به پیش
در یک دنیای فانتزی و حومهشهری، دو برادر الف نوجوان به نامهای ایان (Ian) و بارلی لایتفوت (Barley Lightfoot)، راهی سفری میشوند تا کشف کنند آیا هنوز ذرهای جادو در دنیا باقی مانده است یا خیر؛ تا بتوانند آخرین روز را با پدرشان که در کودکی از دست دادهاند، سپری کنند. مانند هر مأموریت بزرگ دیگری، سفر آنها مملو از طلسمهای جادویی، نقشههای رمزآلود، موانع دشوار و اکتشافات باورنکردنی است. وقتی مادر شجاع آنها، لورل (Laurel)، متوجه ناپدید شدن پسرانش میشود، با یک جنگجوی افسانهای که ترکیبی از شیر، عقاب و عقرب است به نام مانتیکور (Manticore) متحد میشود تا آنها را پیدا کند. فارغ از نفرینهای خطرناک، این یک روز جادویی میتواند بیش از آنچه تصور میکردند برایشان ارزش داشته باشد.
سال انتشار: 2020 کارگردان: Dan Scanlon ژانر: Animation، Adventure، Comedy نویسندگان: Dan Scanlon، Keith Bunin، Jason Headley امتیاز: 7.4نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
اگه از خوندن نقدهای بدون اسپویل من لذت میبرید، لطفاً وبلاگم رو دنبال کنید. من همیشه برای پیدا کردن دلیلی که از یه فیلم پیکسار بدم بیاد، به مشکل میخورم. یکی از آزاردهندهترین تصورات غلط درباره ژانرها، مربوط به انیمیشنهاست. مردم میگن: «اینا برای بچههاست، چطور از این چیزا لذت میبری؟ چقدر بچهای!». اونا نمیدونن که انیمیشنها گاهی روایتها و شخصیتهای احساسیتری نسبت به فیلمهای لایو-اکشن دارن. موسیقی متن معمولاً در این ژانر مهمتره و جلوههای بصری هم همیشه خیرهکننده هستن. همکاری دیزنی و پیکسار احتمالاً بهترین اتفاقی بود که میتونست برای هالیوود بیفته. دن اسکنلون در سال ۲۰۱۳ با «دانشگاه هیولاها» دنباله غافلگیرکنندهای برای «شرکت هیولاها» ساخت. ساختن یه دنباله موفق بعد از دوازده سال کار سختیه و اسکنلون از پسش براومد، برای همین انتظاراتم از این فیلم بالا بود.
شاید «به پیش» (Onward) بهترین فیلم پیکسار نباشه و شک دارم خیلیها اون رو در لیست محبوبترینهاشون کنار بقیه آثار این استودیو قرار بدن، اما هنوز هم اون روایت احساسی و شخصیتهای ملموس همیشگی پیکسار رو داره. من با پدر، مادر و دو برادر بزرگتر بزرگ شدم. فقط با همین اطلاعات میدونم که از خیلی از آدمهای دنیا خوششانسترم. تمرکز این فیلم روی رابطه دو برادر (با صدای کریس پرت و تام هالند) هست و من عاشق ماجراجویی دونفرهشون شدم. این فیلم من رو یاد دوران بچگی و لحظات نابی که با برادرام داشتم انداخت. اگه طرفدار بازیهای Dungeons & Dragons یا بازیهای مرحلهای و ماجراجویی هستید، ساختار داستان قطعاً مثل من شما رو هم سر ذوق میاره، اما همین موضوع به بزرگترین ایرادی که به فیلم دارم هم وصل میشه...
