I, Tonya
تونیا هاردینگ (Tonya Harding) که در محلهای فقیرنشین در پورتلند بزرگ شده، یک اسکیتباز نمایشی بااستعداد است که علیرغم تواناییهای ورزشی ذاتیاش، هرگز به طور کامل در جامعه اسکیتبازان پذیرفته نشد؛ چرا که تصویر او با آن معیار اصالت، وقار و ثروتی که این جامعه سعی در نمایشش داشت، همخوانی نداشت. او با وجود موفقیتهایی مثل قهرمانی ملی، مدالآوری در مسابقات جهانی، حضور در المپیک و تبدیل شدن به اولین زن آمریکایی که حرکت «تریپل اکسل» را در مسابقات اجرا کرد، بیشتر به خاطر ماجرای جنجالی «حادثه» شناخته میشود: حمله به پای رقیبش نانسی کریگان (Nancy Kerrigan) در ۶ ژانویه ۱۹۹۴؛ کسی که برخلاف تونیا، دقیقاً همان تصویری بود که جامعه اسکیتبازی به دنبالش میگشت. دخالت در این حادثه باعث شد تونیا برای همیشه از شرکت در مسابقات اسکیت نمایشی محروم شود. این فیلم داستان زندگی تونیا را از چهار سالگی و شروع اسکیتبازی تا پیامدهای آن حادثه به تصویر میکشد. علاوه بر خود تونیا، افراد کلیدی زندگیاش هم دیدگاههای خود را درباره نقششان در زندگی او بیان میکنند. اگرچه آنها ممکن است در مسائل کلی (مثل وقوع حادثه) همنظر باشند، اما در جزئیات خاطراتشان تفاوتهای فاحشی دارند. این افراد عبارتند از: مادرش لاوونا گلدن (Lavona Golden) که با وجود پرداخت هزینههای سنگین کلاسها، از نظر جسمی و عاطفی با او بدرفتاری میکرد؛ دایان رالینسون (Diane Rawlinson) اولین مربی او؛ جف گیلولی (Jeff Gillooly) همسر اولش که رابطهای پرتلاطم داشتند؛ شاون اکارت (Shawn Eckardt) بادیگارد تونیا و دوست جف؛ و مارتین مدوکس (Martin Maddox) خبرنگار ورزشی که روایتی از نگاه رسانهها ارائه میدهد.
سال انتشار: 2017 کارگردان: Craig Gillespie ژانر: Biography، Comedy، Drama نویسندگان: Steven Rogers امتیاز: 7.5نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
راستش هیچ پیشزمینهای برای دیدن این فیلم نداشتم، چون جز بازیگرها و البته خود داستان (که تو دهه ۹۰ بمب خبری بود) چیز زیادی ازش نمیدونستم؛ اما در نهایت با یه فیلم زندگینامهای (بیوپیک) طرف شدم که با وجود یه سری نقصها، به شدت سرگرمکننده بود. سبک و لحن فیلم یه چیزی تو مایههای کارهای برادران کوئن بود، ولی اون بخشهای مصاحبهاش حس کارهای کریستوفر گست رو میداد و موسیقی متن هم در حد کارهای پل توماس اندرسون بود. المانهای سینمایی زیادی داشت ولی در کل یه فیلمیه که مخاطب عام رو کاملاً راضی میکنه.
البته دو تا مشکل اساسی با فیلم داشتم. اول موسیقی متن؛ با اینکه پر از آهنگهای کلاسیک بود، ولی خیلی وقتها حس میکردم به صحنه نمیخوره یا اصلاً نیازی بهش نیست. برای داستانی که تو دهه ۹۰ اتفاق میافته، استفاده از آهنگهای دهه ۷۰ انتخاب عجیبی بود. خیلی از آهنگها هم تو لحظات عجیبی پخش میشدن و گاهی زیادی مستقیم بودن؛ مثلاً آهنگ «خداحافظ غریبه» از گروه سوپرترمپ دقیقاً وقتی پخش میشه که جف و تونیا برای اولین بار از هم جدا میشن.
مشکل دومم شکستن دیوار چهارم بود. این اتفاق شاید ۱۰ بار تو فیلم میافته، ولی هیچ ارزش افزودهای نداشت و حتی تمرکزم رو از داستان پرت میکرد. با این حال، نقطه قوت فیلم طنز واقعاً هوشمندانهاشه. انتظار داشتم به خاطر مسخره بودن خودِ ماجرا چند باری بخندم، ولی شوخیها خیلی پختهتر از این حرفها بود. نیمه دوم فیلم شبیه داستانهای جنایی «فارگو» طور میشه که خیلی خوب جواب داده. بازیها هم عالیه، مخصوصاً آلیسون جنی که طبق معمول کل صحنه رو مال خودش میکنه و مارگو رابی. تا حالا مارگو رابی رو اینطوری ندیده بودم؛ به نظرم این اولین نقش جدی و سنگینش بود که اجازه داد تمام تواناییهای بازیگریش رو نشون بده. بامزه، جذاب و جسور بود و معلومه که حسابی برای نقش مایه گذاشته. واقعاً تحت تأثیر قرار گرفتم.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یه داستان فوقالعاده و حالخوبکن با فاز ضد سیستم. فیلم قضاوت شما رو درباره اتفاقات اون زمان به چالش میکشه و چند تا صحنه تکاندهنده هم داره (مثل پوشش خبری او.جی سیمپسون یا خون تف کردن تونیا). در ضمن، به شدت هم خندهداره.
