Bright
در لسآنجلس، انسانها در کنار اورکها و الفها در دنیایی زندگی میکنند که موجودات فانتزی واقعاً وجود دارند. دیل وارد (Daryl Ward)، افسر پلیس LAPD، اولین پلیس انسانی است که یک اورک به نام نیک جاکوبی (Nick Jakoby) را به عنوان شریک خود دارد. وقتی وارد توسط یک اورک مورد اصابت گلوله قرار میگیرد و جاکوبی ضارب را دستگیر نمیکند، او شک میکند که آیا جاکوبی اجازه داده همنوعش فرار کند یا خیر. در حین گشتزنی، وارد و جاکوبی مردی را دستگیر میکنند که میگوید پیشگوییای وجود دارد و وارد برگزیده شده است. در همین حال، بخش بازرسی داخلی به وارد فشار میآورد تا حقیقت فرار ضارب را پیدا کند تا بتوانند جاکوبی را اخراج کنند. بخش جادویی FBI از مردی که متعلق به گروه تروریستی «سپر نور» است بازجویی میکند؛ گروهی که از «برایتها» محافظت میکنند تا برای بازگشت ارباب تاریکی که جهان را نابود خواهد کرد، آماده شوند. وارد و جاکوبی برای رسیدگی به یک آشوب فراخوانده میشوند و به یک خانه امن گروه سپر نور برخورد میکنند، جایی که الفی به نام تیکا را دستگیر کرده و چوبدستی جادویی او را ضبط میکنند. به زودی آنها میفهمند که تیکا توسط یک الف شرور و قدرتمند به نام لیلا و گروه تروریستیاش «اینفرنی» تحت تعقیب است؛ کسانی که در واقع سعی در زنده کردن ارباب تاریکی دارند. آنها باید از تیکا و چوبدستی محافظت کنند، در غیر این صورت جهان نابود خواهد شد. آنها چه خواهند کرد؟
سال انتشار: 2017 کارگردان: David Ayer ژانر: Action، Fantasy، Thriller نویسندگان: Max Landis امتیاز: 6.3نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
اونقدری که منتقدها میگن بد نیست. اما واقعاً فقط ارزش دیدن توی سرویسهای استریم رو داره. اصلاً نمیارزه براش برید سینما. ترکیبی از درام پلیسی خشن و فانتزی به سبک «ارباب حلقهها»ست. ایده جالبیه، اما اکثر شخصیتها خوب پردازش نشدن، مخصوصاً شخصیتهای منفی. فقط شخصیت اورک با بازی جوئل اجرتون (Joel Edgerton) یه شخصیت کامل و جذابه. اون بهترین بخش فیلمه.
2017-12-23
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
تقریباً یه فیلم عالیه، اما پایانبندیاش یه کم ناامیدکننده بود. ایدهاش فوقالعادهست: پلیسهای رفیق + دنباله «ارباب حلقهها». آدم انتظار یه فیلم اکشن سرگرمکننده و طنز رو داره، اما در عوض، «درخشان» (Bright) خیلی تاریک و عمیق از آب درمیاد. اول از همه درباره تبعیض نژادیه. درباره فساد پلیسه. درباره انتخابهای سخت و اعتماد به آدمهایی که ازشون خوشت نمیاد. و البته درباره نبرد خیر و شر.
اورکها نماد هر اقلیت تحتفشاری هستن. این یه تمثیل هوشمندانهست، هرچند یه کم تابلویه. چیزی که کمتر تابلویه، تصویر کردن الفهاست که به شکل آدمهای مغرور و فوقثروتمندِ «یکدرصدی» نشون داده شدن. اگه همیشه فکر میکردید الفهای ارباب حلقهها یه کم افادهای هستن، از این تغییر خوشتون میاد. ویل اسمیت مثل همیشه خوبه و نقش نسخه پیرتر و خستهترِ شخصیتش در فیلمهایی مثل «من، ربات» رو بازی میکنه. جوئل اجرتون در نقش اورک عالیه و نومی راپاس انگار به دنیا اومده تا نقش یه الف شرور رو بازی کنه.
