نیروی اهریمنی اش
سریال «نیروی اهریمنی او» (His Dark Materials) یکی از برترین آثار داستانی تخیلی قرن بیستم برای کودکان و بزرگسالان است. در فصل «سپیده شمالی»، ما با لایرا (Lyra) آشنا میشویم؛ یتیمی که در دنیایی موازی زندگی میکند که در آن علم، الهیات و جادو با هم گره خوردهاند. جستجوی لایرا برای یافتن دوست ربودهشدهاش، از یک توطئه شوم درباره کودکان دزدیدهشده پرده برمیدارد و به تلاشی برای درک پدیدهای مرموز به نام «غبار» تبدیل میشود. در فصل «خنجر ظریف»، ویل (Will) به او میپیوندد؛ پسری که خنجری در دست دارد که میتواند دریچههایی بین جهانهای مختلف باز کند. همانطور که لایرا حقیقت را درباره والدینش و سرنوشت پیشگوییشدهاش میفهمد، این دو جوان درگیر جنگی علیه قدرتهای آسمانی میشوند که در جهانهای بسیاری جریان دارد و در فصل «دوربین جاسوسی کهربایی» به پایانی هیجانانگیز ختم میشود.
سال انتشار: 2019–2022 کارگردان: ژانر: Adventure، Drama، Fantasy نویسندگان: Jack Thorne امتیاز: 7.7نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
اگه از خوندن نقدهای بدون اسپویل من لذت میبرید، لطفاً وبلاگم رو دنبال کنید. این نقد از طرف کسیه که هیچچی از فیلم «قطبنمای طلایی» (The Golden Compass 2007) یادش نیست و کتابها رو هم نخونده. این سریال مثل «واچمن» (Watchmen) تبلیغ نشده بود که نیاز به دانش قبلی از دنیای داستان داشته باشه. بنابراین باید بتونه روی پای خودش بایسته... و واقعاً هم همینطوره، هرچند در طول مسیر، مخصوصاً در ابتدا، کمی با چالش روبرو میشه. من چیزی رو که توی تریلرها نبوده اسپویل نمیکنم، پس خیالتون راحت.
اگه یه چیز باشه که هیچکس نتونه از فصل اول «نیروی اهریمنی او» ایراد بگیره، تیم بازیگری بینقصشه. دفنی کین (Dafne Keen) انتخابی عالی برای نقش لایرا بلاکوا (Lyra Belacqua) است. اون هم معصومیت یه بچه رو داره و هم اراده و شجاعتی که شخصیتش نیاز داره. قطعاً اون کسیه که مسئولیت پیش بردن داستان رو به دوش میکشه. سفر اون پر از موانع، درگیریهای عاطفی و کلی ماجراجوییه که با جلوههای بصری زیبا جذابتر شده و هرچی به پایان فصل نزدیک میشیم، بهتر هم میشه. من توی فیلم «لوگان» (Logan 2017) عاشقش بودم، اینجا هم همینطور.
جیمز مکآووی (James McAvoy) یکی از بازیگرای محبوب منه و اگه دنیا عادلانه بود، تا حالا چندتا نامزدی اسکار داشت. اون در نقش لرد آزریل (Lord Asriel) حضور خیلی زیادی نداره (یه حرکت تبلیغاتی از HBO که از یه بازیگر تحسینشده برای جذب مخاطب استفاده کنه)، اما در قسمت اول که باید اطلاعات زیادی به بیننده داده بشه، حضورش حیاتیه. قسمتی که میتونست به خاطر حجم اطلاعات خستهکننده باشه، تبدیل به یه معرفی خیلی خوب برای مفاهیم و قوانین سریال میشه. البته گول حرفام رو نخورید: لرد آزریل یه شخصیت کلیدی در این فصله و همینطور هم باقی میمونه.
بقیه بازیگرا هم فوقالعادهان. دمش گرم لین-مانوئل میراندا (Lin-Manuel Miranda) در نقش لی اسکورسبی (Lee Scoresby) که با چندتا شوخی بهجا و لازم، فضای گاهی بیش از حد دراماتیک رو تلطیف میکنه. صداپیشگی دیمونها هم عالیه. اما روث ویلسون (Ruth Wilson) در نقش ماریسا کولتر (Marisa Coulter) گوی سبقت رو از همه، حتی مکآووی و دفنی میدزده. اگه برای بازی درخشانش نامزد جایزه بشه، اصلاً تعجب نمیکنم. چشماش خیلی حرف برای گفتن دارن و حرکاتش به طرز خیرهکنندهای شبیه دیمونشه. جزئیات کوچیکی که شاید بعضیا بهش اهمیت ندن، اما روث واقعاً ۲۰۰ درصد توانش رو برای نقش گذاشته.
