The Killing of a Sacred Deer
پس از مرگ نابهنگام پدر مارتین (Martin) ۱۶ ساله روی تخت جراحی، به تدریج پیوندی عمیق و همدلانه بین او و جراح قلب محترم، دکتر استیون مورفی (Dr Steven Murphy) شکل میگیرد. در ابتدا هدایای گرانقیمت و سپس دعوت به شام، باعث میشود این نوجوان یتیم خیلی زود مورد تأیید خانواده بینقص دکتر استیون قرار بگیرد؛ هرچند از همان ابتدا، حسی مبهم و در عین حال آزاردهنده بر نیت صادقانه مارتین سایه میاندازد. سپس، به شکلی غیرمنتظره، این خانواده ایدهآل گرفتار مجازاتی سخت و بیرحمانه میشود و همزمان با رنج کشیدن بیگناهان، همه چیز فرو میپاشد. در نهایت، در حالی که گناه یک نفر باری بر دوش تمام خانواده میشود، تنها یک تصمیم غیرقابل تصور و طاقتفرسا که نیازمند قربانی کردنی خالصانه است، میتواند روح را تطهیر کند. اما برای رسیدن به کاتارسیس (تزکیه)، ابتدا باید به گناه اعتراف کرد.
سال انتشار: 2017 کارگردان: Yorgos Lanthimos ژانر: Drama، Horror، Mystery نویسندگان: Yorgos Lanthimos، Efthimis Filippou امتیاز: 7.0نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
واکنش لحظهای من بلافاصله بعد از تموم شدن فیلم این بود: «شاهکار». لانتیموس (Lanthimos) با این فیلم دوباره به سطح دیوانهبازیهای «دندان نیش» (Dogtooth) برگشته و من از این بابت خیلی خوشحالم. «خرچنگ» (The Lobster) فیلم محبوب من در سال ۲۰۱۶ بود، اما یه چیزی در مورد ناامیدیِ مطلقِ این فیلم وجود داشت که بیشتر منو جذب کرد - میدونم عجیبه. فیلمهای لانتیموس شخصیتهایی دارن که در موقعیتهای بنبست گیر کردن؛ جایی که میتونن انتخاب کنن، اما نتیجهی تمام گزینهها بین بد و بدتره. داستان فیلم عبوسه و فضا به شدت و بیوقفه آزاردهندهست، اما این دقیقاً همون چیزیه که من از این استاد یونانی انتظار دارم و میخوام. «گوزن مقدس» یک تراژدی یونانی در فضای حومه شهریه که از نمایشنامه «ایفیگنیا در آولیس» اثر اوریپید الهام گرفته - حتی یکی از شخصیتها در یک سکانس کلیدی به اسم این اثر اشاره میکنه - و داستان همونطور که تصور میکنید و البته با شوک و خلاقیت زیاد پیش میره. لانتیموس و شریک نویسندهش، افتیمیس فیلیپو (Efthymis Filippou)، شاید محبوبترین تیم نویسندگی من در حال حاضر باشن؛ اونا هنوز منو ناامید نکردن. تیم بازیگری اینجا فوقالعادهست؛ نیکول کیدمن (Nicole Kidman) و کالین فارل (Colin Farrell) در اوج هستن و به کلمات عجیب لانتیموس و فیلیپو جان میبخشن - البته یه جانبخشیِ خیلی خیلی عجیب. فارل که قبلاً در «خرچنگ» با لانتیموس کار کرده بود، در جلسه پرسش و پاسخ امشب بعد از اکران فیلم، فقط از کارگردان تعریف و تمجید کرد. حتی گفت که دارن برای یه پروژه دیگه با هم برنامهریزی میکنن. اون داره کمکم به الهامبخش لانتیموس تبدیل میشه و رابطهشون داره شبیه همکاری دیکاپریو و اسکورسیزی میشه (با این تفاوت که من برای کارهای اینا خیلی خیلی بیشتر مشتاقم). تماشاچیهایی که باهاشون فیلم رو دیدم، با فیلم مشکل داشتن؛ در طول فیلم صدای شوکه شدن و انزجارشون شنیده میشد و تشویقهای آخر فیلم هم خیلی کمجون بود. فکر کنم مردم واقعاً از دیدن این فیلم شوکه و معذب شدن و همین باعث میشه من حتی بیشتر ازش خوشم بیاد. به شوکه کردن مخاطب ادامه بده لانتیموس، ای یونانیِ لعنتی! من هر بار برای دیدن فیلمت توی صف میایستم!
