نابودگر: سرنوشت تاریک

نابودگر: سرنوشت تاریک

دنی راموس (Dani Ramos)، کارگر جوان مکزیکی، توسط یک ترمیناتور تقریباً نابودنشدنی از آینده به نام REV-9 تعقیب می‌شود. با این حال، او توسط یک انسان تقویت‌شده به نام گریس (Grace) که او هم از آینده آمده، محافظت می‌شود. آن‌ها از دست این ترمیناتور توقف‌ناپذیر فرار می‌کنند و در این میان، سارا کانر (Sarah Connor) به طور ناگهانی در جاده به کمک آن‌ها می‌آید. هر سه به لاردو در تگزاس می‌روند، جایی که گریس مختصات یک پشتیبان احتمالی را دارد و در آنجا با یک T-800 ملاقات می‌کنند که در مکانی دورافتاده با خانواده‌اش زندگی می‌کند. این گروه با هم متحد می‌شوند تا REV-9 را نابود کنند.

سال انتشار: 2019 کارگردان: Tim Miller ژانر: Action، Adventure، Sci-Fi نویسندگان: David S. Goyer، Justin Rhodes، Billy Ray امتیاز: 6.2

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 6

بعد از تماشای «نابودگر: سرنوشت تاریک»، اصلاً این حس رو نداشتم که تونستن این فرنچایز رو نجات بدن، یا اینکه خیلی از وجود این فیلم خوشحال باشم. این فیلم یه دنباله معمولی توی یه فرنچایز به‌هم‌ریخته‌ست که هیچ‌وقت به سطح دو فیلم اول نمی‌رسه، اما یه سر و گردن از سه فیلم قبلی بالاتره؛ و به خاطر همین هم خیلی‌ها ممکنه بیشتر از چیزی که لیاقتش رو داره، ازش خوششون بیاد. این فیلم برای فرنچایز «نابودگر» حکم «هالووین» یا حتی «مردان ایکس: روزهای گذشته آینده» رو نداره؛ فقط یه دنباله متوسطه و متأسفانه هیچی بیشتر از این نیست. - کریس دوس سانتوس

2019-10-29


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 5

اگه از خوندن نقدهای بدون اسپویل من لذت می‌برید، لطفاً بلاگم رو دنبال کنید :)

وقتی صحبت از فرنچایز نابودگر میشه، من هم مثل بقیه فکر می‌کنم. نسخه اصلی سال ۱۹۸۴ به یه اثر کلاسیک تبدیل شد و یکی از تأثیرگذارترین فیلم‌های علمی-تخیلی و اکشن تاریخ سینماست. «نابودگر ۲: روز داوری» هم یکی از اون معدود دنباله‌هایی بود که واقعاً از نسخه قبلی خودش بهتر عمل کرد و از نظر کیفیت و سرگرمی، شماره یک این حماسه باقی موند. اما بعد از اینکه جیمز کامرون (James Cameron) فرنچایز رو ترک کرد، همه چیز یهو نابود شد. در حالی که «نابودگر ۳» هنوز قابل تحمل بود، «رستگاری» (Salvation) افتضاح بود و ریبوت «جنسیس» (Genisys) هم نتونست تاریخچه این حماسه رو به شکل جذابی تغییر بده.

بنابراین، طبیعتاً حتی با بازگشت کامرون به تیم تهیه‌کنندگی، توقعات من خیلی بالا نبود. با این حال، «سرنوشت تاریک» بهترین قسمت نابودگر بعد از T2 هست... که البته حرف زیادی برای گفتن نداره. دو فیلم قبلی بازیگرهای فوق‌العاده‌ای داشتن (از کریستین بیل گرفته تا امیلیا کلارک)، اما فیلمنامه‌هاشون به طرز عجیبی بد بود. این بار، بازیگرها شیمی خیلی خوبی با هم دارن و دیالوگ‌های شخصیت‌ها بهتر شده، اما این موضوع به چه قیمتی تموم شده؟