ایده فیلم خیلی جذابه، اما اجرایش یه مقدار... جادوی کمتری داره، هرچند ممکنه کنایهآمیز به نظر بیاد. مثلاً انیمیشن Frozen II درباره «دنیای پر از جادو» نیست، اما خود السا به تنهایی صحنههای جادویی بیشتری نسبت به کل فیلم «به پیش» داره. در اونجا، جادو با انیمیشن خیرهکننده و موسیقی هیجانانگیز صفحه رو پر میکنه. «به پیش» انگار نسخه محدودتری از پتانسیل واقعی خودشه. درسته که دنیای شخصیتها جادوی گذشتهاش رو از دست داده، اما اونا در طول مسیر با موانعی روبرو میشن که با... حدس بزنید چی؟ جادو حلش میکنن. نمیخوام مثل اون آدمایی به نظر بیام که فقط دنبال «اکشن برای اکشن» هستن. بدم میاد کسی از فیلمی بدش بیاد چون توش چیزی منفجر نشده. بحث من بیشتر سر انتظاراتیه که از پیکسار دارم. قطعاً الان بیشتر از همیشه ازشون انتظار دارم.
نه اینکه داستان جالب یا گیرا نباشه، چون واقعاً در طول کل زمان فیلم حس سرگرمکنندهای وجود داره. ریتم فیلم خوبه، همیشه یه اتفاقی در حال رخ دادنه و شوخیها هم عالی هستن. فیلم «خوبیه»، به همین سادگی. صداپیشگیها فوقالعادهست. تام هالند و مخصوصاً کریس پرت واقعاً روح شخصیتهاشون رو درک کردن و کاملاً مشخصه که پشت صحنه کلی بهشون خوش گذشته. جولیا لوئی درایفوس و اکتاویا اسپنسر هم خیلی خوبن، اما خط داستانی شخصیتهاشون به اندازه داستان اصلی جذاب نیست. هر لحظهای که با اونا بودم، دلم میخواست برگردم پیش دو تا برادر. با این حال، جنبه سرگرمی فیلم هیچوقت از بین نمیره. داستان همیشه هیجانانگیزه، فقط سطحش کمی بالا و پایین میشه.
بهترین بخش رو برای آخر گذاشتم. با اینکه پرده دوم فیلم کمی تکراری به نظر میرسه، اما پایانبندی فوقالعاده رضایتبخشه. قابل پیشبینیه؟ بله. برای بعضیها ناامیدکننده خواهد بود؟ قطعاً. اما زیباترین پیام ممکن رو به احساسیترین شکل، همونطور که پیکسار همیشه بلده، منتقل میکنه. در طول داستان کلی درسهای اخلاقی کوچیک و خوب یاد میگیریم، اما درس آخر کاملاً بینقصه و اشکم رو درآورد. پایان فیلم برای همه صمیمانه و واقعیه، اما روی خانوادههایی که عضوی رو خیلی زود از دست دادن، تأثیر عمیقی میذاره.
در کل، همکاری دیزنی و پیکسار همچنان بهترین انیمیشنهای سال رو به دنیا عرضه میکنه. «به پیش» جدیدترین موفقیت اونهاست، هرچند در مقایسه با کارهای قبلی استودیو در این ژانر، کمی جادو و خلاقیت کمتری داره. با یه تیم صداپیشگی بااستعداد، دو برادر به یه ماجراجویی سرگرمکننده میرن که با یه پیام قلبی و زیبا برای همه خانوادهها تموم میشه. ممکنه بعضیها پایانش رو خیلی قابل پیشبینی بدونن، اما اوج داستان از نظر احساسی خیلی قویه و بدون شک روی همه تأثیر میذاره (دستمال کاغذی یادتون نره!). پرده دوم کمی تکراریه ولی سرگرمی فیلم فروکش نمیکنه. شوخیهای خندهدار و هوشمندانه، شخصیتهای اصلی جذاب، شخصیتهای فرعی نه چندان جالب و مثل همیشه انیمیشن زیبا. آهنگ تیتراژ آخر هم خیلی باحاله. اصلاً نمیتونم برای انیمیشن Soul صبر کنم... نمره: B+
