پیمان
در طول جنگ افغانستان، یک مترجم محلی جان خود را به خطر میاندازد تا یک گروهبان مجروح را کیلومترها در مسیری دشوار و طاقتفرسا حمل کند.
سال انتشار: 2023 کارگردان: Guy Ritchie ژانر: Action، Drama، Thriller نویسندگان: Guy Ritchie، Ivan Atkinson، Marn Davies امتیاز: 7.5نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
گای ریچی (Guy Ritchie) با ساخت فیلمهای اکشن هیجانانگیز غریبه نیست، اما پروژهی جدیدش با کارهای قبلیاش خیلی فرق دارد. روایت فیلم خطی است، خبری از مونتاژهای همیشگی نیست و داستان هم دربارهی جنایتکارها، گانگسترها یا بریتانیاییها نیست. طرفداران ریچی قطعاً هنوز هم سبک بصری او (مثل نماهای از بالا) و تمهای مردانهاش را تشخیص میدهند، اما «پیمان» (The Covenant) اثری دراماتیکتر، پختهتر و خویشتندارانهتر از این کارگردان افسانهای است.
داستان فیلم که در سال ۲۰۱۸ و در جریان جنگ افغانستان میگذرد، روایتگر ماجرای جان کینلی (John Kinley) با بازی جیک جیلنهال (Jake Gyllenhaal)، گروهبان ارتش آمریکا و مترجم محلی افغان او، احمد (Dar Salim) است. احمد که به خاطر کمک به آمریکاییها از سوی مردمش خائن خوانده میشود، داوطلب شده تا از طالبانی که پسرش را کشتهاند انتقام بگیرد. همچنین به او وعده داده شده که در ازای خدمتش، برای خودش و خانوادهاش ویزا صادر شود تا بتوانند به آمریکا پناهنده شوند.
پس از یک کمین مرگبار در بیابان، کینلی به شدت مجروح میشود. در حالی که تمام جوخهاش از بین رفتهاند، احمد از رها کردن سرباز همرزمش امتناع میکند و کینلی را در مسیرهای کوهستانی به دوش میکشد تا او را برای کمکهای پزشکی به پایگاه برساند. فیلم داستان سفر ۱۰۰ مایلی آنها را روایت میکند، اما بعد از آن به بازگشت کینلی به ایالات متحده تغییر مسیر میدهد. ماهها پس از بازگشت به خانه، کینلی متوجه میشود که طبق وعده، به احمد و خانوادهاش اجازه خروج امن داده نشده است. او برای جبران دینی که به دوستش دارد، به افغانستان برمیگردد تا آنها را نجات دهد. این کار ساده نخواهد بود، چون نام احمد در صدر لیست ترور طالبان قرار گرفته است.
این یک داستان پرمعنا از شرف و برادری است که در قالب یک تریلر جنگی پر تنش پیچیده شده. داستان در سه پرده اصلی روایت میشود: از روزهای اولی که احمد و کینلی به دنبال بمبهای جادهای بودند، تا سفر خطرناکشان و در نهایت درگیری با بروکراسی اداری برای گرفتن حق یک مرد. سکانسهای اکشن هیجانانگیز زیادی در طول فیلم وجود دارد که شما را روی صندلیتان نیمخیز نگه میدارد. ریچی حس فوقالعادهای در زمانبندی و غریزه بالایی در فیلمبرداری صحنههای اکشن دارد و خشونت عریان و گرافیکی جنگ، شما را کاملاً در فضای بقای یک سرباز خط مقدم قرار میدهد.
