گرینلند
در حالی که یک دنبالهدار نابودگر سیاره به سمت زمین میشتابد، خانوادهای برای بقا میجنگند. جان گاریتی (جرارد باتلر)، همسر جدا شدهاش آلیسون (مورنا باکارین) و پسر جوانشان ناتان، سفری پرخطر را به سوی تنها امیدشان برای پناهگاه آغاز میکنند. در میان گزارشهای خبری وحشتناک از شهرهایی در سراسر جهان که توسط قطعات دنبالهدار با خاک یکسان میشوند، خانواده گاریتی در حالی که با وحشت فزاینده و بیقانونی اطراف خود مبارزه میکنند، بهترین و بدترین جنبههای انسانیت را تجربه میکنند. با نزدیک شدن شمارش معکوس تا صفر برای آخرالزمان جهانی، سفر باورنکردنی آنها با پروازی ناامیدانه و لحظه آخری به سوی یک پناهگاه امن احتمالی به اوج میرسد.
سال انتشار: 2020 کارگردان: Ric Roman Waugh ژانر: Action، Adventure، Thriller نویسندگان: Chris Sparling امتیاز: 6.4نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
اگر از خوندن نقدهای بدون اسپویل من لذت میبرید، لطفاً وبلاگم رو دنبال کنید.
این نوع فیلمها همیشه به دلیل ماهیتشون بین منتقدان و مخاطبان اختلافبرانگیز هستن. از نظر داستانی، هرگز پیشگامانه یا نوآورانه نیستن. این فیلمهای آخرالزمانی همیشه از یک فیلمنامه فرمولبندی شده پیروی میکنن، پر از ناسازگاریهای منطقی، اما همچنین با کلی اکشن هیجانانگیز. جلوههای بصری بسته به استودیو، و همچنین طراحی صدا و سایر جنبههای فنی، کیفیت متفاوتی دارن. من همیشه تمام تلاشم رو میکنم که *همه* چیزهایی رو که این فیلمها به طور غیرمنطقی به بیننده تحمیل میکنن، بپذیرم. خودم رو آماده میکنم که تا حد امکان ذهن باز داشته باشم، و معمولاً مشکلی با این قضیه ندارم (در واقع، استدلال «علم اینطوری کار نمیکنه» رو در این زیرژانر کمی ایرادگیرانه میدونم). با این حال، «گرینلند» نتونست تنها چیزی رو که ازش انتظار داشتم ارائه بده: یک دنبالهدار نابودگر سیاره که سرگرمی خالص و پاپکورنی باشه. تنها نکات مثبت، بازیگران و دو/سه سکانس واقعاً هیجانانگیز هستن. جرارد باتلر (Gerard Butler) قبلاً به این نوع فیلمها عادت کرده (سری «سقوط کرده است»، «طوفان جهانی»)، بنابراین مشکلی در به تصویر کشیدن یک شخصیت سطحی دیگر بدون انگیزه یا عمق واقعی نداره. همین امر در مورد مورنا باکارین (Morena Baccarin) صدق میکنه، که صرفاً نقش همسر باتلر رو بازی میکنه. هر دو بازیهای خوبی ارائه میدن، به اندازهای که من رو تا پایان فیلم درگیر نگه دارن. اون چند سکانس خوب واقعاً خوب هستن. تکههای کوچکی از دنبالهدار غولپیکر قبل از رویداد انقراض، به زمین برخورد میکنن، و این صحنهها عالی به نظر میرسن. با این حال، فقط همین برای یک فیلم ۱۱۹ دقیقهای، اصلاً رضایتبخش نیست. همانطور که انتظار میرفت، فیلمنامه کریس اسپارلینگ (Chris Sparling) به همان اندازه که میتونست کلیشهای باشه، کلیشهایه، درست مثل کارگردانی ریک رومن واو (Ric Roman Waugh)، که نمیتونه چیز جدیدی ارائه بده. برخی تصمیمات روایی (که ربطی به علم یا فناوری ندارن، چون اینها رو به عنوان بخشی از چیزهای غیرمنطقی معمول پذیرفتم) قطعاً فقط برای گذراندن وقت هستن چون هیچ عواقبی ندارن. «گرینلند» دقیقاً شبیه دهها فیلم دیگه در این زیرژانره، اما بدون جنبههای فنی که در نهایت تصویر کلی رو ارتقا میدن. جلوههای ویژه در برخی سکانسها قدیمی به نظر میرسن، تقریباً انگار وقت (یا پول) کافی برای تمام کردنشون نداشتن. منظورم اینه که یک تصویر ثابت از بارش شهابسنگ در آسمان؟ واقعاً؟ متأسفانه، این کار آماتور و تنبلانه به نظر میرسه. نبود یک موسیقی متن قدرتمند (دیوید باکلی) باعث میشه صحنههای اکشن «خالی» به نظر برسن، انگار چیزی کمه. چند لحظه درگیری به دلیل محیط بیش از حد تاریک و تدوین نامنظم (گابریل فلمینگ) تقریباً غیرممکن هست که به وضوح دیده بشن. در کل، اکشن بین خوب و وحشتناک در نوسانه. با این حال، مهمترین «سیلی به صورت» همون دنبالهدار نابودگر سیاره هست که همه به محض ورود به سینما منتظر دیدنش هستن. هیچ راهی برای دور زدن این موضوع وجود نداره: اگر یک فیلم کامل برای پرده سوم، یک دنبالهدار عظیم به اندازه اروپا رو آماده میکنه، باید برخورد اون رو با تمام شکوهش نشون بده. انفجار غولپیکر با ابعاد مضحک، دود بیپایانی که کل جو رو پر میکنه، صدای متمایز برخورد... این لحظهایه که میتونه هر فیلم آخرالزمانی رو بسازه یا نابود کنه. متأسفانه، و فقط همین رو مینویسم، نابود کرد. در پایان، «گرینلند» به طور قابل پیشبینیای ناامیدکننده است، فقط چند سکانس واقعاً هیجانانگیز و یک بازیگر خوب داره. جرارد باتلر و مورنا باکارین تلاش میکنن، اما برای جبران بقیه چیزها کافی نیستن. همانطور که انتظار میرفت، فیلمنامه فرمولبندی شده کریس اسپارلینگ، داستان یا جنبه نوآورانهای به ژانر اضافه نمیکنه، و کارگردانی ریک رومن واو هم بسیار ابتداییه. اینها همه خوب بود اگه اکشن چیزی رو که اکثر مردم میخوان ببینن ارائه میداد، اما متأسفانه، این بخش هم کاملاً ناامیدکننده است. با وجود چند صحنه جذاب گاه به گاه، سطح سرگرمی به دلیل جلوههای بصری نهچندان چشمگیر، نبود موسیقی متن قدرتمند و تدوین ضعیف، بسیار پایینه و در نهایت به یک ناامیدی «تماشاگرکش» منجر میشه. اگه عاشق فیلمهای آخرالزمانی هستید، شاید چیزی در اون پیدا کنید که من پیدا نکردم. با این حال، اگر این نوع فیلمها با سلیقه شما جور نیست، مطمئناً این یکی قرار نیست شما رو متقاعد کنه. امتیاز: D+
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«گرینلند» با وجود اینکه سریع پیش میره و پر از لبههای تیز و واقعگرایانه است، در نهایت یک انقراض سیارهای بسیار احساساتی رو به تصویر میکشه. شاید بزرگترین تعریفی که میتونم از این فیلم بکنم اینه که خیلی بهتر از فیلمهای سالانه جرارد باتلر هست که انسانها عادت به دیدنشون دارن. - جیک وات (این فیلم باتلر یک فاجعه نیست.)
2021-02-04
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«گرینلند» در مقایسه با فیلمهای فاجعهای، رتبهای بالاتر از حد متوسط داره. کریس اسپارلینگ، فیلمنامهنویس، طرح سنتی پایان دنیا رو برداشته و چند غافلگیری و پیچش واقعاً خوب بهش اضافه کرده، که باعث میشه این فیلم اکشن فرمولبندی شده، کمتر کلیشهای به نظر بیاد. جان (جرارد باتلر) در یک مسابقه با زمانه تا همسرش (مورنا باکارین) و پسرش (راجر دیل فلوید) رو از یک دنبالهدار بیگانه قاتل که به سمت زمین میشتابه، نجات بده. انتظار میره برخورد بزرگ در کمتر از ۲۴ ساعت اتفاق بیفته، و به نظر میرسه هیچ امیدی برای بازماندگان وجود نداره. جان در فروشگاه مواد غذایی، پیامی وحشتناک از وزارت امنیت داخلی دریافت میکنه که به او هشدار میده خانوادهاش برای فرار به یک پناهگاه امن در گرینلند انتخاب شدهاند. در حالی که این سه نفر تلاش میکنن به مکان تعیین شده برسن، اتفاقات زیادی شروع به خراب شدن میکنن. ریک رومن واو، کارگردان، قبلاً با باتلر در «سقوط فرشته» کار کرده بود، و انتخاب خوبی برای هدایت فیلمه. او دنیایی از وحشت و بیقانونی فزاینده خلق میکنه، و شما هم در طول این سفر همراهشون هستید. فیلم ریتم سریعی داره و خطرات بالاست. جلوههای ویژه رضایتبخش هستن، به خصوص صحنههای تخریب. به هر حال، دلیل اصلی تماشای فیلمهای فاجعهای توسط اکثر ما همینه. حتی تحسینبرانگیزتر اینه که فیلم در دام فیلمهای فاجعهای میهنپرستانه «هورا هورا» نمیافته. هیچ پرچم آمریکایی در حال اهتزاز، یا راه رفتن آهسته و مردانه وجود نداره. در عوض، «گرینلند» سطح خود را بسیار بالاتر قرار میدهد و موفق هم میشه. این یک فیلم پاپکورنی واقعاً خوب و لذتبخشه.
2021-03-09
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
موسیقی حماسی رو پخش کنید... و دقیقاً همون عناصر، بازیگری، فیلمبرداری و فیلمنامهای که توی تقریباً تمام فیلمهای فاجعهای ۲۰ سال اخیر وجود داشته.
2021-04-15