متاسفانه بعد از کلی اکشن خشن که توسط آیر (Ayer) عالی کارگردانی شده، پایان فیلم شبیه کلیشههای فیلمهای اکشن میشه. پتانسیل خیلی بیشتری توی شخصیتها، سیاست و اون پسزمینه جادویی عجیب وجود داشت. من امیدوار بودم پایان فیلم بیشتر شخصیتمحور باشه، نه اینکه مثل فیلمهای دیسی (DC) سالهای اخیر، فقط به مشتزنیهای بیمغز ختم بشه. با این حال، «درخشان» ارزش دیدن داره. با اینکه در بعضی از اهداف بلندپروازانهاش شکست میخوره، اما در نهایت به یه فیلم پلیسی-رفاقتی سرگرمکننده تبدیل میشه که اونقدرها هم بد نیست.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
نود و نه بار از صد بار، وقتی نظرم با منتقدها فرق داره، میفهمم چطوری به اون نظرات متفاوت رسیدیم و به کارم ادامه میدم. اما حدوداً سالی یک بار، فیلمی میاد که وقتی میبینم اکثر مردم ازش بدشون میاد، تنها چیزی که به ذهنم میرسه اینه: «این دنیا واقعاً دیوونهست». آخرین بار سر فیلم «چپی» (Chappie) اینطوری شدم و امروز دوباره با «درخشان» (Bright) این حس بهم دست داد.
نمره نهایی: ۳.۵ از ۵ - واقعاً دوستش داشتم. شدیداً پیشنهاد میکنم براش وقت بذارید.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
همه چیز در مورد فیلم «درخشان» (Bright) یک دستاورد واقعی در افتضاح بودنه. برای فیلمی با یک دنیای خیلی جالب و یک ایده باحال، مکس لندیس، دیوید آیر و تیم بازیگری موفق شدن یک آشغال واقعی خلق کنن. بزرگترین مشکل، فیلمنامه افتضاح لندیس با بدترین دیالوگهایی هست که تا حالا شنیدم، به اضافه بازی ویل اسمیت و (اون چیزی که حدس میزنم) بداههگوییهای روی مخش.
تکتک بازیگرها افتضاح کار کردن، اما من حداقل نصفش رو تقصیر لندیس میدونم. تمام دیالوگها خیلی خشک و مصنوعی هستن و پیرنگ کلی پر از حفرهست؛ خیلی کنده، غرق در مزخرفاته و پیامهای اجتماعیاش رو خیلی ناشیانه و مستقیم تو چشم بیننده فرو میکنه. ویل اسمیت بازیگر واقعیه و مهارت داره، دو بار نامزد امی و پنج بار نامزد گلدن گلوب شده و با اینکه چند تا نقطه ضعف توی کارنامهاش داره، معمولاً کارش رو خوب انجام میده. اما بازیش توی «درخشان» عملاً فقط خودِ ویل اسمیته که منحصراً با ارجاعات فرهنگ عامه حرف میزنه (که سوالات زیادی درباره دنیای فیلم ایجاد میکنه [مثلاً شرک توی دنیایی وجود داره که انسانها و اورکها هزاران ساله کنار هم زندگی میکنن؟]) و مدام فحش میده. حدس میزنم کسی نخواسته ویل اسمیت رو ناراحت کنه و گذاشتن هر تیکه احمقانهای که میخواد بندازه، اما کاملاً مشخصه که هیچکدوم از سازندههای فیلم ذرهای اهمیت ندادن.
هر چقدر هم که فیلمنامه و داستان بد باشن (که گواهی بر توانایی لندیس در شکنجه دادن مخاطبه)، تقریباً غیرممکنه که بشه از جلوههای ویژه کامپیوتری و طراحی مبارزات افتضاح گذشت. انفجارها و پاشیدن خون در حد کیفیت «ویندوز مووی میکر» هست و صحنههای مبارزه بزرگ اصلاً معنی ندارن و خیلی تنبلانه و گیجکننده طراحی شدن. این فیلم اونقدر احمقانهست که حتی نمیتونه قوانین خودش رو رعایت کنه. تعلیق ناباوری فقط زمانی جواب میده که فیلم در چارچوب دنیای خودش کار کنه. هر ۱۵ دقیقه، «درخشان» کاری میکنه که یا بیمعنیه یا قوانین خودش رو نقض میکنه.
نمیخوام زیاد وارد جزئیات بشم که داستان لو نره، اما بخش بزرگی از فیلم درباره شکار و محافظت از یک چوبدستی جادوییه. در دنیای این فیلم، فقط یک «برایت» (Bright) میتونه چوبدستی رو نگه داره. اگه هر کسی که برایت نیست بهش دست بزنه، فوراً منفجر میشه. ظاهراً هیچ راهی هم برای فهمیدن اینکه کسی برایت هست یا نه وجود نداره جز اینکه چوبدستی رو بگیره و ببینه میترکه یا نه! و جوری نشون میدن که انگار برایتها خیلی کمیابن. خب با این اوصاف، چرا همه فکر میکنن برایت هستن و سعی میکنن چوبدستی رو بگیرن؟ حتی یکی از شخصیتهای فرعی موفق میشه این کار رو بکنه و با اینکه تبدیل به ژله نمیشه، اما اصلاً منطقی نیست که اون برایت باشه.
