نوسفراتو
داستانی گوتیک از وسواس بین یک زن جوان تسخیرشده و خونآشام وحشتناکی که شیفته او شده است، که در پی خود وحشتی وصفناپذیر به جا میگذارد.
سال انتشار: 2024 کارگردان: Robert Eggers ژانر: Fantasy، Horror، Mystery نویسندگان: Robert Eggers، Henrik Galeen، Bram Stoker امتیاز: 7.1نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«شیطانی در این دنیا وجود دارد و من او را ملاقات کردهام.»
بخشهایی از این فیلم را واقعاً دوست دارم. تقریباً شبیه یک شعر گوتیک است که روی پرده نقاشی شده و به نوعی زیباست. بخش دیگری از من کمی از ظاهر خاص نوسفراتو ناامید شد. فکر میکردم بیشتر شبیه نسخه کلاسیک باشد، اما وقتی این موضوع را کنار گذاشتم، واقعاً از فیلم لذت بردم. بازی فیزیکی لیلی دپ (Lily Depp) واقعاً من را غافلگیر کرد و او شایسته تقدیر است.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«نوسفراتو» نتوانست کاملاً من را جذب کند، اما نکات کافی در موردش وجود دارد که بتوانم آن را فیلم خوبی بدانم. تصاویر بصری و همچنین عناصر ترسناک گوتیک، باشکوه هستند. در مورد بازیگران، لیلی-رز دپ (Lily-Rose Depp) تحت تأثیر قرار میدهد، همانطور که (به میزان کمتری) اما کورین (Emma Corrin) این کار را میکند و من همیشه از دیدن ویلم دافو (Willem Dafoe) خوشحال میشوم. من همچنان نسبت به نیکلاس هولت (Nicholas Hoult) کاملاً بیتفاوت هستم. او را در فیلم «هیئت منصفه شماره ۲» (Juror #2) که در سال ۲۰۲۴ اکران شد، دوست داشتم، اما در این فیلم دوباره حس بیتفاوتی نسبت به او روی پرده به من دست داد. کاملاً مطمئن نیستم چرا، چون به نظر میرسد آدم دوستداشتنیای است، با این حال بازیهای او واقعاً تأثیری نمیگذارند – که البته این حرف خشنتر از آن چیزی است که در نظر داشتم. بیل اسکارسگارد (Bill Skarsgård) در نقش کنت اورلوک (Count Orlok) نیز بخشی از این فیلم است که در موردش مطمئن نیستم. آیا ظاهرش واقعاً شبیه به یک خونآشام است؟ قطعاً، هیچ شکایتی در آن مورد نیست، اما من به ویژه دیالوگهای او را یک آشفتگی دست و پا چلفتی دیدم. صحنههایی که مستقیماً با کنت بودند، برایم کمترین جذابیت را داشتند. همچنین باید بگویم که فیلم کمی بیش از حد طولانی است، اگرچه اعتراف میکنم این بیشتر نظر شخصی من است تا یک حکم قطعی؛ زیرا اگر عاشق این فیلم باشید، مطمئنم طول آن عالی خواهد بود. برای من، احساس میکنم کمی دور خودشان چرخیدهاند. با این حال، من از صحنه پایانی با دپ بسیار لذت بردم – خیلی خوب بود! این پاراگرافهای آخر طوری به نظر میرسند که انگار من از این فیلم بدم میآید. اینطور نیست. فقط چند نکته قابل توجه داشت که احساس کردم باید به آنها اشاره کنم. در حالی که دارم تایپ میکنم، بدون اینکه ببینم بازخوردها چگونه بوده، شوکه خواهم شد اگر امتیاز بالایی نگرفته باشد. در هر صورت، ارزش تماشا را دارد. این سومین فیلم رابرت اگرز (Robert Eggers) است که میبینم. من عاشق «مرد شمالی» (The Northman) بودم (۹/۱۰) اما صادقانه بگویم از «فانوس دریایی» (The Lighthouse) متنفر بودم (۴/۱۰). میتوان گفت که این فیلم دقیقاً در وسط قرار میگیرد، از نظر اینکه چه فکری در موردش میکنم. با این حال، تضاد کاملاً آشکاری است، و کنجکاوم ببینم وقتی بالاخره «جادوگر» (The Witch) را ببینم، چه حسی به من میدهد.
