جستجو
پس از ناپدید شدن دختر ۱۶ ساله دیوید کیم (جان چو)، تحقیقات محلی آغاز شده و کارآگاهی برای این پرونده تعیین میشود. اما ۳۷ ساعت بعد و بدون پیدا شدن حتی یک سرنخ، دیوید تصمیم میگیرد تنها جایی را که هنوز کسی به آن سر نزده جستجو کند، جایی که امروزه تمام رازها در آن نگهداری میشوند: لپتاپ دخترش. در این تریلر فوقمدرن که از طریق دستگاههای تکنولوژی که هر روز برای ارتباط از آنها استفاده میکنیم روایت میشود، دیوید باید ردپای دیجیتالی دخترش را پیش از آنکه برای همیشه ناپدید شود، پیدا کند.
سال انتشار: 2018 کارگردان: Aneesh Chaganty ژانر: Drama، Mystery، Thriller نویسندگان: Aneesh Chaganty، Sev Ohanian امتیاز: 7.6نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
خیلی جالبه که بیننده میتونه با شخصیتها ارتباط برقرار کنه، اونم با اینکه کل فیلم از دریچه صفحهنمایشهای مختلفی که تو زندگی روزمرهمون باهاشون سر و کار داریم روایت میشه.
2018-10-27
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
قطعاً این بهترین استفادهای بود که تا حالا از این فرمت دیده بودم. خیلی از معماها رو قبل از اینکه لو برن حدس زدم، ولی نه همهشون رو! و خب خوشم میاد وقتی نمیتونم همه چیز رو پیشبینی کنم. جان چو (John Cho) واقعاً عالی بازی کرده و فیلم «جستجو» (Searching) واقعاً در حد انتظاراتم بود. نمره نهایی: ۳.۵ از ۵ - واقعاً خوشم اومد. شدیداً پیشنهاد میکنم براش وقت بذارید.
2019-01-20
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**_داستان افتضاح، اما از نظر بصری خوشساخت_**
>_تا ژانویه ۲۰۱۹، جمعیت کل جهان ۷.۷ میلیارد نفر است. اینترنت ۴.۲ میلیارد کاربر دارد. ۳.۳۹۷ میلیارد کاربر فعال در شبکههای اجتماعی وجود دارد. میانگین زمان روزانه صرف شده در شبکههای اجتماعی ۱۱۶ دقیقه در روز است. تعداد کاربران شبکههای اجتماعی بین سپتامبر ۲۰۱۷ تا اکتبر ۲۰۱۸، ۳۲۰ میلیون نفر رشد کرده است. این یعنی هر ۱۰ ثانیه یک کاربر جدید. فیسبوک مسنجر و واتساپ روزانه ۶۰ میلیارد پیام را جابجا میکنند._
> [...]
> _گوگل ماهانه ۱۰۰ میلیارد جستجو را پردازش میکند. این یعنی به طور متوسط ۴۰,۰۰۰ پرسوجو در هر ثانیه. ۹۱.۴۷٪ از تمام جستجوهای اینترنتی توسط گوگل انجام میشود. این جستجوها توسط ۱.۱۷ میلیارد کاربر منحصربهفرد انجام میشود. هر روز، ۱۵٪ از پرسوجوهای آن روز قبلاً هرگز پرسیده نشدهاند. گوگل از سال ۲۰۰۳ به ۴۵۰ میلیارد پرسوجوی منحصربهفرد پاسخ داده است. تا سال ۲۰۱۴، گوگل بیش از ۱۳۰ تریلیون صفحه وب را ایندکس کرده بود. برای انجام تمام این جستجوها، مرکز داده گوگل از ۰.۰۱٪ برق کل جهان استفاده میکند._
- «۱۲۲ آمار و واقعیت شگفتانگیز شبکههای اجتماعی» (کیت اسمیت)؛ BrandWatch (۲ ژانویه ۲۰۱۹)
فیلم «جستجو» (Searching) اثری است با دو اصل سازماندهنده اصلی؛ یکی طرح داستانی تریلر که ظاهراً همه چیز را به حرکت در میآورد و بقیه موارد در تئوری باید در خدمت آن باشند. دیگری طراحی زیباییشناختی فیلم است، به طوری که کل فیلم در فضای آنلاین اتفاق میافتد و تصاویر ارائه شده به شکل همان چیزی است که در صفحات کامپیوتر، آیفون، دوربینهای امنیتی و غیره دیده میشود. یکی از این اصول به طرز استثنایی خوب مدیریت شده، اما دیگری نه؛ و برای حدس زدن اینکه کدام به کدام است، نیازی به نبوغ نیست.
