Triangle of Sadness
یک زوج مدل مشهور، در یک سفر دریایی پرماجرا مخصوص ثروتمندان شرکت میکنند.
سال انتشار: 2022 کارگردان: Ruben Östlund ژانر: Comedy، Drama نویسندگان: Ruben Östlund امتیاز: 7.2نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلم متفاوتی بود و ازش لذت بردم، اما خیلی طولانی بود و به نظرم خندهدارترین بخشهاش رو قبلاً توی تریلرها دیده بودیم! داستان اولش حول محور رابطه پرفراز و نشیب دو تا مدل به اسمهای «کارل» (Harris Dickinson) و «یایا» (Charlbi Dean) میچرخه. یایا یه اینفلوئنسره که به رابطهشون به چشم یه چیز گذرا نگاه میکنه، ولی کارل خیلی عاشقشه و قول میده کاری کنه که یایا واقعاً عاشقش بشه. اونا برای تعطیلات سوار یه کشتی تفریحی لوکس میشن که پر از میلیونره و توسط «پائولا» (Vicki Berlin) مدیریت میشه و ناخدای کشتی هم یه آدم دائمالخمر به اسم وودی هارلسونه. این دو نفر با یه الیگارش روسی پرانرژی به اسم «دیمیتری» (Zlatko Buric) و همسرش «ورا» (Sunnyi Melles) دوست میشن، تا اینکه شام ناخدا با طوفانی شدن دریا به یه فاجعه کثیف و خندهدار تبدیل میشه! بقیه ماجرا شبیه داستان «کرایتون ستودنی» میشه؛ جایی که اونا باید خودشون رو با دستورات نظافتچی سابق دستشوییها، یعنی «ابیگیل» (Dolly De Leon) وفق بدن. ابیگیل هم در ازای گرفتن ماهی و روشن کردن آتیش، باجهای خاص خودش رو از اربابان سابقش میگیره... فیلم قشنگ به پوچی صنعت مدلینگ و بیرحمی بیزنسهای بزرگ تنه میزنه؛ بهترین نمونهش هم اون صحنه با حضور الیور فورد دیویس و آماندا واکر در نقش اون زوج بریتانیایی مبادی آدابیه که ثروتشون رو از راه فروش نارنجک به دست آوردن! متأسفانه لحظات طنز فیلم نسبت به زمان طولانی و بخشهای خستهکنندهش کمه. هریس دیکینسون هیکل خوبی داره ولی به عنوان بازیگر محدودیتهایی داره و من شیمی خاصی بین اون و بقیه حس نکردم. نیم ساعت آخر میتونست بهتر و خندهدارتر باشه اگه یه ذره حس تعلیق داشت، ولی از قبل میشد حدس زد آخرش چی میشه. بازی بوریچ و هنریک دورسین در نقش «یارمو» میلیاردر به فیلم ارزش داده، ولی از نیمه راه به بعد دیگه شوخیها کشش نداشتن و من یه کم حوصلهم سر رفت. لازم نیست حتماً روی پرده بزرگ دیده بشه و چون محصول بیبیسی هم هست، فکر کنم برای اکثر مردم ارزش صبر کردن تا پخش تلویزیونی رو داشته باشه.
