شکاف
اگرچه Kevin (کوین) ۲۳ شخصیت متفاوت را به روانپزشک مورد اعتمادش، دکتر Fletcher (فلچر) نشان داده است، اما هنوز یک شخصیت پنهان وجود دارد که در شرف ظهور و تسلط بر تمام شخصیتهای دیگر است. کوین که مجبور به ربودن سه دختر نوجوان به رهبری Casey (کیسی) بااراده و تیزبین شده است، وارد جنگی برای بقا در میان تمام شخصیتهای درون خود و همچنین اطرافیانش میشود؛ در حالی که دیوارهای میان بخشهای مختلف ذهنش در حال فروپاشی است.
سال انتشار: 2016 کارگردان: M. Night Shyamalan ژانر: Horror، Thriller نویسندگان: M. Night Shyamalan امتیاز: 7.3نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
بحثهای زیادی بوده که آیا تماشای Split (شکافته) از نظر اجتماعی کار درستی هست یا نه. من از همه اینها میگذرم و فقط درباره خودِ فیلم حرف میزنم. Anya Taylor-Joy (آنیا تیلور-جوی) خوب است، اما چیزی که «شکافته» را ارزشمند میکند، McAvoy (مکآووی) است. آن پیچش داستانی یا افشاگری نهایی که اینقدر دربارهاش تبلیغ شده بود، حتی برای کسی مثل من که کارهای قبلی M. Night Shyamalan (ام. نایت شیامالان) را دیده، چیز خیلی خاصی نبود.
اگرچه به نظر من این بهترین کار شیامالان حداقل از زمان فیلم Signs (نشانهها) به بعد است، اما سخت است بگوییم موفقیت فیلم روی دوش اوست. باز هم میگویم، ما واقعاً باید McAvoy (مکآووی) را تحسین کنیم که به جز نقشش در فیلم Filth (کثافت)، اینجا بهترین بازی دوران حرفهایاش را ارائه میدهد.
امتیاز نهایی: ۳ از ۵ - شخصاً پیشنهاد میکنم یک بار ببینیدش.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
برای دیدن Split (شکافته) کمی تردید داشتم؛ قبلاً از کارهای شیامالان ضربه خورده بودم و مطمئن نبودم این فیلم ارزش وقت گذاشتن داشته باشد. اما تریلرها عالی به نظر میرسیدند و همیشه فکر میکردم James McAvoy (جیمز مکآووی) بازیگری است که واقعاً به حقش نرسیده. «شکافته» غافلگیرم کرد. عاشق این فیلم شدم. آنیا تیلور-جوی در فیلم خوب بود و دکتر هم عالی بود، اما مکآووی ترکاند!
اینکه توانست تمام این شخصیتهای مختلف را بدون هیچ وسیلهای مثل کلاهگیس یا گریم بازی کند، نشاندهنده استعدادش است. شگفتانگیز بود که چطور یک شخصیت باعث میشد احساس ناامنی و گیجی کنید و شخصیت بعدی باعث میشد لبخند بزنید و حس کنید واقعاً دارید به یک بچه عجیب نگاه میکنید. دمت گرم مکآووی! پیچش آخر فیلم باعث شد حتی بیشتر از فیلم خوشم بیاید. هرچند مطمئن نیستم بشود اسمش را پیچش گذاشت؛ شاید «افشاگری» کلمه بهتری برای چیزی باشد که مخاطب میفهمد. هر چه اسمش را بگذارید، آن صحنه آخر من را برای دیدن ادامه ماجرا هیجانزده کرد! تنها چیزی که دوست نداشتم، تضاد حلنشده شخصیت آنیا تیلور-جوی در پایان فیلم بود. به جز آن، عاشقش بودم. قطعاً ارزش دیدن دارد.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**اولش بخش نقدها رو ندیدم، برای همین توی فروم پست گذاشتم**
من از زمان فیلم Unbreakable (آسیبناپذیر) دیگه طرفدار این کارگردان نبودم. این فیلم کمی بالاتر از متوسط بود اما اصلاً به کیفیت The Sixth Sense (حس ششم) نمیرسید. نمیدونم چرا هنوز فیلمهاش رو میبینم، شاید امیدوارم یکیشون همون کیفیت فوقالعاده رو داشته باشه. با اون همه سر و صدایی که قبل از اکران راه انداخته بودن، فکر کردم بالاخره این همون فیلمه. ولی خیلی ناامید شدم.