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
انیمیشن وظیفه خیلی مهمی داره. پیامهایی که قبلاً دربارهشون حرف میزدم فقط برای یاد دادن چیزها به بچهها نیست؛ ما بزرگترها هم ازشون یاد میگیریم. فکر کنم همین موضوع باعث شد «به پیش» (Onward) برام یه ذره ناامیدکننده باشه: وقتی فیلم تموم شد، حس نکردم چیز جدیدی که به درد زندگی بزرگسالیم بخوره یاد گرفته باشم. با این حال، هنوز هم یه داستان تمثیلی قشنگه که برادری، ماجراجویی و بخشندگی رو ترویج میده. انیمیشن وظیفه بزرگی در شکل دادن به نسلهای آینده از سنین پایین داره و همیشه نمیتونه برای همه سلیقهها عالی باشه. با این حرفها نقد رو تموم میکنم و مشتاقانه منتظر کار بعدی پیکسار هستم که امیدوارم تو اون فیلم، من هم چیز جدیدی کشف کنم... پیکسار جان، بزرگترها رو فراموش نکن! - لیلی میک
2020-03-04
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«به پیش» یه ماجراجویی خانوادگیه که هم آدم رو سرگرم میکنه و هم در طول «مسیر خطر»، حسابی با احساساتت بازی میکنه. پیکسار و دیزنی توی این فیلم همون تعادل ظریف بین لحظات گریهآور و کمدی رو که توی بقیه کارهاشون استادش هستن، به خوبی رعایت کردن. اگه بتونید از اون فرمول همیشگی دیزنی و پیکسار (تراژدیِ نبودِ یکی از اعضای خانواده) بگذرید، میبینید که فیلم تلاشهای موفقی کرده تا خودش رو مدرن کنه و با سنین و خانوادههای مختلف ارتباط بگیره.
2020-03-13
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
تکشاخها، پریها، الفها و جادوگرها در انیمیشن «به پیش»، که یه اثر فرمولزده از پیکساره، جادوی گذشتهشون رو از دست دادن. داستان در یک دنیای فانتزی مدرن میگذره و ماجرای دو برادر نوجوان رو روایت میکنه که برای پیدا کردن یه سنگ جادویی راهی سفر میشن؛ سنگی که ممکنه کلید یه تجدید دیدار خانوادگی جادویی باشه. ایان (تام هالند) و برادر بزرگترش بارلی (کریس پرت) هنوز بعد از چند سال در سوگ پدرشون هستن. ایان وقتی پدرش مرد نوزاد بود و بارلی هم خاطرات خیلی کمی ازش داره. وقتی مامان (جولیا لوئی درایفوس) هدیهای رو که پدرشون برای تولد ۱۶ سالگی ایان گذاشته بود بهش میده، معلوم میشه که اون هدیه یه عصای جادوگری با دستورالعمل یه ورد برای احضاره که میتونه پدرشون رو فقط برای یک روز برگردونه. یه جای کار میلنگه و حالا این دو برادر باید قبل از غروب خورشید، برای پیدا کردن قطعه گمشده پازل، به یه سفر پرخطر برن.
ماجراجوییهای روی پرده سینما قراره هیجانانگیز باشن، اما این یکی تا حد زیادی کسلکنندهست. داستان خیلی شخصی به نظر میرسه ولی متأسفانه برای جذب مخاطب عام، بیش از حد پاستوریزه شده. بهترین بخش فیلم زمانیه که روی تمِ ارتباط دوباره با خانواده تمرکز میکنه، مخصوصاً وقتی دو برادر از این سفر جادهای برای نزدیک شدن به هم و کنار اومدن با غم و حسرتهاشون استفاده میکنن. این بخشها تاثیرگذاره و صداقت فیلم یادآوری میکنه که نباید زمان محدودی که داریم رو هدر بدیم.
