مرگ روی نیل
تعطیلات هرکول پوآرو (Hercule Poirot)، کارآگاه بلژیکی، در یک کشتی بخار تفریحی مجلل، زمانی به یک جستجوی وحشتناک برای یافتن قاتل تبدیل میشود که ماه عسل رویایی یک زوج بینقص، به شکلی تراژیک ناتمام میماند. این داستان که در پسزمینهای حماسی از مناظر گسترده بیابانهای مصر و اهرام باشکوه جیزه روایت میشود، داستانی از شور و اشتیاق مهارنشدنی و حسادتهای فلجکننده است. فیلم گروهی از مسافران شیکپوش از ملیتهای مختلف را به تصویر میکشد و آنقدر پیچ و خمهای شرورانه دارد که مخاطب را تا پایان تکاندهنده و شوکآور داستان، در حال حدس زدن نگه میدارد.
سال انتشار: 2022 کارگردان: Kenneth Branagh ژانر: Crime، Drama، Mystery نویسندگان: Michael Green، Agatha Christie امتیاز: 6.3نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
بالاخره بعد از کلی تاخیر، بازسازی سینمایی رمان آگاتا کریستی (Agatha Christie) یعنی «مرگ روی نیل» که قرار بود دسامبر ۲۰۱۹ اکران بشه، به سینماها اومد. آخرین نسخه سینمایی این کتاب کلاسیک سال ۱۹۷۸ ساخته شده بود و این بار، کنت برانا (Kenneth Branagh) که هم کارگردانه و هم بازیگر نقش اصلی، نسخه خودش از کارآگاه خبره، هرکول پوآرو رو به مصر میاره. پوآرو که برای تعطیلات اونجاست، اتفاقی با دوستش بوک (تام بیتمن) روبرو میشه و در عروسی لینت ریجوی (گال گدوت)، زن ثروتمند و سرشناس شرکت میکنه. اون متوجه میشه که لینت با مردی به اسم سایمون دویل (آرمی همر) ازدواج کرده. این ازدواج برای خیلیا شوکهکننده بود چون همین ۶ هفته پیش، دویل نامزد ژاکلین دو بلفورت (اما مکی) بود. پوآرو قبلاً این دو نفر رو توی یه کلوپ در لندن دیده بود و میدونست که لینت چطوری توسط دوستش ژاکلین با سایمون آشنا شده. مراسم عروسی با اومدن ژاکلین بهم میریزه؛ لینت و سایمون به پوآرو میگن که اون همه جا تعقیبشون میکنه و از کارآگاه میخوان راضیش کنه که دست از سرشون برداره. ژاکلین که خیلی بهم ریختهست، از عشقش به سایمون میگه و یه اسلحه نشون میده، که باعث میشه پوآرو به زوج جوان پیشنهاد بده بیخیال سفر بشن و برگردن خونه. اما سایمون و لینت اصرار دارن که با مهموناشون برن کروز روی نیل تا از دست ژاکلین خلاص بشن. نقشه خوب پیش میره تا اینکه ژاکلین توی یکی از ایستگاهها به عنوان مسافر وارد کشتی میشه. وقتی یه حادثه مرگبار و بعدش یه قتل اتفاق میافته، پوآرو باید بین مهمونا بگرده تا قاتل رو پیدا کنه. طبیعتاً انگیزه برای قتل زیاده و با بیشتر شدن تعداد کشتهها، پوآرو باید از نبوغش برای پیدا کردن قاتل استفاده کنه. فیلم یه کم دیر راه میافته ولی مناظر بازسازی شده با CGI و تیم بازیگری قوی، آدم رو جذب میکنه. من تونستم وسطای فیلم معما رو حل کنم، ولی بعضی جزئیات خیلی هوشمندانه مخفی شده بودن و پیچشهای داستانی باعث میشد به بقیه هم شک کنم. شاید بعضیا فکر کنن فیلم کنده، ولی ذات یه معمای خوب همینه که به شخصیتها و انگیزههاشون فرصت بده تا تعلیق بیشتر بشه. در نهایت، فیلم یه اثر معمایی جذابیه که یادآور فیلمهای کلاسیک قدیمیست و باید دید آیا مخاطبا مثل «قتل در قطار سریعالسیر شرق» ازش استقبال میکنن تا باز هم شاهد ماجراجوییهای پوآرو با برانا باشیم یا نه. ۴ ستاره از ۵.
