روزی روزگاری در هالیوود
فیلم «روزی روزگاری در هالیوود» (Once Upon a Time... in Hollywood) ساخته کوئنتین تارانتینو، به لسآنجلس سال ۱۹۶۹ سفر میکند، جایی که همه چیز در حال تغییر است. ریک دالتون (Rick Dalton) ستاره تلویزیون و بدلکار قدیمیاش کلیف بوث (Cliff Booth)، راه خود را در صنعتی دنبال میکنند که دیگر به سختی آن را میشناسند. نهمین فیلم این نویسنده و کارگردان، با تیمی بزرگ از بازیگران و چندین خط داستانی، ادای دینی است به آخرین لحظات دوران طلایی هالیوود.
سال انتشار: 2019 کارگردان: Quentin Tarantino ژانر: Comedy، Drama نویسندگان: Quentin Tarantino امتیاز: 7.6نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
این فیلم قطعاً برای همه نیست، اما یه سفر لذتبخش به گذشتهست با بازیهای فوقالعاده، کمدی خندهدار و زیباییشناسی بصری عالی. تارانتینو تنها کارگردانیه که توی سال ۲۰۱۹ میتونه بازیگرهای گنده رو بیاره بدون اینکه مردم به فیلمش بگن «اون فیلمِ لئو»، و به نظرم این خودش خیلی ارزش داره، چه طرفدارش باشید چه نه. خیلی کمه که فیلمی مثل این اکران عمومی بشه و توی سال بیروح ۲۰۱۹، فکر کنم وقتش بود یه چیز اورجینال توی سینماها ببینیم. - کریس دوس سانتوس
2019-08-07
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
کوئنتین تارانتینو یکی از بهترین فیلمسازهای تمام دورانه. اون استعداد غیرقابلانکاری پشت دوربین داره و فیلمهاش محکوم به این هستن که هر سالی اکران میشن، ردی از خودشون به جا بذارن. علاوه بر این، اون یه فیلمنامهنویس فوقالعادهست، همونطور که «روزی روزگاری در هالیوود» دوباره ثابتش میکنه. دانش اون از دهههای اولیه سینما خیلی زیاده، برای همین هر اثری که میسازه پر از ارجاع به اون سالهای «افسانهای» هست. و این فیلم دقیقاً همینه: یه داستان پریان در هالیوود، همونطور که از اسمش پیداست.
بذارید همین اول بگم: من قرار نیست به حواشی دور این فیلم (مثل نحوه نمایش بروس لی یا خانواده منسون) بپردازم، چون همیشه سعی میکنم نسبت به فیلمی که نقد میکنم منصف باشم. بگذریم... اطلاعات من از دهه ۶۰ خیلی زیاد نیست. طبعاً کل داستان شارون تیت و قتلهای معروف منسون رو میدونم، اما وقتی بحث فیلمهای اون دهه میشه، شاید فقط چندتاشون رو به اسم یا با یه صحنه خاص بشناسم. تارانتینو از زمان طولانی فیلمش استفاده میکنه تا کلی ارجاع به اون دوره بده و این یکی از دلایلیه که پرده اول فیلم کش میاد. زمان زیادی صرف شخصیتهایی میشه که فقط دارن رانندگی میکنن و آهنگ گوش میدن، یا نماهای باز از شهر موقع رانندگی، یا حتی رقصیدن با یه صفحه گرامافون. میفهمم که اینها معنایی دارن، اما اگه باعث پیشرفت شخصیت نشن، فقط یه سری «ایستراگ» (Easter Egg) هستن و تاثیری روی روایت داستان ندارن.
ساعت اول فیلم پر از سکانسهاییه که تنها هدفشون نشون دادن دانش تارانتینو از اون زمانه. تا وقتی که داستان روایت بشه مشکلی نیست، اما مشکل دوم من با پرده اول همینه: خیلی طول میکشه تا شخصیتهاش رو تثبیت کنه و هدف مشخصی توی داستان دیده نمیشه. انگار یه نفر داره بدون مقصد واسه خودش قدم میزنه. اما از لحظهای که میفهمیم ریک دالتون و کلیف بوث کی هستن و از زندگی چی میخوان، فیلم به شدت جذاب میشه. این قطعاً یه داستان شخصیتمحور هست. یه داستان پریان که ریک تمام تلاشش رو میکنه تا بر مشکلات شخصیش غلبه کنه و دوباره ستاره بشه. کلیف هم به عنوان بدلکارش، با انجام کارهای خونه و بقیه جاها، نون رفاقتش رو میخوره. این دوتا جدانشدنی هستن و صحنههاشون همیشه پر از خنده و شادیه، حتی در تاریکترین لحظات.