فیلم یه فضای عجیب شبیه فیلم «آخر هفته در برنی» (Weekend at Bernie's) داره، چون این دو نوجوان با یه ون داغون در حالی رانندگی میکنن که نیمتنه پایینی پدرشون رو که دوباره زنده شده، همراه خودشون میکشن. این موضوع خیلی خندهدار نیست و تمهای سنگین از دست دادن عزیزان و معنای خانواده احتمالاً بیشتر برای کسانی ملموس باشه که عزیزی رو از دست دادن و آرزوی یک روز دیدنش رو دارن. فیلم عجیبیه با یه پایانبندی نامناسب که واقعاً حق مطلب رو ادا نمیکنه. «به پیش» از پتانسیل خوبش استفاده نمیکنه که واقعاً حیف شد. داستان تکراری و قابل پیشبینیه و بیش از حد احساسی و طولانی شده. این یکی از ضعیفترین کارهای پیکساره، هرچند استانداردهای اولیه استودیو رو داره (انیمیشن عالی، صداپیشگی خوب، داستان متوسط). فیلم به یه ذره جادوی بیشتر نیاز داشت.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
پر از اتفاقات ساختگی و تضادهاییه که واقعاً رو مخم بود، ولی اونقدر صحنههای بامزه داشت که نذاره ازش متنفر بشم. البته از اسمگذاریهاش اصلاً خوشم نیومد. _نمره نهایی: ۲.۵ از ۵ - کلی نکته مثبت داشت که برام جذاب بود، ولی در کل به عنوان یه اثر واحد خیلی خوب چفت و بست نشده بود._
2020-06-21
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
کار قرص و محکمیه. از «به پیش» لذت بردم. یه دنیای باحال و کنجکاوبرانگیز رو خلق میکنه و در عین حال یه داستان دلگرمکننده و صداپیشههای اصلی خوبی داره. برای من، فیلم توی همه لحظات احساسی که هدف گرفته بود موفق نبود، اما قطعاً در نهایت نگران سرنوشت دو شخصیت اصلی میشید. تام هالند (ایان) و کریس پرت (بارلی) ترکیب هوشمندانهای هستن و خیلی خوب با هم مچ شدن. شخصیتهای دور و بر برادران لایتفوت رو خیلی دوست ندارم؛ ماجراهای لورل و کوری خیلی جذاب نیست، حتی با اینکه جولیا لوئی درایفوس و اکتاویا اسپنسر انتخابهای خوبی برای صداپیشگی بودن. در کل، ارزش دیدن رو داره.
2020-09-09
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
این دقیقاً همون مدل انیمیشن اکشنیه که من دوست دارم. دو تا الف میرن دنبال یه ذره جادو که شاید بتونن پدرشون رو ببینن؛ پدری که قبل از اینکه فرصت کنن بشناسنش، از دنیا رفته. البته قبل از اینکه بزنن به چاک، به مامانشون (لورل) چیزی نگفتن. مامان هم شاکی و نگرانه، برای همین از «مانتیکور» قدرتمند کمک میگیره و میفته دنبالشون. از اول تا آخرش خیلی سرگرمکنندهست. ترکیب یه داستان ماجراجویانه قوی پر از اسطوره، جادو و خطر (و کاملاً بدون لوسبازیهای رمانتیک) با یه انیمیشن عالی و موجودات عجیب و غریب تکمیل شده؛ از جمله اون موجود ترکیبی عقرب/شیر/عقاب که با مامانِ ترسناکشون همسفر شده. دیالوگها سرگرمکننده و بهاندازه هستن؛ اینطور نیست که برادرها فقط مدام حرفهای بیخود بزنن. این فیلم برای پرده بزرگ سینما ساخته شده و برای بزرگترها هم کلی نکته جذاب داره، مخصوصاً اگه به افسانهها علاقه داشته باشید. شاید اسمش خیلی عالی نباشه، ولی خودش کار خوبیه!
2023-06-10