اتفاقات عجیب
در شهر کوچکی که همه همدیگر را میشناسند، وقوع یک حادثه عجیب زنجیرهای از اتفاقات را رقم میزند که منجر به ناپدید شدن یک کودک میشود؛ اتفاقی که آرامش این جامعه کوچک را از هم میپاشد. در حالی که آژانسهای دولتی تاریک و نیروهای ماوراءطبیعی بدخواه در شهر به هم میرسند، تعدادی از مردم محلی کمکم متوجه میشوند که ماجرا بسیار پیچیدهتر از آن چیزی است که به نظر میرسد.
سال انتشار: 2016–2025 کارگردان: ژانر: Drama، Fantasy، Horror نویسندگان: Matt Duffer، Ross Duffer امتیاز: 8.6نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
سریال خوبیه. چیزی که در موردش دوست دارم اینه که اون حس و حال معصومانه فیلمها و سریالهای دهه ۸۰ رو داره، اون زمان که هنوز خبری از پروپاگاندا توی فیلما نبود. داستانش هم بد نیست. شخصیتها خوب پرداخته شدن و بازیگریها هم سطحشون بالاست. در کل سریال خوبیه، فقط بیشتر به درد بچهها و نوجوانها میخوره.
2019-09-02
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**فصل ۳ - نقد بدون اسپویل**
اگه از خوندن نقدهای بدون اسپویل من لذت میبرید، لطفاً وبلاگم رو دنبال کنید. Stranger Things اولین بار سال ۲۰۱۶ با اون فصل اول فوقالعادهاش وارد زندگی ما شد و بعدش هم یه فصل دوم داشت که با اینکه به اندازه اولی خیرهکننده نبود، ولی هنوز سرگرمکننده بود. من برای ماجراجویی سوم با یکی از بهترین (اگه نگم بهترین) گروههای بازیگر جوان تاریخ خیلی هیجانزده بودم. بازیگری توی این سریال باورنکردنیه، مخصوصاً وقتی سن اکثر این بچهها رو در نظر میگیرید (۱۴ تا ۱۷ سال). میلی بابی براون (Millie Bobby Brown) فقط ۱۵ سالشه! پانزده! عجیبه که سریال فقط برای امی سال بعد واجد شرایط میشه، اما اگه اون نامزد نشه و جایزه نگیره، واقعاً نمیدونم دیگه باید چیکار کنه. اون راحتی و مهارتی که میلی در نشون دادن احساسات و حالات ظریف چهره داره، چیزیه که فقط بهترین بازیگرها بعد از سالها تجربه بهش میرسن... اون قراره رکورد اسکار جوانترین برنده بهترین بازیگر زن یا نقش مکمل رو بشکنه. شک ندارم.
من نقد رو با اون شروع کردم چون فصل قبل، ستاره سریال رو نوآ اشنپ (Noah Schnapp) در نقش ویل بایرز (Will Byers) میدونستم که اون هم بازی عالیای داره، حتی اگه این بار نقشش کمتر باشه. بین همه بازیگرهای جوون، میلی اونقدر از بقیه جلوتره که ناخودآگاه بازی سدی سینک (Sadie Sink) در نقش مکس (Max) رو کمرنگ میکنه. واکنشهای احساسی اونها به اتفاقات دردناک مشابه، کاملاً متفاوته. نه اینکه سدی نتونه حسش رو منتقل کنه (من هم خودش و هم شخصیتش رو توی این فصل خیلی بیشتر دوست داشتم)، اما وقتی از بازی الون (Eleven) که ۲۰۰ درصد احساسش رو نشون میده به سراغ بقیه شخصیتها میرید، همیشه حس میکنید بقیه در سطح اون نیستن (که واقعاً هم نیستن).
علاوه بر میلی، ستاره دیگه سریال قطعاً دیوید هاربر (David Harbour) در نقش جیم هاپر (Jim Hopper) هست. این فصل شاید خندهدارترین و در عین حال پراحساسترین فصل تا الان باشه که هر دوش مدیون خط داستانی هاپر و بازی درخشان هاربره. اون همزمان خندهدار، شاد، غمگین، عصبانی، مست، ناامید و مغروره... خط داستانی اون قطعاً ستون اصلی ساختار این فصله. بدون اون، این فصل اصلاً به این کیفیت نمیرسید. شیمی بین هاربر و وینونا رایدر (Winona Ryder) در نقش جویس بایرز (Joyce Byers) کاملاً ملموسه و همین برای من کافیه که لذت ببرم. با این حال، برادران دافر (The Duffer Brothers) واقعاً لایق تحسین هستن. نویسندگی سریال یکی از بهترینهایی هست که توی این چند سال دیدم. همه توی فصل اول از استیو هرینگتون (Steve Harrington) با بازی جو کیری (Joe Keery) متنفر بودن، اما شخصیتش اونقدر عالی رشد کرد که الان همه عاشقشن. همین اتفاق برای بیلی هارگرو (Billy Hargrove) با بازی دیکر مونتگومری (Dacre Montgomery) هم افتاد. من فصل قبل واقعاً ازش متنفر بودم چون شخصیتش خیلی کلیشهای و ضعیف نوشته شده بود، اما الان با اینکه پیشزمینهاش چیز جدیدی نیست، بدون شک شخصیت جذابتری شده که ثابت میکنه Stranger Things واقعاً هیچ شخصیت بدی نداره.
