کینگزمن: محفل طلایی

کینگزمن: محفل طلایی

پس از آنکه مقر کینگزمن توسط یک جنایتکار روانی به نام پاپی آدامز (Poppy Adams) منفجر می‌شود، ماموران بازمانده راه خود را به سوی یک سازمان مخفی متحد در کنتاکی به نام «استیتزمن» پیدا می‌کنند. اکنون این دو آژانس باید برای نجات جهان و نابودی گروهی موسوم به «محفل طلایی» با یکدیگر همکاری کنند.

سال انتشار: 2017 کارگردان: Matthew Vaughn ژانر: Action، Adventure، Comedy نویسندگان: Jane Goldman، Matthew Vaughn، Mark Millar امتیاز: 6.7

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 5

این دنباله کینگزمن شاید فیلم کاملاً افتضاحی نباشه، اما واقعاً ناامیدکننده است. تقریباً تمام جنبه‌های لذت‌بخش فیلم اول یا خیلی کمرنگ شدن یا انقدر اغراق‌آمیز شدن که به مرز اراجیف آزاردهنده رسیدن. «محفل طلایی» یه جوری مدیریت کرده که هم به تمام عناصرش کم‌لطفی کنه و هم در عین حال خیلی طولانی به نظر برسه. چندتا مبارزه خوب، کت‌وشلوارهای شیک و شاید یه تک‌خنده تو کل فیلم پیدا بشه، اما ذره‌ای در حق فیلم اصلی انصاف رو رعایت نمی‌کنه.

_امتیاز نهایی: ۲.۵ از ۵ - کلی چیز داشت که برام جذاب بود، اما در کل خوب از آب درنیومده بود._

2017-12-29


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 9

این فیلم واقعاً احمقانه و حتی گاهی بچه‌گانه‌ست، اما برای من تماشاش خیلی خیلی لذت‌بخش بود. داستان با نابودی کامل سازمان کینگزمن توسط پاپی آدامز روانی شروع می‌شه که باعث می‌شه بازمانده‌های سازمان (کلاً دو نفر!) مجبور بشن با همتاهای آمریکایی‌شون همکاری کنن. همون‌طور که کینگزمن‌ها پارودیِ جنتلمن‌های خشک انگلیسی هستن، استیتزمن‌ها هم پارودیِ جنتلمن‌های جنوب آمریکا هستن (اگه بشه بهشون گفت جنتلمن)، اونم با غلظت بیشتر. شاید به خاطر ریشه اروپایی‌مه، اما حس می‌کنم کینگزمن‌ها خیلی باحالن در حالی که استیتزمن‌های لهجه‌دار بیشتر لوس و احمقانه‌ان. باز هم اگزی شخصیت اصلیه، هرچند باید بگم من شخصاً هری (گالاهاد اصلی) رو خیلی بیشتر دوست دارم؛ کاریزما، ظرافت و هوش خیلی بیشتری داره. چون عکسش روی پوسترهای فیلم هست، فکر نکنم اسپویل باشه اگه بگم با خوشحالی متوجه شدم شایعات مرگش خیلی اغراق‌آمیز بوده. متأسفانه