هتل رفع بلا
هتل هزبین داستان چارلی (Charlie)، شاهدخت جهنم را روایت میکند که هدف بهظاهر غیرممکن خود یعنی اصلاح شیاطین را دنبال میکند تا به شکلی مسالمتآمیز جمعیت بیش از حد قلمرو خود را کاهش دهد. او هتلی باز میکند به این امید که بیماران پس از اصلاح، راهی بهشت شوند. در حالی که اکثر اهالی جهنم او را مسخره میکنند، شریک وفادارش وگی (Vaggie) و اولین داوطلبشان که یک ستاره فیلمهای بزرگسال به نام انجل داست (Angel Dust) است، در کنار او میمانند. وقتی یک موجود قدرتمند به نام «رادیو دیمن» (Radio Demon) برای کمک به چارلی پیشقدم میشود، رویای دیوانهوار او شانس واقعی شدن پیدا میکند.
سال انتشار: 2019– کارگردان: ژانر: Animation، Comedy، Drama نویسندگان: Vivienne Medrano امتیاز: 7.7نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
سریال خوبیه
2024-12-11
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
باید بگم یکم عجیبه. قرار بود صحنه جنسی محارم داشته باشه؟ ولی اون (چارلی) راست میگفت سرا (Sera)! اون به ما نشون داد که یه روح میتونه بهتر بشه. اون نور رو دید، سرا! تمام شرایطی که گفتی ثابت میکنه یه نفر لایق شانس دوبارهست رو داشت. حالا میخوایم بهش پشت کنیم و حتی یه نگاه هم نندازیم؟
به اون سادگی که فکر میکنی نیست، همه چیز رو که روی کاغذ نمینویسن. این منصفانه نیست سرا! چارلی مراقب باش، خونسردیت رو حفظ کن. نه! یعنی برات مهم نیست سرا؟ که فقط چون یه نفر مرده، معنیش این نیست که نمیتونه تصمیم بگیره راهش رو عوض کنه؟ ورق رو برگردونه و از آتیش جهنم فرار کنه؟
مطمئنم آرزو میکردی اینطوری باشه، ولی خیلی چیزها هست که نمیدونی. اصلاً داریم درباره چی حرف میزنیم؟ یه معتاد خیابونی که قبلاً گند زده؟ اون شانسش رو پروند. این بحث بیمعنی و پیشپا افتادهست. اصلاً جای سوالی باقی نمونده. اون ناپاکه، ختم کلام. یادت رفته که جهنم ابدیه؟ آدم فقط یه بار زندگی میکنه. یه ماه دیگه میبینیمت. باید بگم برای اومدن و سلاخی کردنتون لحظهشماری میکنم (آدام).
صبر کن! (لعنتی) چی داری میگی؟ بذار درست بفهمم. شما میرید اون پایین و اون روحهای بیچاره رو میکشید؟ نمیدونستی؟ (اوه!) انگار بند از آب دادم (مگه چه اشکالی داره؟). سرا، بهم بگو که نمیدونستی. فکر کردم چون بزرگترم، این بار روی دوش منه. نه! باید گوش بدی، تصمیم خیلی سختی بود. میخواستم از رنجی که برای انجام کارهای لازم لازمه، دورت نگه دارم. فکر کردن به اینکه تحسینت میکردم... خب، من به دلسوزی تو نیازی ندارم. من بچهای نیستم که نیاز به محافظت داشته باشه. حرف زدن از فضیلت فقط تظاهر بود؟ یعنی من اونقدر سادهلوح بودم که انتظار داشته باشم به اخلاقیاتی که خودت موعظه میکنی پایبند باشی؟
این همون چیزیه که من داشتم میگفتم! اگه جهنم ابدیه، پس بهشت باید یه دروغ باشه (امیلی!). اگه فرشتهها میتونن هر کاری دلشون خواست بکنن و توی آسمون بمونن. وقتی به حرفی که میزنی عمل نمیکنی، قوانین خاکستری میشن. وقتی میذاری اون بیچارهها زجر بکشن تا فقط دوباره بکشیشون. بهم گفته بودن به فرشتهها اعتماد نکنم (توسط اون؟). هه، اون باید بهتر بدونه (باید بریم). نه! نمیبینی؟ خیلی نزدیک شدیم. نگاهشون کن دارن با هم میجنگن، افتادن به جون هم. اینقدر قیافه حقبهجانب نگیر. هیچوقت فکر کردی ممکنه دوستدختر کوچولوت یه دروغگو باشه؟ نکن آدام، خواهش میکنم! (این همه سر و صدا برای چیه؟) چرا این حقیقت رو که تو هم مثل ما یه فرشتهای مخفی میکنی؟
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یا خدا! این... شاید بهترین سریالی باشه که تا حالا ساخته شده! ساعتها توی اتاقم نشستم و این قسمتها رو بارها و بارها و بارها دیدم! پسر، چارلی راست میگفت سرا! این واقعاً یه روز شاد توی جهنم بود!
2025-04-14