مکس هم فیلمنامه بهتری نصیبش شده و وقت گذروندنش با الون به جذابتر شدنش کمک کرده. اما اکیپ اصلی چطورن؟! خب، گیتن ماتارازو (Gaten Matarazzo) در نقش داستین کمتر با دوستای قدیمیش وقت میگذرونه، اما ماجراجوییش با استیو، اریکا و رابین (که عضو جدید و بهترین غافلگیری این فصله) خیلی سرگرمکنندهست. مایک، لوکاس، ویل، الون و مکس هم یه خط داستانی رمانتیک دارن که برخلاف انتظارم، چون خیلی واقعگرایانه و دلی نوشته شده بود، ازش خوشم اومد. کمدی هم که همیشه توی این گروه هست و من رو ناامید نکرد. در نهایت چارلی هیتون (Charlie Heaton) و ناتالیا دایر (Natalia Dyer) هم مسیر خودشون رو دارن که بیشتر به سختیهای زندگی در دهه ۸۰، تبعیض و بیعدالتی در محیط کار میپردازه.
من عاشق ساختار این فصل شدم؛ اینکه چطور هر گروه ماجراجویی خودش رو داره و در نهایت همه با هم متحد میشن تا با شرارت توی هاکینز (Hawkins) بجنگن. اصلاً احساس خستگی نکردم. فصل ۲ اون اپیزود افتضاح کالی (Kali) رو داشت، اما فصل ۳ نه تنها زمان هر اپیزودش عالیه، بلکه داستان هر بخش هم به شدت جذابه. البته همیشه وقتی الون و هاپر توی صحنه بودن بیشتر لذت میبردم. پایانبندی این فصل هم بهترین پایان کل سریال تا الان بود. سخته که توی اون لحظات آخر جلوی اشکت رو بگیری. از نظر فنی هم سریال ثابت میکنه برای خلق یه اثر بصری زیبا حتماً نیاز به بودجههای نجومی نیست. از طراحی لباس گرفته تا موسیقی متن اعتیادآور دهه هشتادی، همه چیز عالیه. جلوههای ویژه هیولاها هم متقاعدکنندهست. تنها مشکلم با این فصل، پلات اصلی داستان بود که یه جورایی تکرار فصل قبل بود (هیولا میاد، آدمها رو تسخیر میکنه و بقیه ماجرا) و بخش مربوط به روسها و پایگاههای مخفی یکم بیش از حد اغراقآمیز و شبیه فیلمهای «سریع و خشن» شده بود. در کل، Stranger Things یه فصل فوقالعاده دیگه رو ارائه داد. فصل اول هنوز شماره یک منه، اما فصل ۳ خیلی بهتر از فصل قبلیه. اگه توی ۱۰ دقیقه آخر گریه نکردید... نمیدونم چی بگم. بیصبرانه منتظر فصل ۴ هستم.
امتیاز: -A
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
با کلی تردید رفتم سراغ فصل جدید Stranger Things. فکر میکردم قراره همون داستانهای قبلی رو دوباره تکرار کنن، اما خوشبختانه اینطور نبود. فصل جدید کلی مطالب تازه اضافه میکنه و به پیشزمینه داستان عمق میده. حسابی هم ترسناک و مرموزه، با کلی نوستالژی دهه ۸۰ و یکی از آهنگهای محبوبم از کیت بوش (Kate Bush). همه چیز سر جای خودشه؛ دکورهای عالی، بازیگریهای درخشان و هیجانی که باعث میشه نتونی از پای سریال بلند شی. پایانش هم جوریه که قشنگ آدم رو برای فصل بعد تشنه نگه میداره.
