عاشقان ماه
وقتی یک خورشیدگرفتگی کامل رخ میدهد، زنی از قرن بیست و یکم به دوران سلسله گوریو در کره و به بدن دختری ۱۶ ساله منتقل میشود. او در آنجا شاهد عشق، رقابت، سیاست و دوستیهایی است که میان شاهزادگان خوشسیما در نبرد برای تاج و تخت، رفاقت و عشق شکل میگیرد.
سال انتشار: 2016 کارگردان: ژانر: Action، Drama، Fantasy نویسندگان: Hua Tong امتیاز: 8.6نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
_**یه چیزی شبیه «پسران فراتر از گل» (Hana Yori Dango) یا «باغ شهابسنگ» با چاشنی رقابت سیاسی بین برادرها**_
**۱. داستان**
توی داستانی که این همه شخصیت مهم داره، خیلی مهمه که روایت شفاف باشه و اونا از پس این کار خوب براومدن. جنگ سیاسی بین برادرها جالب بود و دوره تاریخی خوبی رو هم برای نسخه کرهای این رمان چینی انتخاب کرده بودن. متأسفانه بخش رمانتیک داستان ضعیف از آب دراومده بود و هیچ حس خاصی به آدم نمیداد. اصلاً شخصیتپردازی و زمینهسازی درستی نداشت. این سریال بیشتر درباره رقابت برادرهاست که به سطح سیاسی کشیده شده.
**۲. بازیگری**
بازیگری توی بعضی جاها لنگ میزد، حتی بعضی سکانسها انگار داشتن تمرین میکردن. البته صحنههای موندگاری هم داشت، از خندههای از ته دل گرفته تا لحظات جدی که بازیشون خیلی طبیعی بود.
**۳. موسیقی**
موسیقی متأسفانه تأثیرگذار نبود. صحنههایی بود که یه آهنگ قوی میطلبید ولی یا هیچی پخش نمیشد یا یه آهنگ ضعیف گذاشته بودن. باید بیشتر از موسیقی استفاده میکردن.
**۴. تولید**
تولید خیلی خوب بود. برای متریال باکیفیت و طراحی لباس بازیگرها حسابی خرج کرده بودن. مخصوصاً برای آییو (IU) که لباسهای تاریخی پوشیده بود ولی با یه لمس مدرن که به استایلش میومد. ترکیب این دو دوره عالی بود. اما از نماهای کلوزآپ (نمای نزدیک) بیش از حد استفاده شده بود. توی خیلی از صحنهها اصلاً لازم نبود و رو اعصاب میرفت. توی صحنههای قایق هم بازتاب نور خورشید اونقدر زیاد بود که بازیگرها (بازم توی نماهای نزدیک) به زور دیده میشدن.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
این دراما در واقع یه «حرمسرای معکوس» بود که تغییر شکل داده بود. یه مشت شاهزاده با تیپهای مختلف که از قضا با یه دختر که انگار مشکل ذهنی داره آشنا میشن تا شکار این موجود وحشی رو که از یه زمان دیگه اومده شروع کنن. همه این شاهزادهها رفتارهای نوجوونهای کلهشق و مشکلدار رو دارن که ترکیبی از عقدههای پدر و مادریه. بین همهشون، نقش اول مرد با اون تیپ پسر بدِ تاریک و مرموز، واقعاً تهِ کلهشقی بود.
اگه کلی نگاه کنیم، همهاش یه سری تلههای احساسی مسخره و بیمحتوا بود که فقط میخواستن از بیننده ترحم بگیرن. به محض اینکه نقش اول زن باهاشون آشنا شد، با ذهنیت «من میتونم درستش کنم» رفت سراغ تکتکشون. در حالی که نویسنده عمداً شاهزادهها رو طوری داغون کرده بود که فقط به درد نقش اول زن بخورن، خودِ دختره هم کم مشکل نداشت. توی چند قسمت، عجیب و غریب به همهشون وابسته شد و حتی حاضر بود فداکاری کنه، در حالی که اصلاً یادش رفته بود تازه رسیده و از زمان دیگه اومده؛ ولی خب انگار جذابیت پسرهای جذاب (shirtless bois) غیرقابل مقاومته.
روابط عاشقانه کلاً اونقدر رو اعصاب بود که آدم آرزوی بدترین اتفاقات رو برای همهشون میکرد. با اینکه خودش بد بود، ولی چرا تصمیم گرفتن توی نیمه دوم با هر قسمت بدترش کنن؟ واقعاً دردناکه که میبینی نویسنده داره مسخرهمون میکنه. حداقل فیلمبرداریش بد نبود و منم نسخه بلو-ری رو دیدم.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
هیچ جوره نمیشه توصیفش کرد جز اینکه بگیم غمانگیز بود. هیچکس تهش خوشبخت نشد. شیمی بین بازیگرها رو دوست داشتم، مخصوصاً آییو (IU) و لی جون گی (Lee Joon Gi). امتیازم هم فقط به خاطر همین بود. فکر کنم با اون سکانس فینال، قرار بود فصل دومی هم داشته باشه. وگرنه چرا باید هه-سو رو با اون خاطرات شکنجه میدادن که پایان رو اینقدر بدتر کنه؟ باید خجالت بکشن که داستان رو اینقدر تلخ تموم کردن.
2026-01-02