2022-11-03
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
انگار کارگردان/نویسنده فقط یه سری یادداشت داشته و وقت نکرده یه فیلمنامه کامل بنویسه. فیلم خیلی امیدوارکننده شروع میشه ولی کمکم ایدههاش ته میکشه، تا جایی که نیمه دوم فقط داره کلیشههای پیشبینیشده رو تیک میزنه. نگاه عجیب و خندهدار به دنیای مدلینگ، جاش رو به یه بخش با بازیهای خوب (در بعضی لحظات) درباره مشکلات رابطه بین آدمهای بیتجربه، بیخبر و خودخواه میده. میفهمیم که مدل مرد سادهلوح واقعاً عاشقه، در حالی که پارتنر مدل/اینفلوئنسرش بهش میگه تو فقط یه سرگرمی خوبی تا وقتی که من یه آدم پولدار پیدا کنم و بشم زنِ ویترینیش. این حرف هم پسره رو منصرف نمیکنه... و این بخشِ امیدوارکننده فیلم بود. بعدش میریم توی کشتی لوکس؛ اینجا هنوز پتانسیل یه داستان خوب رو داره: زاویه دیدِ ارباب/رعیتی فقط توی چند تا صحنه اجرا شده و بیشتر وقت این بخش صرف شامهای مجلل با غذاهای حالبههمزن توی دریای طوفانی و عواقبش میشه. دقیقاً همونجا بود که بخش خوب ماجرا میتونست شروع بشه: اینکه فرداش چطوری با هم روبرو میشن؟ چی عوض شده؟ مرزهای طبقاتی چطور میشکنن؟ اما به جاش، یه میانپرده لوده بازی میبینیم و بعدش هم بخش خستهکننده جزیره. این قسمت فقط یه پروپاگاندای خستهکننده است که شخصیتهای (از قبل سطحی) رو به الگوهای تکراری تبدیل میکنه. هدر دادن وقت، استعداد و یه ساحل قشنگ بود. عجیبه که این روزها مردم با محصولات نیمپخته انقدر حال میکنن که حتی جایزه هم میبره. ۵ از ۱۰، راههای بهتری برای وقت تلف کردن هست، هرچند این بدترینشون هم نیست.
2022-11-28
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
شخصیتپردازی یا داستان خاصی نداره، اما... صحنه شام ناخدا واقعاً شاهکاره.
2023-01-08
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
کارل (Harris Dickinson) و یایا (Charlbi Dean Kriek) که یه زوج اینفلوئنسر و قدرتمند در شبکههای اجتماعی هستن، به یه کشتی تفریحی خصوصی و لوکس دعوت میشن تا این تجربه رو برای فالوورهاشون تبلیغ کنن. کشتی پر از مسافرهای فوقثروتمند ولی از نظر اخلاقی فاسده و کلی خدمه داره که به هر ساز اونا میرقصن. «مثلث غم» با معرفی مهمانها، جایگاه و ثروتشون، شخصیتها رو لایه لایه باز میکنه. ناخدا (Woody Harrelson) با درگیریهای درونی خودش و الکل دست و پنجه نرم میکنه که متأسفانه موقع شام ناخدا تسلیمش میشه. دقیقاً توی همین شب طوفانی و متلاطم دریاست که اوضاع وحشتناک میشه و اکثر مسافرها به خاطر دریازدگی به شدت حالشون بد میشه. صحنههای گرافیکی زیادی از استفراغ و بالا زدن توالتها وجود داره که در نهایت به قطع برق و پرت شدن مسافرها و خدمه به این طرف و اون طرف ختم میشه. انگار بدبختی ثروتمندان تمومی نداره و فاجعه بعدی باعث میشه تعدادی از مسافرها و خدمه توی یه جزیره متروکه گیر بیفتن و برای بقا بجنگن. سوالی که «مثلث غم» میپرسه اینه که واقعاً چه کسی برای جامعه لازمه و چرا؟ این حمله تند به سرمایهداری وقتی جدیتر میشه که رهبر خودخوانده بازماندهها، یعنی ابیگیل (Dolly De Leon)، تشنه قدرت و عشق (یا هوس) میشه. در پرده آخر، ابیگیل که قهرمان داستان بود به ضدقهرمان تبدیل میشه و همون رفتاری رو نشون میده که موقع نظافتچی بودن در کشتی، ازش متنفر بود. با بازیهای یکدست و شوخیهای تند، این طنز اجتماعی مستقیماً به هدف میزنه.
