Hidden Figures
در حالی که ایالات متحده در رقابت با روسیه برای فرستادن انسان به فضا بود، ناسا استعدادهای کشفنشدهای را در گروهی از زنان ریاضیدان آفریقایی-آمریکایی پیدا کرد که به عنوان مغز متفکر یکی از بزرگترین عملیاتهای تاریخ آمریکا عمل کردند. بر اساس داستانهای واقعی و باورنکردنی زندگی سه تن از این زنان که به عنوان «کامپیوترهای انسانی» شناخته میشدند، ما شاهد رشد سریع آنها در ردههای ناسا در کنار بزرگترین مغزهای تاریخ هستیم؛ کسانی که مأموریت داشتند محاسبات مربوط به پرتاب تاریخی فضانورد جان گلن (John Glenn) به مدار زمین و تضمین بازگشت امن او را انجام دهند. دوروتی وان (Dorothy Vaughan)، مری جکسون (Mary Jackson) و کاترین گوبلز جانسون (Katherine Gobels Johnson) تمام مرزهای جنسیتی، نژادی و حرفهای را درنوردیدند، در حالی که نبوغ و اشتیاق آنها برای رویاپردازیهای بزرگ، فراتر از هر چیزی که تا آن زمان توسط بشر انجام شده بود، نام آنها را به عنوان قهرمانان واقعی در تاریخ آمریکا ثبت کرد.
سال انتشار: 2016 کارگردان: Theodore Melfi ژانر: Biography، Drama، History نویسندگان: Allison Schroeder، Theodore Melfi، Margot Lee Shetterly امتیاز: 7.8نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**اون روی داستان این اتفاق تاریخی!**
این فیلم فقط نماینده سیاهپوستها نبود، بلکه به زنها هم پرداخت. امروز ما از تبعیض علیه زنان حرف میزنیم، اما این فیلم نشون میده که این قضایا از خیلی وقت پیش شروع شده و هنوز هم مبارزه تموم نشده. به هر حال، این یه فیلم زندگینامهایه؛ داستان سه زن و تلاششون نه فقط به خاطر سیاهپوست بودن، بلکه به خاطر زن بودن. وقتی کل کشور تشنه این بود که اولین مرد رو بفرسته فضا، توی تیمی که پشت این ماجرا بود مشکلاتی برای همکاری با هم وجود داشت. کلی اتفاق الهامبخش نشون میده که چطور تاریخ ساخته شد و فرهنگ کاری داخل ناسا برای همیشه تغییر کرد.
فیلم توی سه بخش نامزد اسکار شد ولی هیچ کدوم رو نبرد. اشکالی نداره، چون من ترجیح میدم اون زنهای واقعی شناخته بشن تا اینکه فیلم جایزه ببره. هر سه بازیگر زن عالی بودن. نقشهاشون با هم فرق داشت. واقعاً فیلم عجیبی بود که سه شخصیت واقعی رو توی یه فیلم نشون داد؛ چیزی که کمه که به دستاوردهای چند نفر به یه اندازه بها داده بشه. زندگی شخصی و حرفهایشون خیلی خوب خلاصه شده بود. بقیه مثل کوین کاستنر و دانست هم توی نقشهای کوتاهشون خوب بودن. کارگردانش هم که کلاً یه فیلم قبلاً ساخته بود، کارش رو خوب انجام داد. فیلمنامه هم از روی کتابی به همین اسم اقتباس شده بود. لایق تمام جوایز و تعریفهایی که ازش شد بود. بعد از دیدن پایانش، به نظرم یه دنباله هم میتونه داشته باشه: مأموریت ماه. امیدوارم بهش فکر کنن! ایده خوبیه.
_۸ از ۱۰_
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
اصلاً فکر نکنید که با این حرفم میخوام ارزش کار سازندههای «ارقام پنهان» یا اون زنهای واقعی که داستان دورشون میچرخه رو پایین بیارم، فقط مسئله اینه که این فیلم سلیقه من نبود.
_نمره نهایی: ۲.۵ از ۵ - خیلی برای من نبود، ولی جذابیتش رو درک میکنم._
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
این یه داستان خیلی درگیرکننده از سه خانومه که نقش حیاتی در عملیات ناسا برای فرستادن جان گلن به فضا داشتن. هر سه ریاضیدانهایی بودن که برای مهارتشون انتخاب شده بودن، اما برخلاف بقیه همکارهاشون، با پیشداوریهای نژادی و جنسیتی روبرو بودن. اما این زنها بهترین راه رو برای مبارزه با این تعصبها انتخاب کردن؛ اونا تصمیم گرفتن از راههای مختلف وارد بشن و اجازه بدن استعداد خیرهکنندهشون به جای اونا حرف بزنه. خوشبختانه، کاترین جانسون (با بازی تاراجی پی. هنسون) رئیسی مثل ال هریسون (کوین کاستنر) داشت که اساساً آدم عملگرا و سیاستمداری بود و خیلی کمتر به جداسازی نژادی اهمیت میداد و بیشتر به فکر شکست دادن شوروی در مسابقه فضایی بود. طرز فکر اون که خیلی زود به احترام زیادی تبدیل شد، به کاترین اجازه داد تا خودش رو نشون بده و ثابت کنه که به اندازه اون مردهای سفیدپوست دور و برش (که همگی یه شکل با پیراهن سفید و کراوات بودن) خوبه، اگه بهتر نباشه. اون طرف راهرو، دوروتی وان (اوکتاویا اسپنسر) که به همون اندازه ماهر بود، داشت برای به رسمیت شناخته شدن به عنوان سرپرست تیمی که مسئول نصب و برنامهنویسی کامپیوتر جدید IBM بود، میجنگید. در نهایت، نفر سوم مری جکسون (جنل مونی) بود که مهارتهاش برای کارکرد درست سپر حرارتی کپسول فضانورد (گلن پاول) حیاتی بود.
تئودور ملفی کارگردان فیلم موفق شده این سه رشته داستانی رو خیلی ظریف به هم گره بزنه و داستان رو جذاب نگه داره؛ طوری که ما نه فقط درگیر مشکلات این زنها میشیم، بلکه هیجان علم عملی که جلوی چشممونه رو هم حس میکنیم. هنسون و اسپنسر بازیهای زیرپوستی و متقاعدکنندهای دارن و با اینکه مونی نقش کمرنگتری داره، اما شخصیتپردازی هر سه نفر خیلی خوب جواب داده. من قبل از دیدن این فیلم هیچی درباره این آدمها نمیدونستم و خوشحالم که دیدمش.