امتیازم به این فیلم حتی از «آسیبناپذیر» هم کمتره. دقیقاً نمیدونم کجا از مسیر خارج شد، اما اصلاً نتونست توجهم رو جلب کنه (و من مشکل عدم تمرکز ندارم، میتونم سه ساعت پای یک فیلم زندگینامهای خوب بشینم). بخش زیادی از فیلم مربوط به تلاشهای احمقانه دخترها برای فرار بود؛ بقیه وقتها هم مکآووی رو میدیدیم که چند تا شخصیت رو خیلی بیحس و حال بازی میکرد. بعد از اون همه حرف درباره جایزه، انتظار یک بازی خیلی بهتر و متنوعتر از مکآووی داشتم. متأسفانه مثل اکثر فیلمهای شیامالان، او از بازیگرهاش میخواد خیلی ماشینی بازی کنن. حس میکردم مکآووی داره استعدادش رو به دیوار بتنیِ خواستههای کارگردان میکوبه. اون تنها بازیگری نبود که نقشش رو ضعیف اجرا کرد؛ دکتر و اون سه تا دختر هم همینطور بودن.
اولاً، دکتر بعد از اون همه تماس نصفهشبی برای وقت اضافه، چرا زودتر عصبانی نشد یا یکی از شخصیتها رو بیرون نکشید (که خودش گفته بود میتونه این کار رو بکنه) تا بفهمه چه وضعیت اضطراریای پیش اومده؟ به جاش خیلی عادی وقتی یک شخصیت غالب دیگه میومد، خداحافظی میکرد و میرفت. من این فیلم رو در رده بقیه کارهای شیامالان قرار میدم، به جز «حس ششم» و «شیطان» (که البته کارگردانی نکرده بود و فقط داستانش مال اون بود). در مورد پایان فیلم هم به نظرم یک حرکت چیپ بود. اگر هدف این بود که بگن اینها در یک زمان هستن، پیامش خیلی بیش از حد گلدرشت بود. اگر هم اشارهای به «آسیبناپذیر ۲» بود، من که بیخیالش میشم و میرم یک فیلم دیگه میبینم.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
چند تا نقد خوندم و به این فیلم شانس دادم، اما خیلی ناامید شدم. به نظر من آخرین فیلم خوب ام. نایت شیامالان The Village (روستا) بود، جایی که روی سبک خودش کنترل داشت. در Split (شکافته) سعی میکنه از همون فرمول استفاده کنه، اما جواب نمیده. هیچ روند تدریجی برای فاش شدن داستان وجود نداشت و وقتی به آخرش رسیدیم، حسم این بود: «همین؟». البته همه بازیگرها خوب بودن، اما این موضوع باعث نشد تجربه تماشای فیلم برای من بهتر بشه.
2017-04-20
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**شخصیت بیست و چهارم در شرف انفجار است!**
یک وقفه بسیار لازم برای شیامالانِ کارگردان. بیش از یک دهه بود که اینطور برای کارهایش تحسین نشده بود. روی کاغذ، این یک تم ساده از فاجعه شخصیت چندگانه بود، اما از نظر سینمایی خیلی خوب جواب داد. اول از همه، بازی James McAvoy (جیمز مکآووی) باعث موفقیت بزرگ این فیلم شد. من فیلمهای زیادی از او دیدهام، اما اگر مجبور باشم فقط یکی از بهترینهایش را انتخاب کنم، به راحتی همین فیلم است.
یک داستان سرراست، بدون پیچیدگی برای درک کردن، یا نیاز به توضیح دادن هر چیزی که حول آن میچرخد. بعد ناگهان پرده آخر وارد فاز متفاوتی شد. با یک پیچش، همه چیز به پایان میرسد. سه دختر نوجوان در همان ابتدا دزدیده میشوند. قربانیها موقعیت را درک نمیکنند و به جز یک دختر، بقیه چند حرکت اشتباه انجام میدهند. با پیشرفت فیلم، رازهای زیادی برای ما فاش میشود، به خصوص درباره آدمربا. همه چیز طوری پیش میرود که به سمتی هدایت شود که یک اتفاق غیرقابل تصور قرار است بیفتد.