اگر بخواهیم واقعبین باشیم، با پیشرفت روایت، داستان فیلم هر لحظه حاشیهایتر میشود و تخیلات مضحکتری وارد کار میشوند که داستان را از جستجوی یک دختر گمشده به مجموعهای از کلیشهها و ملودرام تبدیل میکنند. از سوی دیگر، دلیل اصلی و احتمالاً تنها دلیلی که هر یک از ما اصلاً فیلم را دیدیم، ساختار بصری منحصربهفرد آن است و خوشبختانه این جنبه با مهارت تحسینبرانگیزی اجرا شده است. وقتی میبینید فیلمسازان آنقدر خودآگاه هستند که یک فیلم آنلاین درباره جدیدترین تکنولوژیهای مصرفی را با صدای قدیمی اتصال دیالآپ شروع میکنند، میفهمید که با کاربلدها طرف هستید.
فیلم که توسط انیش چاگانتی و سو اوهانیان نوشته شده و چاگانتی آن را کارگردانی کرده، با مونتاژی از ویدیو کلیپهایی شروع میشود که وقایع مختلف زندگی اخیر دیوید کیم (جان چو)، همسرش پاملا (سارا سون) و دخترشان مارگو (میشل لا) را نشان میدهد. این مونتاژ چندین سال را در بر میگیرد؛ از دوران کودکی مارگو، تشخیص سرطان پاملا، بهبود موقت، بازگشت بیماری و در نهایت مرگ او. این ما را به زمان حال میرساند، جایی که مارگو حالا نوجوانی است که از پدرش فاصله گرفته، هرچند خود دیوید متوجه این موضوع نشده است.
در ساعات اولیه صبحِ شبی که مارگو برای شرکت در یک گروه درسی خانه را ترک کرده بود، سه بار با دیوید تماس میگیرد، اما او خواب است و متوجه نمیشود. صبح روز بعد با دیدن تماسهای بیپاسخ و متوجه شدن غیبت مارگو، سعی میکند با او تماس بگیرد اما گوشیاش خاموش است. با این فرض که او زودتر برای کلاس پیانو رفته، با معلمش تماس میگیرد اما او میگوید مارگو شش ماه پیش کلاسها را کنسل کرده است. پس از آن، دیوید متوجه میشود پولی که برای کلاسها به او میداده، در واقع به حساب بانکیاش واریز میشده و چند هفته پیش، کل آن به یک حساب «ونمو» (Venmo) که حالا غیرفعال شده، منتقل شده است.
دیوید که وحشتزده شده، مفقود شدن او را گزارش میدهد و پرونده به کارآگاه رزماری ویک (دبرا مسینگ) سپرده میشود. با این حال، وقتی دیوید و ویک شروع به کنکاش در زندگی مارگو میکنند، دیوید از فهمیدن اینکه او هیچ دوستی در مدرسه نداشته و در عوض یک زندگی آنلاین داشته که او هیچ چیز از آن نمیدانسته، شوکه میشود. در همین حال، هر مسیر تحقیقاتی به معمای دیگری ختم میشود و با گذشت زمان، به نظر میرسد که مارگو به سادگی فرار کرده است. اما دیوید از باور این موضوع امتناع میکند و شک و تردیدهایش نسبت به عامل ناپدید شدن او، از یک کاربر سایت یوکست (YouCast) گرفته تا یک کاربر بیادب فیسبوک و حتی برادر خودش پیتر (جوزف لی)، مدام تغییر میکند.
