزان مورو شروع میشه؛ صاحب یه گالری هنری شیک که بیخوابی داره و یه رمان از طرف شوهر سابقش دریافت میکنه. وقتی شروع به خوندن میکنه، فیلم داستان کتاب رو نشون میده: یه خانواده معمولی که توی یه جاده خلوت گیر تبهکارها میافتن و زندگیشون تبدیل به کابوس میشه. همزمان، خاطرات سوزان از رابطهش رو میبینیم. فیلم بد نیست اما تمرکز زیادی میخواد چون باید سه تا داستان رو همزمان دنبال کنید. به نظر من داستان توی کتاب خیلی جذابتر و کوبندهتر از زندگی خود سوزان بود. من اصلاً با شخصیت سوزان همذاتپنداری نکردم، به نظرم خیلی بیروح و نچسب بود. ایمی آدامز نقش رو خوب بازی کرده اما شخصیتش جوریه که انگار هیچوقت نمیشه واقعاً شناختش. جیک جیلنهال خیلی جالبتر بود چون دو تا نقش متفاوت بازی کرد. از نظر فنی، فیلمبرداری عالیه و حس تنهایی سوزان و خطر توی رمان رو خیلی خوب منتقل میکنه. رنگهای تیره، محیطهای طراحی شده و استفاده هوشمندانه از زوایا به این حس کمک کرده. لباسها و صحنهپردازی هم که طبق انتظار از تام فورد، عالی بودن.