دیدگاه داستان در این فیلم خیلی مطرح نبود؛ یعنی طرف کسی را نمیگیرد، بلکه به شما حق انتخاب میدهد. و اکثر بینندهها طرف آن دختر عجیب را میگیرند. آنیا (Anya) بود و او در همین مراحل اولیه، دوران حرفهای فوقالعادهای دارد. اگر تمام بازیهایش را با همین سرعت و شدت ادامه دهد، میتواند به یکی از بهترینها تبدیل شود. موسیقی هم به همان اندازه عالی بود و جوِ کاملی را در کنار تصاویر ایجاد کرد. بهتر از این نمیشد. بهترین تریلر سال. اگر عاشق فیلم هستید، احمقانه است که این یکی را از دست بدهید. ۸/۱۰
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
جیمز مکآووی نقش کوین را بازی میکند، مردی با یک بیماری ژنتیکی که به او اجازه میدهد چندین شخصیت داشته باشد. روانپزشک مورد اعتماد او، دکتر کارن فلچر، ۲۳ شخصیت او را میشناسد، اما یک شخصیت از همه پنهان مانده که میخواهد بر بقیه مسلط شود. کوین تحت فشار یکی از شخصیتهایش، سه دختر را میدزدد و کیسی کوک (آنیا تیلور-جوی) رهبر آنها میشود تا سعی کنند از دست این مرد «دیوانه» فرار کنند.
آیا این بازگشت به اوج برای ام. نایت شیامالان است که بیش از یک دهه برای رسیدن به یک موفقیت بزرگ تلاش کرده؟ آیا Split (شکافته) فیلمی است که او را دوباره به کانون توجه برمیگرداند؟ باز هم داستانگویی شیامالان بسیار اورجینال، غیرمتعارف و در نهایت خیرهکننده است. او به جای اینکه همان اول همه چیز را درباره شخصیتها بگوید، آنها را به تدریج توسعه میدهد و پیشینههای تکاندهندهای برایشان میسازد.
با این حال، این فیلم برای همه نیست. مخاطب باید به شیامالان اعتماد کند و صبور باشد. واقعاً صبور. از چیزهایی که فکر میکنید منفی هستند یادداشت برندارید، چون وقتی به پرده سوم میرسید، همه چیز عوض میشود و ناگهان همه چیز معنا پیدا میکند. فیلمنامه به اندازه Unbreakable (آسیبناپذیر) پرپیچ و خم نیست، اما دقت کامل میطلبد. تیم تولید و تدوین هم به خاطر کار بینقصشان لایق تبریک هستند. از فیلمبرداری گرفته تا سکانسهای طولانی بدون کات، همه چیز واقعی به نظر میرسد.
موسیقی متن... بگذارید فقط بگویم این المان به شدت در نتیجهگیری فیلم نقش دارد. درباره بازیگران، با مردی شروع میکنم که واقعاً فکر میکنم باید نامزد اسکار میشد: جیمز مکآووی. او ۲۰۰ درصد توانش را برای این نقش گذاشته. اگر فکر میکنید Andy Serkis (اندی سرکیس) برای بازی همزمان در نقش گالوم و اسمیگل مشکل داشت، خب حالا ۷ یا ۸ شخصیت را تصور کنید! جیمز مکآووی، تبریک میگویم، تو فوقالعادهای! آنیا تیلور-جوی هم در نقش کیسی عالی است. گذشته نامعلوم او به او در این موقعیت تروماتیک کمک میکند و پیشینه جذابش توجه من را جلب کرد.
در نهایت، «شکافته» بازگشت شیامالان به خودِ قدیمیاش در اوایل دهه ۲۰۰۰ است. داستانگویی غیرمتعارف، تعلیق زیاد و زیرداستانهای جذاب. موسیقی متن و بازی مکآووی ستونهای فیلم هستند. پایان فیلم هم آن پیچش کلاسیک را دارد که همه چیز را قابلفهمتر میکند. من عاشق این فیلم هستم و یکی از بهترینهای ۲۰۱۷ است!