بدیهیه که چون این یه سریال HBO هست، سطح تولید خیلی بالاست. عجیبه که جلوههای بصری اولش اونقدرها خوب شروع نمیشه. قسمتهای اول پر از پرده سبزهای تابلوعه، مخصوصاً در نماهای باز. اما از قسمت چهارم به بعد، انگار یکی دیگه اومده سر کار و CGI کلاً خیلی بهتر شده. دیمونها در طول کل فصل عالی هستن، اما در قسمتهای اول انگار یه جورایی از نشون دادن واضحشون خودداری میشه. وقتی لایرا وارد عمق سفرش میشه، مناظر و دکورها خیرهکننده به نظر میرسن و فیلمبرداری هم عالیه. در نهایت، خرسها همونطور که انتظار میرفت، از نظر بصری فوقالعادهان.
لورن بالف (Lorne Balfe) یه تم اصلی فوقالعاده ساخته، اما موسیقی متنش طوری به سریال غنا میبخشه که نمیتونم از گوش دادنش دست بکشم. موسیقی بیشتر اوقات ظریفه، اما وقتی لازمه اون حس هیجان عاطفی رو منتقل کنه، ملودیهای حماسی لازم رو داره. من اخیراً طرفدار کاراش شدم، پس بهش بابت یه موسیقی متن موفق دیگه تبریک میگم.
متأسفانه، مشکلاتی هم با این فصل دارم. بزرگترینش مربوط به یه خط داستانی فرعی بزرگه که نمیتونم زیاد بازش کنم. فقط میتونم بگم اونقدر از داستان اصلی جداست که انگار یه سریال کاملاً متفاوت با شخصیتهای متفاوته. میدونم قراره به جایی برسه که خیلی مهم بشه، اما در این فصل... حتی با یه اتفاق بزرگ، چرخش داستانی یا پایان تعلیقآمیز تموم نشد. اونقدر از دنیای لایرا و ماموریتش دوره که ریتم سریال رو بهم میزنه. این موضوع باعث شده ریتم سریال خیلی نوسان داشته باشه. فصل ریتم آرومی داره که من وقتی به شخصیتپردازی کمک میکنه دوسش دارم، اما وقتی از روایت اصلی به اون داستان فرعی سوییچ میکنه، انگار یه لایه «کندی» اضافه به ریتمِ از قبل ثابتش اضافه میشه. این نه به جذابیت سریال کمک میکنه و نه داستان رو به شکل موثری جلو میبره. امیدوارم فصل بعد این دوتا روایت یه جوری به هم نزدیک بشن، چیزی که انتظار داشتم قبل از فینال فصل اول اتفاق بیفته.
علاوه بر این، جلوههای بصری توی قسمتهای اول واقعاً خوب نبودن. تا قسمت چهارم طول میکشه تا وارد یه ماجراجویی واقعی بشیم، که ممکنه باعث بشه بعضیا قبل از اون بیخیال سریال بشن. پیشنهاد میکنم این کار رو نکنید. ممکنه شروعش کند باشه، اما وقتی داستان اصلی ریتمش رو پیدا میکنه، دیگه نمیشه جلوش رو گرفت. هر قسمت از قبلی بهتر میشه و در نهایت به یه فینال شوکهکننده ختم میشه که بهترین لحظات کل فصل رو داره.