داستانگویی بصری کارگردان در اینجا عالی است؛ او به زیبایی بین نماهای دوربین روی دست با حرکات نامنظم، نماهای هوایی سرگیجهآور و نماهای تعقیبی طولانی در یک صحنه اکشن جابجا میشود. این کار حس فوریت و خطر بیشتری ایجاد کرده و وخامت اوضاع را به خوبی منتقل میکند. برخی صحنهها آنقدر استرسزا هستند که ضربان قلب آدم بالا میرود و استفاده ریچی از نماهای نزدیک (کلوزآپ) خشن به این شدت اضافه میکند. محتوای موش و گربه بازی زیادی وجود دارد که تنش را بیشتر میکند، اما اینها ساختگی به نظر نمیرسند چون این فیلمی است که ترسی از کشتن شخصیتها در هر لحظه ندارد (پس زیاد به کسی وابسته نشوید).
جیلنهال و سلیم یک زوج سینمایی پویا را تشکیل دادهاند و شیمی طبیعی بین آنها نقطه قوت فیلم است. بازی سلیم پرقدرت و صادقانه است و جیلنهال یک بار دیگر ثابت میکند که بازیگر نقش اول توانمندی است. او در اینجا در محیط طبیعی خودش قرار دارد و نقش مردی سرسخت اما معمولی را بازی میکند که مردانگیاش برای همه قابل درک است. بازیگران مکمل هم همگی عالی هستند.
داستان فیلم دربارهی شرافت، وفاداری و احترام است. احمد و کینلی مجبور به گرفتن تصمیمات سختی میشوند، اما هرگز از انجام کار درست شانه خالی نمیکنند، حتی وقتی که راه سختتر باشد. اینها هنوز هم جنگجوهای حرفهای و سربازان آموزشدیده هستند، اما دوستیشان در مرکز توجه قرار میگیرد. این داستان برادری آنقدر خوب است که آرزو میکنید واقعی بود (متاسفانه این یک اثر داستانی است).
فیلم فقط چند لغزش کوچک دارد. اول اینکه دیالوگهای مردانه بین سربازان کمی زننده است که البته احتمالاً با واقعیت جور در میآید. دوم اینکه تیراندازی فینال بزرگ فیلم کمی شبیه پروپاگاندای نظامی به نظر میرسد، جایی که نجاتدهندگان آمریکایی باید وارد شوند و قهرمان بازی در بیاورند. این سکانس هیجانانگیز است اما انگار برای راضی کردن مخاطبان به شدت میهنپرست ساخته شده است.
اما نکته جالب اینجاست: فیلم به شدت از دولت آمریکا و سران ارتش انتقاد میکند. سربازان شاید شرف داشته باشند، اما ردههای بالاتر نه. فیلم انتقاد تندی به روشهایی دارد که آمریکا کهنهسربازانش را رها میکند؛ از نادیده گرفتن اتهامات تا سخت کردن دسترسی به مراقبتهای بهداشتی و وعدههای توخالی. این یک تم عمیق است که امیدوارم مخاطبان متوجهش شوند. «پیمان» یک فیلم اکشن جنگی بسیار خوشساخت است و کسانی که به دنبال هیجان هستند، از آن لذت خواهند برد. بروید و از جنبه سرگرمیاش لذت ببرید، اما داستان کوچک و احساسی که در قلب آن نهفته است را فراموش نکنید.
**نوشته: لوئیزا مور / اسکرین زیلاتس**
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
بعد از اینکه فیلم قبلی گای ریچی یعنی «عملیات فورچن» (Operation Fortune) یک فاجعهی تمامعیار بود، جدی داشتم فکر میکردم که بیخیال دیدن فیلم جدیدش یعنی «پیمان» (The Covenant) بشم. اما الان خیلی خوشحالم که این کار رو نکردم، چون این فیلم به یکی از محبوبترین فیلمهای امسال من تبدیل شد. کارگردانی عالیه، با نماهای نزدیک و زومهای فوقالعادهای که واقعاً به فضای پر تنش فیلم اضافه میکنه. یک ساعت اول فیلم با شخصیتپردازی و زمینهسازی عالی خیلی سریع گذشت. اکشن فیلم فوقالعاده و به شکل بیرحمانهای واقعگرایانه بود و وحشت واقعی جنگ افغانستان رو به شکلی محترمانه نشون داد.
