Good Time
کانی نیکاس (Connie Nikas) برادرش نیک (Nick) را که دچار ناتوانی رشدی است، به زور از جلسه درمانی خارج میکند. این دو با هم از یک بانک در شهر نیویورک ۶۵,۰۰۰ دلار سرقت میکنند. در ماشین فرار، یک بستهی رنگی در کیسه پول منفجر میشود و باعث تصادف راننده میگردد. کانی و نیک پیاده فرار میکنند و رنگ را در دستشویی یک رستوران از لباسهایشان میشویند. وقتی پلیس جلوی آنها را میگیرد، نیک وحشت میکند و فرار میکند؛ نیک دستگیر میشود در حالی که کانی میگریزد. کانی تلاش میکند وثیقه آزادی نیک را فراهم کند، اما برای بیرون آوردن نیک از زندان به ۱۰,۰۰۰ دلار دیگر نیاز دارد. او دوستدخترش، کوری (Corey)، را متقاعد میکند که با کارتهای اعتباری مادرش پول را بپردازد، اما مادر کوری کارتها را لغو میکند. کانی متوجه میشود که نیک پس از درگیری با یک زندانی دیگر، در بیمارستان بستری شده است.
سال انتشار: 2017 کارگردان: Benny Safdie, Josh Safdie ژانر: Crime، Drama، Thriller نویسندگان: Ronald Bronstein، Josh Safdie امتیاز: 7.3نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
هیچوقت تا حالا نشده بود که دیدن کسی که داره یه بطری اسپریت میخوره، باعث بشه از درد و وحشت دلم بگیره.
_امتیاز نهایی:★★★ - خوشم اومد. شخصاً توصیه میکنم ببینیدش._
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فقط میتونم فرض کنم کسایی که بهم گفتن «وقت خوب» (Good Time) واقعاً یه وقت خوبه، داشتن شوخی میکردن. قطعاً یه وقت خوب نیست! «وقت خوب» خیلی ناراحتکننده، عصبانیکننده و افسردهکنندهست و من از تکتک دقایقش لذت بردم.
نقطه قوت اصلی فیلم قطعاً پالت رنگی اونه، چون بیشتر صحنهها با نورهای نئونی یا درخشش تلویزیون یا نور دور یک چراغ خیابون روشن شدن. با وجود فضای تاریک فیلم، دیدن صورت رابرت پتینسون (Robert Pattinson) که با نور قرمز نئونی روشن شده، واقعاً زیباست. سلیقه شخصیه، ولی من فیلم رو فقط به خاطر نورپردازی نئونش میبینم و «وقت خوب» از این نورپردازی به عنوان یه تضاد عالی در برابر حس کثیف بقیه چیزها استفاده کرده.
داستان کمترین بخش مورد علاقه من بود، اما بازیگری، فیلمبرداری و موسیقی متن اونقدر خوب کار کردن که خیلی اذیتم نکرد. وقتی میگم بازیگری عالیه، منظورم واقعاً رابرت پتینسون و بنی سفدی (Benny Safdie) هستن که فوقالعادهان. بقیه فقط برای پیش بردن داستان هستن و خوبن (به جز برخد عبدی (Barkhad Abdi) که اصلاً ارتباط برقرار نمیکنه).
اگه پتینسون رو فقط تو سری «گرگ و میش» (Twilight Saga) دیدین (اعتراف میکنم منم فقط همونجا دیدمش) که هیچکس توش بازی نمیکنه و فقط دیالوگها رو با چشمهای مرده تکرار میکنن، این فیلم یه تغییر بزرگه و اون واقعاً یه اجرای باورپذیر و اصیل ارائه میده.
داستان بینقص نیست، یه کم مشکل ریتم داره و چند لحظه "چرا دارن این کارو میکنن؟" توش هست، اما یه داستان خیلی جذابه که با وجود تاریکی و تلخی زیاد، بازم یه حس قلبی رو منتقل میکنه.
داستان، پتینسون رو به عنوان قهرمان معرفی میکنه که سعی داره به برادر معلول ذهنیاش کمک کنه، اما اینکه بخوایم طرفدارش باشیم یا نه، واقعاً پیچیدهست. پایان فیلم اون چیزی نبود که انتظار داشتم یا میخواستم، اما یه پایان قویه و برای فیلم کار میکنه.
«وقت خوب» فیلمی نیست که اکثر مردم ازش خوششون بیاد یا حتی بخوان ببیننش اگه بدونن واقعاً در مورد چیه، اما اگه بتونید به یه فیلم کاملاً تاریک و تلخ که لحظهای دست از سرتون برنمیداره احترام بذارید، فیلم ارزشمندی هست که حرفی برای گفتن داره.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یه فیلم جنایی خشن و اضطرابآور درباره سرقتی که بد پیش میره و انرژی جنبشی و فضای افسردهکننده کسایی رو به تصویر میکشه که دارن (قانونی یا غیرقانونی) تو شهر بزرگ زندگیشون رو میگذرونن. بازیگری فوقالعادهست، با یه اجرای پرقدرت از رابرت پتینسون و یه بازی تأثیرگذار و غافلگیرکننده از بنی سفدی (Benny Safdie)، یکی از کارگردانها، که نقش برادر پتینسون رو بازی میکنه. یه سواری وحشیانه.