2022-02-07
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلم «مرگ روی نیل» خیلی کند به سمت پایانی میره که اصلاً براتون مهم نیست. داستان پیشزمینه پوآرو جالبه و بازیهای خوبی رو مخصوصاً از بازیگرای زن میبینیم، اما در کل فیلم شبیه یه بازی خستهکننده «حدس بزن کیه» میمونه؛ اونم وقتی که انگار دو بطری شربت خوابآور خوردین و بعد از دو ساعت کشمکش بیهوده، ازتون میخوان قاتل رو حدس بزنین.
**نقد کامل در:** hubpages.com/entertainment/Death-on-the-Nile-2022-Review-A-Drowzy-Whodunit-Loaded-with-Mediocrity
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
نقد کامل بدون اسپویل در: https://www.msbreviews.com/movie-reviews/death-on-the-nile-spoiler-free-review
«مرگ روی نیل» همون مشکلات قسمت قبلی رو داره؛ با یه معمای مرکزی که حتی کمتر از قبلی مرموزه و خطوط داستانی چندگانهای که اصلاً جذاب نیستن. کنت برانا ناجی بزرگیه که سبک کارگردانی خاص و بازی نمادینی در نقش هرکول پوآرو ارائه میده. با وجود چند تا نمایش خوب، فیلمنامه مایکل گرین بیش از حد به توضیحات طولانی متکیه و نتونسته از دیالوگهای اجباری، خستهکننده و تکراری فرار کنه. فضای صوتی و تصویری فیلم هم داد میزنه که همهچیز دیجیتالی و مصنوعیه و پرده سبز توی کل فیلم بدجوری تو ذوق میزنه. ارزش یه داستان معمایی به چیزی فراتر از پیدا کردن مجرمه، اما وقتی جواب معما دقیقاً همون اولین گزینهایه که توی پرده اول به ذهن میاد، تهش یه طعم ناامیدی به جا میذاره.» امتیاز: -C
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
احتمالاً بهتره با این شروع کنم که این اقتباس از رمان آگاتا کریستی تقریباً هیچ شباهتی به نسخه سال ۱۹۷۸ (که من خیلی دوسش دارم) نداره. سر کنت برانا فیلم رو با یه پیشزمینه غمانگیز از دوران جنگ جهانی اولِ این کارآگاه مشهور بلژیکی شروع میکنه و بعدش با زوج تازه ازدواج کرده یعنی گال گدوت و آرمی همر، نامزد سابق شاکیشون «جکی» (اما مکی - که قسم میخوردم مارگو رابیه) و بقیه مسافرا توی کشتی تفریحی مجلل «کارناک» روی نیل آشنا میشیم که قتل و آشوب به پا میشه. برای ساخت این فیلم خیلی زحمت کشیده شده و ظاهرش عالیه. با این حال، به نظرم شخصیتپردازیها خیلی بیروح بودن؛ درسته ستارههای زیادی توی فیلم هستن ولی (به جز آنت بنینگ) ستارههای خیلی بزرگی نیستن و ما خیلی کم با شخصیت یا کینههای مظنونین آشنا میشیم. تام بیتمن دوباره نقش «بوک» رو بازی میکنه، ولی این دیگه خیلی تصادفی و غیرواقعیه! طنز فیلم خیلی کمه و با اینکه اولش از موسیقی بلوز دهه ۳۰ لذت بردم، ولی هر چی فیلم جلوتر رفت، موسیقی رو اعصاب میشد. موسیقی متن پاتریک دویل هم خیلی معمولی بود و منو یاد فیلم «قلمرو بهشت» (۲۰۰۵) انداخت. با اینکه فیلمبرداری توی لوکیشنهای واقعی هم داشته، ولی جلوههای ویژه کامپیوتری (CGI) خیلی تابلو و زیاد بود. یه جورایی سر کنت برانا برای من «پوآرو» بشو نیست. بازیهاش همیشه یه کم بیش از حد تئاتریه و انگار همیشه باید مرکز توجه باشه. ریتم فیلم اصلاً اون حس دلهره و تهدید رو القا نمیکنه و با اینکه دیدنش روی پرده بزرگ سینما قطعاً بهتره، ولی در کل منو اونقدرها جذب نکرد.