اگزی گاهی خیلی باحاله و نقش جنتلمن انگلیسی رو خوب بازی می‌کنه و گاهی هم مثل مغز خر خورده‌ها رفتار می‌کنه. پاپی آدامز بد نیست، اما برای سلیقه من زیادی به مرز لودگی نزدیک شده. بعد یه هنرمند انگلیسی خاص رو داریم، اونم با لقب «سِر». نمی‌دونم چقدر بهش پول دادن تا توی این فیلم بازی کنه، اما مطمئنم هر چقدر بوده به نظر من زیادی بوده؛ چون واقعاً بازیش احمقانه بود. فیلم پر از گجت‌های مختلفه که اکثرشون صداهای عجیب و غریب درمیارن و تهش باعث مرگ آدم‌بده می‌شن. یه جورایی زیاده‌روی در گجت‌بازیه ولی من دوست داشتم. گاهی این حجم از گجت‌های غیرقابل‌باور فیلم رو خراب می‌کنه اما اینجا موفق بود. برای من هری و این گجت‌ها بودن که فیلم رو ساختن. چون اصالتاً سوئدی هستم، نسبت به دوست‌دختر اگزی و خانواده سلطنتی سوئد حس متناقضی دارم. اون بخش‌ها بد نبود ولی اگه نبود هم فرقی نمی‌کرد. حداقل حس می‌کنم نویسنده صحنه شام سلطنتی باید یه کم درباره آداب معاشرت سوئدی مطالعه می‌کرد؛ زدن قاشق یا چنگال به لیوان یعنی می‌خوای سخنرانی کنی، نه اینکه می‌خوای بشقاب‌ها عوض بشن! یه خدمتکار حرفه‌ای (و خانواده سلطنتی سوئد قطعاً خدمتکار حرفه‌ای دارن) نیازی نداره بهش بگن کی بشقاب رو عوض کنه. داستان اصلی هم... خب حداقل اورجینال بود ولی امتیازی بالاتر از «متوسط» بهش نمی‌دم. فقط وسیله‌ای بود برای چسبوندن بدلکاری‌ها و شوخی‌ها به هم. بدترین بخش داستان این بود که دیدم دارم با رئیس‌جمهور موافقت می‌کنم! شاید بعضی‌ها شوکه بشن ولی متأسفم، اگه انقدر احمقی که اون آشغال‌ها رو مصرف می‌کنی (که غیرقانونی هم هست)، من هیچ دلسوزی‌ای برات ندارم. اگه روی جزئیات احمقانه و حفره‌های داستانی حساس هستید، آماده باشید که حسابی حرص بخورید؛ چون فیلم پر از این چیزهاست. برای من خیلی مهم نبود چون این فیلم درام یا تریلر نیست، یه کمدی/پارودی جاسوسیه. با این حال، این موضوع که این سازمان پیشرفته عقلش نرسید با اون قطعه‌ای که اول فیلم توی تاکسی لندن جا موند چیکار کنه، یه کم رو مخم رفت. یعنی خیلی تابلوی بود که چی می‌شه. در کل، تماشای فیلم خیلی کیف داد. امیدوارم دنباله دیگه‌ای هم بسازن. شاید با نسخه ژاپنی کینگزمن؟ کلی کلیشه فرهنگی اونجا هست که می‌شه باهاشون شوخی کرد.