2020-12-04
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
تریلر جنایی کمهزینه، کثیف، تلخ و غریزی «وقت خوب» (Good Time) مثل یه مشت سینمایی تو صورت آدمه. هر چی بیشتر با چشم کبود استعاریام به این فیلم فکر میکنم، بیشتر ازش خوشم میاد. نادره که فیلمی رو پیدا کنی که اینقدر مطمئن و کاملاً متعهد به لحن تلخش باشه، و از همون صحنه اول با یه اعتماد به نفس جسورانه و خلع سلاحکننده وارد صحنه بشه.
این فیلم یادآور کارهای اولیه اسکورسیزی (Scorsese) هست، اما حتی یک لحظه هم حس نمیشه که یه کپی ارزون از اون کارگردان بزرگ باشه. رابرت پتینسون (Robert Pattinson) که تقریباً غیرقابل تشخیصه (آفرین بهش که چنین نقشهای چالشبرانگیز و غیرجذابی رو قبول میکنه)، در نقش کانی (Connie) کثافت، یه مجرم خردهپا که ایدههای جاهطلبانه و پرکاری داره اما اصلاً باهوش نیست، فوقالعادهست.
بعد از اینکه برادرش نیک (Nick) که ناتوانی رشدی داره (با بازی فوقالعاده و کمگوی بنی سفدی)، رو متقاعد میکنه که در سرقت بانک همراهش باشه، همه چیز خراب میشه و برادرش دستگیر میشه در حالی که کانی فرار میکنه. ساعت بعدی رو با این مرد نفرتانگیز میگذرونیم که سعی میکنه نیک رو از دست پلیس آزاد کنه. کانی در طول یک شب بیخوابی در خیابانهای شهر پرسه میزنه و بیشتر و بیشتر در این کابوس گیر میافته.
با پیش رفتن شب، او ناامیدتر میشه و شروع میکنه به آسیب زدن ذهنی یا فیزیکی به هر کسی که سر راهش قرار میگیره؛ از نگهبان پارک تفریحی (برخد عبدی)، یه دختر نوجوان (تالیا وبستر) و مادربزرگ مهاجرش، تا یه فروشنده مواد مخدر که تازه آزاد شده (بادی دورس) و یه بطری نوشابه پر از الاسدی داره.
کانی آدم خوبی نیست. از برادرش به عنوان مهره جنایی سوءاستفاده میکنه، دوستدختر بیثباتش کوری (جنیفر جیسون لی) رو مورد آزار کلامی قرار میده، تمایلات نژادپرستانه شدیدی داره که به روشهای مختلفی خودشون رو نشون میدن، و تقریباً از هر کسی که سر راهش قرار میگیره سوءاستفاده میکنه. او واقعاً با هیچکس جز برادرش و یه سگ مهربون نیست، اما پتینسون تو این نقش اونقدر شگفتانگیزه که من واقعاً از خودم بدم اومد چون به طور غیرقابل توضیحی شروع کردم به تشویق کردن این مرد غیراخلاقی و درنده که از دست پلیس فرار کنه.
این یکی از اون لحظات تعیینکننده برای یه بازیگره و پتینسون فراموشنشدنیه. مقایسه با آل پاچینوی (Al Pacino) جوان اجتنابناپذیره.
این فیلم سرتاسر روحیه مستقل داره و حس شخصی و صمیمی میده، که جای تعجب نیست چون برادران بنی و جاش سفدی (Josh Safdie) تقریباً در تمام جنبههای فیلم، از نویسندگی و کارگردانی گرفته تا تدوین، طراحی صدا و بازیگری، نقش داشتن.
صدای فوقالعاده فیلم به خصوص مؤثره، با یه موسیقی متن اصلی خشن و پرفشار و جلوههای صوتی گوشخراش که آینهای از ناراحتی و ناهماهنگی کلی فیلمنامه هستن.
داستان سادهست اما پر از شوکهای روایی ناگهانیه که من رو چند بار غافلگیر کرد. تنها انتقادی که به کل فیلم دارم (به جز عنوان کنایهآمیز و آزاردهندهاش) اپیلوگشه که تو این نقد اسپویلش نمیکنم. یه حس وصلهپینهای داره، یه بخش غیرضروری که کارگردانها باید حذفش میکردن اما نتونستن ازش دل بکنن. آره، میفهمم دارن چی میگن، اما دلیلی نداره که اینقدر واضح به مخاطب بگن. ما خیلی باهوشتر از این حرفاییم.
این فیلم به درستی بازتابی از ناامیدی موجود در فیلم تلخ «اگر سنگ از آسمان ببارد» (Hell or High Water) سال گذشتهست، و داستانی به همان اندازه مسحورکننده از یک مرد آمریکایی رو روایت میکنه که چیزی برای از دست دادن نداره و بنابراین هر چیزی رو که بتونه، برمیداره.
منظره شهری کثیف نیویورک از طریق تصاویر بصری شدید، بافتدار و رؤیاگونهای که بیشتر شبیه کابوس هستن، خودش رو نشون میده. هر صحنه با یه سرزندگی کثیف و تنش ضرباندار زندهست، با این حال به زیبایی ساخته شده و هرگز خودنمایی نمیکنه. «وقت خوب» شاید یه قهرمان از نظر اخلاقی زننده، یه روایت ناخوشایند و یه فضای آزاردهنده داشته باشه، اما یکی از بهترین فیلمهای امساله.