2022-03-28
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
از نظر فنی بد نیست و تیم بازیگری و بازیهای خوبی داره، اما خیلی قابل پیشبینیه (من همون اول پیچش داستانی رو حدس زدم) و ریتمش اونقدر کنده که داشتم علاقهم رو از دست میدادم (با اینکه بدون تیتراژ کمتر از دو ساعته). فقط خوشحالم که این رو رایگان توی HBO Max دیدم چون از اون فیلمایی بود که فقط یک بار ارزش دیدن داشت (مثل فیلم قبلی برانا، قتل در قطار سریعالسیر شرق، که اونم فقط یه ذره سرگرمکننده بود ولی خیلی طولانی به نظر میرسید). **۲.۷۵/۵**
2022-04-03
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
راستش با توجه به اینکه «قتل در قطار سریعالسیر شرقِ» برانا چطوری از آب دراومد، انتظار زیادی از این فیلم نداشتم. هرکول پوآرو و شرلوک هلمز دو تا از کارآگاههای محبوب من توی دنیای داستان هستن و طبیعتاً روی این موضوع تعصب دارم. اگه از فیلم خوشتون اومده که هیچ، ولی این نظر شخصی منه... بریم سراغش. این فیلم هم مثل قبلی، اگه تظاهر نمیکرد که یه فیلم درباره هرکول پوآروئه، میتونست یه اثر جنایی/معمایی متوسط باشه، اما باز هم یه تلاش ناامیدکننده برای ساختن یه نسخه آمریکاییزده از هرکول پوآرو بود. فیلم با صحنههای سیاه و سفید از جنگ جهانی اول شروع میشه تا پوآرو رو یه قهرمان جنگی نشون بده. هیچ دلیلی برای این کار نبود و این اصلاً با شخصیت پوآرو جور در نمیاد. تنها نکته مثبتی که میتونم بگم اینه که مناظر زیبایی داره، مخصوصاً اول فیلم. متأسفانه از نظر من کل بخشهای خوبش همین بود. جدا از مناظر، فیلم توی استفاده از دوربین خیلی زیادهروی کرده؛ مثل اون صحنههای چرخشی مسخره توی قایق، زاویههای عجیب و غریب و کلی صحنه که بیش از حد تاریک و دلگیر بودن. بدترین بخش فیلم اینه که اصلاً به هرکول پوآرویی که آگاتا کریستی خلق کرده احترام نمیذاره. پوآرو دنبال مجرما نمیدوئه اونم وقتی دارن تیراندازی میکنن! پوآرو ممکنه فریاد بزنه ولی با وقار، نه مثل این واکنشهای اغراقآمیز سریالهای آبکی. تازه فقط اون نبود که اینطوری رفتار میکرد. و اصلاً نذارین بگم که چطوری اون صحنه معروف آخر فیلم رو که پوآرو طبق سنت مجرم رو لو میده، با اسلحه کشیدن و ظاهر آشفتهاش خراب کردن. حتی اون سبیل بیش از حد بزرگش هم کاملاً غلطه. «مرگ روی نیل» یه رمان معمایی بریتانیایی از یکی از مشهورترین نویسندههای تاریخه، نه یه داستان زرد که هر جوری دلت خواست تغییرش بدی، ولی انگار کنت برانا این رو نمیفهمه.