در کل، «نیروی اهریمنی او» پتانسیل این رو داره که به یکی از بزرگترین سریالهای HBO تبدیل بشه. اگه درست پیش بره، واقعاً میتونه پیشرو باشه. داستان واقعاً جذاب و درگیرکنندهای داره که با جلوههای بصری زیبا پر شده، حتی اگه این جلوهها توی قسمتهای اول کامل نباشن. از طراحی صحنه فوقالعاده گرفته تا موسیقی پدیده لورن بالف، همه کارگردانها با نویسندگی جک تورن (Jack Thorne) کارشون رو خوب انجام دادن. با این حال، تلاش تورن برای ایجاد تعادل بین روایت اصلی و یه داستان فرعی بیش از حد متفاوت، تمرکز سریال رو بهم میزنه و ریتم رو نامنظم میکنه. خوشبختانه، تیم بازیگری عالی با رهبری دفنی کینِ خوب و روث ویلسونِ حتی بهتر، میتونن سریال رو به ساحل آرامش برسونن. تا اینجا که خوب بوده، اما من تا فصل بعد صبر میکنم تا ببینم آیا «آلیتیومتر» راه حلی برای مشکلات این فصل داره یا نه... نمره: B
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**نقد فصل اول:** فصل اول «نیروی اهریمنی او» (His Dark Materials) یه تجربه تماشای لذتبخشه. اول از همه، جلوههای ویژه این سریال معرکهست. حیوونها و دیمونها فوقالعاده به نظر میرسن، مخصوصاً برای استانداردهای تلویزیون. این چیزیه که من بیشتر از همه در موردش دوست دارم. فیلمبرداری هم در سطح بالاییه. از نظر بازیگری هم خوبه. راحت میشه دید که دفنی کین (Lyra) استعداد عجیبی داره، اون در اکثر صحنهها تاثیرگذاره - هرچند در چند لحظه بازیش بینقص نیست، مثلاً وقتی توی قسمت دوم یه چیزی رو میفهمه، اما انتظار هم نداشتم بینقص باشه؛ قطعاً بهترین بازیگرِ میدونه و فقط بهتر هم خواهد شد. شاید فکر کنید جیمز مکآووی (Asriel) رو فراموش کردم یا نادیده گرفتم. البته که اون ستاره اصلیه اما به ندرت حضور داره، کلاً توی سه قسمت هست. همون دفعاتی هم که میبینیمش، مشخصاً عالیه. به جز کین و مکآووی، روث ویلسون (Marisa) و آن-ماری داف (Ma) رو هم داریم - من تازگی با این دوتا از طریق سریالهای «لوتر» و «مسمومیتهای سالزبری» آشنا شدم، هر دو اینجا خوب هستن. بقیه هم مثل جیمز کازمو (Farder)، لوسین مساماتی (John) و لین-مانوئل میراندا (Lee) توی نقشهاشون دوستداشتنیان. هلن مککروری (Stelmaria) هم هست، اما راستش رو بخواید تا وقتی داشتم این نقد رو تایپ میکردم متوجه حضورش نشده بودم. ریتم چهار قسمت اول یه جورایی برام عجیب بود، چند باری حس کردم داستان داره کش میاد. خوشبختانه نیمه دوم این سریال هشت قسمتی خیلی بهتره. تیتراژ شروع هم عالیه. مشتاقم فصل دوم رو ببینم.
2020-10-08
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**_فصل ۲_**
**نقد اولیه (بر اساس پنج قسمت اول فصل که در اختیار رسانهها قرار گرفت)**
HBO با سریالی برگشته که قرار بود جایگزین موفقیت عظیم «بازی تاج و تخت» بشه. فصل اول «نیروی اهریمنی او» شروع خوبی بود، اما داستانهای پیچیده و لایهلایهاش اونقدرها خوب با هم ترکیب نشدن. این یه روایت خیلی سنگینه که جک تورن (تنها نویسنده فصل اول) برای درآوردنش کمی به مشکل خورده بود. حالا اون نه تنها فرانچسکا گاردینر، سارا کوینترل، نامسی خان و لیدیا آدتونی رو برای کمک در نوشتن قسمتها آورده، بلکه فرانچسکا کل قسمت پنجم رو هم خودش نوشته. فصل قبل پنج تا کارگردان مختلف داشت، در حالی که این فصل جیمی چایلدز و لیان ولهام کنترل کل فصل رو بر عهده دارن. پس قبل از اینکه برم سراغ خود نقد، یه توضیح کوچیک بدم: این واقعاً یه *** نقد بدون اسپویل برای فصل دومه، اما ممکنه به اسپویلهای فصل اول اشاره کنه ***. من همچنین تریلر رسمی این فصل رو به عنوان راهنمای اطلاعات عمومی مخاطب از داستانی که قراره در هفت قسمت آینده روایت بشه، در نظر گرفتم؛ از جمله اینکه کدوم بازیگرا/شخصیتها حضور دارن و فرض اولیه هر داستان چیه.