فیلم به خاطر شخصیتهای فوقالعادهاش جواب میده. اگه بهشون اهمیت ندید، اصلاً از فیلم لذت نمیبرید. علاوه بر این، اگه چیزی از هنر فیلمسازی ندونید، احتمالاً از فیلم بدتون میاد چون براتون خیلی کسلکننده میشه. اما برای کسی که میفهمه فیلم چطور ساخته میشه، این یه تجربه عالی توی سینماست. دستاوردهای فنی فیلم اونقدر زیاده که نمیشه به همهاش پرداخت. یکی از بخشهای محبوب من، فیلمهای سیاه و سفیدی بود که داخل خودِ فیلم نشون داده میشد. دیدن لئوناردو دیکاپریو که توی وسترنهای کلاسیک با بازیهای غلو شده بازی میکنه، واقعاً لذتبخش بود. بخش دوم هم دیالوگهای طولانی و بدون کات (One-take) بود. سکانسهای ۱۰ یا ۱۵ دقیقهای که دیکاپریو تمام توانش رو میذاره. این همون شکلیه که هر فیلمی باید ساخته بشه.
طبیعتاً توی یه روایت شخصیتمحور، تیم بازیگری باید خیلی قوی باشه. دیکاپریو، برد پیت، مارگو رابی... اصلاً نیازی هست بگم چقدر فوقالعادهان؟ دیکاپریو دوباره ثابت کرد یکی از بزرگترین بازیگرهای تاریخه. توانایی اون برای گذاشتن ۲۰۰ درصد انرژی توی هر صحنه باورنکردنیه. برد پیت هم با یه بازی زیرپوستی و عالی، کلی تحسین برانگیزه. مارگو رابی زمان حضورش خیلی زیاد نیست، اما هدف شخصیتش نشون دادن رویا و شکوه زندگی یه بازیگر توی اون زمان بود که به خوبی انجامش داد. دیدن آل پاچینو هم همیشه روی پرده غنیمته.
از نظر فنی، همونطور که گفتم، فیلم به یه شاهکار نزدیکه. این تارانتینوئه، همه میدونن چه کارهایی ازش برمیاد، اما با توجه به کارهای اخیرش، این فیلم یه غافلگیری دلپذیر بود چون نشون داد میتونه فیلمی با خشونت کمتر هم بسازه. فیلمبرداری رابرت ریچاردسون و تدوین فرد راسکین مثل همیشه بینقصه. موسیقی متن هم که آدم رو جادو میکنه. در کل، «روزی روزگاری در هالیوود» شاید بهترین فیلم تارانتینو نباشه، اما قطعاً یکی از بهترینهای ساله. پایانبندی متفاوتش نسبت به واقعیت ممکنه بحثبرانگیز باشه، اما برای من، این تصویری بود از اینکه اگه دنیا عادلانه بود یا اگه واقعاً یه «داستان پریان» بود، همه چیز چطور باید تموم میشد... نمره: -A
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
من اینجا نیستم که «روزی روزگاری در هالیوود» رو تحلیل کنم، فقط اومدم که ازش لذت ببرم. نمره نهایی: ۴ ستاره - خیلی جذاب. یکی از محبوبهای شخصی من.
2019-08-25
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
***انتقام تارانتینو از روانیهای خانواده منسون***
در اواخر دهه ۶۰، ریک دالتون (Leonardo DiCaprio)، بازیگر محبوب سریالهای وسترن، میبینه که دوران اوجش تموم شده و با تشویقهای بدلکار و بهترین دوستش، کلیف بوث (Brad Pitt)، سعی میکنه خودش رو جمع و جور کنه. شارون تیت (Margot Robbie) و رومن پولانسکی همسایههای اونها هستن. در همین حال، دیوونههای خانواده منسون در پسزمینه دارن برای حمله آماده میشن.
این نهمین فیلم کامل تارانتینوئه و برای من، یه جایی وسط لیست کارهاش قرار میگیره. شاید به اندازه «پالپ فیکشن» یا «جانگوی آزاد شده» عالی نباشه، اما در کنار «حرامزادههای لعنتی»، «جکی براون» و «هشت نفرین شده» قرار میگیره. یه کارگردان معروف یه بار گفته بود یه فیلم عالی یعنی: سه تا صحنه خوب، بدون صحنه بد. با اینکه بخش دوم این تعریف درباره این فیلم جای بحث داره (چون میشد کوتاهتر بشه و بخشهای خستهکننده داره)، اما شکی نیست که بخش اول رو کاملاً داره.
