1991
ریکاردو تروگی میانسال همچنان به مرور دورههای کلیدی سالهای شکلگیری شخصیتش ادامه میدهد. این بار سال ۱۹۹۱ است و او جوانی ۲۱ ساله و دانشجوی رشته فیلمنامهنویسی در دانشگاه کبک در مونترال (UQAM) است. احتمالاً دو چیز بیش از همه فکرش را درگیر کرده: دست و پنجه نرم کردن با یک مشکل ژنتیکی، و عشق به ماری-ایو برنارد که سال قبل با او آشنا شده است. اگرچه او ماری-ایو را بینقص نمیداند، اما او را مادر فرزندان آیندهاش میبیند. بنابراین وقتی ماری-ایو به او میگوید که قرار است در قالب یک برنامه تبادل دانشجو به پروجا برود و از او میخواهد همراهش برود، ریکاردو با وجود اینکه هرگز بدون پدر و مادر کارگرش (بنیتو و کلودت تروگی) به سفر نرفته، با وجود اینکه او و خانوادهاش عملاً از پس هزینه سفر برنآیند، و با وجود اینکه هیچ میل واقعی به یادگیری زبان ایتالیایی ندارد (با وجود اینکه خودش ریشه ایتالیایی دارد)، با سر به استقبال این پیشنهاد میرود. رسیدن سالم و امن به پروجا آنطور که ریکاردو سادهدل امیدوار بود پیش نمیرود، و همین موضوع مانع از وقتگذرانی او با ماری-ایو میشود. از آنجا که ریکاردو به ناچار وقتش را با افراد دیگری غیر از ماری-ایو میگذارند، ممکن است زاویه دید متفاوتی نسبت به آنچه از این سفر میخواهد پیدا کند؛ موضوعی که به اعترافی درباره رابطه او و ماری-ایو قبل از سفر به ایتالیا منجر میشود، و سفری که شاید تحت تأثیر دستور پخت معروف ریزوتوی قارچ خانواده پدریاش قرار گیرد؛ غذایی که یکی از عوامل دلباختن زنان به مردان خانواده تروگی بوده است.
سال انتشار: 2018 کارگردان: Ricardo Trogi ژانر: Comedy نویسندگان: Ricardo Trogi امتیاز: 7.1