Hamilton
«همیلتون» داستان آمریکای گذشته است که توسط آمریکای امروز روایت میشود. این اثر با ترکیبی از هیپهاپ، جاز، آر اند بی و آهنگهای نمایشی، داستان الکساندر همیلتون، یکی از پدران بنیانگذار آمریکا، را به یک لحظه انقلابی در تئاتر تبدیل کرده است—یک موزیکال که تأثیر عمیقی بر فرهنگ، سیاست و آموزش گذاشته است. این فیلم که به صورت زنده در ژوئن ۲۰۱۶ در تئاتر ریچارد راجرز (Richard Rodgers) در برادوی ضبط شده، مخاطب را به شکلی منحصر به فرد و صمیمی به دنیای نمایش برادوی منتقل میکند.
سال انتشار: 2020 کارگردان: Thomas Kail ژانر: Biography، Drama، History نویسندگان: Lin-Manuel Miranda، Ron Chernow امتیاز: 8.3نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یک ناامیدی
این یک موزیکال نیست که برای افراد خارج از ایالات متحده ساخته شده باشه. مجبور شدم دوباره تماشاش کنم و در ویکیپدیا دنبال همیلتون بگردم تا بفهمم کی به کیه، به جز چند اسم بزرگ. با توجه به پوستر، این قرار بود یک تلاش برای شهرت مثل هری پاتر در هالیوود باشه. بازیگران متنوع بودن، که عموماً عالیه، اما نماینده تاریخ نبودن (هیچکس شبیه چیزی که باید میبود، نبود). به نظر میرسید تمهای تاریخی برای راحتی جابهجا و اضافه شده بودن. برخی اجراها خوب بودن (سو، گروف و دیگز)، در حالی که بقیه (میراندا - که در «بازگشت مری پاپینز» بهتر بود) فقط کسلکننده و خسته به نظر میرسیدن. حس میشد که ۶ تا دوربین گذاشتن و فقط ضبط کردن. و طراحی رقص گاهی اوقات حواسپرتکن بود، نه مکمل. و توسعه شخصیت - تنها کسی که توسعه نشون میده، شخصیت سو هست. این ممکنه یک موزیکال عالی باشه، اما یک فیلم عالی نیست (برخلاف چیزی که مردم در نقدها میگن). دنبال کردنش برای یک شهروند جهانی که جزئیات تاریخ سیاسی آمریکا و بازیگرانش رو نمیدونه، سخته. فیلمبرداری، انتخاب بازیگر و صحنهآراییاش تنبل به نظر میرسید (این میتونست به یک سینمای بزرگ تبدیل بشه). و بیش از حد طولانی بود... مردم ممکنه انتظار داشته باشن که این نوع چیزها در وست اند ساعتها طول بکشه تا پولشون جبران بشه، اما ۲ ساعت و ۴۰ دقیقه برای این مدیوم زیادهرویه. تبلیغات پشت این کار باعث شد فکر کنم فوقالعاده است. من به شدت ناامید شدم.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فکر میکنم این فیلم از همان ابتدا تا حدی عقب بود. از یک طرف، این نمایش به عنوان یک تئاتر چنان تبلیغات عظیمی داشت که انتظار میرفت آدم کاملاً شگفتزده بشه، و از طرف دیگر، ارائه آن در نسخه تئاتر زنده باعث شد بخشی از تأثیر بصری دیدن آن از نزدیک از بین بره. ما انتظار ارزش تولید بالاتری روی پرده سینما داریم. داستان عالیه و باید برای بچهها در سن خاصی اجباری باشه. اعتراف میکنم، من به عنوان یک موزیکال شیفتهاش نشدم. حدس میزنم بیش از حد به موزیکالهایی عادت دارم که دیالوگهای معمولی دارند که با آهنگها قطع میشوند، نه دیالوگهای پیوسته آوازخوانده. اگر دیالوگهایی در اطراف هشت یا ده آهنگ دوستداشتنی مثل «Helpless» وجود داشت، من بهش نمره کامل میدادم. با این حال، هنوز یک تولید چشمگیره. احساس میکنم باید در مورد بازیگران متنوع نظر بدم. من سفیدپوستم و مشکلی با انتخاب بازیگران نداشتم. اگر بازیگران تماماً سفیدپوست بودند، من اعتراض میکردم، همانطور که برخی فکر میکنند لازم بود. یکی از آشنایانم شکایت کرد: «اگه یه بازیگر سفیدپوست رو برای نقش مارتین لوتر کینگ انتخاب کنن چی؟» و تنها کاری که میتونم بکنم اینه که قضیه رو برعکس کنم. در کتابهای تاریخ ما به ازای هر صد قفقازی، فقط نیم دوجین فرد رنگینپوست وجود داره، و من متقاعد شدم که اگر به جایی برسیم که سفیدپوستان از غر زدن وقتی افراد رنگینپوست این نقشها رو بازی میکنن دست بردارن، افراد رنگینپوست هم کاملاً با بازی سفیدپوستان در نقش افراد رنگینپوست مشکلی نخواهند داشت. اما ما هنوز به آنجا نرسیدهایم، درسته؟
2020-08-06
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
این یک فیلم نیست. یک برنامه تلویزیونی است. این یک نمایش صحنهای فیلمبرداری شده است که از تلویزیون پخش میشود. این موارد باعث نمیشود که این اثر یک فیلم باشد، حتی یک فیلم تلویزیونی هم نیست.