سه تا صحنه محبوب من اینا هستن: رویارویی طنزآمیز با بروس لی؛ سکانس عالی مزرعه اسپان که حس خطر رو به خوبی منتقل میکنه؛ و البته حمله هیپیها در پرده آخر که خیلی سرگرمکننده بود. خوشبختانه کلی نکته مثبت دیگه هم هست: رفاقت ریک و کلیف، سکانس جسورانه شعلهافکن، گریه ریک پیش اون دختربچه بازیگر، موسیقی متن باحال و سگِ کلیف، برندی. فیلم ۲ ساعت و ۴۱ دقیقهست و در لسآنجلس فیلمبرداری شده. نمره: -A
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
خب، ۱۵ دقیقه آخر عالی بود، ولی ۲.۵ ساعت اول... هیچ اتفاق خاصی نیفتاد. من به هالیوود علاقه دارم، البته بیشتر دهه ۸۰، برای همین بعضی از صحنههای کند هنوز برام جالب بود، اما فیلم واقعاً داستان خاصی نداره و شخصیتها هم رشد نمیکنن. با این حال، دیکاپریو و پیت هر دو عالی بازی کردن و مارگو رابی هم لحظات خودش رو داشت. نمره: ۳ از ۵
2019-12-10
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«وقتی به آخر خط میرسی، با رفیقی که از برادر بهت نزدیکتره و از زن بهت یه ذره دورتر، با هم مست کردن تنها راه خداحافظیه.»
«روزی روزگاری در هالیوود» یه سفر آروم و باحال به گذشتهست که مثل یه داستان پریان روایت میشه. هم بیهدفه و هم پرمعنا. فیلم به هالیوود قدیم، فیلمسازی، شارون تیت و بدلکارها ادای دین میکنه. این شاید شخصیترین و پختهترین فیلم تارانتینو باشه، تا اینکه ۱۰ دقیقه آخر (که عاشقشم) کلاً همه چیز دیوونهوار میشه. هیچ کارگردان دیگهای رو نمیشناسم که عشقش به سینما اینقدر توی کارش مشخص باشه. اون و اسکورسیزی آخرین کارگردانهای نسل قدیم هستن که هر فیلم جدیدشون یه «اتفاق» محسوب میشه.
توی این فیلم، کوئنتین هالیوود سال ۶۹ رو در اوج خودش نشون میده، همونطوری که از بچگی یادش مونده. به لطف تیم سازنده، لسآنجلس کلاسیک رو بازسازی کرده؛ با نئونهای براق، لباسهای مد روز و ماشینهای اواخر دهه ۶۰. لئوناردو دیکاپریو در نقش ریک دالتونِ در حال افول، فوقالعاده بود. یه بازیگر خودخواه اما آسیبپذیر که هم بهش میخندی و هم دلت براش میسوزه. برد پیت هم در نقش کلیف بوثِ خونسرد و باحال معرکه بود. شیمی بین لئو و برد عالی بود. مارگو رابی هم در نقش شارون تیت واقعاً دلنشین بود. با اینکه حضورش کم بود، ولی هر وقت بود لبخند به لب آدم میآورد. پایانبندی فیلم و نحوه برخورد با میراث شارون تیت هم خیلی تاثیرگذار بود. در کل، من این فیلم رو دو بار دیدم و هنوزم دلم میخواد باز ببینمش.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
به نظر من این فیلم عالی بود، با وجود اینکه (یا شاید به خاطر اینکه) با اتفاقات واقعی تاریخی خیلی فرق داشت. من تا قبل از این فقط چهارتا فیلم از تارانتینو دیده بودم، پس خیلی طرفدار دوآتیشهاش نیستم. اما از «جکی براون» و «پالپ فیکشن» خیلی خوشم اومده بود. حالا میتونم بگم این فیلم رو هم به اندازه اون دوتا دوست داشتم. دیالوگها تیز و برنده هستن و شخصیتهای اصلی اونقدر دوستداشتنی هستن که سرنوشتشون برام مهم باشه. اگه دنبال دقت تاریخی کامل هستید برید مستند ببینید، من اومدم که سرگرم بشم و واقعاً هم شدم.
2020-04-03
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یه فیلم سرگرمکننده پر از بازیهای درخشان و دیالوگهای گیرا. البته فیلم کمی بیهدفه؛ تا دو-سوم فیلم گذشته بود و من هنوز نمیدونستم قراره به کجا برسیم. با این حال، هنوز جذبش بودم و بهم خوش گذشت. پرده سوم فیلم اونقدر دیوونهوار و عجیبه که ارزش اون همه انتظار رو داره. نمره: ۸۸٪ - عالی.
2022-07-26
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
من بهش ۱۰ ستاره میدم، نه چون بهترین فیلم تاریخه، بلکه چون در مقایسه با بقیه چیزهایی که امروز ساخته میشه، یه شاهکاره. البته برای کسانی که فیلمهای تارانتینو رو دیدن، پایان فیلم از همون اول لو رفتهست چون میدونیم اون چطور با تاریخ بازی میکنه. برای بعضیها ممکنه خیلی کند باشه، اما بازیگری و کارگردانیش حرف نداره. این فیلم مثل یه نامه عاشقانه به هالیوود کلاسیکه. شاید دیالوگهای تیکهدار فیلمهای قبلیش رو نداشته باشه، اما در عوض حرفهایگری یه کارگردان باسابقه رو داره.