اگرچه داستان شتاب نسبتاً خوبی دارد و ریتمش مناسب است، اما در ابتدا بیروح و در نهایت تا حدودی مضحک به نظر میرسد. اگر این یک فیلم معمولی بود و آن طراحی بصری خاص را نداشت، هیچکس نگاه دوم هم به آن نمیانداخت؛ طرح تریلر فیلم کلیشهای، تقلیدی و پیشپاافتاده است و علیرغم حماقتهایی که در آن رخ میدهد، کاملاً قابل پیشبینی است (من حدس زدم شرور داستان کیست، هرچند دلیل شرارتش را نه). از این نظر، فیلم من را به یاد آثاری مثل «بانوی دریاچه» (Lady in the Lake - 1946) یا «ویکتوریا» (Victoria - 2015) میاندازد. هر دو دارای داستانهای خستهکننده و تکراری هستند که فقط به عنوان ساختاری برای پیادهسازی فرم عمل میکنند؛ «بانوی دریاچه» کاملاً اولشخص فیلمبرداری شده و «ویکتوریا» در یک نمای پیوسته، و هیچکدام به خاطر داستان، شخصیتها یا دیالوگهایشان ارزش دیدن ندارند.
با در نظر گرفتن این موضوع، جنبه زیباییشناختی «جستجو» بسیار موفقتر است؛ تقریباً تمام فیلم روی صفحه کامپیوتر، با مکالمات فیستایم، پیامهای آیفون، تصاویر دوربینهای امنیتی و مطالب تلویزیونی روایت میشود. این یک ایده جذاب است و خوشبختانه فراتر از یک ابزار ساده برای پیشبرد یک داستان ضعیف عمل میکند؛ فیلمسازان واقعاً حرفی برای گفتن دارند، هرچند نه چندان انقلابی. اولین چیزی که باید دانست این است که این فرم بصری بسیار ماهرانه ساخته شده؛ از کارگردانی چاگانتی گرفته تا فیلمبرداری خوان سباستین بارون و به خصوص تدوین نیکلاس دی. جانسون و ویل مریک. از نظر لجستیکی، برنامهریزی یا فیلمبرداری این کار نباید آسان بوده باشد و این واقعیت که اجزای مختلف تصویر نهایی اینقدر خوب با هم کار میکنند، نشاندهنده دقت بالای آنهاست.
در کنار این، در حالی که طرح کلی داستان ضعیف است، نویسندگی چاگانتی و اوهانیان از نظر پیدا کردن راههای طبیعی برای محدود کردن اکشن به صفحه نمایش عالی است؛ چه دیوید در حال بررسی امور مالی مارگو باشد، چه ویک در حال تماشای مکالمات فیستایم یا اخبار تلویزیون که تصاویر امنیتی را نشان میدهد. حتی یک بار هم احساس نشد که این یک ترفند (Gimmick) است یا اینکه به اجبار در صفحه کامپیوتر نگه داشته شده تا فقط یک فرم انتزاعی را رعایت کند. همه چیز به شکلی ارگانیک کار میکرد و بعد از چند دقیقه عادت کردن، دیگر حتی متوجه آن نمیشوید.
در این میان، فیلمسازان حتی موفق میشوند چند غافلگیری هم رو کنند. به عنوان مثال، این ساختار به ما اجازه دسترسی بیشتری به درونیات دیوید میدهد که در یک فیلم معمولی ممکن نبود. چطور؟ ساده است؛ با استفاده از کاری که همه ما بارها انجام دادهایم. در چندین مورد، دیوید در حال تایپ چیزی نشان داده میشود، اما بعد آن را پاک کرده و چیز کاملاً متفاوتی میفرستد؛ حالا یا به این دلیل که پیام اول عصبی بوده، یا از نظر احساسی افشاگرانه، یا اتهامآمیز و غیره. هر کسی که زمانی را صرف چت آنلاین یا پیامک کرده باشد با این موضوع آشناست و استفاده از آن در فیلم به ما اجازه میدهد نگاهی به روان او بیندازیم و ذهن او را در حالتی فیلتر نشده، قبل از اینکه خودسانسوری شروع شود، ببینیم. این اتفاق فقط چند بار میافتد (اگر زیاد تکرار میشد بیمعنی میشد)، اما واقعاً درجهای از واقعگرایی روانشناختی را منتقل میکند که انتظارش را نداشتم.
