سوپرمن
سوپرمن (Superman) باید بین میراث فضایی خود از سیاره کریپتون و تربیت انسانیاش به عنوان خبرنگاری به نام کلارک کنت (Clark Kent) تعادل برقرار کند. او به عنوان مظهر حقیقت، عدالت و منش انسانی، به زودی خود را در دنیایی میبیند که این ارزشها را قدیمی و از مد افتاده میداند.
سال انتشار: 2025 کارگردان: James Gunn ژانر: Action، Adventure، Sci-Fi نویسندگان: James Gunn، Jerry Siegel، Joe Shuster امتیاز: 7.1نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
سوپرمن (۲۰۲۵) هدفهای بزرگی داشت ولی در نهایت ناامیدکننده بود. با اینکه چند تا صحنه بصری جذاب داره، اما داستانش از هم گسیختهست و ریتمش کنده. شخصیتها عمق ندارن و لحظات احساسی اصلاً تاثیرگذار نیستن. یه اثر ناامیدکننده که به سختی میتونه اون جادویی که طرفدارها انتظار دارن رو خلق کنه. متأسفانه بیشتر فراموششدنیه تا فوقالعاده. ۴ از ۱۰.
2025-07-07
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
تماشای این نسخه از سوپرمن واقعاً کیف داد. دیوید کورنسوت (David Corenswet) و ریچل بروزناهان (Rachel Brosnahan) کنار هم عالی بودن و نیکلاس هولت (Nicholas Hoult) هم یه لکس لوتور (Lex Luthor) خیلی خوب رو بازی کرد. اصلاً بینقص نیست، اما یه شروع محکم برای دنیای جدید دیسی (DCU) حساب میشه. لحظات عامهپسند و لذتبخشی داشت. اولین بارم بود که فیلم رو روی صندلیهای D-Box میدیدم، باحال بود ولی دیگه لازم نیست تکرارش کنم. **۴.۰ از ۵**
2025-07-11
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
خب، من که لذت بردم. نویسندگی فیلم یکم شلخته بود ولی بیشتر شوخیهاش به جا بود، اکشنش خیلی چسبید و به نظرم دادن یه حس کلاسیکِ کمیکبوکی به سوپرمن و دور شدنش از اون فضای آخرالزمانی اسنایدر، تغییر خوبی بود. همه بازیگرها کارشون رو عالی انجام دادن. به نظر من لوئیس و جیمی از همه بهتر بودن. نیکلاس هولت با اون انرژی عصبیش شاید بهترین انتخاب برای لوتور نبود؛ شخصاً نسخه سرد و مکار جین هکمن یا جان کرایر رو بیشتر دوست داشتم. و بچهها، کریپتو (Krypto) هم توی فیلمه! بالاخره یه سگ داریم! خلاصه: خوبه ولی عالی نیست. با این حال، فکر میکنم از دیدنش لذت ببرید. در ضمن، حتماً سه بعدی ببینید. ***خطر لو رفتن داستان در ادامه*** دو تا گلایه دارم. اونا دو تا از باحالترین شرورهای سوپرمن یعنی لکس لوتور و بیزارو (Bizarro) رو بهمون دادن، ولی نسخههای ضعیفی از هر دو. انتظار چیزی در حد مرد آهنی در برابر آیرون مانگر سال ۲۰۰۸ رو داشتم، ولی لکس هیچوقت زرهاش رو نمیپوشه. مطمئن بودم اون شرور نقابدار بیزارو هست و بعداً هم معلوم شد همینه، ولی اگه نسخه اصلیش رو مینوشتن خیلی بهتر میشد.