2023-01-12
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«همه حالشون خوبه؟» «خب... اون هیپیهای لعنتی که قطعاً حالشون خوب نیست!»
اولین بار که سال ۲۰۱۹ توی سینما دیدمش، فکر نمیکردم اینقدر خوب باشه. اما بعد از بار دوم، ۴ سال بعد و دیدن ۵۵۰ تا فیلم دیگه، خیلی بیشتر ازش خوشم اومد. این فیلم در واقع یه نامه عاشقانه به سینماست. یه داستان پریان پر از شوخی و ارجاع. بیشتر وقت فیلم رو فقط داریم با شخصیتها وقت میگذرونیم و از بازی دیکاپریو و خونسردی برد پیت لذت میبریم. داستان با یه اوج خندهدار و یه چرخش غیرمنتظره به سبک تارانتینو تموم میشه. ۹/۱۰
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلم در بیشتر زمانش تکهتکه و پراکنده به نظر میرسید، اما من از این سبک روایت لذت بردم. یه چیزی داشت شکل میگرفت و من خیلی دیر متوجهش شدم. سه بازیگر اصلی عالی بودن. مارگو رابی زیبا و دوستداشتنیه، برد پیت باحال و خشنه، اما دیکاپریو در نقش ریک دالتون ستاره واقعیه. اون یه شخصیت چندبعدیه و دیدن ماجراهای پشت صحنهاش خیلی کیف میده. بازی با تاریخ هم جالب بود، اما توی فیلمهای تارانتینو همیشه اصل کار دیالوگهاست. دنبال کردن این شخصیتها واقعاً لذتبخش بود.
2024-01-30
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
روی کاغذ، این فیلم باید عالی میشد. دیکاپریو و برد پیت در کنار تارانتینو. خب، بالاخره بعد از ۲ ساعت، یه چیزی شبیه اون چیزی که انتظار داشتم دیدیم. مسیر طولانی و خستهکنندهای که به این پایان ختم شد رو بعضیها «داستان عاشقانه» توصیف کردن، ولی به نظر من دارن لطف میکنن. رابطهای بین این دو مرد هست ولی چیز خاصی نیست. ریک دالتون یه الکلیه که دیگه نقشهای سابقش رو بهش نمیدن؛ خب مگه بقیه بازیگرها اینجوری نشدن؟ کلیف بوث هم نقش دندانگیری نداره، مگر در پایان فیلم. متاسفم، ولی این فیلم برای من یه اثر بیش از حد تحویل گرفته شده و طولانی بود.
2024-05-29
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
این فیلم اصلاً برای من جذاب نبود. به نظرم بیش از حد طولانی بود و بدون اینکه بتونه نظرم رو جلب کنه، فقط کش میاومد. آخرش هم احساس کسالت و بیربط بودن بهم دست داد. با اینکه خیلیا میگن عالیه، من نتونستم با داستانش ارتباط برقرار کنم و به نظرم پراکنده و بدون انسجام بود. سلیقه شخصی من بیشتر به سمت فیلمهای پر از اکشنه که آدم رو درگیر نگه میدارن. من دنبال هیجان و لذت توی فیلم هستم، نه دیالوگهای طولانی که نمیتونن حواسم رو جمع نگه دارن.
2024-09-10
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
این یه فیلم کاملاً تارانتینویی هست؛ پر از اسمهای بزرگ، کارگردانی با استایل خاص و عشق عمیق به هالیوود قدیم. داستان؟ خب، بیشتر شبیه یه گشت و گذار بیهدفه تا یه داستان ساختارمند. اتفاقات میافتن، شخصیتها با هم حرف میزنن، اما پیوند سنتی بینشون کمه. از تارانتینو همین انتظار میره؛ اون بیشتر دنبال خلق لحظههاست تا روایت. شروع کند فیلم فضا رو میسازه اما حس فوریت به آدم نمیده. کارگردانی کلاسیک تارانتینوئه؛ دیالوگهای طولانی، انرژیهای ناگهانی و البته وسواس همیشگیش روی پاها! فیلمبرداری حس اواخر دهه ۶۰ رو عالی درآورده. بازی دیکاپریو و پیت هم که حرف نداره. در کل، این بیشتر یه «تجربه» است تا یه داستان، و با اینکه ریتمش گاهی کند میشه، دنیایی که میسازه اونقدر جذاب هست که تا آخر تماشاش کنید.
2025-02-16