Servant
یک زوج فیلادلفیایی پس از یک تراژدی ناگوار که شکافی در ازدواجشان ایجاد کرده و راه را برای ورود نیرویی مرموز به خانهشان باز میکند، در سوگ به سر میبرند.
سال انتشار: 2019–2023 کارگردان: ژانر: Drama، Horror، Mystery نویسندگان: Tony Basgallop امتیاز: 7.4نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
اگه از خوندن نقدهای بدون اسپویل من لذت میبرید، لطفاً وبلاگم رو دنبال کنید.
**فصل اول**
وقتی شنیدم ام. نایت شیامالان قراره یه سریال ترسناک بسازه، بلافاصله کنجکاو شدم. به دلایلی، احتمالاً به خاطر حجم زیاد فیلمهایی که باید میدیدم، یادم رفت که سریال اواخر نوامبر پخش میشه. چون به نظر میرسید کسی دربارهاش حرف نمیزنه، تا همین هفته اصلاً یادم نبود که وجود داره. واقعاً نمیدونم چرا بقیه اینقدر ساکتن. «خدمتکار» یکی از بهترین سریالهای (جدیدی) هست که در چند سال اخیر دیدم.
مردم دارن تمام اعتبار رو به شیامالان میدن، اما من نمیخوام این اشتباه رو تکرار کنم. تونی باسگالوپ خالق و نویسنده سریاله. به جز شیامالان که فقط اپیزودهای یک و نه رو کارگردانی کرده، پنج کارگردان دیگه هم حضور دارن. من هم مثل بقیه شیامالان رو دوست دارم و همیشه ازش دفاع کردم و اسمش به تنهایی کافیه تا من رو متقاعد کنه هر چیزی رو تماشا کنم. اصلاً به خاطر اون بود که به «خدمتکار» علاقهمند شدم. با این حال، ایده مرموز داستان بود که واقعاً من رو مجذوب خودش کرد.
از قسمت پایلوت تا فینال، تکتک اپیزودها پر از سوالات بیپاسخ، جوابهای معماگونه و کلی تعلیق هستن. دیالوگها علاوه بر اینکه خیلی خوب نوشته شدن، پر از تعلیق و تنش فوقالعادهای هستن. هر کارگردانی کارش رو در حفظ اتمسفر ترسناک عالی انجام داده و از نماهای متضاد مثل کلوزآپ و لانگشات برای ایجاد اون فضای ناخوشایند استفاده کرده. بیشتر روایت داخل خونه خانواده «ترنر» اتفاق میافته که اون حس خفقانی رو که من خیلی دوست دارم به آدم میده. چون سریال عمدتاً در یک لوکیشن میگذره، هرگز حواس بیننده رو از اتفاقات پرت نمیکنه و تمرکز رو روی تکتک اعضای خانواده نگه میداره.
من به ندرت احساس میکنم که باید کل یه فصل رو پشت سر هم ببینم (بینجواچ). ترجیح میدم یه هفته صبر کنم تا قسمت بعدی بیاد. اینطوری وقت دارم به اتفاقات فکر کنم، روی رفتار شخصیتها تامل کنم یا بفهمم چرا یه تصمیم داستانی خاص برام جذاب نبوده. من موافق نیستم که کسی که مثلاً هفت فصل «بازی تاج و تخت» رو پشت سر هم میبینه، همون وابستگی عاطفی رو به داستان و شخصیتها پیدا میکنه که کسی که سالها منتظر فصل آخر مونده بود. این فقط یه تجربه و دیدگاه متفاوته. با این حال، «خدمتکار» همیشه این حس رو در من ایجاد میکرد که «باید همین الان قسمت بعدی رو ببینم».
فکر نمیکنم این سریال برای همه مناسب باشه، و میدونم مردم دوست ندارن کسی این حرف رو بزنه، اما توضیح میدم. «خدمتکار» یه روایت توضیحمحور نیست. تا لحظه آخر به هیچکدوم از سوالاتتون جواب نمیده و حتی اون موقع هم فضا رو برای تفسیرهای مختلف باز میذاره. هر اپیزود خیلی مبهم و معماگونه است و گاهی به جای جواب یا سرنخ، سوالات بیشتری اضافه میکنه. برای خیلیها، این سریالیه که موفقیت یا شکستش کاملاً به افشاگریهای قسمت آخر بستگی داره. اگه از این نوع سریالها لذت نمیبرید، شاید بهتر باشه بیخیالش بشید. اما اگه این سبک مورد علاقهتونه، بشینید و از این اثر فوقالعادهای که باسگالوپ با کمک شیامالان ساخته لذت ببرید.