البته بعد از پرده اول، سرعت فیلم کمی افت میکنه و حدود ۲۰ دقیقه در اواسط فیلم شاهد یک رکود نسبی هستیم. افتضاح نبود، اما کاملاً حس میشد. بازیها عالی بودن، مخصوصاً دار سلیم که ستاره فیلم بود. سفر طاقتفرسای اون در زمینهای افغانستان یکی از پراسترسترین و الهامبخشترین بخشهایی بود که امسال در سینما دیدم و من رو میخکوب کرد. در کل، «پیمان» یک داستان جنگی سرراست با کارگردانی، بازیگری و جلوههای بصری عالیه. فیلم با منبع اصلی خودش با دقت زیادی برخورد کرده و فضای افغانستان رو طوری نشون داده که تا حالا ندیده بودم.
امتیاز: ۸۵٪ ✅ نتیجه: عالی
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
داستانی تکاندهنده از پشتکاری مهارنشدنی که با یک فیلمنامهی جذاب حمایت میشود. Air داستانی بسیار ساده و تخت دارد که شجاعت بن افلک (Ben Affleck) برای ساختنش واقعاً ستودنی است. یک پیرنگ ساده که میشد در ۳ خط خلاصه شود، به شکلی جادویی به عنوان بخشی جذاب از تاریخ به ما ارائه میشود؛ تاریخی که ساختار تجارت در ورزش آمریکا را تغییر داد و یک فرهنگ جهانی را متحول کرد: همکاری نایکی با بزرگترین بسکتبالیست تاریخ، «مایکل جردن».
وقتی یک فیلمنامه درخشان و تیمی از بازیگران فوقالعاده با دیالوگهای واقعگرایانه دارید، ۲ ساعت فیلم اصلاً طولانی به نظر نمیرسد. بن افلک واقعاً تلاش زیادی کرده تا چنین بازیهای احساسی و نابی از این تیم پرستاره بگیرد. کلمه «درخشان» برای توصیف این تیم بازیگری کم است. من هرگز بازی زمینی و ملموستری از مت دیمون (Matt Damon) نسبت به این فیلم ندیده بودم؛ او فوقالعاده است. جیسون بیتمن و ویولا دیویس هم با بازیهای مگنتی خودشان، جرقه لازم را به فیلم اضافه میکنند. دیدن دوباره کریس تاکر هم لذتبخش بود و پسر، او هنوز هم شوخطبعی خاص خودش را دارد. کلکلهای بین مت و کریس مسینا برای من جذابترین بخش بود.
بن افلک در کارگردانی استاد است؛ روشی که او بازیگران کهنهکار را برای ساخت چنین همکاریای مدیریت میکند، حیرتانگیز است. در کل، اگر به داستانهای انگیزشی ورزشی و لحظات سرنوشتساز تاریخ که دنیای امروز ما را ساختهاند علاقه دارید، فیلم Air یک گزینه عالی برای لیست تماشای شماست.
اینستاگرام: streamgenx@
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
انگار این روزها مد شده که برای جذب مخاطب، اول از همه روی اعتبار کارگردان مانور بدن. برای این فیلم هم همین اتفاق افتاده، اما وقتی تماشاش میکنی، میبینی چیزی بیشتر از یک اثر تقلیدی برای جیک جیلنهال (Jake Gyllenhaal) معمولی نیست؛ کسی که اینجا قراره احساسات ما رو به نفع اون مترجمهای حیاتی (ظاهراً ۵۰ هزار نفر) که موقع خروج نیروهای متحد از افغانستان به دست طالبان رها شدن، تحریک کنه.