2018-02-20


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 6

**ترکیبی از اشتباهات فاحش و ویژگی‌های مثبت، در فیلمی که برای یک بار دیدن و زود فراموش کردن به اندازه کافی سرگرم‌کننده است.**
من دقیقاً از آمار فروش «کینگزمن» خبر ندارم، اما حدس می‌زنم انقدر خوب بوده که ادامه دادن چیزی که پتانسیل فرنچایز شدن داشت رو تضمین کنه. و حالا داریم قسمت دومش رو می‌بینیم که ادامه منطقی داستان اوله. تلاشی دیده می‌شه برای صاف کردن بعضی لبه‌های زبری که در فیلم اول مورد انتقاد بود: برخلاف قبل، و به جز چند مورد مرگ عجیب و غریب، فیلم بیشتر روی بخش خانوادگی تمرکز کرده و مشکلی با خشونت گرافیکی و خون‌ریزی نداره. متیو وان (Matthew Vaughn) کار قابل قبولی در ایجاد تعادل بین اکشن و طنز انجام داده و دوز مبارزات طراحی‌شده و پر زرق و برق و گجت‌های جاسوسی رو بالا برده، جایی که بخش فنی و جلوه‌های ویژه فضای کافی برای درخشش داشتن. موسیقی متن بد نیست و اساس فیلم اول رو حفظ کرده، فیلمبرداری و لباس‌ها هم خوبن. تدوین خیلی خوب انجام شده و با وجود اینکه برای این ژانر فیلم خیلی طولانیه، اما مشکل واقعاً مهمی ایجاد نمی‌کنه. فیلمنامه سرگرم‌کننده‌ست و مخاطب رو خوب همراهی می‌کنه و سعی داره کیفیت اثر قبلی رو حفظ کنه. با این حال، مجبور به باج دادن شده: شخصیت کالین فرث (Colin Firth) که در فیلم اول خیلی تحسین شد، دوباره زنده می‌شه و لوکیشن فیلم تقریباً به طور کامل به آمریکا منتقل می‌شه. در واقع، گنجاندن یک سازمان جاسوسی آمریکایی که در یک کارخانه ویسکی در قلب کنتاکی مخفی شده، هرچند در فیلمنامه خوب جا افتاده، اما صرفاً مانوری برای به دست آوردن گیشه آمریکاست. با یک عامل تشدیدکننده: شخصیت‌های آمریکایی کلیشه‌ای هستن و مثل گاوچران‌های ساده رفتار می‌کنن، با چابکی و قدرت بدنی بیشتر نسبت به مغز و تفکر تاکتیکی. یعنی دقیقاً برعکس چیزی که یک جاسوس در زندگی یا داستان بهش نیاز داره. در نهایت، نکته‌ای درباره شرور داستان: با وجود تلاش‌های بازیگر، شخصیت بده، بد طراحی شده و بد توسعه پیدا کرده؛ یه جور هذیان‌گویی کیچ و قدیمی که هیچ حس و سلیقه‌ای توش نیست. بار دیگر، کالین فرث کاری بی‌نقص و ستودنی انجام می‌ده. تارون اجرتون (Taron Egerton) پخته‌تر و مقاوم‌تر به نظر می‌رسه و بهتر می‌تونه نقش اصلی رو ایفا کنه. مارک استرانگ (Mark Strong) هم عالیه، بیشتر به این خاطر که متریال بهتری در این فیلم داشت و شخصیتش نقش محوری‌تری پیدا کرده. جف بریجز (Jeff Bridges) هم برای نقشش مناسبه. متأسفانه چندین بازیگر هستن که شخصیت یا متریال مناسبی بهشون داده نشده و بدون نتیجه خاصی با این موضوع دست و پنجه نرم می‌کنن؛ مثل جولیان مور (Julianne Moore)، چنینگ تیتوم (Channing Tatum) و هلی بری (Halle Berry). اونا خوبن و هر کاری از دستشون برمی‌آد با چیزی که بهشون داده شده انجام می‌دن، اما تلاششون بیهوده‌ست.

2024-03-27


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

در ادامه داستان اول، «اگزی» (تارون اجرتون) حالا برای تیم جدیدی از ماموران به رهبری سِر مایکل گمبون («آرتور») کار می‌کنه و با خوشحالی در کنار «پرنسس تیلد» (هانا آلستروم) زندگی می‌کنه. اما یه شب توی تاکسی، دوباره با هم‌کلاسی قدیمی‌ش «چارلی» (ادوارد هولکرافت) روبرو می‌شه که حالا یه بازوی مکانیکی جالب داره و هنوز کینه به دل داره. چرا؟ خب به نظر می‌رسه محفل مرموز طلایی پشت این قضیه باشه، پس وظیفه «اگزی» می‌شه که تحقیق کنه. فاجعه بزرگی رخ می‌ده و اون و «مرلین» (مارک استرانگ) راهی آمریکا می‌شن، جایی که با سازمان خواهرشون یعنی «استیتزمن» آشنا می‌شن؛ جایی که «تکیلا» (چنینگ تیتوم) و «ویسکی» (پدرو پاسکال) برای «چمپ» (جف بریجز) کار می‌کنن و اونجا با یه آدم غافلگیرکننده دیگه هم روبرو می‌شن! در همین حال، «میس پاپی» (جولیان مور) اعلام می‌کنه که تمام مواد مخدر تفریحی دنیا رو به یه ویروس کشنده آلوده کرده که همه رو با زجر می‌کشه، مگر اینکه تمام مواد مخدر قانونی بشن. اونا باید پیداش کنن و نقشه پلیدش رو قبل از اینکه جنازه‌ها روی هم انبار بشن، خنثی کنن. این یه ماجراجویی پسرانه، سریع و سرگرم‌کننده‌ست. اجرتون جذابه و حضور سِر التون جان و سه تا سگ مکانیکی آدم‌کش هم خیلی باحاله. به خوبیِ اولی نیست؛ بعضی صحنه‌های مبارزه زیادی طولانی می‌شن، اما به نظر می‌رسه بازیگرها دارن لذت می‌برن؛ و کیه که از آهنگ‌های جان دنور خوشش نیاد؟

2024-05-30