A Simple Favor
استفانی، مادر بیوهای که یک ولاگ آشپزی را اداره میکند، با امیلی، زنی ثروتمند و مرموز که فرزندش در همان مدرسه ابتدایی فرزند استفانی درس میخواند، دوست میشود. ناگهان امیلی ناپدید میشود و استفانی شروع به تحقیق میکند، اما با رازهای تاریکی روبرو میشود که زندگی او را برای همیشه تغییر میدهد.
سال انتشار: 2018 کارگردان: Paul Feig ژانر: Comedy، Crime، Mystery نویسندگان: Darcey Bell، Jessica Sharzer امتیاز: 6.7نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
اول از همه بگم که این فیلم جوریه که انگار یکی رفته سوپرمارکت محل، یه رمان جنایی سه دلاری از دم قفسه برداشته و تصمیم گرفته با چندتا بازیگر خیلی معروف و خوشتیپ ازش فیلم بسازه. به عبارت دیگه، با یه معمای احمقانه طرفیم که پر از پیچشهای عجیب و غریبه. بعضی از این پیچشها رو راحت میشد حدس زد، اما بعضیهاشون واقعاً غیرمنتظره بودن.
علاوه بر این پیچشهای سرگرمکننده، فیلم خوب تونسته خودش رو زیاد جدی نگیره. طنز فیلم هم دقیقاً جاهایی که باید، تزریق شده. بعضی جاهاش لوس میشه، اما اگه دنبال یه فیلم عمیق و فکری هستین، سراغ این یکی نیاین. شخصیتها هم همگی خیلی اغراقشده هستن. امیلی با بازی بلیک لایولی (Blake Lively) بیش از حد شیک، بددهن و توداره، تا حدی که اجازه نمیده کسی از صورتش عکس یا حتی نقاشی بکشه. استفانی با بازی آنا کندریک (Anna Kendrick) هم خیلی پرانرژی، مشتاق، دستوپاچلفتی و بیش از حد مهربونه. بقیه بازیگرا هم نقشهای مکمل رو پر میکنن و با اینکه شخصیتها تکبعدی هستن، اما کارشون رو خوب انجام میدن. هنری گلدینگ (Henry Golding) در نقش شان کمترین جذابیت رو برام داشت، چون توی فیلمی که پر از شخصیتهای تیپیکال بود، الگوی مشخصی نداشت.
بزرگترین مشکل فیلم خودِ داستانه. امیلی توی انگیزهاش برای جعل مرگ خودش دچار تناقضه. یه جا به شان میگه این کار رو برای اون و نیکی کرده، بعد میگه برای خودش بوده. از همه مهمتر، انگار اصلاً نقشهای برای گرفتن پول بیمه بعد از نقد شدنش نداره. فیلم میتونست با یه سکانس کوتاه یا یه دیالوگ درباره پاسپورتهای جعلی برای امیلی و نیکی، این باگها رو رفع کنه. در کل، «یک لطف ساده» یه فیلم سرگرمکننده پر از پیچشهای دیوانهوار، طنز و بازیهای خوبه. زیاد به منطق داستان فکر نکنین و فقط لذت ببرین. قطعاً ارزش یه بار دیدن رو داره.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
واقعاً نمیدونم فاز فیلم «یک لطف ساده» چی بود، ولی میدونم که یه جورایی ازش خوشم اومد. نمره نهایی: ۳ ستاره - دوستش داشتم. پیشنهاد میکنم ببینیدش.
2019-01-20
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
_**شیک، خودآگاه و خندهدار - یک پارودی (هجویه) لذتبخش**_
بررسی لایههای فاسد زیر ظاهر شیک زندگی حومهشهری، چیزیه که همیشه کارگردانهای بزرگی مثل هیچکاک و دیوید لینچ رو جذب کرده. اخیراً هم رمانهایی مثل «دختر گمشده» (Gone Girl) این سبک رو محبوب کردن؛ دقیقاً همون سبکی که فیلم «یک لطف ساده» با اغراقهای طنزآمیزش هدف قرار داده. این فیلم که ترکیبی از کمدی، معمای قتل و تریلر جنایی حومهشهریه، یه جورایی دچار بحران هویته، اما همین ترکیب عجیب باعث شده به شدت سرگرمکننده باشه.
داستان درباره استفانی (آنا کندریک) هست، یه مادر مجرد و بیوه که ولاگ «ترفندهای زندگی» داره و خیلی سعی میکنه محبوب باشه، اما در واقعیت رو اعصابه. اون با امیلی (بلیک لایولی) آشنا میشه، یه مدیر روابط عمومی شیک و بددهن که زندگیاش از دور عالی به نظر میرسه. اما وقتی امیلی ناپدید میشه، استفانی خودش دست به کار میشه تا پیداش کنه. فیلم وقتی به عنوان یه پارودی از داستانهایی مثل «دختر گمشده» عمل میکنه، در بهترین حالتشه. شخصیتها همگی کلیشههای اغراقشده هستن: مادری که میخواد ادای کارآگاهها رو دربیاره، زن مرموزی که همیشه یه نقشه تو آستینش داره، و شوهر جذابی که معلوم نیست با کیه.
فیلم از همون تیتراژ اولش که حسوحال دهه ۶۰ اروپا رو داره، نشون میده که نمیخواد خودش رو جدی بگیره. معرفی شخصیت امیلی در بارون با حرکت آهسته، قشنگ نشون میده که کارگردان داره با کلیشههای سینمایی شوخی میکنه. شیمی بین آنا کندریک و بلیک لایولی هم عالیه؛ تضاد بین شخصیت ساده و دستوپاچلفتی استفانی با شخصیت جسور و بیخیال امیلی خیلی خوب از آب دراومده.
تنها مشکلی که با فیلم داشتم، بخش معمایی داستان بود. با اینکه میدونم فیلم داره با پیچشهای الکیِ این ژانر شوخی میکنه، اما خودِ معما یکم بیروح و قابل پیشبینی بود. همچنین کارگردان نتونسته تعادل خوبی بین صحنههای کمدی و صحنههای تاریکتر (مثل غرق کردن یه معتاد) برقرار کنه. با این حال، «یک لطف ساده» یه فیلم سرگرمکننده است. آدمهای خوشتیپ با لباسهای شیک توی یه داستان پر از شوخیهای سینمایی؛ زندگیتون رو عوض نمیکنه، اما دو ساعت حسابی سرگرمتون میکنه.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
راستش خیلی جاها گیج شدم ولی برام جالب بود. یهو تبدیل شد به یه تریلر تعلیقآمیز. آخرش همه چیز منطقی شد. از دیدنش واقعاً لذت بردم.
2023-07-17
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلم «یک لطف ساده» با بازی آنا کندریک و بلیک لایولی، دو بازیگری که از تلویزیون شروع کردن و حالا دارن توی سینما میدرخشن، واقعاً تماشاییه. بلیک لایولی مثل همیشه عالیه و پتانسیل بالاش رو نشون میده، هرچند هنوز اون نقش خاصی که بتونه براش اسکار بیاره رو پیدا نکرده. فیلم یه سواری هیجانانگیز و غیرمنتظره است که با ترکیب تعلیق، معما و کمی قتل، مخاطب رو درگیر میکنه. شاید یه شاهکار نباشه، اما قطعاً ارزش دیدن رو داره و یه تجربه سرگرمکننده و مفرحه.
2024-09-02