در این اثر نسبتاً کلیشهای، راهنمای او «احمد» (با بازی دار سلیم) فراتر از وظیفهاش عمل میکنه تا «کینلی» رو از کمین نجات بده، اما در نهایت میبینه که اون آمریکایی به سلامت به خونهاش پرواز میکنه تا استراحت کنه و استیک کباب کنه. در حالی که احمد باید تاوان تلاشهای ارزشمندش رو با جایزهای که برای سرش تعیین شده بده و مخفیانه زندگی کنه. کینلی از این موضوع باخبر میشه و تصمیم میگیره که باید اون مرد رو نجات بده. بعد از اینکه بروکراسیهای اداری بیپایان نشون میدن که قرار نیست به این زودیها به وعده ویزای فوری عمل بشه، کینلی تصمیم میگیره خودش دست به کار بشه. در کمال تعجب، او از خانهاش در آمریکا موفق میشه احمدِ فراری رو پیدا کنه و با کمک یک آژانس خصوصی، هزینه سفری رو برای نجات دوستش تامین میکنه.
جدا از برخی مشکلات جدی در منطق داستان، به عنوان یک فیلم اکشن بد نیست. فیلمبرداری و ریتم فیلم به خوبی حس خطر و بیرحمی جنگ رو منتقل میکنه. با این حال، جیلنهال اینجا اصلاً برای من جذابیتی نداره. انگار فقط داره رفع تکلیف میکنه، مخصوصاً وقتی واقعاً نیاز به بازیگری هست. او به یک بازیگر تکبعدی تبدیل شده (شاید به خاطر ریشاش باشه؟). با اینکه بازی دار سلیم ارزشمنده، اما حس میکردم قبلاً این فیلم رو دیدم و پیام اخلاقی فیلم هم زیر سایه پیشبینیپذیر بودن داستان گم شده بود. قطعاً ارزش یک بار دیدن رو داره، اما مشخصه که چرا هرگز روی پرده سینما نرفت.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
به نظر من این یک فیلم «حالخوبکن» است که برای مخاطب آمریکایی ساخته شده. در نهایت تمام حرفهای درست را درباره شرف نظامی و تعهد میزند، حتی وقتی با بروکراسی لجباز و بیتفاوتی روبرو میشود. با این حال، تازه در پایان فیلم و وقتی «متنهای ریز» انتهای فیلم را میخوانید (کشته شدن بیش از ۳۰۰ مترجم و خانوادههایشان)، متوجه عمق بیتعهدی آمریکا به کسانی میشوید که در افغانستان با آنها همکاری کردند.
فکر میکنم سوال اصلی که نادیده گرفته شده این است که اصلاً آیا آمریکا باید در وهله اول حمله میکرد؟ با نگاه به واقعیتها، پاسخ قطعاً «نه» است. بسیاری از بدبختیها و فقدانهایی که در این فیلم میبینیم، احتمالاً اگر آمریکا در مرزهای خودش میماند، هرگز اتفاق نمیافتاد. خود فیلم خوشساخت است، بازیها و کارگردانی خوبی دارد. داستانش در یک بستر انسانی تاثیرگذار است. اکشن هم خوب طراحی شده، هرچند کاملاً متقاعدکننده نیست. لبخند تلخی زدم وقتی دیدم «آدمبدهها» طبق معمول چقدر تیراندازیشان افتضاح است؛ حتی وقتی مسلح هستند و تعدادشان زیاد است و فاصله هم کم است. در مجموع: بازیهای خوب، کارگردانی قوی، داستانی صمیمانه و کلی اکشن جذاب. با این حال، واقعیت تاریخی این است که آمریکا در افغانستان متجاوز بود. پس شاید پیام زیرپوستی فیلم، نیاز به پایان دادن به جنگهای بیهودهای باشد که اصلاً نباید شروع میشدند.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
چندبعدی، بیرحم و واقعگرایانه؛ فیلمی درست با کارگردان و بازیگر نقش اول درست. گای ریچی به سبک فیلمبرداری پرجنبوجوش و پرانرژیاش معروف است و این فیلم هم از این قاعده مستثنی نیست. جیک جیلنهال هم که کاملاً برای فیلمهای اکشن ساخته شده (عجیبه که یادمون بیاد توی «دانی دارکو» و «کوهستان بروکبک» بازی کرده تا بفهمیم چقدر بازیگر همهفنحریفیه). داستانی خشن و رئال (نه بر اساس یک داستان واحد، بلکه بر اساس مجموعهای از داستانهای واقعی)، که در آن یک تفنگدار آمریکایی جان یک مترجم افغان را پس از گرفتار شدن در پشت خطوط دشمن نجات میدهد. منتظر یک فیلم واقعگرایانه و پر تنش تا لحظه آخر باشید؛ اگر فیلمهای جنگی دوست دارید، این فیلم برای شماست. فیلم در اسپانیا فیلمبرداری شده چون مناطق واقعی خاورمیانه برای فیلمبرداری خطرناک هستند. فیلم به خوبی پیوندهای عاطفی بین مترجمان جنگی و جوخههایشان را نشان میدهد و تکههایی از زندگی هر دو قهرمان را در مسیری طولانی و خطرناک به سوی نجات به تصویر میکشد. امتیاز: ۸ از ۱۰ / -A، چون من طرفدار فیلمهای جنگی هستم.