2025-01-03
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
بازیگری باورنکردنی. هیچ کس از دیگری بهتر نبود. تفسیر نیکلاس هولت (Nicholas Hault) از ترس واقعی و از دست دادن ایمان و قدرت، ستودنی است. بازیهای لیلی رز دپ (Lily rose depp) در کل برای من یک تلاش واقعی است. من الهام گرفتم. لباسها باشکوه بودند. اگرز در انتخابهایش عالی است.
2025-01-04
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«تام» (نیکلاس هولت) عاشقانه با «الن» (لیلی-رز دپ) ازدواج کرده است، اما پول زیادی ندارند. با این حال، این وضعیت میتواند تغییر کند، زیرا رئیس او، «ناک» (سایمون مکبرنی)، مأموریت بسیار ویژهای را به او محول میکند. او باید از خانهاش در آلمان به کوههای کارپاتیا سفر کند، جایی که باید فروش یک عمارت مخروبه به «کنت اورلوک» (بیل اسکارسگارد) منزوی را تسهیل کند. سفر او مملو از نشانههای سوءظن و عذاب است؛ کسانی که با آنها روبرو میشود به او هشدار میدهند که برگردد – اما او ادامه میدهد تا به قلعه میرسد و میزبان مرموزش از او استقبال میکند. آنچه او فکر میکند قرارداد مهر و موم کردن معامله خانه است، چیزی جز آن است، زیرا او به زودی در رؤیاهایش شکنجه میشود. صدها مایل دورتر، همسرش نیز در حال رنج کشیدن است – و این باعث میشود بهترین دوستش «فردریش» (آرون تیلور-جانسون) با «دکتر سیورز» (رالف اینسون) تماس بگیرد که او نیز به نوبه خود به «پروفسور فون فرانتس» (ویلم دافو) که از نظر علمی طرد شده است، برای یافتن پاسخ مراجعه میکند. هیچ دلیل ملموسی وجود ندارد، و پروفسور به سرعت نتیجه میگیرد که این شر است که در کار است و غیبت مداوم و غیرقابل توضیح شوهرش، کارفرمایش و طاعون موشهایی که اخیراً از راه رسیدهاند، همگی بخشی از دلایل ماوراء طبیعی مالیخولیای او هستند. ممکن است راه حلی وجود داشته باشد، اما این امر مستلزم یک عمل فداکاری بزرگ از سوی «الن» جوان است، یا آیا شوهر و دوستانش میتوانند راه دیگری پیدا کنند؟
من واقعاً طرفدار فیلمهای دو قسمتی نیستم، اما فکر میکنم در این مورد ممکن بود راه حل بهتری برای رابرت اگرز (Robert Eggers) باشد. ما یک مقدمه تاریخی کوتاه در مورد کنت و علت اصلی تمام مشکلات «الن» داریم، اما در ساعت اول فیلم، شخصیتها را به اندازه کافی توسعه نمیدهیم و بذر عرفان را به خوبی نمیکاریم. او بیش از حد به دانش ما از داستان «نوسفراتو» گالین (Galeen) (در مقابل داستان «دراکولا»ی برام استوکر) تکیه میکند. من میتوانستم عمق بیشتری در آن گاهشماری داشته باشم. هنگامی که «اورلوک» در سفر خود است و پس از آن در شهری که رفتار بیرحمانهاش باعث بدبختی و وحشت میشود، به نظر میرسد که پدال گاز را فشار میدهیم و به سمت نتیجه میشتابیم، انگار که واقعاً خروس در شرف خواندن است. به سادگی زمانی برای انباشته شدن تهدید وجود ندارد. اگرچه تصاویر بصری به طرز چشمگیری دلگیر هستند، اما بیشتر بازیگری به طرز قابل توجهی بیروح است. هولت (Hoult) هر از گاهی موفق میشود مقداری وحشت مناسب از خود نشان دهد، اما ای.تی.جی (ATJ) واقعاً چوبی است؛ طول میکشد تا دپ (Depp) به ما نشان دهد که چه چیزی میتواند به این شخصیت کمرنگ بیاورد و ما به اندازه کافی «اورلوک» شبحوار را نمیبینیم تا بفهمیم این داستان اساساً در مورد چیست. این یک داستان عاشقانه گوتیک، تاریک و غمانگیز است. داستانی از فریب و خیانت و من بیشتر میخواستم. میخواستم کمی بیشتر درگیر شخصیتها شوم: همدردی کنم، ترحم کنم، بترسم، حتی. شاید یک نسخه کارگردان در راه باشد؟ تماشای آن روی پرده بزرگ عالی است، اما باید اعتراف کنم که کمی ناامید شدم.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
از نظر بصری جالب است. دیدن دستهایی که بر فراز شهرها حرکت میکنند، سرگرمکننده است. نتوانست علاقه من را در تمام مدت حفظ کند... طولانی است. کمی خستهکننده است. خوب است. احتمالاً میتوانید در مورد آن یک مقاله بنویسید و اگر بخواهید مورد احترام قرار بگیرید.