2017-09-15
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
من از طرفدارهای پر و پا قرص کارهای قبلی یورگوس لانتیموس (Yorgos Lanthimos) هستم، برای همین «کشتن گوزن مقدس» که بهم گفته بودن یه فیلم ترسناک خالصه، واقعاً تو لیست انتظارم برای سال ۲۰۱۷ بود. متأسفانه، فهمیدم که نه تنها «گوزن مقدس» اصلاً ترسناک نیست، بلکه مهمتر از اون، فاقد اون فانتزی تاریک و عجیب کارهای قبلی کارگردان مثل «خرچنگ» (The Lobster) هست. در عوض، فیلم لحنی کاملاً معذبکننده رو انتخاب میکنه. دنیا واقعیه، حتی به شکلی خستهکننده واقعیه، و فقط شخصیتها هستن که غیرقابلباور به نظر میرسن. این دقیقاً ۱۸۰ درجه با اون نوع ابزوردیسمی که من معمولاً بهش جذب میشم متفاوته. با این حال، «گوزن مقدس» هنوز هم فیلمبرداری زیبایی داره و چندتا از واقعیترین لحظات خندهدار (از ته دل) که کل امسال توی سینما دیدم رو داشت.
نمره نهایی: ۲.۵ از ۵ - چیزهای زیادی داشت که برام جذاب بود، اما در کل به عنوان یک اثر واحد خوب از آب در نیومده بود.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
بالاخره فرصت شد این فیلم رو از آمازون ببینم. «دندان نیش» و «خرچنگ» (از همین کارگردان یونانی که باید اعتراف کنم حس قویای در داستانگویی داره) اصلاً منو تحت تأثیر قرار ندادن. ایدههای خیلی جالب، اما ارائه افتضاح. «دندان نیش» غیرقابل رمزگشایی بود و «خرچنگ» هم بیرحم، زشت و اصلاً خندهدار نبود (نمیدونم چرا به عنوان کمدی سیاه معرفی شده). با این حال، این فیلم جدیدش با وجود ماهیت تلخ و سیاهش برای من سرگرمکننده بود (داستان بر اساس یک نمایشنامه یونان باستانه که عنوان فیلم هم به نوعی از اون گرفته شده). شاید این یکی با وجود مرموز بودنش، کمی سرراستتر باشه و بیشتر درگیر واقعیتیه که میتونیم درکش کنیم و کمتر نیاز به حدس زدن داره که اصلاً چه اتفاقی داره میافته. اما قطعاً با اشتیاق بیشتری نسبت به «خرچنگ» تماشاش کردم. یک جراح قلب موفق (با سابقه الکلی بودن که فعلاً مدتیه پاکه) رابطهای ناخوشایند با پسر نوجوان بیماری داره که روی تخت جراحی مرده. واضحه که پسر نفوذ خاصی روی جراح داره و جراح هم انگار میخواد راضیش نگه داره اما دلش با این کار نیست. نیت واقعی پسر با پیشرفت داستان فاش میشه؛ همسر و دو فرزند جراح (که هر دو باهوش هستن) در خطر بزرگی قرار میگیرن و لو دادن اینکه چطور این اتفاق میافته، داستان رو برای کسایی که ندیدن لو میده. فیلمبرداری اینجا بینقصه، همینطور صداگذاریهای گوشخراش و نویزهای صنعتی که شنیدنشون واقعاً دلهرهآوره. بازیگر نقش مارتین (Martin)، اون نوجوان عجیب با راز مشترک، در نقشی که کاملاً بهش میخوره، خیرهکنندهست. «گوزن مقدس» بیشتر از اینکه ترسناک باشه، درامیه با المانهای قوی از واقعیت رویاگونه، عشقهای ناشیانه جوانی و صحنههای جنسی سرد و حسابشده که شامل «نقش مرده بازی کردن» میشه. بزرگترین ایرادم مثل کارهای قبلی این کارگردان اینه: همه جوری دیالوگ میگن انگار دارن از توی گوشی میشنون و تکرار میکنن، که باعث میشه بازیگرها خشک و رباتیک به نظر بیان. این کارگردان به سبک خاصی از «دیالوگنویسی مامتوار» (Mamet-speak) علاقه داره. پایان فیلم هم تقریباً همون چیزیه که بعد از اون بحثهای منطقیِ قبلش انتظار دارید. تا اون لحظه، فیلم خوب میتونه ما رو تشنه نگه داره که بعدش چی میشه، کار به کجا میکشه و قدرت اون بچه چیه؛ اما متأسفانه نتیجه اونقدر که امیدوار بودم جادویی یا غیرمنتظره نبود. ولی در کل ارزش وقت گذاشتن رو داشت. با توجه به اینکه چقدر از فیلمهای قبلی کارگردان ناامید شده بودم، این فیلم خیلی کمتر خستهکننده بود. یک غافلگیریِ دلپذیرِ ناخوشایند!