داستان سه فیلم قبلی به اندازه دو فیلم اول جذاب، سرگرم‌کننده (یا حتی منطقی) نبود. «سرنوشت تاریک» فیلمنامه خیلی بهتری داره، اما باز هم یه مشکلی هست. چه مشکلی؟ در واقع، فیلم دقیقاً همون بخش‌های نسخه ۱۹۸۴ رو تکرار می‌کنه. مرز خیلی باریکی بین ادای احترام به یک فیلم و کپی‌برداری ناشیانه از اون وجود داره. تیم نویسنده‌های تیم میلر (Tim Miller) روی این مرز حرکت می‌کنن و در طول مسیر چندین بار به هر دو طرف می‌لغزن. بعضی صحنه‌ها واقعاً ادای احترام قشنگی به دو قسمت اول هستن، اما لحظات زیاد دیگه‌ای (که راستش خیلی زیادن) عملاً کپی-پیست نقاط کلیدی داستان یا روند رشد شخصیت‌ها از اون فیلم‌ها هستن.

اگه براتون سواله، دلیل بخشی از «نفرت» منتقدها و طرفدارها در سراسر جهان همینه. این روزها مردم نسبت به این جور ادای احترام‌ها سخت‌گیرتر شدن. دلیل دیگه نظرات متفاوت، سکانس افتتاحیه فیلمه. نگران نباشید، اسپویل نمی‌کنم. اونا فقط یه تصمیم داستانی ناگهانی و غافلگیرکننده می‌گیرن که بخشی از تأثیر عاطفی T2 رو از بین می‌بره، اونم بدون اینکه اول توضیح بدن چرا چنین تصمیمی گرفتن. من به فیلم فرصت دادم تا ایده‌اش رو باز کنه، اما این کار رو نمی‌کنه. فقط با همون ایده جلو میره و دیگه به اون لحظه اولیه برنمی‌گرده. با در نظر گرفتن این موضوع، درک می‌کنم اگه مردم بلافاصله بعد از دیدن همون صحنه اول تصمیم گرفتن از فیلم متنفر بشن... چون واقعاً هیچ توجیهی جز «خب، ما به یه داستان نیاز داریم» نداره.

فیلمنامه «سرنوشت تاریک» از نظر عاطفی تأثیرگذاره و پر از سکانس‌های اکشن (عمدتاً) خوش‌ساخته، اما پلات داستانیش بیش از حد شبیه نسخه ۱۹۸۴ هست. حتی یه دیالوگ مستقیم از سارا کانر هست که میگه فلان شخصیت معادل پسرش، جانه. این توضیحات غیرضروری و تنبلانه خوشبختانه اونقدری که فکر می‌کردم استفاده نشده، اما وقتی اتفاق می‌افته، انگار لوس‌ترین و بدترین لحظه ممکن رو برای بیانش انتخاب کردن.

با این حال، نمی‌تونم انکار کنم که واقعاً از فیلم لذت بردم. با فیلمنامه‌ای که خیلی بهتر از فیلم‌های قبلی بود، بازیگرها نه تنها تونستن در چند صحنه بدرخشن، بلکه شیمی فوق‌العاده‌شون لحظات درخشانی رو رقم زد. دیدن دوباره لیندا همیلتون (Linda Hamilton) در نقش سارا کانر واقعاً لذت‌بخش بود و آرنولد شوارتزنگر (Arnold Schwarzenegger) هم یه شخصیت خفن و کله‌شق با دیالوگ‌های خنده‌داره. این دو نفر فوق‌العاده‌ان! با این حال، مکنزی دیویس (Mackenzie Davis) در نقش سرباز تقویت‌شده، گریس، مخصوصاً در صحنه‌های اکشن، بازی بقیه رو تحت‌الشعاع قرار میده. فکر نمی‌کنم ناتالیا ریس (Natalia Reyes) اون چیزی که شخصیتش نیاز داشت رو ارائه داده باشه، چون به هر حال اون قهرمان داستانه، اما تونست گلیم خودش رو از آب بکشه. از بازی گابریل لونا (Gabriel Luna) در نقش ترمیناتور Rev-9 هم خوشم اومد، اما کاش به جز صحنه‌های اکشن، زمان بیشتری برای حضور در صحنه داشت.

