Hunt for the Wilderpeople
بلا (Bella) و هکتور (Hector)، زوج روستایی منزوی، سرپرستی ریکی (Ricky)، پسر دردسرساز شهرنشین را بر عهده میگیرند. پس از مدتی سازگاری، اوضاع نسبتاً خوب پیش میرود. با این حال، مرگ بلا باعث میشود که هکتور مجبور شود به تنهایی از ریکی مراقبت کند، در حالی که آنها رابطه خوبی با هم ندارند. علاوه بر این، مرگ بلا باعث میشود که سازمان خدمات اجتماعی تصمیم بگیرد ریکی را به یتیمخانه بازگرداند. ریکی از بازگشت امتناع میکند و فرار میکند، که در نهایت منجر به یک تعقیب و گریز ملی برای یافتن او و هکتور میشود.
سال انتشار: 2016 کارگردان: Taika Waititi ژانر: Adventure، Comedy، Drama نویسندگان: Taika Waititi، Barry Crump، Tearepa Kahi امتیاز: 7.8نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**بالاخره جایگاهش را پیدا کرد، و حالا در خطر است!** چهارمین فیلم بلند تایکا وایتیتی (Taika Waititi)، کارگردان نیوزیلندی. من عاشق تمام فیلمهایش بودم به جز فیلم قبلیاش، با اینکه یک عنوان معروف بود که دنیا دوستش داشت، اما من نه. بنابراین به نظر من این یک بازگشت عالی پس از آن مستندنمای ارزانقیمت خونآشامی است. من خیلی مطمئن بودم که این فیلم سهمیه نیوزیلند برای اسکار را میگیرد و بعد ناامید شدم وقتی دیدم در لیست اولیه آکادمی نیست. به هر حال، نیازی به چنین برچسبی ندارد، واقعاً یک فیلم فوقالعاده برای همه است، اگرچه موضوع آن به طور غیرمستقیم حاوی محتوای بزرگسالانه و خشونتهایی مانند کشتن حیوانات وحشی است. یعنی هنوز هم میتوان آن را با رضایت والدین توسط بچهها تماشا کرد. تماشای آن شما را به طور زنده به لوکیشن میبرد، طوری که دلتان نمیخواهد تعطیلاتتان در طبیعت زیبای نیوزیلند که دستنخورده به نظر میرسد، تمام شود. اصلاً شبیه چیزی نیست که در «ارباب حلقهها» دیدهاید و با ترفندهای کامپیوتری تغییر داده شده باشد. این فیلم خام و زیباست، مثل جنگل تاسمانی در فیلم «شکارچی». این داستان یک پسر یتیم به نام ریکی بیکر (Ricky Baker) است که دردسرساز است. بالاخره یک خانواده از یک منطقه دورافتاده او را به فرزندی قبول میکنند که با وجود مشکلات اولیه، شروع به عادت کردن میکند. اما پس از مرگ یکی از اعضای خانواده جدیدش، خدمات اجتماعی کودکان میخواهند او را برگردانند. اینجاست که همه چیز شروع میشود، زیرا او بالاخره جایی را پیدا کرده که به آن تعلق دارد، اما آنها سعی میکنند آن را از او بگیرند. بنابراین او اعتراض خود را آغاز میکند که ناشی از یک اشتباه است و بعداً تبدیل به یک خبر ملی میشود. در بخش باقیمانده فیلم گفته میشود که چه اتفاقی برای او و اطرافیانش خواهد افتاد.
> "گاهی اوقات در زندگی به نظر میرسد راه فراری نیست. مثل گوسفندی که در هزارتویی که توسط گرگها طراحی شده، گیر افتاده است."
