۱۹۱۷

۱۹۱۷

آوریل ۱۹۱۷، جبهه غربی. دو سرباز بریتانیایی مامور می‌شوند تا پیامی فوری را به یک هنگ منزوی برسانند. اگر پیام به موقع نرسد، هنگ در تله افتاده و قتل‌عام خواهد شد. برای رسیدن به این هنگ، آن‌ها باید از قلمرو دشمن عبور کنند. زمان بسیار حیاتی است و این سفر پر از خطرات مرگبار خواهد بود.

سال انتشار: 2019 کارگردان: Sam Mendes ژانر: Action، Drama، War نویسندگان: Sam Mendes، Krysty Wilson-Cairns امتیاز: 8.2

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 9

واقعاً دلم می‌خواست به این فیلم پنج ستاره بدم، ولی یه جور درون‌گرایی عجیب توی فیلم هست که مانع می‌شه بهش بگم «بی‌نقص». با این حال، «۱۹۱۷» یک اثر هنری درخشان و مشخصاً یک پروژه شخصی برای سام مندس (Sam Mendes) هست. ترکیب تکنولوژی‌های پیشگامانه با جزئیات دقیق تولید، قطعاً مخاطب رو سرگرم می‌کنه و احترام منتقدها رو برای اجرایش جلب می‌کنه. فقط نگید که هشدار ندادم وقتی نامزدهای اسکار اعلام شدن. - چارلی دیوید پیج

2019-12-11


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

بدون شک، از نظر سینمایی این فیلم یک شاهکار بصریه. رویکرد «تک‌برداشت» (One-shot) گاهی باعث حواس‌پرتی می‌شه، مخصوصاً وقتی آدم به این فکر می‌کنه که «چطوری این کار رو کردن؟»، ولی در کل اون‌قدر نیست که از جذابیتش کم کنه. مشکل اصلی داستان، دیالوگ‌ها و منطق فیلم هست که باعث می‌شه فیلم از سطح «عالی» به سطح «صرفاً خوب» سقوط کنه.

ایده اولیه فرستادن فقط دو نفر برای یک ماموریت حیاتی جهت نجات ۱۶۰۰ نفر، خودش مضحکه، مخصوصاً در جنگی که هزاران نفر با گاز و گلوله قتل‌عام می‌شدن. فرستادن فقط دو نفر به موقعیت‌های ناشناخته در منطقه «نه من، نه تو» (No-man's-land) غیرمنطقی بود. بعد هم این واقعیت که به نظر می‌رسه قهرمان داستان هیچ‌وقت تیر نمی‌خوره، با اینکه در موقعیت‌های کاملاً خطرناکی قرار می‌گیره. وقتی هم که زخمی می‌شه، زخم‌هاش انگار جادویی و فوری خوب می‌شن. کارگردان، سام مندس، انگار هیچ‌وقت تاثیر موج انفجار براش توضیح داده نشده، چون در حالی که بقیه با انفجارها می‌افتن، قهرمان‌های داستان انگار نسبت به قوانین فیزیک مصونیت دارن.

مضحک‌ترین صحنه مربوط به تله‌های انفجاری و ریزش چندین تن سنگه که نه تنها هیچ جراحت ظاهری به جا نمی‌ذاره، بلکه حتی روی لباس یا شنوایی‌شون هم تاثیری نداره. فقط یکم خاک رفت توی چشمشون! صحنه‌های دیگه‌ای هم هست که فاقد منطق یا باورپذیریه. در کل، فیلم به خاطر فیلمبرداری، توجه به جزئیات، لباس‌ها و بازیگری ارزش دیدن داره، ولی داستان پیش‌پاافتاده و مشکلات باورپذیری، اون رو از چیزی که باید و می‌تونست باشه، پایین می‌کشه.

2020-01-15


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

بالاخره دیروز تونستم «۱۹۱۷» رو تجربه کنم و دست آخر توی سینمای IMAX دیدمش؛ چیزی که برنامه‌اش رو نداشتم، ولی بعد از دیدنش اونجا، می‌تونم بگم این فیلم لیاقت این رو داره که توی سالن IMAX دیده و شنیده بشه تا یادمون بیاد چرا فیلم‌ها هنوز نیاز دارن روی پرده بزرگ تجربه بشن. اودیسه بصری سام مندس و راجر دیکینز (Roger Deakins) یک سفر باورنکردنیه.