تیم میلر مهارت‌های کارگردانی خودش رو از «ددپول» آورده و تکنیک‌های اکشنش رو برای ارائه سکانس‌های سرگرم‌کننده به کار گرفته. تیم جلوه‌های ویژه هم CGI بی‌نقصی ارائه داده، اما چند تا شات مربوط به سرعت‌های بالا هست که باید بهتر روشون کار می‌شد.

در مجموع، «نابودگر: سرنوشت تاریک» بهترین قسمت بعد از «روز داوری» هست، اما هنوز حتی به گرد پای اون هم نمی‌رسه. بازیگرهای فوق‌العاده‌ای داره و بازگشت لیندا همیلتون و آرنولد به نقش‌های نمادینشون عالیه، اما مکنزی دیویس با بازی خوب و لحظات خفنش از هر دوی اونا جلو می‌زنه. ناتالیا ریس در نقش اصلی، در حد معمولی و ناامیدکننده‌ست. با وجود اینکه اکشن خوب کارگردانی شده و فیلمنامه خوب نوشته شده، اما همه این‌ها به قیمت کپی‌برداری از داستان نسخه ۱۹۸۴ تموم شده. بعضی ادای احترام‌ها قابل توجه هستن، اما داستان اونقدر شبیهه که هر نوع غافلگیری رو از بین می‌بره و به شدت فاقد خلاقیته. علاوه بر این، تصمیمی که در سکانس افتتاحیه گرفته میشه، به تأثیر عاطفی T2 ضربه می‌زنه و بهترین فیلم این حماسه و یکی از بزرگترین فیلم‌های علمی-تخیلی تاریخ رو خراب می‌کنه. من دقیقاً پیشنهادش نمی‌کنم، اما اگه طرفدار این فرنچایز هستید، با توقعات متوسط برید و ببینیدش.

امتیاز: C

2019-11-04


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

یه ریبوت (دوم) خیلی خوب برای این فرنچایز قدیمی با اکشن‌های درست و حسابی و جلوه‌های بصری قابل قبول (البته بعضی جاهاش مصنوعی بود). واقعاً از دو بازیگر جدید خوشم اومد و لیندا همیلتون و آرنولد شوارتزنگر هم خوب بودن. با این حال، کاملاً مشخصه که این فرنچایز نیازی نداشت که فراتر از دو فیلم اول بره (شاید سریال «ماجراهای سارا کانر» رو استثنا بدونم). نکته مثبتش اینه که از نظر فنی، یه فیلم سرگرم‌کننده و «پاپ‌کورنی» بود، اما مثل «جنسیس» (که راستش اون رو هم دوست داشتم)، مطمئن نیستم کی دوباره دلم بخواد بشینم و ببینمش.

**۳.۵ از ۵**

2020-01-25


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 4

«برای جان.»
«سرنوشت تاریک» معمولی بود. یعنی در واقع همون «نیرو برمی‌خیزد» (Force Awakens) این فرنچایزه که فقط برای پول درآوردن ساخته شده. آخه چند بار می‌خوان بین T1 و T2 جابجا بشن؟ و با این حال عجیبه که هیچ‌وقت میراث این سری رو کاملاً خراب نمی‌کنه. با وجود همه این‌ها، این فیلم سومین فیلم برتر این مجموعه است. حداقل این فیلم می‌دونه که «نابودگر» برای بچه‌ها نیست! من تا حدی با فیلم درگیر شدم، حتی با اینکه دلیلش دنبال کردن یه خط داستانی تکراری بود.

لیندا همیلتون و آرنولد شوارتزنگر هر دو ستاره‌های فیلم هستن. همیلتون نقش یه پیرزن خفن و بدعنق رو بازی می‌کنه و آرنولد هم نقش یه ماشینِ درگیر رو که برای خودش زندگی داره. مکنزی دیویس هم برخلاف چیزی که از تبلیغات فیلم فکر می‌کردم، اصلاً رو مخ نبود. انگیزه‌های شخصیتش مشخص بود و حسابی هم کتک‌خورش ملس بود! تیم میلر واقعاً می‌دونه چطور صحنه‌های اکشن رو به شکل مؤثری کارگردانی کنه و توی این فیلم هم چند تا صحنه اکشن بزرگ و عالی تحویل میده. اما بعد از گذشت چند روز از دیدن فیلم، فقط بخش‌های کمی ازش تو ذهنم مونده.