2017-12-23
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**حیف، میتونست عالی باشه**
این فیلم زندگی طبقه مرفه رو همونطور که دوست داریم تصور کنیم، به شکلی درخشان به تصویر میکشه. زوج پزشک همه چیزشون مرتبه، با جملات کامل حرف میزنن و قاطع و مودب هستن. خونه فوقالعادهست، بچهها باهوش و حرفگوشکن هستن. فضاسازی داستان در کل خیلی خوب انجام شده، باورپذیره و بازیگرهای بزرگی هم داره. اما موسیقی متن چندان خوب نیست. گاهی اوقات «موسیقی» تجربی داریم که فقط رو اعصابه و هیچ کمکی به حس و حال صحنه نمیکنه، اما جلوههای بصری جذابن؛ زوایای دوربین جالب، بدون لرزش و زومها و حرکتهای هوشمندانه. ریتم فیلم کنده، اما «کشتن گوزن مقدس» هرگز خستهکننده نمیشه. همیشه یک چرخش داستانی وجود داره که بعداً بررسی میشه، اتفاقات زمان میبرن اما به جا هستن. چرا برای نمره ۱.۵ ستاره اینقدر جزئیات نوشتم؟ مشکل اینجاست که نقطه اوج فیلم واقعاً ناامیدکنندهست. مخاطب ناخودآگاه از خودش میپرسه چه اتفاقی داره میافته و سعی میکنه جنایتی که این شرور ۱۶ ساله نابغه مرتکب میشه رو حدس بزنه. اما هرگز توضیحی داده نمیشه. سازندهها فکر کردن همین که آدم بده برنده بشه کافیه. ولی کافی نیست. در نهایت تمام نکات مثبت فیلم با شکستن «تعلیق ناباوری» به شکلی پیشپاافتاده و فقط برای تموم کردن فیلم، از بین رفت. حتی سریال «بازماندگان» (The Leftovers) پدیدههای خودش رو توضیح داد، در حالی که نیازی هم نداشت. اونجا معما زمینهای برای رشد شخصیتها بود، اینجا معما ابزاریه برای نگه داشتن توجه بیننده. دلم میخواست کمتر از ۱.۵ ستاره بدم، چون حس میکنم بهم خیانت شده و استعداد و ارزش تولید هدر رفته. اما مطمئنم کسایی هستن که عاشق این فیلم باشن. ۱۸ دسامبر ۲۰۱۷: دارم نقدهام رو از یه سایت دیگه که آشغال شده به اینجا منتقل میکنم. TMDB عالی به نظر میرسه.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
به نظر من این یکی از فیلمهای بهتر یورگوس لانتیموس (Yorgos Lanthimos) بود، اما کماکان نمیتونم با سبک نویسندگیش کنار بیام. داستانهایی که ارائه میده به شدت منحصربهفرد هستن و واقعاً دلم میخواد خیلی بیشتر از چیزی که الان هست، ازشون خوشم بیاد. با وجود این نقاط ضعف، «کشتن گوزن مقدس» فیلمی بود که ذهن رو درگیر میکرد و منو حسابی غافلگیر کرد. بازیها همگی عالی بودن، که البته از کست پرستارهای شامل کالین فارل (Colin Farrell)، نیکول کیدمن (Nicole Kidman) و بری کیوگن (Barry Keoghan) غیر از این هم انتظار نمیرفت. داستان به شدت پیچیده و تاریک بود. از فیلم لذت بردم، اما مثل فیلم «خرچنگ»، واقعاً آرزو میکردم کاش نویسندگی مدرنتری داشت، به جای اون قاببندیهای کوتاه، مقطع و تا حدی ناشیانه که لانتیموس بهشون معروفه.
**امتیاز:** ۶۵٪ | **نظر نهایی:** معمولی و قابل قبول
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
این فیلم تونست منو کاملاً درگیر خودش نگه داره. با سرعت معمولی تماشاش کردم، کاری که این اواخر برام سخت شده بود. داستان خیلی هیجانانگیز بود، اما بعد از تموم شدنش، یه حس بلاتکلیفی داشتم. شاید متوجه چیزی نشدم، یا شاید دلیل پنهانی پشت همه اتفاقات بود. با کلی سوال بیپاسخ رها شدم. اما وقتی نقدهای دیگه رو خوندم، متوجه شدم که این اولین باری بود که فیلمی از لانتیموس میدیدم و هنوز با سبکش آشنا نبودم. در ضمن، من این فیلم رو به خاطر بری کیوگن (Barry Keoghan) پیدا کردم و اون اصلاً ناامیدم نکرد. مقصد بعدی من فیلم «خرچنگ» (The Lobster) هست، چون انگار همه شما خیلی دوستش دارید.
2024-01-24
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
این فیلم به طرز عجیبی غریب بود و اصلاً نه برای من و نه برای گروه دوستام که با هم دیدیمش، جواب نداد. حس کردیم مشکل جدی در کارگردانی وجود داره. تمام بازیها تخت و خستهکننده بودن و همه با یه لحن یکنواخت حرف میزدن که باعث میشد هیچکدومشون خاص یا خوب به نظر نیان. چند لحظه واقعاً خندهدار وجود داشت، اما مطمئن نیستم که عمدی بوده با نه. نویسندگی هم مشکل داشت که به کارگردانی ضربه میزد؛ چون بازیها خیلی رباتیک بود، دیالوگهای عجیب حتی عجیبتر به نظر میرسیدن. موسیقی متن شاید بدترین بخش فیلم بود؛ چندین بار اون تنش کمی که فیلم تونسته بود ایجاد کنه رو کاملاً از بین برد. گاهی اوقات تقریباً کمدی میشد و گاهی هم خیلی گلدرشت بود و سعی میکرد منو مجبور کنه صحنه رو به شکل خاصی ببینم. واقعاً ازش لذت نبردیم.
2025-11-02