بله، داستان خیلی لاغره ولی همین موضوع باعث شده «۱۹۱۷» یه فیلم متفاوت باشه. این یک حماسه جنگی نیست و سعی هم نمی‌کنه باشه. بیشتر شبیه یک داستان جنگی «گرگ تنها»ست، هرچند در ابتدا این‌طور نبود، و این خوبه چون با وجود تمام اتفاقاتی که می‌افته، فیلم اون حس رفاقت در انجام وظیفه رو که بعد از دست دادن همراه باقی می‌مونه، از دست نمی‌ده. «۱۹۱۷» داستان بقاست و با اینکه شاید کاملاً اورجینال به نظر نرسه، ولی این کمترین مشکل فیلمه چون در نهایت تجربه تماشاش واقعاً خیره‌کننده‌ست.

اعتراف می‌کنم فیلم یه جاهایی افت ریتم داشت که خوشم نیومد، مخصوصاً صحنه‌ای که اسکوفیلد بیهوش می‌شه، ولی دقیقاً همون‌جا سکانس فوق‌العاده شب رو بهمون تحویل می‌دن، برای همین ناراحتی من برطرف شد. «۱۹۱۷» فیلم کاملی نیست، ولی یادآوری می‌کنه که لذت بردن از یک فیلم همون‌طوری که باید باشه چقدر لذت‌بخشه‌، حتی اگه فیلمی درباره وحشت‌های جنگ باشه. این از اون فیلم‌هاییه که باید این‌طوری زندگی و تجربه‌اش کرد، وگرنه تاثیرش رو از دست می‌ده. پس اگه فرصت دیدنش رو روی پرده بزرگ دارید، حتماً این کار رو بکنید.

2020-01-18


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

«کارگردان سام مندس از نماهای متمایز و فوق‌العاده اول‌شخص در طول دو ساعت فیلم استفاده می‌کنه که باعث می‌شه اثر از جنبه‌های مختلفی جواب بده. اگرچه گاهی اوقات دوربین خیلی تکون می‌خوره، اما به لطف بازی‌های جورج مک‌کی (George MacKay) و دین-چارلز چپمن (Dean-Charles Chapman) هست که ۱۹۱۷ لحن غم‌انگیز ولی امیدوارانه‌اش رو در طول تدوین حفظ می‌کنه. خلاصه اینکه، این یک رویکرد استثنایی برای گرامی‌داشت صدمین سالگرد پایان جنگ جهانی اول هست.»

ما جایی در فرانسه در دوران جنگ خندق‌ها [۱۹۱۵ - ۱۹۱۷] با ارتش تحلیل‌رفته بریتانیا هستیم؛ فضا در کنار دیالوگ‌ها، به تنهایی می‌تونه تعریف کنه که زندگی در جبهه چطور بوده: کمبود آب و غذا، ناامیدی سربازان برای بازگشت به خونه، سلاح‌های بی‌پایان و جسد‌هایی که روی زمین پخش شدن و غیره. به گروهبان بلیک و اسکوفیلد گفته می‌شه که با وجود نداشتن هیچ نیروی کمکی، یک ماموریت سخت و غیرممکن رو انجام بدن. قبل از رسیدن به این هدف و رساندن نامه عقب‌نشینی به ژنرال مک‌نزی (Benedict Cumberbatch)، هر دو سرباز باید به منطقه ترسناک «نه من، نه تو» نفوذ کنن و با حوادث هولناک مرگ و زندگی در جاهای مختلف روبرو بشن.

صرف‌نظر از نیمه دوم ساکت فیلم، نبود بازیگران مشهور و تجربه سرگیجه‌آور تماشای فیلم از یک زاویه دید واحد، سام مندس و تهیه‌کننده‌ها تصویری گویا از حقایق غافلگیرکننده این درگیری جهانی چهارساله ارائه می‌دن. مثلاً هر دو سرباز از برتری خندق‌های آلمانی از نظر ابعاد و کیفیت شوکه می‌شن، چون از نظر تاریخی اون‌ها خیلی بهتر از متحدین مجهز بودن؛ این به مخاطب فرصت می‌ده تا شرایطی رو که میلیون‌ها شهروند بی‌گناه باهاش روبرو بودن تحلیل کنه. نتیجه با نماهای دقیق از مناظر، کانال‌های جنگی زیرزمینی، روستاهای کاملاً ویران شده و غیره بهتر هم می‌شه.