به نظر میرسد ریکی شیفته فیلمهاست. او همیشه در مورد آنها صحبت میکند و وضعیت واقعی خود را با فیلمهای مختلفی که دیده و تحسین کرده مقایسه میکند. به خصوص در مورد گانگسترها، فکر میکنم به همین دلیل است که او اینقدر سرکش شده، جدای از مشکلاتی که در یتیمخانه داشته است. این فیلم بر اساس کتابی به نام «گوشت خوک وحشی و شاهی» ساخته شده و من نویسنده را به خاطر خلق شخصیتی مثل ریکی تحسین میکنم. طبق معمول، فیلمنامه تایکا وایتیتی شگفتانگیز بود. البته نه بدون حمایت تیمش و به خصوص بازیگرانی که نقش ریکی را بازی کردند. سم نیل (Sam Neill) هم در یک نقش مهم عالی بود. اول از همه، این یک فیلم سرگرمکننده است، صرف نظر از هر چیزی که در آن نشان داده شده، مثل درگیری بین خدمات اجتماعی و بچه. فیلم تا حدودی شبیه «قلمرو طلوع ماه» وس اندرسون (Wes Anderson) است، اما بدون امضای او. به جز شروع، آنچه در ادامه میآید داستانی نسبتاً بیهدف است. بنابراین، پیشبینی صحنهها آسان نیست، اما تا حدودی پایان را میفهمیم. به هر حال باید به نتیجه برسد، چه پایان خوش، چه غمگین، یا شاید هر دو. اما فیلم در کل ما را در حالت حدس زدن نگه میدارد و خنده و سرگرمی خوب و کاملی ارائه میدهد. واقعاً عنوان جذابی است و فیلم به همان اندازه رضایتبخش است. به خصوص اگر مناظر وحشی و سبز را دوست دارید، نباید آن را از دست بدهید. داستان در قالب فصلهایی روایت میشد که در واقع نیازی به آن نبود، اما این بخشبندیها به درک هر قسمت و تمرکز آن کمک میکرد. فکر میکنم این تأثیر مستقیمی از منبع اصلی بوده است. کارگردان اکنون در حال جهش بزرگی است و در هالیوود یک فیلم ابرقهرمانی میسازد. سومین فیلم «ثور» که برای دومین بار متوالی او را با سم نیل متحد میکند. من منتظر آن هستم که قرار است یک جشن بصری باشد. او تا کنون با فیلمهای کوچکتر که بیشتر کمدی بودند، عالی عمل کرده است، اما آنچه در راه است بزرگترین چالش اوست و اگر بتواند با موفقیت از پس آن برآید، پس از پیتر جکسون (Peter Jackson)، کارگردان نیوزیلندی دیگری در لیگ بزرگ خواهد بود. دعا میکنم که این اتفاق بیفتد. در این بین، توصیه میکنم این یکی را ببینید.
_8/10_
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
برای مشاهده نسخه ویدیویی این نقد اینجا کلیک کنید: https://youtu.be/ZbeHUdtgPkA نیوزیلند تاریخچهای طولانی در ساخت فیلمهای عجیب و غریب دارد و «شکار مردم وحشی» یک افزودنی عالی به این مجموعه است. این فیلم محصول ۲۰۱۶ که توسط تایکا وایتیتی (Taika Waititi) نوشته و کارگردانی شده، با بازی سم نیل (Sam Neill) و جولیان دنیسون (Julian Dennison) است. این فیلم هنگام اکران بسیار موفق بود – با بودجه ۲.۵ میلیون دلاری، ۲۳.۲ میلیون دلار فروش کرد و مردم سراسر جهان را سرگرم نمود. خب، داستانش چیست؟ این هم خلاصه:
_ریکی، یک نوجوان سرکش شهرنشین است که خود را در حال فرار با عموی ناتنی بداخلاقش در بوتهزارهای وحشی نیوزیلند مییابد. یک عملیات جستجوی ملی به دنبال آنها آغاز میشود و این دو مجبور میشوند اختلافات خود را کنار بگذارند و برای بقا با هم همکاری کنند._
من عاشق شنیدن لهجه نیوزیلندی (کیوی) روی پرده هستم، و شنیدن این لهجه و شوخطبعی به سبک نیوزیلندی هنگام تماشای فیلم، لبخندهای زیادی بر لبانم آورد. سم نیل از مدتها پیش، از زمان فیلم «رایلی، آس جاسوسان» (Reilly, Ace of Spies)، یکی از بازیگران مورد علاقه من بوده است. او نقش عموی خشن را خیلی خوب بازی میکند و واقعاً جوهره کشاورز و مرد بوتهزارهای نیوزیلندی را به تصویر میکشد. به همین ترتیب، دنیسون هم خندهدار است و برای یک بچه جوان، زمانبندی کمدی فوقالعادهای دارد که منجر به لحظات خندهدار زیادی میشود، چه از طریق کنایههای کلامی و چه از نوع فیزیکی. او عالی است و شیمی بین او و نیل خیلی خوب است. البته، موضوع دو نفر با شخصیتهای متضاد که مجبور به همکاری میشوند چیز جدیدی نیست، اما چیزی که باعث میشود این فیلم کمی متفاوت باشد، پیچ و تاب نیوزیلندی آن است. نیوزیلندیها حس شوخطبعی عجیبی دارند و وایتیتی، نیل، دنیسون و همه شخصیتهای فرعی این موضوع را به خوبی نشان میدهند. این یک فیلم خوب و سرگرمکننده با خندههای فراوان است و مطمئناً لبخند را بر لبان شما میآورد.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
تماشای عالی، دوباره تماشا خواهم کرد و میتوانم توصیه کنم. هشدار: صحنه غمانگیز سگ. جولیان دنیسون («ددپول ۲») و سم نیل («پارک ژوراسیک») یک اجرای شگفتانگیز در نقش دو مرد بداخلاق و نامطلوب ارائه میدهند که عمداً در بیابان گم شدهاند. برای یک کلیشه «بچه تحت سرپرستی»، این فیلم واقعاً همه چیز را دارد. من از تلاشش برای تقلید از «بالا» (Up!) خوشم نیامد و این کمی نظرم را ترش کرد. فیلم شروع میشود، سپس بین درام و کمدی در نوسان است. خواهید خندید، خواهید گریست، عشق خانوادگی، عشق رمانتیک، اکشن فراوان و خندههای بیشتر وجود دارد.
2020-09-30