علاوه بر این، همانطور که قبلاً ذکر شد، فیلم واقعاً از طراحی بصری برای ارائه برخی نقدهای اجتماعی استفاده میکند که باز هم انتظارش را نداشتم. خود چاگانتی کارمند سابق «گوگل کریتیو لب» بوده، بنابراین چیزهایی درباره مسائلی مثل استفاده و سوءاستفاده از تکنولوژی، جنبه ناخوشایند فرهنگ آنلاین و مفهوم ردپای دیجیتال میداند و در همین حوزههاست که نکات برجسته فیلم متمرکز شدهاند. به عنوان مثال، اعتیاد به تکنولوژی و شبکههای اجتماعی که در فرهنگ امروز بسیار رایج است، درست در همان مقدمه فیلم دیده میشود؛ کل خانواده کیم وسواس دارند که از طریق تلفن و کامپیوتر با هم صحبت کنند و تقریباً همه چیز را ضبط کنند، که اغلب به قیمت از دست دادن مکالمات طبیعی چهرهبهچهره تمام میشود.
موضوع دیگر، سمی بودن اینترنت، رواج فرهنگ «ترول» و تمایل مردم به گفتن چیزهایی در فضای مجازی است که هرگز حضوری نمیگویند، با این باور که گمنامی در اینترنت به آنها حق بدجنس بودن میدهد. این موضوع عمدتاً از طریق یک صحنه منتقل میشود؛ دیوید بعد از تماشای یک گزارش خبری درباره مارگو در یوتیوب، شروع به خواندن کامنتها میکند که تقریباً بلافاصله شروع به شوخی درباره اینکه او دخترش را کشته و «پدر سال» است میکنند (که البته به صورت میم ارائه شده، چون تایپ کردن خیلی سخت است!).
یک موضوع بسیار مرتبط دیگر، انتشار اخبار جعلی است که از طریق یک صحنه نیمهخندهدار و نیمهناخوشایند منتقل میشود؛ مدت کوتاهی پس از اینکه دیوید میفهمد مارگو گم شده، با ابیگیل (بریانا مکلین) صحبت میکند که گروه درسی در خانه او بوده و او اعتراف میکند که به سختی مارگو را میشناخته. اما بعداً، وقتی رسانهها دور پرونده جمع شدهاند، او در اخبار دیده میشود که با گریه از اینکه چقدر دلش برای «بهترین دوستش» تنگ شده، ناله میکند.
غیرممکن بودن نامرئی ماندن در فضای آنلاین موضوع دیگری است. بله، فیلم درباره شخصی است که یک زندگی آنلاین کامل داشته که هیچکس از آن خبر نداشته، اما این فقط به این دلیل بود که کسی نگاه نکرده بود. به محض اینکه کسی نگاه کرد و چند سرنخ را کشید، همه چیز فاش شد، چرا که غیرممکن بودن پاک کردن ردپای دیجیتال در داستان آشکار میشود. هر کسی که زمانی را در اینترنت گذرانده باشد با بسیاری از این مسائل آشناست و این واقعیت که همه آنها بسیار واقعی به نظر میرسند، بدون اینکه فیلم حالت نصیحتگونه به خود بگیرد، گواهی بر کیفیت فیلمسازی است.