2025-07-12
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
نقد کامل بدون اسپویل در سایت Talkingfilms.net: «سوپرمن بینقص نیست. با ریتم داستان مشکل داره، شخصیتهای زیادی داره و بعضی راهکارهای رواییش نپختهست. اما به عنوان معرفی رسمی سینمایی دنیای جدید دیسی، در مهمترین بخشها موفق عمل میکنه: ستونهای اصلی حماسه رو بنا میکنه، یه قهرمان شایسته بهمون میده و فیلمسازی با دیدگاه روشن رو به رخ میکشه. دیوید کورنسوت همون سوپرمنیه که این نسل بهش نیاز داره: نمادی از مهربانی، امید و بالاتر از همه، عملِ مبتنی بر عقیده. ریچل بروزناهان و نیکلاس هولت هم این مثلث اصلی باکیفیت رو کامل میکنن و حتی با وجود نقصهاش، سخته که از سینما راضی بیرون نیای. جیمز گان پیامش رو واضح رسوند: آینده دیسی در دستان امنیه. منتظر بقیه فصل اول: خدایان و هیولاها هستیم. اگه مسیر اینه، شاید بالاخره دیسی بتونه به اندازه بزرگترین قهرمانش اوج بگیره.» امتیاز: B+
2025-07-12
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
در سالهای اخیر حرف و حدیثهای زیادی بوده که آیا صنعت سینما داره بیش از حد فیلم ابرقهرمانی تولید میکنه یا نه. خیلی از این بحثها روی این متمرکز بوده که بعضی فرنچایزها دیگه اشباع شدن. این موضوع مخصوصاً درباره اسطوره «سوپرمن» صدق میکنه؛ شخصیتی که از دهه ۷۰ تا حالا به شکلهای مختلف توی تلویزیون و سینما دیده شده. و بعد از دیدن این نسخه جدید، نمیتونم با این نظر مخالفت کنم که مردی از سیاره کریپتون نیاز داره برای مدتی استراحت کنه. به نظر من، اینکه این فیلم رو بزرگترین ناامیدی فصل بلاکباسترهای تابستون امسال دونستن، متأسفانه کاملاً درسته. خلاصه بگم، اثر جدید جیمز گان (James Gunn) یه آش شلهقلمکاره که خیلی زود حوصله بیننده رو توی زمان طولانی ۲ ساعت و ۹ دقیقهایش سر میبره و دیگه نمیتونه جذبش کنه. بزرگترین مشکل، روایت بیش از حد شلوغیه که گاهی دنبال کردنش سخت میشه، اون هم به خاطر فیلمنامهای که پر از تناقض، فرضهای بیپایه و کمبود پیشزمینه داستانیه. تدوین فیلم هم به شدت نیاز به قیچی خوردن داشت. تکیه بیش از حد به شوخیهای لوس که کمکم خستهکننده میشن (مخصوصاً اون سگِ بیش از حد پرانرژی سوپرمن، کریپتو) و در کل تولیدی که دیدگاهش هم خستهکنندهست و هم اصلاً اورجینال نیست. علاوه بر این، تلاشهای فیلم برای بهروز کردن اسطوره سوپرمن برای دنیای امروز خیلی ناهماهنگه. مثلاً چرا بخشهای مربوط به روزنامه دیلی پلنت (The Daily Planet) هنوز مثل قدیم نشون داده میشه، در حالی که دنیای خبرنگاری امروز با سالها پیش زمین تا آسمون فرق داره؟ البته باید انصاف داشت، تلاش فیلم برای تبدیل کردن قهرمان داستان به یه الگوی «آگاه به مسائل اجتماعی» (wokeness) - که توی بعضی محافل خیلی نقد شده - زاویه جالبی به شخصیت مرد پولادین داده، حتی اگه گاهی زیادهروی شده باشه. مخصوصاً اونجایی که «بیگانهها» (مثل خود کال-ال) به عنوان تهدیدی برای جامعه نشون داده میشن که استعارهای واضح از نگاه خیلیها به مهاجرهای امروزیه. با این حال، این تلاش برای اجتماعیتر کردن قهرمان، با شخصیتپردازیهای متناقض خراب شده. و این واقعاً حیف بود، چون بازیها خوب بودن؛ از بازی دیوید کورنسوت (David Corenswet) که یادآور کریستوفر ریو بود گرفته تا بازیهای مکمل خوب ریچل بروزناهان (Rachel Brosnahan) و نیکلاس هولت (Nicholas Hoult). در کل، «سوپرمن» متأسفانه شبیه محصولی به نظر میرسه که توسط یه کمیته ساخته شده و قبل از نهایی شدن باید چندین بار بازنویسی میشد. اگه قرار بود این فیلم شروع یه فرنچایز جدید باشه، از هر نظر کم میاره و این برای آینده هنری این سری فال خوبی نیست. سوپرمن لایق بهتر از اینهاست، چیزی که توی این فیلم دیده نمیشه و احتمالاً به مرور زمان فراموش میشه، مخصوصاً وقتی با نسخههای قبلی و برترش مقایسه بشه.