گابریل لونا در نقش ترمیناتور پیشرفته جدید عملکرد خوبی داشت. اونا از رویکرد «رابرت پاتریک» استفاده کردن و یه آدم معمولی رو انتخاب کردن و اون رو به بزرگترین تهدید بشریت تبدیل کردن. هرچند برای من سخت بود که ازش بترسم، چون در طول فیلم به نظر می‌رسید تقریباً همه می‌تونن از پسش بربیان. ناتالیا ریس رو در نقش دانی به عنوان «منجی آینده» اصلاً باور نکردم، عمدتاً به خاطر بازی خشکش و اینکه هر بار اسلحه دستش می‌گرفت، اسلحه دو برابر قد خودش بود. جلوه‌های بصری بعضی جاها خوب بود، اما بقیه‌اش واقعاً بد به نظر می‌رسید. وقتی نمای نزدیک از افکت‌ها نشون میدن و مصنوعی بودنش تو ذوق می‌زنه، اصلاً به فیلم کمک نمی‌کنه. بعضی وقت‌ها هم فیلم بیش از حد تاریک بود، منظورم حس و حالش نیست، منظورم اینه که هر وقت شب می‌شد هیچی دیده نمی‌شد!

امتیاز کلی: به خوبی T1 و T2 نیست، چون هیچ‌چیز بدون لمس جادویی جیمز کامرون اونطوری نمیشه.

2020-01-27


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 5

نگید که تلاششون رو نمی‌کنن. همه دارن تلاش می‌کنن، حتی بازیگرها؛ و واقعاً قبل از شروع فیلم علامت سوال بزرگی در مورد این یکی وجود داشت. اما مردم خیلی وقته که دارن سعی می‌کنن یه دنباله عالی برای «نابودگر» بسازن و از قبل از به دنیا اومدن من تا حالا، حتی یک نفر هم موفق نشده. پس شاید چیزی که واقعاً نیاز داریم اینه که صنعت سینما برای یه مدتی دست از تلاش برداره. نه اینکه دست از ساختن فیلم‌های خوب برداره، فقط دست از ساختن فیلم‌های «نابودگر» برداره. کلاً بیخیالش بشن.

_امتیاز نهایی: ۲.۵ از ۵ - کلی چیز داشت که برام جذاب بود، اما در کل خیلی خوب از آب درنیومد._

2020-05-19


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

ارزش دیدن داشت، باز هم می‌بینمش و پیشنهادش می‌کنم. اول از همه، سفر در زمان بدترین چیزه، اما همینه که اجازه میده داستان شکل بگیره. من از خط‌های زمانی متفاوت خوشم نمیاد، اما باعث ایجاد سناریوهای جالبی میشه؛ مثلاً وقتی یه اندروید که اصلاً نباید ساخته می‌شد، کسی رو می‌کشه که اگه خودش از هستی ساقط نمی‌شد، جلوی به وجود اومدن اون اندروید رو می‌گرفت، این برام جالبه. تفاوت بزرگ دیگه که خیلی هم باهاش مخالف نیستم، اینه که فیلم رو به یه اثر «توانمندسازی زنان» تبدیل کردن، در حالی که می‌تونست فقط چند تا زن خفن رو نشون بده بدون اینکه اینقدر مستقیم توی چشم مخاطب فرو کنه. تازه یه پارادوکس عجیب هم هست که هنوز برای نجات پیدا کردن به یه «مرد قوی» نیاز دارن، اما چون اون ماشینه، یعنی تنها مردی که یه زن نیاز داره یه «ماشینه»؟ نمی‌دونم، من واقعاً فیلم رو دوست داشتم و قطعاً بازیگرها رو عوض نمی‌کردم، فقط شاید داستان رو خطی‌تر می‌کردم.