2022-08-12
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یادم نمیاد آهنگ Africa توی دهه ۸۰ اینقدر محبوب بوده باشه... شما یادتونه؟ منظورم اوناییه که سنشون به دهه ۸۰ قد میده. آهنگ هیت و معروفی بود، یادمه مامانم دوستش داشت... دقت کنید، «مامانم»! یعنی مخاطب گروه Toto بیشتر اون قشر بودن، ولی یادم نمیاد این آهنگ توی ایستگاههای رادیویی که بقیه گوش میدادن اینقدر پخش شده باشه تا اینکه سال ۲۰۱۴ دوباره به خاطر Family Guy مد شد. بگذریم، این سریال یه درس مهم داره. اولش عالی بود، فصلهای اول واقعاً معرکه بودن، ولی بعدش گند زده شد. رفت سراغ فاز «ووک» (woke)، شخصیتها کارهایی میکردن که اصلاً با عقل جور در نمیاومد، همه مردها شدن احمق و بیعرضه... و بعد، وقتی دیدن دارن طرفدارهاشون رو از دست میدن، اون مسخرهبازیها رو گذاشتن کنار و دوباره سریال خوب شد. یعنی دوباره از بقیه چیزهایی که ساخته میشه بهتر شد. فقط کاش نوستالژی دهه ۸۰ واقعاً مال دهه ۸۰ بود، نه اون چیزی که نسل هزاره (Millennials) فکر میکنن دهه ۸۰ بوده.
2023-04-14
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
هوشمندانه و بامزه، با چاشنی دقیق و بهاندازهای از ارجاعات به دهه ۸۰.
2023-10-14
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
سریال Stranger Things (چیزهای عجیب) یک مجموعه بسیار محبوب در ژانر علمی-تخیلی و ترسناک است که در سال ۲۰۱۶ در نتفلیکس (Netflix) آغاز شد. این سریال که توسط برادران دافر (Duffer Brothers) ساخته شده، در دهه ۱۹۸۰ جریان دارد و به دلیل عناصر نوستالژیک، خط داستانی هیجانانگیز و ترکیب منحصربهفرد مضامین ماوراءطبیعی و علمی-تخیلی، طرفداران بیشماری پیدا کرده است.
خلاصه داستان
داستان در شهر کوچک هاکینز (Hawkins) در ایالت ایندیانا اتفاق میافتد، جایی که پسری به نام ویل بایرز (Will Byers) در شرایطی مرموز ناپدید میشود. در حالی که دوستان و خانوادهاش به دنبال او میگردند، با اتفاقات عجیبی روبهرو میشوند، از جمله دختری با تواناییهای ذهنی که خودش را الون (Eleven) مینامد. آنها با هم از یک آزمایش مخفی دولتی و یک بعد موازی به نام «دنیای وارونه» (Upside Down) پرده برمیدارند.
مضامین کلیدی
نوستالژی: سریال با قرار گرفتن در دهه ۱۹۸۰، به شدت از فرهنگ عامه آن دوران الهام گرفته و به فیلمها و کتابهای نمادین کارگردانانی مثل استیون اسپیلبرگ (Steven Spielberg) و نویسندگانی مثل استیون کینگ (Stephen King) ادای احترام میکند.
دوستی: یکی از مضامین مرکزی سریال، پیوند عمیق دوستی بین گروه بچههاست. وفاداری و شجاعت آنها در مواجهه با چالشهای خارقالعاده، قلب تپنده سریال را تشکیل میدهد.
ماوراءطبیعی و علمی-تخیلی: این مجموعه عناصر ماوراءطبیعی را با مفاهیم علمی-تخیلی مثل توطئههای دولتی و ابعاد موازی ترکیب میکند.
شخصیتهای اصلی
الون (میلی بابی براون): دختری با قدرتهای دورجنبانی که به شخصیت محوری در نبرد علیه نیروهای دنیای وارونه تبدیل میشود.
مایک ویلر (فین ولفهارد): دوستی دلسوز و وفادار که اولین کسی است که با الون ملاقات میکند.
ویل بایرز (نوآ اشنپ): پسری که ناپدید شدنش جرقه اتفاقات سریال را میزند.
جیم هاپر (دیوید هاربر): رئیس پلیس شهر که به متحدی مهم در مبارزه با اتفاقات عجیب هاکینز تبدیل میشود.
جویس بایرز (وینونا رایدر): مادر ویل که مصمم است به هر قیمتی پسرش را پیدا کند.
چرا این سریال محبوب شد؟
عامل نوستالژی، شخصیتپردازی قوی، تعلیق و معما، و بازیهای درخشان بازیگران (بهویژه میلی بابی براون) از دلایل اصلی موفقیت این سریال هستند. Stranger Things به یکی از موفقترین و نمادینترین آثار نتفلیکس تبدیل شده است.