2025-01-18
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
به نظر من یکی از بزرگترین فیلمهای ترسناک است. بین فیلمبرداری، بازیگران/بازیگری و پایبندی داستان به افسانههای اصلی؛ همه چیز در مورد این فیلم استادانه بود. اگر فرصت داشتم دوباره آن را در سینما تماشا میکردم.
2025-01-24
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
> در مقابل من مرگ ایستاده بود، اما هرگز اینقدر خوشحال نبودم - الن هوتر
**نوسفراتو** یک فیلم ترسناک گوتیک دلهرهآور با بازیگری درجه یک و طراحی صحنه زیبا است. این فیلم از رنگ و صدا بهتر از هر فیلم دیگری که اخیراً دیدهام استفاده میکند و کار فوقالعادهای در تنظیم صحنه انجام میدهد. فیلم شما را میترساند، منزجر میکند و در طول زمان اجرای بیش از دو ساعته شما را در لبه صندلی نگه میدارد. اگرچه چیزی نیست که همه از آن لذت ببرند، اما اگر فکر میکنید ممکن است از این فیلم لذت ببرید، نباید آن را از دست بدهید.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلم نسبتاً خوبی با تصاویر بصری زیبا بود. منظورم این است که فضا عالی بود - زمستانی سرد، تاریک و دلگیر. داستان هم خوب بود. اخیراً فیلمهای ترسناک مناسبی در مورد خونآشامها دیدهایم، مانند «آخرین سفر دمتر» (The Last Voyage of the Demeter) که یک فیلم خونآشامی عالی دیگر بود.
2025-01-26
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«نوسفراتو» بیش از حد تلاش میکند چیزی باشد که میتوانست با یک لمس سبکتر به راحتی به آن دست یابد. میتوانید ببینید که هدف آنها چیست، یک فانتزی ترسناک نوآر و دلهرهآور. مشکل این است که به نظر میرسد به طور وسواسگونهای بیش از حد سبکپردازی شده است، تا حدی که به یک فشار گوتیک سربی تبدیل میشود. این کیفیتی است که شخصیتپردازیها را نیز آلوده میکند. آنها بیش از حد اغراقآمیز به نظر میرسند، بیش از حد بزرگتر از زندگی (یا شاید مرگ) و در نتیجه، گاهی اوقات، مضحک. داستان خود، برای کسانی که «دراکولا»ی برام استوکر (Bram Stoker) را خواندهاند، عمدتاً آشناست. چند اصلاحیه برای نزدیکتر شدن به «نوسفراتو» اصلی به کارگردانی اف. دبلیو. مورنائو (F. W. Murnau) در سال ۱۹۲۲ انجام شده است. به عنوان مثال، کنت دراکولا با کنت اورلوک جایگزین شده است. من احساس کردم که پایان (که از رمان نیز فاصله میگیرد) «کمی ضعیف» و تا حدودی ناامیدکننده بود. باید بگویم، با وجود محدودیتهایش، از این فیلم متنفر نیستم. واضح است که تلاش و دقت زیادی در خلق آن سرمایهگذاری شده است. همچنین فکر میکنم جنبههای دراماتیک و بصری خاصی از رویکرد فیلم نوآر گوتیک، به شکلی دلهرهآور بهیادماندنی هستند. به طور خلاصه، «نوسفراتو» تلاشی شجاعانه است که با مدیریت ملایمتر، به طور قابل توجهی بهتر میشد. تعادل جنبههای تاریک فیلم با یک رویکرد ظریفتر و روشنتر منجر به یک محصول نهایی برتر میشد. در نهایت، تماشای آن از نظر احساسی و بصری تا حدودی دست و پا گیر است، شاید بخواهید آن را در طول چند شب پخش کنید.