از نظر فنی، نمیتونم از فیلمبرداری (مایک جیولاکیس که در فیلمهای «شیشه» و «شکافته» با شیامالان و در «ما» با جوردن پیل همکاری کرده) تعریف نکنم. برداشتهای بلند و ظریف برای خیره موندن چشم بیننده به شخصیتها و گوش دادن واقعی به حرفهاشون حیاتی هستن. با کمک تدوین بینقص (و زمان کوتاه و غیرمعمول هر قسمت که ۳۰ دقیقه است)، تقریباً هر اپیزود مثل برق و باد میگذره. کنترل عالی روی ریتم باعث شده سریال خیلی خوب جلو بره. طراحی صحنه و تولید همیشه در آثار تکلوکیشنی مهم هستن و «خدمتکار» در این زمینهها کم و کسری نداره. موسیقی متن هم (ترور گورکیس) ظریف اما به شکلی موثر، شوم و ترسناکه.
این اولین سریالیه که از اپل تیوی پلاس میبینم و خوشحالم که این شرکت به جای ساختن جشنوارههای عظیم جلوههای ویژه، به فیلمسازهای بزرگ فرصت میده تا ارزش خودشون رو ثابت کنن. بهترین بخش رو برای آخر گذاشتم و اون هم تیم بازیگریه. مهم نیست فیلمنامه چقدر خوب باشه، اگه بازیگرها نتونن بهش روح بدن، فایدهای نداره. هر چهار بازیگر اصلی فوقالعاده هستن! توبی کبل قبلاً کار خاصی نکرده بود که من رو غافلگیر کنه، اما اینجا نشون داد چقدر بازیگر خوبیه. اون دیالوگهای طولانی رو خیلی راحت اجرا میکنه و کلوزآپهاش از همه جذابتره. بعلاوه، سکانسهای آشپزی از نظر بصری چشمنواز هستن (البته هشدار میدم که ممکنه برای بینندههای حساس کمی زیاد از حد باشن). لورن آمبروز در ابتدا کمی وصله ناجور به نظر میرسید، اما وقتی فهمیدم شخصیتش از کجا میاد، بازیش کاملاً منطقی شد. بازیش در قسمت فینال بدنم رو لرزوند. با این حال، روپرت گرینت (جولین پیرس، برادر دوروتی) و نل تایگر فری دو غافلگیری باورنکردنی هستن. روپرت از اون قالب هری پاتر بیرون اومده و بالاخره نشون داده که چیزی فراتر از رون ویزلیه. بازی واقعاً درگیرکنندهای داره. و اما نل (که در بازی تاج و تخت فرصت نشد تواناییهاش رو در نقش میرسلا براتیون نشون بده)، حساسترین نقش رو بر عهده داره. اون «وصله ناجور» داستانه، عامل تضاد، و شخصیتی عجیب و غریب. اون باید کاملاً بینقص میبود تا بیننده رو درباره انگیزههاش گیج کنه و واقعاً از پسش براومد. بدون شک، اون بزرگترین کشف این سریاله.
نمیفهمم چرا «خدمتکار» طرفدارای بیشتری نداره و نمیتونم با سکوت کسایی که واقعاً دیدنش کنار بیام. این سریالیه که لایق توجه خیلی بیشتریه. تونی باسگالوپ با کمک ام. نایت شیامالان بزرگ، سریالی به شدت کنجکاوکننده، مرموز، پرتعلیق و مهیج ساخته که تیم بازیگری درخشانی داره و روپرت گرینت و نل تایگر فری بزرگترین سورپرایزهاش هستن. دیالوگهای هوشمندانه و پر از تنش به ایجاد اتمسفری ترسناک و ناخوشایند کمک میکنن که با فیلمبرداری عالی مایک جیولاکیس تقویت شده. چون بیشتر در یک مکان فیلمبرداری شده، طراحی صحنه حس خفقان محیط رو به خوبی منتقل میکنه. روایت در تمام مدت مبهمه و فیلمنامه اصلاً لقمه رو آماده توی دهن بیننده نمیذاره. اگه از این مدل سریالها که بیشتر سوال میپرسن تا جواب بدن خوشتون نمیاد، شاید بهتر باشه نبینیدش. اما اگه عاشق داستانهایی هستید که مجبورتون میکنه فکر کنید و به همه چیز شک کنید، «خدمتکار» یه اثر نبوغآمیزه.
نمره: A