2021-04-04
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
لین-مانوئل میراندا (Lin-Manuel Miranda) در ابتدای همیلتون تقریباً میخواند: «اسم من الکساندر همیلتونه/ و میلیونها کار هست که هنوز انجام ندادم/ اما فقط صبر کن، فقط صبر کن.» حدود سه ساعت بعد ما هنوز منتظریم.
همیلتون به دو پرده تقسیم شده است. پرده اول ورود همیلتون به شهر نیویورک در سال ۱۷۷۶، کار او به عنوان دستیار ژنرال جورج واشنگتن (George Washington) در طول انقلاب آمریکا، و نحوه ملاقات و ازدواجش با الیزا شویلر (Eliza Schuyler) را پوشش میدهد. پرده دوم کار همیلتون پس از جنگ به عنوان اولین وزیر خزانهداری ایالات متحده و مرگ او در دوئل با آرون بر (Aaron Burr) را در بر میگیرد.
پرده اول کاملاً ستایشآمیز است؛ همیلتون آنقدر مسیحگونه است که آرون بر (با بازی لزلی اودوم جونیور) میتوانست به راحتی یهودا نامیده شود. در حین تماشای اوجگیری سریع حرفه نظامی و سیاسی قهرمان در قالب آهنگ و رقص، یک مکاشفه برایم رخ داد؛ اگر دوره تاریخی و شخصیتها را تغییر میدادند، این به راحتی میتوانست تبدیل به «فارست گامپ: موزیکال» شود.
ما هرگز واقعاً درک نمیکنیم که چرا همیلتون در زندگی بسیاری از مردم اینقدر خاص، مهم و ضروری بود؛ موفقیت او نتیجه یک تصادف جغرافیایی-زمانی به نظر میرسد - یعنی همیلتون همیشه در زمان مناسب در مکان مناسب است.
میراندا ظاهراً آهنگهایی با صفتهای زیاد و فعلهای بسیار کم نوشته است؛ اشعاری که بیشتر به «چه چیزی» اهمیت میدهند تا «چگونه» و «چرا». «چگونه یک حرامزاده، یتیم، پسر یک فاحشه/ و یک مرد اسکاتلندی، که در وسط یک نقطه فراموش شده/ در کارائیب توسط تقدیر فقیر شده/ در فقر، بزرگ میشود تا یک قهرمان و یک محقق شود؟» این سؤال خوبی است که شایسته پاسخی بهتر از «با کار کردن خیلی سختتر/ با باهوشتر بودن/ با خودجوش بودن» است. و ظاهراً، با مبهم بودن در حد جهنم.
بنابراین همیلتون از یک نقطه داستانی به نقطه بعدی مانند یک رؤیا حرکت میکند، بدون اینکه هرگز تصویر دقیقی از مسیر شخصیت ایجاد کند. پرده دوم در مورد میراث همیلتون خاصتر است؛ شخصیت از صرفاً «بودن» دست میکشد و شروع به «انجام دادن» میکند. با این حال، در اینجا مشکل دیگری وجود دارد. همیلتون واقعی بیشتر مرد کلمات بود تا اعمال، و نوشتههای او مطمئناً برای خواننده مناسب جذاب است؛ از طرف دیگر، کسی او را برای ارزش سرگرمی محض نمیخواند. فقط برای ذکر یک مثال، همیلتون با نوشتن ۵۱ مقاله از ۸۵ مقاله معروف به «اوراق فدرالیست» به تصویب قانون اساسی ایالات متحده کمک کرد، که هنوز هم به عنوان یکی از مهمترین مراجع برای تفسیر قانون اساسی استفاده میشود. این تقریباً به همان اندازه که چشمگیر است، خستهکننده است، و تمام رقصهای هیپهاپ دنیا نمیتواند این واقعیت را تغییر دهد که آهنگهای ادعایی میراندا، اگرچه به روح دولتمردی که الهامبخش آنها بوده وفادارند، اما فاقد هرگونه نشانی از نمایشگری هستند. اینها مرثیههای طولانی و بسیار توضیحی هستند، مملو از حقایق و تاریخها، گویی توسط یک دانشآموز دبیرستانی نوشته شدهاند که در غیر این صورت تاریخ را به یاد نمیآورد.