2025-07-13
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
اول از همه بگم که این اصلاً فیلم بدی نیست. در واقع کلی چیز باحال داره و راحت میشه گفت بهترین فیلم لایو-اکشن سوپرمن از زمان کریستوفر ریو (Christopher Reeve) تا الان هست. کورنسوت در نقش سوپرمن/کلارک معرکهست و شخصیتپردازی سوپس (Supes) عالی میشد اگه اون یه پیچش داستانی نبود (بعداً در موردش میگم). این رو هم دوست داشتم که فیلم روی «اعمال» اون تأکید داشت که نشون میده تو کی هستی. هولت هم فوقالعادهست، قشنگ میتونی نفرت و خشمش رو حس کنی و اون لبخندهای خبیثانهاش هر وقت که از پسر آبیپوش ما جلو میافته عالیه. ریچل بروزناهان هم در نقش لوئیس لین بینظیره و تعاملش نه فقط با کلارک، بلکه با گروه عدالت (Justice Gang) دقیقاً همون لوئیسِ کمیکهاست. و از همه مهمتر، اکشن، موسیقی و تصاویر بصری همگی حس و حال کمیکبوکی دارن و واقعاً دیدنی هستن. (مستر تریفیک و متامورفو هر دو خیلی خوب و سرگرمکننده بودن). اما یه پیچش بزرگ اینجا هست که شاید ۹۰ درصد مخاطبهای معمولی براشون مهم نباشه، ولی برای منی که طرفدار کمیک هستم، فیلم رو از نمره ۸-۹ به ۶-۷ رسوند. اون پیچش واقعاً بد بود، حداقل برای کسی مثل من که عاشق کمیکهای سوپرمنه. **از اینجا به بعد داستان لو میره:** حالا درباره اون پیچش بزرگ. شرور کردن خاندان ال (جور ال و لارا) و اینکه سوپرمن فکر کنه بیشتر انسانه تا فضایی، انتخاب خیلی بدی بود. میدونم هدف این بود که بگن کال یا سوپرمن یا کلارک با «اعمالش» تعریف میشه نه با میراثش. اما اینکه اونا رو کاملاً شرور کنن و کلارک در آخر میراثش رو رد کنه (و تصاویر والدین فضاییش رو با والدین زمینیاش جایگزین کنه) واقعاً رو مخه. اول از همه، این تصمیم استعاره «مهاجر» بودن سوپرمن رو خراب میکنه. اگه کمیکها رو خونده باشید میدونید کلارک ته دلش خیلی تنهاست. بزرگ شدن با این فکر که یه فضایی هستی و با بقیه فرق داری و مجبوری قدرتهات و خودِ واقعیت رو مخفی کنی، سخته. اون از «طرد شدن» میترسه و به خاطر همینه که همیشه دلتنگ سیارهاش کریپتون میشه؛ جایی که بتونه واقعاً خودش باشه نه یه غریبه. حالا وقتی کل سیارهاش رو شرور میکنید، چه کمکی به اون استعاره مهاجر بودن میکنه؟ مثل اینه که به یه مهاجر توی آمریکا بگن کشور زادگاهت و همه آدمهای اونجا کلاً شرور و عوضی هستن. این رسماً «بیگانههراسیه». و اینکه بگن کلارک چون پدر و مادرش رو نمیشناخته پس براش مهم نیستن، احمقانهست. فهمیدن اینکه پدرت مردی بوده که تلاش کرده ولی نتونسته دنیایی رو که به حرفش گوش نمیدادن نجات بده، قطعاً روی کسی که هر روز سعی میکنه دنیا رو نجات بده تأثیر میذاره. توی شماره ۷۹۴ کمیکهای Action Comics تنهایی و ترس اون از طرد شدن توسط انسانها خیلی خوب نشون داده شده. تصور کنید چقدر دردناکه که حس کنید همه اطرافتون، حتی دوستاتون، فقط میخوان شما از اونجا گم شید و برید. به خاطر همینه که ریشههای اون باید درست اقتباس بشه. اینجاست که بحران هویت و تنهاییاش بررسی میشه و میفهمیم که نه فقط اعمالش، بلکه ترکیب تمام تجربههاش از دنیای فضایی و انسانیه که اون رو میسازه. این موضوع به رقابتش با لکس هم عمق میده. در ضمن، به خاطر همینه که حضور «سوپربوی» (SUPERBOY) مهمه، چون قهرمانبازیهای دوران نوجوانیاش بود که باعث شد با قهرمانهای دیگه آشنا بشه. اونجا بود که بالاخره جامعهای پیدا کرد که مجبور نبود چیزی رو توش مخفی کنه و حس کرد معتبره. (یه نکته دیگه، رابطه اون با لوری لماریسِ پریدریایی هم برای من خیلی مهم بود. لطفاً سوپربوی و لوری رو اقتباس کنید!). دلتنگی اون برای میراث کریپتونیاش باعث نمیشه کمتر انسان باشه. کلارک باید بهترینِ هر دو دنیا باشه و یکطرفه کردنش اون رو به شخصیت خیلی کمجذابتری تبدیل میکنه. یه دلیل دیگه برای اهمیت ریشههای اون، رابطهاش با لکس لوتوره. توی داستانهای نمادینی مثل Smallville یا Birthright، کلارک جوون و لکس یه دوستی کوتاه توی بچگی داشتن. لکس هم مثل کلارک همیشه تنها بود. کلارک تنها کسی بود که اون رو تحمل میکرد و این رقابت رو پیچیدهتر میکرد. سوپرمن فقط به خاطر شرور بودن لکس نمیخواد جلوش رو بگیره، اون میخواد دوستش رو نجات بده. چیزهای دیگهای هم هست که دوست نداشتم، مثل اینکه جیمی اولسن به اندازه کافی اون آدم عجیب و دوستداشتنی نبود، ولی اینها ایرادهای جزئی هستن. در کل با وجود همه این گلایههای طولانی، هنوز هم کلی چیز برای لذت بردن توی این فیلم هست. نمیتونم منکر بشم که فیلم قلب داره و هنوز هم بهترین فیلم سوپرمن بعد از کریستوفر ریو هست. فقط اون قضیه خاندان «ال» شرور واقعاً تجربهام رو خراب کرد. در آخر هم حضور کوتاه کارا (Kara) در پایان فیلم اصلاً با منطق فیلم جور در نمیاد. اگه فکر میکنی خاندان ال شرور هستن، پس چرا هنوز دخترعموت رو دوست داری؟ چرا هنوز لوگوی اونها رو میپوشی؟ ببینید، شاید به نظر بیاد دارم هیت میدم ولی واقعاً میخواستم عاشق این فیلم باشم. صحنههایی داشت که باعث شد مثل یه طرفدار کمیک ذوق کنم، ولی نقصهاش برای من خیلی بزرگ بود. با این حال اگه طرفدار کمیک یا کلاً طرفدار فیلم هستید، حتماً ازش لذت میبرید چون فیلم خیلی دلنشین و پر از اکشنه. ولی فعلاً من همون کمیکها رو میچسبم. فعلاً.