2022-06-19
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**واسه فیلمی که کلمه «مرگ» توی عنوانشه، خیلی طول میکشه تا معما شروع بشه. یه خستگی مفرط روی نیل!**
تقریباً یک ساعت از فیلم میگذره تا اولین مرگ اتفاق بیفته... یه معمای قتل که بیشتر روی زندگی سطحی اشرافزادههای ثروتمند تمرکز کرده تا حل کردن خودِ معما. معما هم خیلی کلیشهایه و راحت میشه حدسش زد. فیلم به شدت کنده و باعث میشه زمان ۲ ساعتهاش مثل ۳ ساعت بگذره. اگه از «قتل در قطار سریعالسیر شرق» خوشتون اومده، احتمالاً از شخصیتپردازی بیشتر هرکول پوآرو با بازی کنت برانا در کنار دکورها و لباسهای پرزرقوبرق دهه ۱۹۳۰ لذت میبرین. حضور ستارهای مثل گال گدوت و چند تا بازیگر بااستعداد دیگه باعث شده «مرگ روی نیل» از یه فیلم کاملاً خستهکننده به یه اثر قابل تحمل تبدیل بشه.
_یه نکته مثبت دیگه: سبیل کنت برانا توی این فیلم خودش یه اثر هنریه! واقعاً فوقالعادهست!_
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلم «مرگ روی نیل» یه مقدمه توی جنگ جهانی اول داره که کنت برانا رو با جلوههای دیجیتالی جوون کردن. تو هم آره کنت؟ اگه واقعاً لازم بود این کار رو بکنین، چرا یه بازیگر جوونتر که شبیه برانا باشه نیاوردین؟ یا حتی کسی که شبیه این نویسنده/کارگردان/بازیگر ایرلندی نباشه، ولی حداقل شبیه یه آدم واقعی باشه! راحت میشه گفت برانا اینجا نه شبیه خودشه و نه شبیه هیچ موجود انسانی دیگهای (راستش بعد از اینکه انفجار صورتش رو داغون میکنه، قیافهاش کمتر ترسناک میشه). باز هم میگم، این فقط در صورتیه که مجبور به این کار باشین - ولی واقعاً مجبور نبودین، مخصوصاً وقتی میفهمیم این مقدمه فقط و فقط برای این ساخته شده که داستانِ منشأ سبیل پوآرو رو بگه! برای اینکه شخصیت به قیافه فعلی برانا برسه، توی عرض ۲۰ سال انگار ۴۰ سال پیر میشه و این وسط دنیای اطرافش هم یه فیسلیفت دیجیتالی شده؛ مخصوصاً مصر که کل جغرافیاش، از گیاهان و حیوونا گرفته تا رودخونه و معماری و آثار تاریخی، همهاش با کامپیوتر ساخته شده، اونم خیلی ناشیانه. باید اسم فیلم رو میذاشتن «مرگ بر انکار»، چون طبق چیزی که توی فیلم میبینیم، نیل اصلاً یه رودخونه توی مصر نیست - اصلاً رودخونه نیست، و مصر هم جایی نیست که شباهتی به هیچ منظرهای روی کره زمین داشته باشه. در مورد خودِ داستان هم، اصلاً کی اهمیت میده؟ غیرممکنه باور کنیم این شخصیتها واقعی هستن، چون همهشون تابلوئه که بازیگراییان که جلوی پرده سبز ایستادن. کلمه «مرگ» توی عنوان فیلم هم بیمعنی میشه چون توی یه دنیای بیروح اتفاق میافته. حتی یه داستان معمایی از آگاتا کریستی - نه، مخصوصاً داستانهای اون - نیاز به یه پسزمینه باورپذیر داره. توی این حس، حتی یه نقاشی ساده یا ماکتهای قدیمی خیلی فضای ملموستری ایجاد میکردن تا این جلوههای کامپیوتری؛ در واقع بهترین گزینه بعد از فیلمبرداری واقعی در محل (که قبول دارم همیشه ممکن نیست) همون روشهای قدیمی بود.
2022-08-27
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
قطعاً از «قتل در قطار سریعالسیر شرق» هیجانانگیزتره ولی خیلی شلختهتره. باورم نمیشه اون تیکه «اونقدر شامپاین که نیل رو پر کنه» بدون هیچ تغییری از فیلم رفت توی تریلر، خیلی عجیب بود. در کل توی سینما خوش گذشت. 🥂
2022-09-12