2023-02-08
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**نوشته: لوئیزا مور / www.ScreenZealots.com** کمدی سیاه و تیزِ روبن اوستلوند یعنی «مثلث غم»، یه هجویه گزنده درباره همه چیزه؛ از نقشهای جنسیتی و جامعه سرمایهداری گرفته تا فسادِ قدرت، مردانگی مدرن و سلسلهمراتب اجتماعی که از شکاف طبقاتی ریشه میگیره. فیلم حرفهای زیادی برای گفتن داره و این کار رو با دیالوگهای نیشدار، مشاهدات هوشمندانه و کلی صحنههای استفراغ به خوبی انجام میده. البته فیلم خیلی فراتر از اون سکانس معروف ۱۵ دقیقهای حالبههمزنه. این یه داستان صریح و بیپردهست که از مواجهه با سوءاستفاده از افراد کمبرخوردار تا وحشیگری بدویِ طبیعت انسان ابایی نداره. کارل و یایا، زوج اینفلوئنسر و مدل، در ازای تبلیغ در فضای مجازی به یه سفر لوکس رایگان دعوت میشن. کشتی پر از مسافرهای فوقثروتمنده که بهترینهای دنیا رو میخوان (توی یکی از صحنههای اول، یه هلیکوپتر چند تا شیشه نوتلا رو وسط اقیانوس برای اونا میاندازه که چون خیلی احمقانهست، واقعاً خندهداره). کارل و یایا با بقیه مهمونها آشنا میشن؛ از جمله یه زوج دلال اسلحه بریتانیایی، یه الیگارش روسی و یه ناخدای مارکسیست و نامتعادل که بیشتر وقتش رو مست توی کابینش حبس شده. این ترکیب شاید دستورالعمل فاجعه نباشه، ولی قطعاً زمینه رو برای چند روز جالب روی دریا فراهم میکنه. اما بعد از اینکه کشتی گرفتار طوفان میشه و غرق میشه، چند تا بازمانده توی یه جزیره متروکه برای زنده موندن تلاش میکنن. فیلم درباره فمینیسم، تبعیض جنسیتی، جامعه امروزیِ معتاد به سوشال مدیا، استثمار طبقه کارگر و تضاد دارا و ندار حرفهای زیادی میزنه. اوستلوند به جای اینکه راه راحت رو انتخاب کنه و میلیاردرها رو هیولا نشون بده، اونا رو آدمهایی متظاهر ولی تا حدی دوستداشتنی به تصویر میکشه. اونا کاملاً آدمبد نیستن، فقط خیلی پولدارن. انتخاب لوکیشن کشتی هم عالیه، چون خودش یه سیستم طبقاتی داخلی داره. کشتی نماد سلسلهمراتب اجتماعیه؛ از افسرها و خدمه سفیدپوست بخش پذیرایی گرفته تا ردههای پایینتر مثل آشپزها، مهندسها و نظافتچیها که رنگینپوست هستن. تماشای اینکه چطور این سلسلهمراتب بعد از غرق شدن کشتی نه تنها از بین میره بلکه کاملاً برعکس میشه، لذتبخش است. اینجاست که طبقه کارگر قدرت رو به دست میگیره، چون اونا تنها کسایی هستن که بلدن کار انجام بدن. فیلم با نقدی هوشمندانه به طبقه و امتیازات اجتماعی، در پرده سوم به اوج میرسه. بهترین بخش، داستان ابیگیل (با بازی درخشان دالی دی لئون) است؛ زنی که توی کشتی مسئول نظافت توالتها بود ولی توی جزیره چون تنها کسیه که مهارت بقا داره، فرماندهی رو به دست میگیره. اون بعد از روشن کردن آتیش و گرفتن ماهی، از همه میخواد که بهش بگن «ناخدا» و حتی در ازای غذا، از کارل درخواستهای جنسی میکنه. فیلم اوستلوند درباره این سفر دریایی جهنمی، یه دستاورد در ژانر ساتیر (طنز تلخ) است که خیلی راحت موضوعات روز رو به چالش میکشه. اون هدفهاش رو درست انتخاب کرده و با ذکاوت اونا رو کالبدشکافی میکنه و «مثلث غم» رو به یکی از هوشمندانهترین فیلمهای سال تبدیل میکنه.
2023-04-23
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یه فیلم عجیب و غریب و باحال. یک ساعت اولش کنده، ولی بعدش همه چیز خیلی بهتر میشه. اگه از فیلم «Swiss Army Man» خوشتون اومده، از این هم خوشتون میاد.
2024-08-27