2025-07-15
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«سوپرمن» بهترین فیلم سوپرمنی بود که تا حالا دیدم - و من از «مرد پولادین» ۲۰۱۳ هم خیلی خوشم اومده بود، پس این حرفم خیلی معنی داره. غافلگیر شدم که این نسخه ۲۰۲۵ چقدر عالیه، اصلاً توی هیچ لحظهای به چیزی که میدیدم شک نکردم - ۲ ساعت فوقالعاده بود. قبلاً تیکههایی از تریلرها رو دیده بودم و راستش اون موقع زیاد باهاش حال نکرده بودم. بازیگر نقش اول به نظر ضعیف میومد، دیالوگها لوس بودن و لکس لوتور هم خیلی اغراقآمیز به نظر میرسید. خوشحالم که بگم هیچکدوم از اینها درست نبود. دیوید کورنسوت (David Corenswet) یه سوپرمن درجه یکه، قشنگ برای این نقش ساخته شده. باز هم میگم، من بازی هنری کویل رو هم دوست داشتم، ولی فکر میکنم کورنسوت یه کوچولو از اون بهتره. البته مقایسه کردنشون کار اشتباهیه چون هر دو رو دوست دارم. برای من، نیکلاس هولت (Nicholas Hoult) هم یه نقطه قوت بزرگ بود. این بهترین بازیای بود که ازش دیدم. توی نقش لکس حرف نداره. ریچل بروزناهان (Rachel Brosnahan) و ادی گاتگی (Edi Gathegi) هم میدرخشن. شخصیت دومی مخصوصاً برام جالب بود چون قبل از این اصلاً نمیدونستم وجود داره - امیدوارم بیشتر ازش ببینیم! آنتونی کاریگان، ناتان فیلیون و ایزابلا مرسد هم تونستن خودشون رو نشون بدن که تحسینبرانگیزه. همه بازیگرها خوبن. داستان هم به شدت سرگرمکنندهست. خوشم اومد که از ریشههای سوپرمن پریدن، چون اکثر بینندهها داستانش رو میدونن و نیازی به تکرار نبود - برای اونهایی هم که نمیدونن، یه مرور کوتاه کافی بود. بقیه چیزها چطور؟ ریتم، جلوههای بصری، موسیقی... همه عالی. برخلاف انتظارم، هیچ مشکلی با این فیلم ندارم، کلی باهاش حال کردم و هر وقت بخوام دوباره میبینمش.
2025-07-18
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
اگه همه چیز رو کنار بذاریم، «سوپرمنِ» جیمز گان به این خاطر موفقه که یه رویکرد آشنا و کاملاً «دوستداشتنی» رو انتخاب کرده. این فیلم خیلی از فرنچایز سوپرمن دهه ۷۰ الهام گرفته. ظاهرش، حس و حالش و حتی لباسهاش آدم رو یاد اون دوران میندازه. همینطور شخصیت اصلی که خیلی ساده و خاکی هست و دیوید کورنسوت (David Corenswet) خیلی خوب بازیش کرده. من شخصاً موقع دیدن بازی اون، یاد کریستوفر ریو افتادم. این همون سوپرمنیه که باید باشه. بدون بدبینی، بدون سیاستهای جناحیِ رو اعصاب، فقط یه آدم خوب که داره تمام تلاشش رو میکنه. همین شخصیت ذاتا جذاب و اطرافیانش هستن که باعث میشن فیلم جواب بده. چون اگه صادق باشیم، با اینکه فیلم سرگرمکنندهایه، ولی فیلمنامهاش به نظرم «آشفته» است. قشنگ شلوغپلوغه و میخواد چندین کار رو همزمان انجام بده. با این حال، اگه صحنهها رو جداجدا نگاه کنید، بخش زیادیشون هم لذتبخش هستن و هم خندهدار. مثلاً صحنهای که لکس لوتور از سگِ عجیب و غریب سوپرمن شکست میخوره. خلاصه اینکه سوپرمن ۲۰۲۵ فیلم بینقصی نیست، اما توی دنیایی که پر از بدبینی و تفرقه شده، سادگی و دوستداشتنی بودنِ این فیلم طوری میدرخشه که نمیشه نادیدهاش گرفت. به نظرم ارزش دیدن رو داره.