با این اوصاف، انتظاراتم برای ادامه ماجراجویی لایرا و ارتباطش با اون پیشگویی معروف، در حد متوسط رو به بالا بود. من پنج قسمت اول رو توی یه بعدازظهر پشت سر هم دیدم... این یعنی چی؟ یعنی فصل دوم «نیروی اهریمنی او» به شدت گیراست. معمولاً سعی میکنم نسخههای رسانهای رو مثل بقیه مخاطبا وقتی سریال پخش میشه ببینم، اما زمان باهام یار نبود و مجبور شدم به جای روزی یکی دو قسمت، همه رو با هم ببینم. این روش اصلاً خستهکننده نبود، بلکه برعکس. هر قسمت یا پر از اکشنه یا تصمیمات داستانی تاثیرگذاری داره که باعث میشه داستان رو به جلو حرکت کنه. به جز یه خط داستانی فرعی که به نظر بیاهمیت میاد (بهش میرسم)، هر شخصیت یه داستان هیجانانگیز داره که روی روایت اصلی تاثیر میذاره.
برخلاف فصل قبل که لایرا تقریباً تنها شخصیتی بود که ریتم سریال رو کنترل میکرد، این فصل به بقیه شخصیتها هم کارهای مهمی برای انجام دادن میده، مخصوصاً ویل پری (Will Parry) و یه شخصیت جدید از دنیای ویل، یعنی دکتر مری مالون (Simone Kirby). ویل و لایرا ناگزیر با هم روبرو میشن و با هم همکاری میکنن تا بفهمن چه رازهایی در دنیای جدیدی که در پایان فصل قبل بهش سفر کردن، نهفتهست. رابطهشون مراحل لازم برای شکلگیری و تکامل رو طی میکنه و کلید موفقیت این فصله. به عنوان قهرمانهای داستان، دفنی کین و امیر ویلسون شیمی خیلی خوبی با هم دارن، که اگه سریال بخواد مخاطب اون پیوند قوی بینشون رو حس کنه، این موضوع حیاتیه. نقش ویل این فصل خیلی تاثیرگذارتره، شاید حتی بیشتر از لایرا.
اگه فصل اول یه معرفی خوب و آروم برای دنیایی بود که فیلیپ پولمن در رمانهاش خلق کرده، فصل دوم منبعی از اطلاعات جدید و مهم نه تنها درباره شخصیتها، بلکه درباره قوانین «چندجهانی» هست. از سفر بین جهانها گرفته تا یه ماموریت شوکهکننده با شیئی به اهمیت آلیتیومتر، و اولین حضور جان پری (Andrew Scott) و جستجوی بیامان خانم کولتر برای دخترش؛ با این حال من هنوز فکر میکنم خط داستانی دکتر مری مالون مهمترین بخش فرعی کل سریاله. به عنوان یه مهندس، علم همیشه برای من حوزه جذابی بوده و هست. سیمون کیربی در نقش این فیزیکدان عالیه. تحقیقات دانشگاهی فعلی اون و ارتباط گذشتهاش با مذهب در نهایت منجر به کشفی میشه که بازی رو عوض میکنه.
با وجود اینکه نویسندگی کل فصل هنوز روی توضیحات غیرضروری و دیالوگهای ساده تمرکز داره، اما لحظات بزرگ همگی عالی از آب دراومدن. هر قسمت به طرز قابل توجهی درگیرکنندهست و همهشون طوری تموم میشن که بیننده بلافاصله تشنه قسمت بعد میشه. اکشن همیشه حضور داره، پس منتظر موقعیتهای نفسگیر و نتایج غافلگیرکننده باشید.
در مورد بازیگرا، دفنی کین مشخصاً پیشرفت کرده، حتی با اینکه فیلمبرداری فصل دوم رو بلافاصله بعد از فصل اول شروع کرده بود. اون هم مثل امیر ویلسون، الان احساسات و بیان خیلی قویتری دارن، اما امیر هنوز باید بیشتر تلاش کنه. تعاملاتشون حداقلش اینه که سرگرمکنندهست. روث ویلسون ستاره فصل قبل بود و همچنان استعداد انکارناپذیرش رو در نقش خانم کولترِ تهدیدآمیز و ترسناک ثابت میکنه (که همیشه من رو درباره نیتهای واقعیاش به شک میندازه). آریون باکاره در نقش لرد کارلو بوریال حضور بیشتری داره و کلی دردسر برای قهرمانهای ما درست میکنه، برخلاف دکتر مری مالون که به لایرا (و بینندهها) کمک میکنه تا بفهمن چرا اسم سریال «نیروی اهریمنی او» هست و خیلی چیزای دیگه. این چهار شخصیت چرخدندههای این فصل هستن و بیشتر زمان هر قسمت با اونها میگذره. داستانهای خودشون روایت اصلی رو شکل میده.
