தாரை தப்பட்டை

தாரை தப்பட்டை

پولاوار سامی (با بازی جی.ام. کومار) یک موزیسین ناموفق است که زندگی‌اش را با الکل تباه کرده است؛ پسر پاک و الکل‌گریزش ساناسی (با بازی ساسیکومار) که سرپرست یک گروه موسیقی و رقص «ثارای ثاپاتای» است؛ و سوراوالی (با بازی وارالاکشمی ساراتکومار) رقاص اصلی الکلی که خلق‌وخویی مردانه دارد اما عاشق ساناسی است و گوشه چشمی به پولاوار سامی دارد. کاروپیای (با بازی آر.ک. سورش) که از طرفداران سوراوالی است، از طریق ساناسی و مادر سوراوالی که تحت تأثیر شغل دولتی و رفتار مناسب او قرار گرفته‌اند، به سوراوالی پیشنهاد ازدواج می‌دهد و ساناسی را وادار می‌کند تا دختر را متقاعد کند که بپذیرد، و ادامه داستان ماجراهای بعدی را رقم می‌زند.

سال انتشار: 2016 کارگردان: Bala ژانر: Action، Drama، Musical نویسندگان: Bala، John Mahendran امتیاز: 5.5

راهنمای والدین தாரை தப்பட்டை

نقدها و نظرات

timesofindia (منتقد)

امتیاز: 5

کاوش‌های بالا در تاریکی سرشت انسان زمانی بهتر جواب داده که بستر محکمی داشته و جزء ذاتی پیرنگ بوده است. سیتان در فیلم پیتاماگان در گورستان بزرگ شده بود و به عنوان قاچاقچی مواد مخدر فعالیت می‌کرد، بنابراین سرنوشت تراژیک کسانی که به او نزدیک می‌شدند اجتناب‌ناپذیر بود. به همین ترتیب، همسافالی نابینا در فیلم نان کاداوال که مجبور به تکدگری می‌شود، به دنبال رستگاری خود است که در قالب آگهوری به نام رودران ظاهر می‌شود. اما وقتی او از این عنصر صرفاً به عنوان ابزاری در داستان استفاده می‌کند تا قصه را به پایان برساند، نتیجه غیرقابل‌باور از آب درمی‌آید؛ درست مثل فیلم آوان ایوان که در آن آدم‌بد داستان وارد زندگی شخصیت‌های اصلی می‌شود تا مسیر آن را عوض کند. فیلم «ثارای ثاپاتای» هم یک شرور به نام کاروپیای (با بازی آر.کی. سورش که اضافه‌شدن فوق‌العاده‌ای به فهرست آدم‌بدهای ترسناک فیلم‌های بالا است) دارد؛ شخصیتی که انگار فقط به این دلیل در داستان حضور دارد که بالا نمی‌تواند از داشتن پایانی غرق در خون دست بردارد. فیلم به زندگی ساناسی (ساسیکومار که بازی‌اش در حد قابل قبولی است) و سوراوالی (وارالاکشمی) می‌پردازد. ساناسی پسر سامی پولاوار (جی.ام. کومار، که کارش در فیلم آوان ایوان را تکرار می‌کند)، موسیقیدانی که حاضر نیست در هنر خود کوتاه بیاید، مشکلی با کمی تجاری بودن ندارد. سوراوالی رقاص اصلی گروه موسیقی محلی اوست که در جشنواره‌ها اجرا می‌کنند و به شدت عاشق او است. زندگی به اندازه کافی چالش‌برانگیز است، چرا که بیشتر برگزارکنندگان مراسم به این امید آن‌ها را رزرو می‌کنند که بتوانند با رقاص‌های زن همبستر شوند. بنابراین وقتی مادر سوراوالی از ساناسی می‌خواهد اجازه دهد دخترش با کاروپیای، مردی به ظاهر آرام، ازدواج کند، ساناسی با وجود عشقش به او، موافقت می‌کند. اما کمی بعد ساناسی متوجه می‌شود که سوراوالی را به جهنم فرستاده و تصمیم می‌گیرد انتقام بگیرد. بالا هرگز یک کارگردان بصری شیک نبوده، اما سبک فیلمسازی‌اش در این فیلم به طرز تکان‌دهنده‌ای زمخت است طوری که ممکن است آن را با یک فیلم درجه‌بدل اشتباه بگیرید. لحظه‌ای که کاروپیای با دست‌های به هم چسبا‌نده و خاکستر روی پیشانی‌اش ظاهر می‌شود، می‌فهمیم که قرار است موجودی شرور از آب دربیاید. بنابراین وقتی بعداً صحنه‌ای را می‌بینیم که در آن سیگاری می‌پیچد و آن را دود می‌کند، از لو رفتن گل‌درشت این قضیه به ذوق می‌خوریم. سپس پرش‌های داستانی اتفاق می‌افتند. یک لحظه می‌بینیم ساناسی برای اولین بار از سرنوشت سوراوالی باخبر می‌شود و در صحنه بعد، به خانه‌ای که او در آن نگهداری می‌شود یورش می‌برد، در حالی که مادرش ماه‌ها نتوانسته بود رد او را پیدا کند. حتی در سکانس اوج فیلم، در یک لحظه او را کتک‌خورده و زخمی می‌بینیم و در لحظه بعد، سر و کله‌اش همان جایی پیدا می‌شود که کاروپیای حضور دارد. خشونت حس سادیستی و چشم‌چرانانه‌ای دارد و ناخودآگاه از خود می‌پرسید که آیا بالا واقعاً نمی‌تواند به چیزی فراتر از چنین موقعیت‌هایی فکر کند؟ و درست مثل شخصیت سوراوالی در فیلم که تا نیمه اول پیش‌برنده داستان بود، در بیشتر نیمه دوم نادیده گرفته می‌شود. در عوض، با خرده‌داستانی درباره وضعیت اسفبار هنرمندان سنتی مواجه می‌شویم. اگر فیلم تا حدی جواب داده، بیشتر به لطف موسیقی فوق‌العاده ایلایاراجا (سکانس اوج داستان فقط به این دلیل هیجان‌انگیز است که موسیقی آن برقی بر تن آدم می‌داند)، بازی رها و بی‌قید و بند وارالاکشمی (او به شکلی جذاب اغراق‌آمیز است) و مهارت بالا در بیرون کشیدن طنز از دل رنج (نسخه‌های هرزه ترانه‌های فیلم که همه ستاره‌های بزرگ سینما را دست می‌اندازند کاری است که فقط از بالا برمی‌آید) است. اما ما داریم درباره فیلمسازی صحبت می‌کنیم که آثارش نسل فعلی فیلمسازان را احیا کرد، و مایه تاسف است که به نظر می‌رسد او تسلیم کلیشه‌ها شده است.

2016-02-01