در نهایت، و این را نمیتوان نادیده گرفت، فیلم شامل یک شوخی بینقص، به موقع و عالی با جاستین بیبر است که واقعاً خندهدار است و باید دیده شود تا درک شود.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلم «جستجو» (Searching) واقعاً من رو شگفتزده کرد، با اینکه بعد از فیلم «فرار» (Run) - اثر بعدی انیش چاگانتی - دیدمش و کلی هم شنیده بودم که فیلم هندی C U Soon چقدر به این شبیهه. شدت داستان، غیرقابلپیشبینی بودنش و باورپذیر بودن شخصیتها چیزهایی بود که تو این تریلر متفاوت برای من جذاب بود؛ فیلمی که در عین حال خیلی ملموس و واقعیه. اگه هنوز ندیدید، همین الان ببینیدش. **۸ ستاره**.
2021-05-17
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«جستجو» (Searching) یه فیلم تریلر معماییه که از زاویه دید صفحه کامپیوتر شخصیتهای اصلی روایت میشه. تو اکثر فیلمهای این مدلی، این کار فقط یه ترفنده و تو روایت داستان طبیعی به نظر نمیاد. اما اینجا، تکنولوژی طوری با داستان گره خورده که این دو تا از هم جدا نشدنی هستن. جان چو (John Cho) به عنوان نقش اول عالی کار کرده. رابطه عاطفی اون با دخترش موتور محرک داستانه و اون آشفتگی که موقع فهمیدن اینکه رابطهاش با دخترش فقط ظاهری بوده تجربه میکنه، فوقالعادهست. ابهاماتی که دور شخصیت دختر فیلم هست، تعلیق و معمای زیادی ایجاد میکنه چون ما هم پابهپای پدر داریم دربارهاش اطلاعات پیدا میکنیم. تدوین فیلم هم درجه یکه، چون داستان با وجود باز بودن چندین پنجره و نماهای مختلف از صفحه کامپیوتر، روند خیلی منسجمی داره. کلی پیچش داستانی هم داشت که بعضیهاشون خوب بودن و بعضیهاشون برای من خیلی نچسبیدن. فیلم تو اواخرش یه کم زیادهروی میکنه، اما در کل عالی بود. امتیاز: ۷۹٪ - نظر نهایی: عالی
2023-02-01
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلم Searching از اون دست فیلمهاییه که از همون اول با سبک روایت خاصش آدم رو جذب میکنه. کل فیلم از طریق صفحهنمایشهای دیجیتال روایت میشه که یه لایه جذاب به داستان اضافه کرده و به طرز عجیبی طبیعی از آب دراومده. داستان پایهریزی قرص و محکمی داره، ریتمش خوبه و شخصیتپردازیاش طوریه که واقعاً نگران سرنوشتشون میشید. جان چو در نقش پدری که دنبال دخترشه، یه بازی قوی و پراحساس ارائه داده و نحوه ایجاد تعادل بین تعلیق و لحظات عاطفی تو فیلم واقعاً تحسینبرانگیزه.
یکی از نقاط قوت فیلم اینه که چطور تکنولوژی رو بدون اینکه زورکی به نظر بیاد، وارد داستان کرده. دیدن فیلمی که از ابزارهای روزمره ما مثل شبکههای اجتماعی و تماسهای تصویری به شکلی واقعگرایانه استفاده میکنه، لذتبخش بود؛ حتی اگه بعضی جزئیات یه کم پیازداغش زیاد شده باشه. فیلم خیلی خوب شما رو در تعلیق نگه میداره و غافلگیریها هم دقیقاً سر وقت میان تا جذابیت کار حفظ بشه.
البته پرده آخر فیلم یه مقدار خام به نظر میرسید و بعضی از قطعات پازل به اندازه بقیه بخشهای فیلم خوب چفت نشدن. در کل، Searching یه تریلر خوشساخته که به خاطر امتحان کردن یه سبک متفاوت و موفقیت توش، لایق تحسینه. با اینکه بینقص نیست (مخصوصاً اواخرش)، اما رویکرد نوآورانه و بازیهای خوبش باعث میشه ارزش دیدن داشته باشه. اگه از یه معمای خوب با یه ارائه تازه لذت میبرید، حتماً براش وقت بذارید.