با این حال، معتقدم دوتا خط داستانی فرعی دیگه اگه توی دو قسمت آخر درست استفاده نشن، میتونن به فصل ضربه بزنن. یکی لی اسکورسبی (Lin-Manuel Miranda) هست که در نهایت به جان پری ملحق میشه. داشتن بازیگرای خیلی معروف توی یه سریال تلویزیونی برای جذب مخاطب عالیه، اما ممکنه یه ترفند تبلیغاتی گمراهکننده باشه. مثلاً جیمز مکآووی توی فصل اول فقط توی دو قسمت ظاهر شد و توی این فصل اصلاً خبری ازش نیست (هرچند میدونم که ظاهراً کرونا باعث شد یه قسمت مستقل درباره لرد آزریل فیلمبرداری نشه). شرایط مشابهی برای لین-مانوئل میراندا هم هست که با اینکه داستان فرعی مهمی داره، اما زمان حضورش در صحنه به طرز تأسفباری کوتاهه.
خط داستانی دیگه مربوط به جادوگرها و مجستریوم هست. روتا گدمینتاس در نقش سرافینا پکالا عالیه، اما کل این درام جنگی با مجستریوم فقط نقش پرکننده داستان رو داره، حداقل تا الان. من این داستان رو در مقایسه با بقیه اتفاقات جذاب ندیدم، هرچند بعضی از بهترین جلوههای بصری و فیلمبرداری کل سریال اینجا نمایش داده میشه.
از نظر فنی، HBO به ندرت ناامید میکنه و تیم تولید پر از آدمهای فوقالعاده ماهره. جوئل دولین و دیوید هیگز مسئول فیلمبرداری زیباش هستن و فضایی سینمایی ایجاد کردن که با بقیه سریالها متفاوته. موسیقی لورن بالف همچنان به طرز عجیبی اعتیادآوره، نه به خاطر شلوغ بودن، بلکه به خاطر ظرافتی که در کل سریال داره. تدوین هم توسط همه عوامل به خوبی انجام شده. جیمی چایلدز و لیان ولهام مشخصاً با هم همکاری کردن تا این فصل در تمام قسمتها یکدست به نظر برسه، اما من هنوز معتقدم ریتم سریال نیاز به کنترل بهتری داره (اگه فصل قبل کمی کند بود، فصل دوم ممکنه کمی عجولانه به نظر بیاد).
در کل، «نیروی اهریمنی او» با یه فصل دوم خیلی جذابتر و سرگرمکنندهتر برگشته. با جلوههای بصری خیرهکننده، فیلمبرداری عالی و موسیقی استثنایی، دفنی کین و امیر ویلسون روایت اصلی رو از طریق اکشنهای بیوقفه و گاهی خشن و تحولات داستانی شوکهکننده به عنوان قهرمانهای دوستداشتنی (لایرا و ویل) پیش میبرن. رابطهشون به شکلی ثابت و هوشمندانه شکل میگیره و مثل یه ترمز برای ریتمِ گاهی تند سریال عمل میکنه. روث ویلسون همچنان درخشانترین بازی رو ارائه میده، اما دکتر مری مالون با خط داستانی حیاتیاش که حقایق تکاندهندهای رو فاش میکنه، نگاهها رو به خودش خیره میکنه و به یکی از جالبترین شخصیتهای سریال تبدیل میشه. به جز یه داستان فرعی مربوط به جادوگرها و مجستریوم، هر قسمت با تصمیمات داستانی تاثیرگذار و سکانسهای پراتفاق خیلی خوب پیش میره. بازیگرای خیلی معروفی مثل جیمز مکآووی، لین-مانوئل میراندا و اندرو اسکات در این پنج قسمت اول به ندرت ظاهر میشن (یا اصلاً نیستن)، اما دو نفر آخر هنوز یه داستان هیجانانگیز دارن که میتونه تاثیر بزرگی روی دو قسمت پایانی فصل داشته باشه. در نهایت باید از تصمیمات (هوشمندانه) تیم تولید برای اضافه کردن چهار نویسنده دیگه در کنار جک تورن و انتخاب فقط دو کارگردان برای کل فصل تمجید کرد. اگه فصل اول کاملاً قانعتون نکرد، فصل دوم قطعاً این کار رو میکنه. نمره: B+