2018-01-01
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
حالا که فقط یک هفته تا اسکار مونده و المپیک زمستانی ۲۰۱۸ هم در حال برگذاریه، بهترین وقت بود که بالاخره فیلم «من، تونیا» رو ببینم؛ فیلمی که مارگو رابی برای بازی در اون اولین نامزدی اسکار بهترین بازیگر زن رو گرفت. سال ۲۰۱۷ بیوپیکهای زیادی داشت که خیلیهاشون هم تو فصل جوایز مطرح شدن، و من تقریباً با همهشون یه مشکل مشترک داشتم: اینکه بیشتر درباره «چیستی» ماجرا بودن تا «کیستی» آدمها. اما «من، تونیا» کاملاً برعکس عمل میکنه و فیلمی رو بهمون نشون میده که حس میکنم واقعاً شخصیتهاش رو شناختم. حالا اینکه این شخصیتها چقدر به واقعیت نزدیک هستن یه بحث دیگهست، ولی به عنوان خودِ فیلم، از این نگاهی که به زندگی این اسکیتباز آمریکایی داشت خیلی راضی بودم.
نمره نهایی: ۳ ستاره از ۵ - خوشم اومد. پیشنهاد میکنم حتماً ببینید.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلم «من، تونیا» یه اثر زندگینامهای جذاب و سرگرمکنندهست. مارگو رابی تقریباً تو هر نقشی که بازی میکنه عالیه و اینجا هم استثنا نیست. بازیش در نقش تونیا رو واقعاً دوست داشتم، هرچند چند جا لحن صدای «هارلی کوئین»ش لو میرفت ولی به نقش میومد. جولیان نیکلسون در نقش مادر تونیا عالی بود؛ اون رفتار سرد و بیرحمانهاش خیلی تیز و در عین حال خندهدار از آب دراومده بود. سباستین استن هم فوقالعادهست، اون خشم و احساسات خامی که نشون میداد واقعاً آدم رو جذب میکرد. برای فیلمی که مثلاً کمدی-بیوپیک بود، من خیلی نخندیدم، ولی اصلاً مشکلی نیست چون لحن فیلم به اندازه کافی سبک بود که ازش لذت ببرم. انتخاب موسیقی هم در طول فیلم عالی بود.
امتیاز: ۹۰٪ - نظر نهایی: عالی
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«من، تونیا» یه بیوپیک کنجکاویبرانگیزه که با یه روش تازه و منحصربهفرد روایت شده و هر عشقِ سینمایی ازش لذت میبره. کارگردان، کریگ گیلسپی، یه داستان واقعی و باورنکردنی رو برداشته و با یه انرژی دیوانهوار روایتش کرده که باعث شده جنونِ داستان تونیا هاردینگ حتی بیشتر به چشم بیاد. مصاحبههای مستندگونه فیلم، ما رو بیشتر به عمق ذهن آشفته شخصیتها میبره و با استفاده از راویهای غیرقابلاعتماد، مخاطب رو مجبور میکنه که به تکتک لحظات شک کنه. سکانسهای رویایی یا فرضی که روایتهای عمومی از زندگی تونیا رو بزرگنمایی میکردن، خیلی دوست داشتم. راستش فکر نمیکردم از فیلم خوشم بیاد، ولی بازی خیرهکننده مارگو رابی و سبک خاص روایت داستان، نظرم رو کاملاً عوض کرد.
2022-11-23
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
با اینکه ستارههای اصلی فیلم مارگو رابی (که خیلی ورزشکارانه و متقاعدکننده ظاهر شده) و سباستین استن هستن، اما به نظرم آلیسون جنی در این درام درباره اوج و سقوط تونیا هاردینگ معرکه بود. اون نقش مادری (لاوونا) رو بازی میکنه که بیرحمانه دخترش رو به سمت موفقیت در زمین یخ هل میده، چه دخترش بخواد و چه نخواد. مادری که همیشه سیگار گوشه لبشه، فحش میده، تهدید میکنه و با هر ترفندی میخواد این دختر رو به تیم المپیک آمریکا برسونه. در این مسیر، تونیا عاشق یه پسر محلی به اسم جف (استن) میشه که انگار کمی خنگه. ازدواجشون اولش خوبه ولی کمکم به یه رابطه پر از خشونت تبدیل میشه که بازتابی از همون تربیت خشن خودش بود. البته مسئولین ورزش اسکیت هم زیاد از این دخترِ بیشیلهپیله و خشن خوششون نمیاومد و رقیبش نانسی کریگان رو ترجیح میدادن. همون ماجرای معروف حمله به نانسی که باعث مصدومیتش شد و تقصیرش گردن هاردینگ افتاد، عملاً دوران حرفهای اون رو به باد داد. فیلم با یه سبک مستندگونه جذاب روایت میشه که سه شخصیت اصلی هر کدوم روایت خودشون رو دارن. این سبک خیلی خوب جواب داده و گاهی هم کمدی جالبی ایجاد میکنه چون نقصها و ویژگیهای هر سه نفر رو نشون میده. با پیشرفت داستان، فیلم شما رو وادار میکنه که چند بار در قضاوتتون درباره شخصیتها تجدیدنظر کنید. صحنههای اسکیتبازی خیلی زیاد نیست، فیلم بیشتر یه ملودرامِ تاریکه که در نهایت به شکلی تموم میشه که حتی تو داستانهای تخیلی هم نمیشه لنگهاش رو پیدا کرد. دو ساعت فیلم خیلی سریع میگذره و به خوبی لایههای زیرین ورزشی رو نشون میده که در ظاهر خیلی باکلاس و باوقاره، اما در باطن یه دنیای بیرحمه.
2024-12-30