لیندا همیلتون مثل همیشه خفنه و آرنولد شوارتزنگر هم واقعاً پا به پاش میاد. عاشق مکنزی دیویس توی این فیلمم: نقش یه سرباز فداکار و جدی رو خیلی خوب بازی می‌کنه. متأسفانه ناتالیا ریس اون شخصیتی که باید باشه رو برای من باورپذیر نکرد و گابریل لونا هم به دلایلی خیلی به چشم نمیاد. البته T-1000 یه جذابیت و غافلگیری خاصی داشت که REV-9 به خاطر ماهیتش نداره. باید بگم که REV-9 یه طعم خاصی به اکشن میده؛ اینکه می‌تونه ۱، ۱.۵ یا حتی ۲ شخصیت مجزا باشه پتانسیل زیادی داره. اکشن فیلم هم خیلی جذابه، مخصوصاً افکت‌های نانو-بات‌ها. بقیه اکشن‌ها استاندارد ولی خوب هستن و مکنزی دیویس در نقش یه آدم با قدرت‌های فوق‌العاده در برابر چنین ماشین دیوانه‌ای عالی عمل می‌کنه. امیدوارم به دنیای مارول ملحق بشه. طرفدارهای فرنچایز نابودگر، اندرویدها و فیلم‌های اکشن باید از این فیلم خوششون بیاد. اعتراف می‌کنم که بازگشت به فرمول اصلی نیست، اما از بعضی فیلم‌های دیگه این فرنچایز بهتره.

2020-10-10


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 6

یه سری چرت و پرت‌های مربوط به سفر در زمان و خط‌های زمانی عجیب غریب داره، اما هنوز هم **خیلی بهتر از نابودگر: جنسیس (Terminator Genisys)** هست. بازیگرها خوبن و اکشن فیلم هم دیدنیه. اگه این آخرین فیلم نابودگر باشه، حداقل با یه خاطره نسبتاً خوب تموم میشه.

2021-03-31


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 5

فیلم افتضاحی بود... استفاده از CGI خیلی خلاقانه بود (هرچند تکراری)، اما بازی‌ها خشک و خط داستانی (؟) مسخره بود. از پسر جهنمی ۳ (Hellboy 3) بهتر بود، ولی خیلی با هم فاصله نداشتن...

2022-03-27


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 1

همون اول کار جان رو به توهین‌آمیزترین شکل ممکن می‌کشن... و تمام اتفاقات قسمت ۱ تا ۳ رو کاملاً بی‌ارزش می‌کنن. بعد هم یه زن ۵۰ کیلویی رو جایگزینش کردن که جان کانر جدیده، چون مثلاً می‌خواستن «روشن‌فکرانه» (Woke) باشه. ترمیناتور جدید هم زنه چون ووک. ترمیناتورهای قبلی هم بد بودن چون ووک نبودن. همش سیاست، سیاست، سیاست. حالم از سیاست توی سرگرمی‌هام به هم می‌خوره.

2023-01-12


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

این یه قسمت عالی از کل فرنچایز نابودگره که توسط تنها مردی که وقتی صحبت از نابودگر میشه حرفش سنده، یعنی جیمز کامرون، تهیه شده. بعد از چند تا اضافه شدنِ ناامیدکننده به لیست فیلم‌ها، این یکی برگشته به همون چیزی که می‌شناسیم، دوست داریم و می‌خوایم. شما نمی‌تونید چرخ رو دوباره اختراع کنید، پس اونا هم اینجا تلاشی نکردن؛ فقط همون ساختار اصلی رو جلا دادن و خوشگلش کردن. «سرنوشت تاریک» در واقع همون «روز داوری» با جادوی سینمای مدرنه و من هیچ مشکلی با این موضوع ندارم. دیدن لیندا همیلتون در نقش یه پیرزن کله‌شق که جوری با انواع سلاح‌های جنگی کار می‌کنه که انگار از کل این قضایا حوصله‌اش سر رفته، واقعاً لذت‌بخش بود.

2023-06-17