در همین حال، پادشاه جورج سوم انگلستان (جاناتان گروف، Jonathan Groff، که در حضورهای کوتاه و کم خود صحنه را میدزدد) به عنوان یک دلقک به تصویر کشیده شده، اما جذابترین آهنگ کل تولید را دارد.
با وجود تمام موارد فوق، بزرگترین نقص همیلتون، خود میراندا است. او به عنوان آهنگساز به وضوح کمیت را بر کیفیت ترجیح میدهد، اما یک اجراکننده با اقتدار و حضور میتوانست، با تلاشی فوقالعاده، مطالب پیش پا افتاده نویسنده را ارتقا دهد. میراندا از این اجراکننده بسیار دور است؛ رقص او را میتوان سخاوتمندانه «اسپاستیک» توصیف کرد، و آواز خواندن او بیشتر شبیه یک ناله بینی آزاردهنده است، گویی قبل از هر قطعه هلیوم استنشاق کرده است - در مقابل اکسیژنی که هنگام تلاش برای آواز خواندن و رقصیدن همزمان، به وضوح برای آن نفسنفس میزند. اوه، و برای اینکه کاملاً غیرسیاسی صحبت کنم، شباهت فیزیکی او به مرد زنبوری (Bumblebee Man) از سیمپسونها هم خیلی خوشایند نیست.
با در نظر گرفتن همه چیز، میراندا خود را با بازیگران فوقالعادهای احاطه کرده است؛ آنقدر فوقالعاده که هر یک از اعضای گروه، و همچنین کل گروه، از ستاره پیشی میگیرند، کسی که به عنوان یک سیاهچاله کاریزما و استعداد افشا میشود که تمام لذت آواز و رقص را میمکد.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
اگر نمیدانستید، این نه یک فیلم است و نه یک برنامه تلویزیونی. این یک ضبط از نمایش صحنهای برادوی به همین نام است. البته، این نمایش برای آمریکاییهایی است که از قبل ایدهای از تاریخ دارند. این احتمالاً نسلهای جوانتر را مستثنی میکند، زیرا سیستمهای مدارس دولتی با سالها کمبود بودجه جمهوریخواهان به سمت نابودی رفتهاند. (جدی میگویم، درآمد برخی معلمان کمتر از کسانی است که همبرگر سرخ میکنند.)
من به عنوان یک بازیگر صحنه و علاقهمند به تاریخ، این نمایش را دوست داشتم و واقعاً متأسفم که فرصت دیدن آن را در برادوی پیدا نکردم. دلایل متعددی وجود دارد که من به این اثر نمره ۹ دادم، که مهمترین آن این است که من آن را به عنوان یک نمایش، نه یک فیلم، ارزیابی میکنم. اول، خلاقیت آن مرا شگفتزده کرد. هیچ دیالوگ گفتاری وجود ندارد که برای یک موزیکال غیرعادی است. دوم، تقریباً تمام آن با هیپهاپ/رپ انجام شده، حتی یک صحنه به صورت نبرد اسلم است. صحنهآرایی عالی است. آفرین به استفاده خلاقانه از صحنه گردان. من از صحنه شگفتانگیز و ظاهراً پیچیده «عقبگرد» حیرتزده شدم. بله، ممکن است از نظر تاریخی دقیق باشد یا نباشد. (تاریخ، یا «داستان او»، توسط فاتحان نوشته میشود، اینطور نیست؟) این یک داستانسرایی خوب است. سیاسی است. سرگرمکننده و تأثیرگذار است.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
حدس میزنم این یک موزیکال است، و دنیا به موزیکالهای بیشتری نیاز دارد، پس این یک نکته مثبت است. و حدس میزنم نژادها جابهجا شدهاند، پس... این قرار است به دلایلی که واقعاً مشخص نیستند، آن را واقعاً خوب کند. اما، واقعاً، فاقد شوخطبعی و بینش است، کاملاً توهینآمیز به تاریخ است و تنها چیزی که به نظر میرسد دقیق و واقعی است این است که همیلتون وجود داشته و وزیر امور خارجه بوده است. و دیدگاههایی که توسط همیلتون بیان میشود، کمترین دیدگاههای همیلتونی هستند که تا به حال خواهید دید. اگر او را خوانده باشید، کمی تعجب میکنید که آیا این بر اساس همان الکساندر همیلتون ساخته شده است. «۱۷۷۶» برای آزادیهای هنری اشتباهات تاریخی زیادی داشت، اما حداقل تم آن دقیق بود و بیشتر درست بود تا غلط. همیلتون حتی تلاش هم نمیکند. این داستان همیلتون است که توسط افرادی نوشته شده که حتی گزارش او در مورد تولید و اقتصادی که او ایجاد کرد را نشنیدهاند.