2023-12-04
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
چندبعدی، بیرحم و واقعگرایانه؛ فیلمی درست با کارگردان و بازیگر نقش اول درست. گای ریچی به سبک فیلمبرداری پرجنبوجوش و پرانرژیاش معروف است و این فیلم هم از این قاعده مستثنی نیست. جیک جیلنهال هم که کاملاً برای فیلمهای اکشن ساخته شده (عجیبه که یادمون بیاد توی «دانی دارکو» و «کوهستان بروکبک» بازی کرده تا بفهمیم چقدر بازیگر همهفنحریفیه). داستانی خشن و رئال (نه بر اساس یک داستان واحد، بلکه بر اساس مجموعهای از داستانهای واقعی)، که در آن یک تفنگدار آمریکایی جان یک مترجم افغان را پس از گرفتار شدن در پشت خطوط دشمن نجات میدهد. منتظر یک فیلم واقعگرایانه و پر تنش تا لحظه آخر باشید؛ اگر فیلمهای جنگی دوست دارید، این فیلم برای شماست. فیلم در اسپانیا فیلمبرداری شده چون مناطق واقعی خاورمیانه برای فیلمبرداری خطرناک هستند. فیلم به خوبی پیوندهای عاطفی بین مترجمان جنگی و جوخههایشان را نشان میدهد و تکههایی از زندگی هر دو قهرمان را در مسیری طولانی و خطرناک به سوی نجات به تصویر میکشد. امتیاز: ۸ از ۱۰ / -A، چون من طرفدار فیلمهای جنگی هستم.
2023-12-04
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
#نقد_فیلم #فیلم_پیمان
«پیمان» (The Covenant) یک فیلم جنگی گیرا بر اساس حوادث واقعی است که بیننده را از ابتدا تا انتها مجذوب میکند. این فیلم دو ساعته موفق میشود مخاطب را در تمام مدت زمان خود فعال، متمرکز و مشتاق نگه دارد. این اثر که در افغانستان میگذرد، با فیلمهای جنگی معمولی فرق دارد و روایتی باورنکردنی و جذاب ارائه میدهد که بیننده را غرق در داستان میکند. فیلم لحظات تکاندهندهای دارد و جیک جیلنهال در نقش اصلی، بازی فوقالعادهای از خود ارائه داده و تواناییهایش را به رخ میکشد. «پیمان» نه تنها در بازیگری، بلکه در نویسندگی و کارگردانی هم میدرشد و کارگردانی ماهرانه گای ریچی شایسته نامزدی اسکار است. کیفیت فیلم در تواناییاش برای جذب مخاطب در هر سنی مشهود است. با خط داستانی جذاب و بازیهای درخشان، «پیمان» فیلمی است که حتماً باید دید؛ و برای کسانی که موفق نشدند آن را روی پرده بزرگ ببینند، تماشای نسخهی استریم آن به شدت توصیه میشود.