2025-07-21
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
میدونم نظرم با بقیه فرق داره، ولی من زیاد با این فیلم حال نکردم. حدس میزدم بالاخره پای سوپرمن هم به دنیای چندگانه (مولتیورس) باز بشه. این بار لکس لوتور (Nicholas Hoult) که کینه شدیدی از قهرمان شنلقرمز ما داره، از دنیای دیسی علیه اون استفاده میکنه. علتش هم اینه که «سوپس» (David Corenswet) اخیراً توی یه جنگ دخالت کرده تا به یه کشور کوچک کشاورزی کمک کنه که توسط همسایه نظامی و بدجنسش اشغال نشه. لوتور با منابع بیپایانش موفق میشه به قلعه مخفی سوپرمن توی قطب جنوب نفوذ کنه و نه تنها رازهای اون رو بفهمه، بلکه سگ پرانرژیاش «کریپتو» رو هم بدزده و سوپرمن رو به یه «دنیای جیبی» بکشونه؛ جایی که یه زندان فوقامنیتی پر از آدمهایی هست که دنیا دیگه نمیدونه باهاشون چیکار کنه، به اضافه چند تا از دوستدخترهای سابق! حالا چطور میخواد از طریق یه سری پورتال پیچیده فرار کنه؟ خب، این دیگه بستگی به دوستدختر سمجش لوئیس (Rachel Brosnahan) و یه نابغه تکنولوژی (Edi Gathegi) از یه گروه دیگه به اسم «گروه عدالت» داره. راستش داستان برای من خیلی ضعیف، تکراری و تقلیدی بود و باعث شد چندین بار با کلافگی به سقف نگاه کنم. جین هکمن همیشه بهترین لوتور میمونه، ولی اصلاً چرا از یه بازیگر بریتانیایی استفاده کردن و بعد مجبورش کردن با یه لهجه آمریکایی غیرضروری حرف بزنه و دیالوگهایی بهش دادن که شبیه مجریهای پرسر و صدای مسابقات بختآزماییه؟ قضیه سگ چیه؟ آره بامزهست ولی واقعاً لازم بود؟ این فیلم نشون میده سوپرمن توی دنیایی که پر از تکنولوژی و آدمهایی با قدرتهای خیلی بیشتره، چقدر معمولی شده. کورنسوت تلاشش رو میکنه، چهره خوبی داره و جذابه، ولی بقیه نقشها چیزی ندارن که بازیگر بتونه توش خودی نشون بده. کچل کردن هولت هم اون رو ترسناک نمیکنه؛ اصلاً ترسناک نیست. کل فیلم پر از احساساتگراییهای لوس و جلوههای کامپیوتریه که شبیه فیلم «فلش» ۲۰۲۳ شده. آره، ریتمش تنده ولی وقتی میخوای توی ویژگیهای اصلی یه ابرقهرمان دست ببری، باید بتونی با شخصیتپردازی قوی جاش رو پر کنی، نه با صحنههای لوسِ سگدوستی و نجات بچه و دوستدختر. پایان فیلم هم که چند بار تکرار میشه، من رو به این فکر انداخت که این فیلم فقط ظاهر داره و محتواش صفره. این اون چیزی نبود که میخواستم ببینم. یه فیلم خانوادگیه که به کسی برنمیخوره و توی پرده بزرگ قشنگه، ولی من واقعاً ناامید شدم، متأسفم.
2025-07-23
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
نسخه سوپرمن توی فیلم جیمز گان با نسخههای قبلی فرق داره. توی فیلمهای دیگه، سوپرمن یه تنه همه کار میکنه و اگه شکست بخوره نقشه دومی در کار نیست. شاید قهرمانهای دیگه هم باشن ولی تا فیلمهای بعدی دور هم جمع نمیشن. اما توی نسخه ۲۰۲۵، فیلم با شکست خوردن سوپرمن شروع میشه. داستانی که گان میخواد بگه اینه که کال-ال چطور با چالش شکست خوردن و از دست دادن چیزهایی که براش عزیزه روبرو میشه. سوپرمن توی طول فیلم قشنگ کتک میخوره و به زور توی مبارزهها دووم میاره. این فیلم بعد از یه دوره طولانی از فیلمهای ابرقهرمانی تیره و تار، دوباره رنگ رو به این ژانر برگردونده. حس میکنی داری یه شماره قدیمی از کمیکهای سوپرمن دهه ۹۰ رو میخونی. رنگها اونقدر روشن و درخشان هستن که آدم رو یاد کارتونها میندازن. لکس لوتور (Nicholas Hoult) نقشهای داره که باعث میشه کل دنیا علیه سوپرمن بشن و خودش کنترل اوضاع رو به دست بگیره. سوپرمن اسیر میشه و حالا لوئیس لین (Rachel Brosnahan) و مستر تریفیک (Edi Gathegi) باید نجاتش بدن. من هیچوقت طرفدار دوآتیشه سوپرمن نبودم. فیلم ۱۹۷۸، مرد پولادین زک اسنایدر و انیمیشن سریالی دهه ۹۰ برای من بهترینها بودن. توی فیلم گان، دیوید کورنسوت چیز جدیدی به شخصیت اضافه نمیکنه که قبلاً