2023-01-11
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
چه مزخرفی، آنقدر تلاش کرد که لبهدار (Edgy) باشد که حال به هم زن شد.
2024-03-04
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
من همیلتون را تمام نکردم. نمیخواستم. نیازی نداشتم. از لحظهای که کسی دهانش را باز کرد و شروع به رپ خواندن درباره اوراق فدرالیست کرد، فهمیدم: این برای من نیست. حدس میزنم چشمگیر است، اما همچنین خستهکننده. مثل این است که در یک مهمانی شام گیر کرده باشید که همه با قافیه صحبت میکنند و به قانون اساسی ارجاع میدهند. من برای «پدران بنیانگذار: استعدادیابی» ثبت نام نکرده بودم. یک خودبینی خاصی هم در کل ماجرا وجود دارد - آن حس غیرقابل تحمل «ما داریم تاریخ را باحال میکنیم!» که فقط آن را غیرقابل تحملتر میکند. مثل این است که در یک نمایش دبیرستانی با بودجه یک میلیون دلاری گیر افتاده باشید. همیلتون به طور منحصر به فردی بد است زیرا دقیقاً همان چیزی است که یک بچه تئاتری فکر میکند نابغه است، در حالی که بقیه افراد حاضر در اتاق به آرامی اراده زندگی را از دست میدهند.
2025-03-23
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
من از دیدن این همه نقد منفی شوکه شدم. به نظرم نمایش صحنهای به طرز ماهرانهای روی پرده بزرگ ارائه شده بود. کار دوربین به خوبی هماهنگ و تدوین شده بود، با توجه به نماهای بالا و کلوزآپهای استراتژیک از بازیگران، که میزان استعداد و غرق شدن آنها در نقشهایشان را نشان میداد. طراحی صحنه از دوربینهای بالاتر بهتر درک میشد، که بسیار بیشتر از آنچه از یک صندلی در تئاتر دیده میشد، آشکار میکرد. کلمات کافی برای ستایش آهنگساز، هم از نظر موسیقی و هم از نظر شعر، وجود ندارد. همیلتون، این نمایش، یک کار نبوغ خالص و توجه دقیق به ساخت هر کلمه و ظرافت است. البته باید نویسنده کتابی که همیلتون بر اساس آن ساخته شده را نیز تحسین کرد، که فرض میکنم یک اثر مهم بوده، هرچند آن را نخواندهام. من شیفته لین-مانوئل میراندا هستم و صمیمانه مخاطبان را تشویق میکنم که از این شاهکار بهره ببرند.
2025-09-11
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
مردم فقط از روی نفرت، متنفرن. من اهل آمریکا نیستم، پس چیز زیادی در مورد این قضیه اِی. همیلتون نمیدونم، اما آهنگها خوبن، نویسندگی خوبه، به نظر من همه چیز خوبه. نمیدونم چرا اینقدر ناامیدی وجود داره. احتمالاً به این دلیله که در دسته بندی اشتباهی قرار گرفته، اما با این حال، نمیفهمم چرا مردم باید بهش زیر ۵۰٪ نمره بدن. خیلی عالیه و بله، من ۱۰ سال دیر رسیدم، کی اهمیت میده. وکالها فوقالعاده بودن، رفیق، و من نقدها رو در مورد اینکه این اثر «برای افراد خارج از آمریکا ساخته نشده» دیدم، اما این قطعاً کاملاً غلطه. من از یک قاره کاملاً دیگه هستم و شخصاً فکر میکنم این بهترین چیزیه که در تمام عمرم دیدم. من اغراق نمیکنم یا شاید سلیقهام واقعاً بده، خندهام میگیره. بازیگری حتی اونقدر هم بد نبود، نمیدونم چرا مردم اینقدر عصبانی هستن.
2025-11-23