وقتی آنها ما را می بینند
در سال ۱۹۸۹، یک دونده در پارک مرکزی نیویورک مورد حمله و تجاوز قرار گرفت و متعاقباً پنج جوان به این جرم متهم شدند. این گروه پنج نفره که به «پنج نفر پارک مرکزی» معروف شدند، بر بیگناهی خود پافشاری کردند و سالها برای لغو احکام خود جنگیدند تا تبرئه شوند. این مینیسریال بازهای ۲۵ ساله را در بر میگیرد؛ از زمانی که نوجوانان برای اولین بار در بهار ۱۹۸۹ درباره این حادثه مورد بازجویی قرار گرفتند، تا تبرئه آنها در سال ۲۰۰۲ و در نهایت توافقی که در سال ۲۰۱۴ با شهرداری نیویورک حاصل شد. تیم بازیگران پر از نامزدها و برندگان جایزه امی است، از جمله مایکل کنت ویلیامز (Michael Kenneth Williams)، جان لگویزمائو (John Leguizamo)، فلیسیتی هافمن (Felicity Huffman) و بلر آندروود (Blair Underwood). ایوا دوورنی (Ava DuVernay)، نامزد اسکار و برنده امی، نویسندگی و کارگردانی این چهار قسمت را بر عهده داشته است.
سال انتشار: 2019 کارگردان: Ava DuVernay ژانر: Biography، Crime، Drama نویسندگان: Ava DuVernay امتیاز: 8.8نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
راستش برای دیدن این مینیسریال دو دل بودم، چون مطالب زیادی دربارهش خونده بودم و با خودم میگفتم خب، من که میدونم آخرش چی میشه، پس چرا باید یه بازسازی تلخ و افسردهکننده ازش رو تماشا کنم؟ اما بالاخره به این نتیجه رسیدم که باید یه فرصت بهش بدم. انقدر آدمهای زیادی دوسش داشتن و اون تعداد کمی هم که نپسندیده بودن انقدر ازش متنفر بودن که حدس زدم باید اثر خوب و دقیقی باشه که چنین واکنشهایی گرفته. و واقعاً هم همینطور بود.
بازیگریها به نظرم فوقالعاده بود. (ادعایی ندارم که منتقد حرفهای فیلم هستم؛ فقط چیزی که خوشم بیاد و باکیفیت به نظر برسه رو میفهمم.) صحنههای دلخراشی وجود داشت که البته داستان ایجاب میکرد، اما تعدادشون کمتر از اون چیزی بود که فکر میکردم و با لحظات کوچیکی از انسانیت و لطف در حق اون پنج پسر، به تعادل رسیده بود.
توی روایت داستان کار جالبی کرده بودن؛ فقط به ترتیب زمانی پیش نمیرفتن یا داستان هر متهم رو جداگونه نمیگفتن، بلکه ترکیبی از این روشها بود. اول بخشی از داستان رو برای کل گروه روایت کردن و بعداً داستان هر کدوم رو جدا کردن. توضیح دادنش سخته ولی خیلی تاثیرگذار بود. نمیخوام وارد بحثهای سیاسی نژادپرستی و بیعدالتی بشم که زیربنای این داستانه. توی این فیلم هم آدمهای خوب تصویر شدن و هم آدمهای نه چندان خوب. بعضی از خوبها اشتباه میکنن و چند نفر از اونهایی که زیاد خوب نیستن، تا حدی خودشون رو اصلاح میکنن. بقیه هم نه. در کل، فیلم به من میگه که وقتی عشق داشته باشی، امیدوار بودن راحتتره و وقتی امید داشته باشی، عشق ورزیدن آسونتر میشه.