ندیده باشیم، ولی خب ذات شخصیت سوپرمن همینه. اون یه خدا بین انسانهاست که خودش رو انسان میبینه چون اشتباه میکنه. کورنسوت اون حس امیدی که سوپرمن بهش معروفه رو خیلی خوب منتقل میکنه. به نظرم گان میدونست که شخصیت ساده سوپرمن نمیتونه به تنهایی فیلم رو جلو ببره، برای همین دورش رو پر از شخصیتهای مکمل کرد. گان تخصصش توی اینه که به آدمهای بازنده و طردشده میدون بده. لکس لوتور توی این فیلم به شدت از سوپرمن متنفره. به محبوبیتش حسادت میکنه و از اینکه اون مال این سیاره نیست بدش میاد. نیکلاس هولت توی بازیش قشنگ از کوره در میره، ولی بخش ترسناکش اینه که لکس همیشه چند قدم از بقیه جلوتره. اولترامن (Ultraman) و انجینیر (The Engineer) هم برای لکس کار میکنن و کارهای سخت و مبارزهها رو انجام میدن. گروه عدالت هم وقتی سوپرمن سرش شلوغه، به کارهای قهرمانانه میرسن. طنز فیلم نسبت به کارهای قبلی جیمز گان خیلی کمتر شده. ناتان فیلیون در نقش گای گاردنر همون کمدی مخصوص گان رو داره که یه جور رو اعصاب بودنِ دوستداشتنیه. یه سکانس مصاحبه لوئیس با کلارک هست که خیلی خوب دراومده. متامورفو (Metamorpho) یکی از خاصترین شخصیتهاست و کریپتو هم که دیگه جواهره. عجیبه که جیمی اولسن (Skyler Gisondo) اینقدر توی متروپلیس محبوبه و همه زنها دنبالشن! سوپرمنِ جیمز گان امید رو از سوپرمن میگیره و روی این تمرکز میکنه که شاید اون نتونه همیشه قهرمان باشه. سوپرمن در نهایت بر مشکلات غلبه میکنه ولی این پیروزی رو به دست میاره و همه شخصیتهای مکمل هم توش نقش دارن. فیلم در عین حال که احمقانهست، ناامیدکننده و پاداشدهنده هم هست. جیمز گان داره یه دنیای دیسی پر از شخصیتهای جالب میسازه که واقعاً ارزش دیده شدن دارن.
2025-07-26
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلم خیلی خوبیه، دوستش داشتم!
2025-08-20
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
سوپرمنِ جیمز گان رسماً نوچه سوپرگرله. انگار ChatGPT داستان و دیالوگهای این فیلم رو نوشته. شوخیهای سبک مارول که دیگه توی فیلمهای امروزی خیلی تکراری و لوس شده. بازی همه بازیگرها بد بود، مخصوصاً دیوید کورنسوت و ریچل بروزناهان. کلارک و لوئیس اصلاً به هم نمیخورن و هیچ شیمیای بینشون نیست. این فیلم اونقدر بده که بیشتر شبیه یه کپی ارزونقیمت از سوپرمن واقعیایه که میشناسیم و دوستش داریم. نه داستان داره و نه شخصیتپردازی! کل فیلم شده ۲ ساعت جلوههای کامپیوتری از یه سگ به اسم کریپتو. این سگ خیلی رو اعصابه و آبروی بقیه سگهای باهوش سینما رو برده. جیمز گان خودش کریپتونایتِ این فیلمه؛ با اون استعداد محدودش توی نوشتن داستانهای کمدیِ لوس و اون خودشیفتگیاش که فقط دوست و فامیلهای خودش رو توی فیلمهاش میذاره تا فقط حقوق بگیرن. اتفاقات فیلم همینطوری پشت سر هم میافتن، چه منطقی باشن چه نباشن. روایت منسجمی نداره. سوپرمن به جای اینکه شهر رو نجات بده داره هاتچاکلت میخوره. وات د فاک!!!! لکسِ زک اسنایدر میخواست سوپرمن و بتمن با هم بجنگن، ولی لکسِ گان نقشهاش اینه که وجهه عمومی سوپرمن رو خراب کنه به جای اینکه بکشتش. چرا شرورهای فیلمهای امروزی اینقدر ضعیف و بدبختن که خودشون نمیتونن با قهرمان بجنگن؟ به جای اینکه چند تا حضور افتخاری (کمئو) خوب از لیگ عدالت ببینیم، یه مشت شخصیت الکی از گروه عدالت رو چپوندن توی فیلم. فیلمبرداری افتضاح و رو اعصابه. موسیقی و آهنگها هم که اصلاً هیجانی نداشتن. از بلایی که سر تم سوپرمن آوردن متنفرم. جیمز گان انگار بیشتر دوست داشت یه فیلم سوپرمن به سبک مارول بسازه. آینده دیسی از همیشه بیشتر در خطره. اگه جیمز گان واقعاً میخواست درباره درگیری فلسطین و اسرائیل نظر بده، باید از اسمهای واقعی استفاده میکرد نه یه کشور خیالی. بعد از دیدن این فیلم، تازه قدر «مرد پولادین» زک اسنایدر رو فهمیدم.