**خطر لو رفتن داستان (اسپویل بزرگ)**
همانطور که گفتم موسیقی متن نقش مهمی دارد. چون موسیقیای که درست قبل از ظاهر شدن عنوان فیلم پخش میشود، همان موسیقی پرده سوم فیلم «آسیبناپذیر» است. این یکی از چندین نشانهای است که میگوید این فیلم در دنیای «آسیبناپذیر» اتفاق میافتد. صحنه Bruce Willis (بروس ویلیس) هم این را تایید میکند. هر دو فیلم در ژانر «ابرقهرمانی» قرار میگیرند؛ «آسیبناپذیر» داستان قهرمان ماست و «شکافته» داستان منشأ شرور ما. اگر فیلم Glass (شیشه) خوب از آب دربیاید، این میتواند یکی از بهترین سهگانههای ابرقهرمانی تاریخ باشد. امتیاز: A
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«شما دوست دارید ما رو مسخره کنید، اما ما قدرتمندتر از اون چیزی هستیم که فکر میکنید.»
نویسنده و کارگردان Split (شکافته) ام. نایت شیامالان است. بازیگرانی مثل جیمز مکآووی و آنیا تیلور-جوی در آن حضور دارند. حالا میدانیم که این فیلم دومین قسمت از سهگانه شیامالان است که با Unbreakable (آسیبناپذیر) شروع شد و با Glass (شیشه) تمام میشود. شیامالان که همیشه کارگردان بحثبرانگیزی بوده، به فرم خوب خودش برگشته است؛ البته با این شرط که نحوه پرداختن او به موضوعات ممکن است هنوز برخی را عصبانی کند.
روند داستان ساده است: دخترانی توسط بیماری که از اختلال چندشخصیتی رنج میبرد دزدیده میشوند و در حالی که دخترها با ترس سعی در فرار دارند، تعدادی از شخصیتهای او ظاهر میشوند. همه اینها به فینالی ختم میشود که بعد از تعلیق و فضای دلهرهآوری که کارگردان عاشقش است، منفجر میشود. در این میان، موضوع سلامت روان با حضور یک دکتر خوشنیت و شبح سوءاستفاده از کودکان هم ترکیب شده است. پس انتظار یک فیلم شاد را نداشته باشید!
اگر دنبال یک نگاه دقیق و علمی به مسائل سلامت روان هستید، ناامید میشوید. اما فیلم سبکی دارد که شما را جذب مخمصه شخصیتها میکند و بازی مکآووی هم که در اوج است، به این جذابیت اضافه میکند. او با مهارت تمام در نقشهای مختلفش فرو میرود. آنیا تیلور-جوی هم به عنوان قربانی اصلی، معصومیت جوانی را با قدرتی مدبرانه ترکیب کرده است. از طرف دیگر، شیامالان متهم است که فقط برای سرگرمی فیلم ساخته؛ که البته به عنوان یک تریلر ترسناک و وهمآلود با رگههایی از طنز سیاه خیلی خوب جواب میدهد، اما استفاده ابزاری از موضوع سلامت روان باعث میشود ترفندهای او مورد پسند همه نباشد. ۷/۱۰
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلم Split (شکافته) یک تریلر روانشناختی است که از ابتدا تا انتها شما را در لبه صندلی نگه میدارد، که بخش بزرگی از آن مدیون بازی فوقالعاده جیمز مکآووی است. او در نقش شخصیتی با اختلال هویت تجزیهای، به زیبایی بین شخصیتها جابجا میشود. آنیا تیلور-جوی هم در نقش کیسی کوک میدرشد و عمق احساسی به داستان اضافه میکند.
فیلم در ایجاد تنش استادانه عمل میکند و فیلمبرداری هم به خوبی ذهن از هم گسیخته شخصیت اصلی را منعکس میکند. هر صحنه با دقت ساخته شده تا فضایی از ناآرامی ایجاد کند. با اینکه داستان گاهی به سمت تخیل میرود، اما تا اواخر فیلم به اندازه کافی واقعگرایانه باقی میماند. در پرده سوم، فیلم جهشی جسورانه به قلمرویی غیرمنتظره میزند. شاید در ابتدا کمی عجیب به نظر برسد، اما در نهایت با آن اشاره ظریف در پایان فیلم، کاملاً توجیه میشود. آن لحظه کل فیلم را بازتعریف میکند. «شکافته» در لحظات پایانی به عظمت واقعیاش میرسد و به بخشی از چیزی بسیار بزرگتر تبدیل میشود که بیننده را مشتاق دیدن ادامه ماجرا میگذارد.