My Darling Vivian
داستان ویویان لیبرتو، همسر اول جانی کش و مادر چهار دخترش.
سال انتشار: 2020 کارگردان: Matt Riddlehoover ژانر: Documentary، Biography امتیاز: 7.5نقدها و نظرات
Felicity (منتقد)
روایتی کمتر شنیدهشده از زندگی ویویان لیبرتو، همسر اول جانی کش و مادر دخترانش. این مستند به شکلی عالی نوشته شده و دخترانش، صدها (اگر نگوییم هزاران) نامهی رد و بدل شده بین خانم ویویان و جانی، و تصاویر آرشیوی قدیمی به زیبایی آن را روایت میکنند. حس میکنی جانی کش یک زندگی پنهانی داشت؛ زندگیای که تا قبل از اعتیادش به مواد مخدر، واقعاً خوب و آرام بود. داستان زندگی خانم ویویان، همانطور که دخترانش برایمان تعریف میکنند، پیچیده و غمانگیز است. او زمانی با جانی آشنا شد که هر دو خیلی جوان و خام بودند. عاشق شدنی به همان سادگی و طبیعی بودنِ سن و سال و دورهای که در آن بزرگ شدند. اما چیزی که مثل یک عشق رویایی شروع شده بود، به شکست عشقی در دنیای واقعی و داستانی تکاندهنده از حرفهای ناگفته و حقایق پنهان تبدیل شد؛ از عواقب و دردسرهای شهرت...
وقتی تصویری از خانم ویویان در کنار جانی کش در انظار عمومی منتشر شد، به او اتهام زدند که «سیاهپوست» است؛ اتهامی که داشت به قیمت نابودی حرفهی جانی کش تمام میشد. این ماجرا باعث شد یک کمپین بزرگ به راه بیفتد تا ثابت کنند او قفقازیتبار (سفیدپوست) و از تبار ایتالیایی است. امروز میدانیم که هر دو ماجرا درست بوده؛ از طرف پدرش تباری ایتالیایی داشت و به واسطهی اصالت مادرش، سیاهپوست هم به حساب میآمد. در آمریکا اصطلاحی هست که میگوید: «فقط یک قطره خون کافی است تا سیاه دانسته شوی». در دنیای امروز، خانم ویویان فردی با پوست روشن تلقی میشد. این راز در فیلم بازگو نمیشود چون تا بعد از مرگش کسی از آن خبر نداشت و دخترش روزان این موضوع را کشف کرد. (https://www.today.com/popculture/tv/rosanne-cash-mom-vivian-liberto-black-ancestry-finding-your-roots-rcna86672)
دردهایی که او با اعتیاد جانی کش، خیانتهایش و طلاقی که بعد از آن پیش آمد کشید، همه با صداقت تمام توسط دخترانش بازگو میشود. واقعاً این داستان زندگی خودِ آنها هم هست. کاملاً مشخص است که این زنها چقدر عمیقاً مادرشان را با همهی نقصهایش دوست داشتند. او با تمام سختیهایی که کشید، به بهترین شکلی که بلد بود زندگی کرد. در آرامش بخوابی بانوی زیبا.
clarkmaga (منتقد)
روایتی بسیار دلی، تلخ و گاهی تأثیرگذار از یک خانواده و پیوند ازدواجی که با تغییرات شخصیتی یک مرد و غرق شدنش در رویاهایش از هم پاشید. شاید حس من نسبت به بقیهی مخاطبان کمی متفاوت باشد؛ به نظرم داستان عاشقانهی ویویان و جانی در جوانی قشنگ بود، اما مدام از خودم میپرسیدم این دو اصلاً چه جذابیتی برای هم داشتند؟ هیچوقت به نظرم نمیآمد ویویان و جانی به درد هم بخورند. البته این فقط نظر شخصی من است.
نامهها خیلی عاشقانهاند، حتی شاید زیادی احساسی، و کاملاً درک میکنم چرا برای ویویان اینقدر دردناک بود که بعد از آنهمه قول و قرار و نامههای پرشور، عشقی که شوهرش قسم میخورد تا ابد برای اوست، کمکم دود شد و به هوا رفت. گمانم هیچکس نمیتوانست حدس بزند او با این سرعت معروف میشود، اما با آن سرعتی که جانی زندگی موزیک و رفقای اهل موسیقیاش را به زندگی خانوادگی و همسر تازهاش ترجیح داد، آدم با خودش فکر میکند شاید این دو از اول اصلاً نباید ازدواج میکردند. چون این رفتار نشان از بیتجربگی و عدم بلوغ جانی داشت.
بیشتر از هر چیز، دلت برای ویویان میسوزد که بعد از تمام بلاهایی که جانی سرش آورد، هواداران دیوانه، تنهایی و کوچ کردن به کالیفرنیا که آغازِ پایان زندگیشان بود، و خیانتها... او باز هم تا آخر عمر عاشق جانی ماند. نمیدانم، کاش ویویان زن قویتری بود. برایم سخت بود با این ایده ارتباط بگیرم که کسی هنوز عاشق شوهر سابقش باشد؛ مردی که زندگی را برایش جهنم کرده بود. فقط مواد مخدر نبود که جانی را از او دور کرد، این تصمیمات خود جانی بود. دخترهایشان ظاهراً متوجه این ماجرا نیستند، ولی یک جایی باید قبول کرد که قضیه به مواد ربطی نداشت، سبک زندگیای بود که خودش انتخاب کرده بود. او خودش انتخاب کرد با وجود داشتن همسر، با جون باشد. به هر حال خوشحالم که ویویان بالاخره جانی را ترک کرد و واقعاً معتقدم طلاق گرفتن بهترین کاری بود که انجام داد. خوشحال شدم وقتی دیدم تا جایی که توانست دوباره سرپا شد و زندگیای ساخت که به نظر از آن لذت میبرد. فقط آدم ناراحت میشود وقتی میفهمد او با نبخشیدن جانی و جون و رها نکردن گذشته، چقدر خوشی و شادی را از خودش دریغ کرد. او بیش از حد درگیر غم از دست دادن جانی شد و تنها کسی که تاوانش را داد خودش بود. در کل داستان خوبی است از کارهایی که در جوانی نباید انجام داد؛ حس میکنم اگر ویویان و جانی هر دو عاقلتر بودند، اصلاً زیر یک سقف نمیرفتند.