2025-01-31
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«نوسفراتو» (۲۰۲۴) سومین بازسازی فیلم اصلی سال ۱۹۲۲ است، و در این مرحله، باید از خود بپرسید چند بار دیگر باید این داستان را بازگو شده ببینیم؟ همچنین بخشی از لیست مضحک طولانی فیلمهای مرتبط با دراکولا است، با نزدیک به ۹۵ اقتباس که در اطراف شناور هستند. در حالی که این نسخه فیلمبرداری تازه و فضایی دلهرهآور به ارمغان میآورد، اما داستان را به هیچ وجه قابل توجهی بازآفرینی نمیکند. طرح داستان از ضربآهنگهای آشنای حضور وهمآور کنت اورلوک و وسواس فزاینده او پیروی میکند، اما برای رسیدن به هر جایی وقت زیادی میگیرد. کارگردانی به شدت به سمت وحشت گوتیک متمایل است، که برای تنظیم حال و هوا کار میکند، اما گاهی اوقات به نظر میرسد بیشتر بر زیباییشناسی تمرکز دارد تا داستانسرایی. از نظر بصری، فیلم خیرهکننده است. فیلمبرداری به راحتی قویترین جنبه آن است، با نورپردازی وهمآور، سایههای عمیق و بافتهای ترسناکی که دنیایی سرد و آزاردهنده خلق میکنند. بازیگری یکی دیگر از نکات برجسته است، با بیل اسکارسگارد (Bill Skarsgård) که یک اجرای ترسناک و تراژیک در نقش اورلوک ارائه میدهد. بقیه بازیگران نیز جایگاه خود را حفظ میکنند و به عمق وحشت میافزایند. با این حال، فیلمنامه جایی است که اوضاع متزلزل میشود. برخی لحظات میدرخشند، اما برخی دیگر کشدار یا به طور غیرضروری خشک به نظر میرسند، که باعث میشود فیلم در بخشهایی کند پیش برود. موسیقی متن کار خوبی در ایجاد تنش انجام میدهد، اگرچه همیشه آنطور که باید تأثیرگذار نیست.
یکی از عجیبترین انتخابهای خلاقانه، گنجاندن عود و رقص شکم در ترانسیلوانیا هنگام ورود توماس هوتر (Thomas Hutter) است. صحنه به شدت طراحی شده است، با روستاییانی که استقبال باشکوهی از او میکنند که وهمآور و تقریباً شبیه به یک مراسم آیینی به نظر میرسد. این یک لحظه بصری چشمگیر است، اما فیلم هرگز هدف آن را توضیح نمیدهد. عود و رقص عناصر فرهنگی خاورمیانه هستند، نه چیزی که به تاریخ ترانسیلوانیا مرتبط باشد، و پس از این معرفی مفصل، هرگز دوباره به آنها اشاره نمیشود. یک سؤال ساده در مورد آن به سرعت رد میشود، که باعث میشود احساس شود فیلمسازان آن را برای عجیب و غریب جلوه دادن اضافه کردهاند بدون اینکه در نظر بگیرند آیا منطقی است یا خیر. «نوسفراتو» (۲۰۲۴) یک فیلم از نظر بصری چشمگیر و با بازی خوب است، اما ریتم کند، مشکلات فیلمنامه و عدم دقتهای فرهنگی عجیب آن، مانع پیشرفت آن میشوند. اگر از طرفداران وحشت خونآشامی کلاسیک هستید، ارزش تماشا را دارد، اما کار زیادی برای متمایز شدن از دهها فیلم دراکولایی که قبل از آن آمدهاند، انجام نمیدهد.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
اساساً، نسخه رابرت اگرز (Robert Eggers) از «دراکولا برام استوکر» کاپولا