2025-08-25
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
با یه خوشبینی محتاطانه رفتم سراغ فیلم. بازیگرها قوی هستن و انصافاً هیچکدوم بازی بدی ندارن. مشکل اصلی پشت دوربین هست: جیمز گان. باز هم گان طوری کارگردانی کرده که انگار فقط بلده یه جور فیلم بسازه. چیزی که تحویل گرفتیم یه بازآفرینی شجاعانه از مرد پولادین نیست؛ بلکه همون فیلمیه که سالهاست داره میسازه، فقط لباسها عوض شده. توی همه پروژههاش یه سری هیولا میذاره که بیشتر شبیه حیوون خونگیهای گنده هستن تا یه تهدید واقعی، و این باعث میشه هیچ حس ترسی منتقل نشه. به جای تمرکز روی قهرمانهای نمادینی که مردم واقعاً براشون مهمه، میره سراغ شخصیتهای درجه دو و عجیب مثل مستر تریفیک یا گای گاردنر که هیچکس جز خورههای کمیک بهشون اهمیت نمیده. این امضای کارش از زمان «نگهبانان کهکشان» بوده. بذارید واضح بگم: بین کارگردانی که امضای خودش رو پای فیلم میذاره با کارگردانی که فقط خودش رو تکرار میکنه فرق هست. گان دومی هست. نگهبانان کهکشان، جوخه انتحار، پیسمیکر؛ همهشون یه فیلم هستن با اسمهای مختلف. اگه این فرمول خیلی درخشان بود، شاید تکرارش خوب بود، ولی «فرمول گان» سطحی، نپخته و خستهکنندهست. امیدوار بودم بعد از این همه اشتباه دیسی، این ریبوت بالاخره متفاوت باشه. متأسفانه نبود.
2025-09-07
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یه راه خوب و توخالی برای وقت گذروندن. اگه ناراحتی که فیلم سوپرمن یکم چرت و پرته، پس اصلاً طرفدار فیلمهای سوپرمن نیستی. خوشم نمیاد جیمز گان شده صدای کمیکهای مدرن، ولی از شوخیهاش بدوم نمیاد. هرتزوگ (Herzog) درباره سگ بهشون هشدار داده بود. به حرف ورنر گوش بدید. الان توی اینستاگرامه. من پایه یه فیلم اختصاصی برای مستر تریفیک هستم.
2025-09-12
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
عاشق فیلم شدم. بعد از مدتها یه فیلم دیسی دیدم که واقعاً ارزشش رو داشت.
2025-09-22
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
۷۵ از ۱۰۰. یه تقابل کلاسیک بین سوپرمن و لکس لوتور که لکس میخواد سوپرمن رو بکشه. جیمز گان یه نسخه سرگرمکننده، گاهی خندهدار و هیجانانگیز از سوپرمن ساخته که بعد از اون همه فیلمهای بیش از حد جدی دیسی، واقعاً لازم بود. اینکه بیخیال داستان تکراری ریشههای سوپرمن شدن و مستقیم رفتن سر اصل مطلب که کلارک و لوئیس با هم هستن، خیلی خوب بود... چون قبلاً هزار بار اون داستان رو دیده بودیم. داستان جالبه، انتخاب بازیگرها عالیه، شخصیتها باحالن و اکشن هم درجه یکه. ما که خیلی دوست داشتیم! -- DrNostromo.com
2025-11-12