**نظرات نهایی (بر اساس قسمتهای باقیمانده و کل فصل)**
دو قسمت باقیمانده واقعاً شوکهکننده هستن. «نیروی اهریمنی او» فصل دومش رو با تصمیماتی در مورد داستان و شخصیتها تموم میکنه که قطعاً نظرات متفاوتی رو به همراه خواهد داشت. موقع تماشا کسی نمیدونست سریال قراره در فصل سوم تموم بشه، برای همین من نسبت به بعضی انتخابها واکنش نشون دادم و دلیل واقعیشون رو زیر سوال بردم، چون اکثرشون خیلی عجولانه، یهویی و به طرز عجیبی ناامیدکننده به نظر میرسیدن. حالا با دونستن اینکه فقط یه فصل دیگه باقی مونده، بین اینکه فینال فصل رو ناامیدکننده بدونم یا با توجه به وضعیت سریال، نسبتاً خوب، مردد هستم. حیف که چنین دنیای جذابی باید به این زودی تموم بشه. این سریال راحت میتونست داستانهای جدیدی بسازه که سالها ادامه داشته باشه. با داشتن تیم بازیگری بااستعداد و جلوههای بصری زیبا، واقعاً میتونست به یکی از بزرگترین سریالهای HBO تبدیل بشه. اما الان که بهش نگاه میکنم، آوردن جیمز مکآووی، لین-مانوئل میراندا و حتی اندرو اسکات چیزی جز یه ترفند تبلیغاتی برای جذب بیننده بیشتر نبود. وارد شدن به فصل سوم و پایانی در حالی که به ندرت تونستیم این بازیگرا، مخصوصاً مکآووی رو ببینیم، یه شکست بزرگه و قسمتهای اخیر هم این مشکل رو حل نمیکنن. هنوز هم نسبت به فصل اول یه پیشرفته و اون قسمت مستقل با بازی لرد آزریل که پاندمی جهانی ازمون «دزدید»، مطمئناً میتونست بخشهای خالی داستان رو پر کنه. پس با در نظر گرفتن همه چیز، هنوز از اینکه جک تورن و بقیه نویسندهها چطور داستانهای مختلف رو به هم وصل کردن، کاملاً راضی هستم. بیاید همگی امیدوار باشیم که یه پایان فوقالعاده در انتظارمون باشه! نمره: B+
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فوقالعاده بود! خیلی به کتاب نزدیکه! دوسش داشتم.
2021-02-05
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
دیشب قسمت آخر رو تموم کردم و به این سریال امتیاز کامل ۵ ستاره میدم: ⭐️⭐️⭐️⭐️⭐️ بله، نسبت به کتابهایی که خیلی دوسشون دارم یه تغییراتی داشت؛ اما این تغییرات برای یه اقتباس تلویزیونی منطقی بود و حس نمیکنم هیچکدومشون به داستان ضربه اساسی زده باشه. تمام عناصر مهم حضور دارن؛ انتخاب بازیگرا و بازیشون عالیه؛ دکورها، لباسها و جلوههای ویژه درجه یک هستن؛ و عاشق اینم که میبینم لایرا و ویل جلوی چشمم زنده شدن. پایانش همونقدر قلبم رو شکست که هر بار با خوندن کتابها میشکست 💔 هر داستانی که قدرت این رو داشته باشه که اینقدر عمیق روی من تاثیر بذاره، از نظر من یه شاهکاره. همونطور که رمانها جزو محبوبترین کتابهای عمرم هستن، این اقتباس هم جایگاهش رو توی لیست بهترین سریالهای عمرم پیدا کرد ❤️
2023-02-21
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
سریال «نیروی اهریمنی او»، اقتباس تلویزیونی از مجموعه کتابهای فیلیپ پولمن، یه عقبگرد ناامیدکننده نسبت به تلاش قبلی برای زنده کردن این داستان روی پرده سینماست. فیلم «قطبنمای طلایی» که سال ۲۰۰۷ اکران شد مشکلات خودش رو داشت، اما این سریال جدید شبیه یه نسخه آببندی شده فقط برای بچههای کوچیکه، با اون دیالوگهای ساده و اکشنهای ملایمش. با حضور کوتاه بازیگرایی مثل هری ملینگ (دادلی دورسلی توی هری پاتر) و بقیه اسمهای بزرگ که فقط چند لحظه میان، آدم حس میکنه سریال به جای داستانپردازی قوی، داره سعی میکنه با اسم ستارهها بیننده جذب کنه. بازیگریها هم ناامیدکنندهست؛ بازیگرای جوون نقش اصلی، بازیهای خشک و نپختهای دارن که نمیتونن عمق و احساسات شخصیتهاشون توی کتاب رو نشون بدن.
2024-07-03