در سال ۱۸۳۸، یک زوج تازه ازدواج کرده که در شهری در سواحل دریای بالتیک آلمان زندگی میکنند، با رؤیاهای آزاردهنده همسر (لیلی-رز دپ) و سفر کاری طولانی شوهر به ترانسیلوانیا (نیکلاس هولت) به چالش کشیده میشوند. سفر به قلعه کنت اورلوک (بیل اسکارسگارد) به یک چرخش کاملاً ترسناک تبدیل میشود، اما بدترین اتفاق زمانی رخ میدهد که کنت به عمارت مخروبه خود در ویزبورگ میرسد. «نوسفراتو» (۲۰۲۴) توسط اگرز نوشته و کارگردانی شده است، که از فیلمنامه هنریک گالین (Henrik Galeen) برای فیلم ۱۹۲۲ و همچنین رمان ۱۸۹۷ برام استوکر الهام گرفته است. همچنین بخشهایی از «سوسپیریا» (۱۹۷۷)، «قلعه عجیب» (Castle Freak) و فیلمهای تسخیر مختلف، مانند «جنگیر» (The Exorcist) قرض گرفته شده است. با این حال، بیشتر از همه نسخه ۱۹۹۲ کاپولا از داستان را به یاد آوردم. همه شخصیتهای اصلی در هر دو فیلم حضور دارند، فقط با نامهای متفاوت و مکان اروپای شرقی از لندن به ویزبورگ آلمان (تخیلی) تغییر یافته است. به جای آنتونی هاپکینز (Anthony Hopkins) در نقش ون هلسینگ (Van Helsing)، ویلم دافو (Willem Dafoe) در نقش فون فرانتس (von Franz) را دارید؛ به جای تام ویتس (Tom Waits) در نقش رنفیلد (Renfield)، سایمون مکبرنی (Simon McBurney) در نقش ناک (Knock) حضور دارد؛ به جای سادی فراست (Sadie Frost) در نقش لوسی (Lucy)، اما کورین (Emma Corrin) در نقش آنا (Anna) وجود دارد؛ و غیره. مانند فیلم کاپولا، کیفیت تولید درجه یک است. با این حال، این فیلم بسیار ترسناکتر و آزاردهندهتر است و قطعاً دلهرهآورترین نسخهای از دراکولا است که روی فیلم دیدهام. اما به اندازه «دراکولا برام استوکر» پر زرق و برق، جذاب یا سرگرمکننده نیست، و همچنین نسخه ۱۹۷۹ فرانک لانگلا (Frank Langella) و بسیاری از فیلمهای همر (Hammer). در حالی که این فیلم فاقد داستان عاشقانه بدنامی است که کاپولا و نویسنده جیمز هارت (James Hart) به داستان استوکر اضافه کردند، اما هنوز چیزی شبیه به آن با جذابیت اورلوک نسبت به مینا، ببخشید، الن (دپ) دارد. در نیمه اول علاقه من را حفظ کرد، اما در نیمه دوم شروع به از دست دادن آن کرد (فیلم کاپولا هم همین مشکل را داشت، فقط نه به این اندازه). با این حال، پایان را دوست داشتم؛ و مکانهای واقعی اروپایی به استودیوهای کاپولا ترجیح داده میشوند (که البته درجه یک بودند؛ من فقط مکانهای واقعی را ترجیح میدهم). فیلم ۲ ساعت و ۱۲ دقیقه است، با نسخه طولانیتر که چهار دقیقه بیشتر است (نسخهای که من دیدم). این فیلم در جمهوری چک در استودیو باراندوف در پراگ با فیلمبرداری در قلعه روژمیتال پود ترمشین و قلعه پرنشتین، و همچنین مجموعه اینوالیدونا پراگ فیلمبرداری شده است. علاوه بر این، برخی از نماهای خارجی در قلعه کوروین در رومانی انجام شده است. امتیاز: B/B-