«درخشان» هیچ منطقی نداره و به راحتی یکی از بدترین فیلمهایی هست که تا حالا دیدم. از نظر فنی، فیلمبرداری و دکورها بد نیستن، تجهیزات صدا هم کار میکنه و درست میکس شده، اما این تنها جاییه که فیلم میتونه امتیاز بگیره. احمقانهست. احمقانه و خنگ، و اصلاً معنی نداره. من معمولاً ۹۵ درصد مواقع با نظر منتقدها مخالفم، اما اینجا باید باهاشون موافق باشم. من فیلمهای علمی-تخیلی، اکشن و فانتزی ضعیف رو دوست دارم؛ من واقعاً از «جوخه انتحار» (همکاری قبلی دیوید آیر و ویل اسمیت) خوشم میاد، اما از «درخشان» هیچ چیز مثبتی نگرفتم. مگر اینکه دنبال فیلمی بگردید که وقتی با دوستاتون مست هستید مسخرهاش کنید، وگرنه ازش دوری کنید؛ افتضاحه. افتضاح.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
گاهی اوقات دوستات میگن «فقط برو فیلم رو ببین و لذت ببر، زیاد به داستان گیر نده». من این کار رو برای فیلم باند ۲۰۲۱ امتحان کردم، ولی جواب نداد. اما بعد از اینکه کلی از این فیلم لذت بردم و با حال خوب از پای فیلم بلند شدم، از دیدن انتقادها تعجب کردم. بعضی از نقدها منطقیه: داستان پیشزمینه توضیح داده نمیشه، و چرا اورکها مورد تنفرن در حالی که ۱۰۰۰ سال پیش یک اورک بود که همه رو برای غلبه بر ارباب تاریکی متحد کرد؟ با این حال، این فیلم یک نمایش منحصربهفرد و فوقالعاده بود و در قلبش یک قهرمان اورک داشت که با وجود طرد شدن، نجیب، صادق، شجاع و دوستداشتنی بود. ویل اسمیت هم در نقش یک قهرمانِ بیمیل عالی بود. اکشن فیلم شدید بود اما هرگز خستهام نکرد. و به خاطر معصومیتِ بافضیلتِ اورک، به بهترین شکل خندهدار بود. برای من که جواب داد و شدیداً پیشنهادش میکنم.
2022-01-02
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
خب، آدم حس میکنه که این کار به عنوان یک سریال بهتر جواب میده. اما این حس رو هم داری که مثل همه سریالهای خوبی که شبکههای علمی-تخیلی میسازن، نتفلیکس هم فقط تا جایی اجازه میده پخش بشه که بهش وابسته بشی و بعد کنسلش میکنه... پس شاید بهتره که فقط یک فیلم تکقسمتی باشه.
نکته منفی اینه که حداقل معرفی ویل اسمیت در فیلم خیلی شبیه به فیلم «روز استقلال» (ID4) هست و این یه کم آزاردهندهست... این حس رو میده که «من قبلاً این رو دیدم» و این حس در طول فیلم باقی میمونه چون به نظر میرسه شبیه فیلمهای دیگهایه که فکر میکنی قبلاً دیدی... اما دقیقاً یادت نمیاد کجا.
خبر خوب اینه که تیتراژ شروع هم همین کار رو میکنه و به شکلی عالی دنیای فیلم رو میسازه. از همون اول حس و حال گنگستری لسآنجلس دهه ۹۰ رو میده و با روابط نژادی بازی میکنه بدون اینکه مستقیماً به نژادهای واقعی اشاره کنه (که این کار رو فقط مارول با استفاده از جهشیافتهها بهتر انجام داده). همه اینها باعث میشه فیلم خیلی آشنا به نظر برسه. حس میکنی قبلاً دیدیش و این هم نقطه قوته و هم نقطه ضعف. اما در نهایت بیشتر نقطه قوته چون این حس که کاملاً جدید نیست، در واقع کمک میکنه درگیر فیلم بشی. کمک میکنه ناباوریات رو کنار بذاری تا کاملاً این دنیای جدید رو باور کنی که جادو در اون واقعیه، حداقل تا زمانی که تیتراژ پایانی بیاد.