فرار از دانمورا
تیلی (Patricia Arquette)، یکی از کارکنان زندانی در ایالت نیویورک، با دو زندانی رابطه عاطفی برقرار کرده و به آنها برای فرار از زندان کمک میکند.
سال انتشار: 2018 کارگردان: ژانر: Biography، Crime، Drama نویسندگان: Brett Johnson، Michael Tolkin امتیاز: 7.9نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**_بیش از حد طولانی، اما بازیگریها معرکهست_**
> _در مورد ریچارد مت هیچوقت نمیشه امنیت کامل داشت. هیچوقت نمیشه بهش اعتماد کرد. هیچوقت نباید بهش پشت کرد. اون شرورترین و خبیثترین آدمیه که در طول ۳۸ سال خدمتم به عنوان افسر پلیس دیدم._
— کاپیتان گابریل دیبرناردو، اداره پلیس نورث توناواندا (بازنشسته)، یک روز پس از فرار ریچارد مت و دیوید سوئت.
> _نمیخوام هیچ کاری باهاش داشته باشم. اون از ۹ سالگی تا الان که ۳۴ سالشه داره من رو عذاب میده و حس میکنم هنوزم داره به این کار ادامه میده._
— پاملا سوئت درباره پسرش، دیوید.
> _بن استیلر یه دروغگوی عوضیه، درست مثل بقیه دنیا. اون اصلاً به حقیقت اهمیت نمیده. تنها چیزی که براش مهمه اینه که از اسم من میلیونها دلار پول دربیاره. اون یه احمقه._
— جویس «تیلی» میچل درباره کارگردان سریال.
من از اواخر دهه ۸۰ طرفدار داستانگوییهای غیر اپیزودیک بودم، یعنی سریالهایی که یک داستان واحد رو در طول یک فصل روایت میکنن. بهترین مثالهای اون زمان سریال «داستان جنایی» مایکل مان و «توئین پیکس» دیوید لینچ بودن. در اون دوران، اکثر سریالها هفتهای یک داستان مجزا داشتن، اما من همیشه از این سبک بدم میاومد. حالا در دورانی هستیم که داستانگویی طولانی به یک استاندارد تبدیل شده، اما با مشکلی به اسم «کِش اومدن نتفلیکسی» روبرو هستیم؛ یعنی داستانی که میشه در ۴ یا ۵ ساعت گفت رو الکی تا ۸ ساعت کِش میدن.
سریال «فرار از دانمورا» دقیقاً همینطوریه. یک داستان عالی که بیدلیل طولانی شده. سریال به جای اینکه فقط روی هیجان فرار تمرکز کنه، بیشتر به روانشناسی آدمهای درگیر و انتخابهای اشتباهشون میپردازه. کارگردانی بن استیلر و فیلمبرداری کار فوقالعادهست و چهار بازیگر اصلی هم بازیهای خیرهکنندهای ارائه دادن، اما ریتم سریال خیلی کنده و صبر زیادی میطلبه (هرچند دو قسمت آخر واقعاً استثنایی هستن).
داستان درباره فرار سال ۲۰۱۵ از زندان کلینتون هست؛ جایی که ریچارد مت (بنیسیو دل تورو) و دیوید سوئت (پل دینو) با کمک تیلی میچل (پاتریشیا آرکت) موفق به فرار میشن. آرکت در نقش تیلی فراتر از عالیه و لایق تمام جایزههاییه که گرفته. اون تیلی رو به عنوان زنی همیشه عصبانی، ناراضی و سرخورده بازی میکنه که فکر میکنه حقش از زندگی خیلی بیشتر از اینهاست. دل تورو هم نقش «مت» رو به عنوان یک جامعهستیز کلاسیک بازی میکنه؛ در ظاهر آروم ولی ذاتا خطرناک. پل دینو هم روی ذهن خلاق و مهندسی «سوئت» تمرکز کرده.
یکی دیگه از بازیهای درخشان که کمتر بهش توجه شده، اریک لنگ در نقش لایل (شوهر تیلی) هست. اون نقش مردی رو بازی میکنه که از روی سادگی و وفاداری، چشماش رو روی خیانت و تحقیرهای همسرش بسته.
در نهایت، «فرار از دانمورا» از نظر کارگردانی و بازیگری یک اثر درخشانه. با اینکه جزئیات فنی فرار رو خوب نشون میده، اما بیشتر روی «مکانیسم رفتاری آدمها» تمرکز داره. این سریال ثابت میکنه که صرفاً چون میشه یک داستان رو در ۸ ساعت تعریف کرد، معنیش این نیست که حتماً باید این کار رو انجام داد. اگه ۴ یا ۵ ساعت بود، میتونست شاهکار باشه، اما الان یک سریال خیلی خوبه که تماشاش کمی خستهکننده میشه.