Mata Batin
عالیا پس از مرگ والدینش تصمیم میگیرد بانکوک را ترک کرده و به جاکارتا بازگردد. او و خواهر نوجوانش، آبل، به خانه دوران کودکیشان در خارج از شهر نقل مکان میکنند. اما آبل که اغلب رفتاری عجیب و ترسان دارد، از خانه خوشش نمیآید. او میگوید چیزی علاوه بر آنها در خانه حضور دارد. عالیا و داوین (پسرودست عالیا که او را همراهی کرده است)، هر چه آبل میگوید را نادیده میگیرند. اما رفتار آبل بدتر میشود. عالیا با این احساس که باید به آبل کمک کند، او را نزد روانپزشک میبرد. اما آبل امتناع میکند و میگوید که او میتواند مردگان را ببیند زیرا چشم سومش از کودکی باز بوده است. آبل از عالیا دعوت میکند تا به دیدن خانم ویندو، زنی روشنبین که به آبل کمک کرده، بروند. عالیا برای اثبات این چیزهای غیرمنطق، از خانم ویندو میخواهد که چشم سوم او را هم باز کند. و به آرامی، عالیا شروع به تجربه اتفاقات غیرعادی میکند. او چیزهایی میبیند که هیچکس دیگری نمیتواند ببیند و حضور ارواحی که از او درخواست کمک دارند. اما آنهایی که در خانه عالیا ظاهر میشوند به او آسیب میرسانند. انرژی آنها آنقدر منفی است که میتواند به عالیا و آبل آسیب برساند. بدون هیچ جای دیگری برای ماندن، آنها مجبورند بمانند و از خانم ویندو کمک بخواهند. آیا خانم ویندو میتواند کمک کند؟
سال انتشار: 2017 کارگردان: Rocky Soraya ژانر: Drama، Fantasy، Horror نویسندگان: Riheam Junianti، Rocky Soraya، Fajar Umbara امتیاز: 5.1