Future Man
جاش فاترمن، سرایدار، زندگی بیهدفی دارد اما در بازی ویدیویی مورد علاقهاش حرف اول را میزند. ناگهان شخصیتهای اصلی همان بازی، یعنی تایگر و وولف، ظاهر میشوند و به او میگویند که آن بازی در واقع یک تست بوده است. آنها از آینده به زمان حال آمدهاند تا تنها کسی را که قادر به نجات جهان است پیدا کنند. آیا این جنگجویان سرسخت آینده میتوانند جاشِ بیخیال را به قهرمانی تبدیل کنند که آینده به آن نیاز دارد؟ یا پوچی زندگی جاش، همه آنها را به ورطه بیاهمیتی و میانمایگی میکشاند؟
سال انتشار: 2017–2020 کارگردان: Evan Goldberg, Seth Rogen ژانر: Action، Adventure، Comedy نویسندگان: Kyle Hunter، Howard Overman، Ariel Shaffir امتیاز: 7.6نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
## **نقد سریال مرد آینده (2017): یک کمدی درخشان و مهارنشدنی که نتوانست جنون خودش را حفظ کند - ۸/۱۰**
سریال *Future Man* با فصل اولی شروع شد که چیزی کم از یک ۱۰/۱۰ تمامعیار نداشت. این فصل یک ساختارشکنی به شدت هوشمندانه، بیوقفه خندهدار و به طرز زیبایی احمقانه از کلیشههای علمی-تخیلی دهه ۸۰ بود. ایده اصلی — سرایداری به نام جاش فاترمن (با بازی جاش هاچرسون) که گیمر هم هست، توسط سربازان سایبرنتیک از آینده استخدام میشود تا بر اساس مهارتهایش در یک بازی ویدیویی دنیا را نجات دهد — یک کلاس درس در کمدیهای با ایده جسورانه بود. شیمی بین جاش، تایگرِ فوقخشونتطلب (الیزا کوپ) و وولفِ بیدستوپای اجتماعی (درک ویلسون) فوقالعاده بود و آنها را در یک سفر پرآشوب در دورههای زمانی مختلف همراهی میکرد که هم تازه بود و هم به طرز خندهداری دیوانهوار.
### چرا فصل ۱ یک شاهکار بود؟
فصل اول به این دلیل موفق بود که بین پوچی مطلق و مقدار غافلگیرکنندهای از احساسات و یک ساختار ماموریتمحور و دقیق، تعادل برقرار کرده بود. هر قسمت یک ماجراجویی مستقل بود که داستان اصلی را جلو میبرد و پر بود از پارودیهای تیز و تند از فیلمهایی مثل *ترمیناتور*، *بازگشت به آینده* و *آخرین مبارز ستارهای*. شوخیها با دقت یک مسلسل شلیک میشدند و رشد شخصیتها، به خصوص بیداری احساسی وولف در میان آن همه هرجومرج، واقعاً تاثیرگذار بود.
### افت سریال: فصلهای ۲ و ۳
اینجاست که نمره کلی به **۸/۱۰** کاهش پیدا میکند. نقطه قوت اولیه سریال — یعنی ایدهاش — به بزرگترین چالش آن تبدیل شد. بعد از حل کردن ماجرای «نجات دنیا» در فصل اول، فصلهای بعدی جوری به نظر میرسیدند که انگار نویسندگان در حین کار دارند فکر میکنند چه کار کنند.
* **فصل ۲** این سه نفر را در یک سال ۱۹۶۹ پساآخرالزمانی و توهمزا گیر انداخت. با اینکه لحظات خوبی داشت (مثلاً شوخی با سریال *The Leftovers* عالی بود)، اما محیط تکراری شد و داستان آن تمرکز واضح و پیشبرنده فصل اول را از دست داد. شوخیها بیشتر به سمت چندشآور بودن و تکرار بیش از حد جوکهای قدیمی رفت.
* **فصل ۳** سعی کرد با یک توطئه شرکتیِ سفر در زمان مسیر را اصلاح کند، اما همه چیز عجلهای و پیچیده به نظر میرسید. آن جرقه اولیه بین شخصیتها کمفروغ شده بود چون آنها اغلب از هم جدا بودند. پایانبندی سریال هم با اینکه بلندپروازانه بود، سعی کرد بیش از حد مسائل فلسفی را در زمان کوتاهی حل کند و نتوانست جادوی دوران اوجش را تکرار کند.
### حکم نهایی
**۸/۱۰ - فصل اولی که حتماً باید دید، با ادامهای که رفتهرفته ضعیف میشود.**
*Future Man* گواهی بر یک ایده درخشان است که آنقدر پرقدرت سوخت که نتوانست دوام بیاورد. فصل اول یکی از بهترین فصلهای کمدی تاریخ است که به تنهایی میدرخشد. با اینکه فصلهای ۲ و ۳ با داستانهای سردرگم و کاهش غلظت شوخیها نمره کلی را پایین میآورند، اما هنوز هم آنقدر شیمی بین بازیگران و لحظات عجیب و غریب (WTF) دارد که ارزش دیدن داشته باشد. مثل یک ترن هوایی است: یک صعود اوليه بینقص و هیجانانگیز، و بعد چند دورِ لوپ که هنوز سرگرمکنندهاند اما به پای آدرنالین اولیه نمیرسند. فصل اول را برای تجربهای فوقالعاده ببینید و بقیه را به عنوان یک دور افتخارِ گاهی عالی و گاهی آشفته تماشا کنید.