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«نوسفراتو*» – سی و ششمین اثر خوب برای دنیای سینمایی مارول (MCU). خب، «نوسفراتو*» بیدار نیست، بنابراین امتیازاتی میگیرد که با صدای بلند «سیاست! سیاست! سیاست!» سر شما فریاد نمیزند. و صادقانه بگویم، این به اندازه کافی یک تازگی است که آن را قابل قبول کند. این روزها آنقدر نادر است که وقتی فیلمی را میبینید که در مورد ترویج یک پیام سیاسی نیست، به نوعی از روی اصول آن را دوست دارید. هیچ یک از شخصیتها تغییر نژاد ندادهاند، و مخاطبان آنقدر عادت کردهاند که فیلمهای دورهای را ببینند که در گذشته اروپا با شخصیتهای آشکارا همجنسگرا و بازیگران سیاهپوست برای شخصیتهای سفیدپوست تثبیت شده، ساخته میشوند، که دیدن افرادی که به نظر میرسد با جمعیتشناسی مکان و زمانی که فیلم در آن تنظیم شده است، مطابقت دارند... تازگی دارد. این فیلم فقط برای سرگرمی ساخته شده است، سعی میکند از نظر بصری و شخصیتی به آنچه منبع اصلی گفته است، وفادار بماند، و ما به چیزهای بیشتری از این نیاز داریم. ما بیشتر از این میخواهیم. اما بعد، دقیقاً هم خوب نیست. ریتم فیلم مشکل دارد، منظورم این است که واقعاً مشکل دارد. به نظر میرسد همه چیز خیلی سریع اتفاق میافتد تا واقعاً به عنوان یک داستان جا بیفتد. باید کمی بیشتر وقت بگذارد. باید اجازه دهد محیط و شخصیتها بیشتر جا بیفتند... اما متأسفانه این کار را نمیکند. فقط با سرعت نور از یک ضربآهنگ به ضربآهنگ دیگر حرکت میکند و صادقانه بگویم، این موضوع از منظر داستانی آن را از بین میبرد. داستان نیز از آن رنج برد، سرعت سریع از تثبیت شخصیتها کاست، بنابراین حتی اطلاعاتی که ولما (Velma) میداد هم فرصت جا افتادن نداشت. باید به لیلی-رز دپ (Lily-Rose Depp) تبریک بگویم، او سعی کرد شخصیت را به خوبی ارائه دهد. او در واقع بهتر از ویلم دافو (Willem Dafoe) بود، که برای این فیلم نیاز به جایزه تمشک طلایی دارد. بازی او برای یک فیلم ترسناک کمی بیش از حد احمقانه بود. طوری بود که انگار قصد داشت آن را جدی بازی نکند و کمی بیش از حد اغراق کرد، به طوری که حتی روی صحنه هم جواب نمیداد. بیل اسکارسگارد (Bill Skarsgård) بد نبود، اما باز هم کمی بیش از حد اغراقآمیز. بیایید با آن روبرو شویم، در دهههای ۷۰، ۸۰، ۹۰، ۲۰۰۰ این فیلم بد تلقی میشد. امتیازات پایینتر بود، اما این واقعیت که فقط برای گفتن یک داستان ساخته شده بود، فقط برای سرگرمی ساخته شده بود، بدون سخنرانی، بدون سیاست، آن را نجات میدهد، آن را متمایز میکند. مردم آن را بیشتر دوست دارند زیرا مزخرفاتی را که از دیدن روزمره آنها خسته شدهاند، حذف کرده است. با این حال، در نهایت، فیلمهای بهتری، فیلمهای خونآشامی بهتری وجود دارند، و این فیلم فقط به این دلیل خوب به نظر میرسد که، برخلاف «آخرین سفر دمتر»، یک فیلم خونآشامی را در قرن نوزدهم ساختند، بدون اینکه تزریق بیش از حد و غالب سیاستهای مدرن را اضافه کنند.
2025-04-20