باید به ۱۵ دقیقه آخر فیلم هم اشاره کنم؛ خیلی وقت بود که چنین پایان باابهتی ندیده بودم. احساسات بی‌شماری سرازیر می‌شه. عجب شاهکاریه خانم‌ها و آقایان! چیزی که بیشتر از همه من رو شگفت‌زده می‌کنه اینه که با وجود اینکه یک فیلم جنگ جهانیه، ۱۹۱۷ اصلاً شبیه تکرار جزئیات معمولی فیلم‌های قبلی این ژانر مثل «ستیغ هک‌سا» (Hacksaw Ridge) نیست. مل گیبسون وقتی بیوگرافی دزموند داس رو معرفی کرد، شروع کرد به ضبط صحنه‌های به شدت خشن انگار که دارید وحشیانه‌ترین حالت بشریت رو می‌بینید. در مقابل، ۱۹۱۷ روش‌های نوآورانه‌ای برای ساخت یک فیلم جنگی ارائه می‌ده بدون اینکه خشونت لحظه‌ای آثاری مثل «نجات سرباز رایان» رو زیاد کنه. تبریک می‌گم! [۸۰/۱۰۰]

2020-02-19


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 9

یک درام جنگی بسیار خوش‌ساخت که تماماً به صورت تک‌شات (One-shot) اجرا شده. بازی جورج مک‌کی (George MacKay) عالی بود؛ فکر کنم اگه هیچ‌چیز دیگه‌ای هم نباشه، می‌تونه به خاطر توانایی‌اش در دویدن، جای پای تام کروز بذاره! شوخی به کنار، واقعاً از این فیلم لذت بردم. فیلم موفق می‌شه شخصیت‌پردازی کافی ارائه بده تا من نگران حالش و ماموریتش بشم. احتمالاً فیلم محبوب من در سال ۲۰۱۹ هست. **۴.۵/۵**

2020-03-13


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

وقتی صحبت از دستاوردهای تحسین‌برانگیز در فیلمسازی می‌شه، «۱۹۱۷» لیاقت این رو داره که در صدر گفتگوها باشه. این فیلم جنگی که در دو ساعت زمان واقعی روایت می‌شه، جوری فیلمبرداری شده که انگار یک برداشت مداوم و بدون کات هست. خوشبختانه، این فیلم خیلی فراتر از یک حقه تکنیکیه. با پیشرفت داستان و سنگین‌تر شدن بار عاطفی، اون خودنمایی تکنیکی کمتر می‌شه، اما باز هم سخته که به جای شخصیت‌ها که باید نقطه تمرکز باشن، درگیر چالش‌ها و نحوه ساخت فیلم نشید.

داستان در طول جنگ جهانی اول اتفاق می‌افته و ماجرای اسکوفیلد (George MacKay) و بلیک (Dean-Charles Chapman) رو دنبال می‌کنه؛ دو سرباز جوان بریتانیایی که ماموریتی به ظاهر غیرممکن بهشون داده می‌شه: رساندن یک پیام از میان قلمرو دشمن به خط مقدم. در مسابقه‌ای با زمان، این مردها باید اطلاعات رو ظرف چند ساعت برسونن تا جلوی ۱۶۰۰ نفر، از جمله برادر یکی از همین سربازها رو بگیرن که دارن مستقیم به سمت یک تله مرگبار می‌رن.

پیرنگ داستان لاغره و شخصیت‌ها از اون هم لاغرتر. به جای اینکه بیشتر درباره اسکوفیلد و بلیک یاد بگیریم، تکنیک خودنمایانه فیلمسازی نور رو روی خودش می‌ندازه تا اینکه بخواد جنبه‌های جالب این سربازها رو نشون بده. بیشتر شبیه یک آزمایش در سبک «ببین چیکار می‌تونم بکنم!» هست تا یک داستان‌سرایی گیرا. دوربین بیشتر از خودِ شخصیت‌ها تبدیل به یک شخصیت می‌شه. آیا این موضوع مهمه؟ نه واقعاً. راجر دیکینز یک مدیر فیلمبرداری استاده و تکنیکش اینجا یک تجربه کاملاً غوطه‌ورکننده ایجاد می‌کنه. او در کنار کارگردان سام مندس، جنگ خندقی جنگ جهانی اول رو با دوربین‌کشی هوشمندانه‌ای ثبت کرده که نه تنها حس واقعی مسافتی که این مردها باید طی می‌کردن رو می‌ده، بلکه باعث می‌شه شما هم مثل بقیه سربازها حس کنید در کنار اون‌ها گیر افتادید. سبک صمیمی فیلمبرداری باعث می‌شه حس کنید دقیقاً همون‌جا توی خندق‌ها و میدان نبرد در کنار این دو جوان هستید. چون فیلم جوری ساخته شده که انگار در زمان واقعی ضبط شده، با تموم شدن زمان، تبدیل به یک تریلر روان‌شناختی جنگی می‌شه. «۱۹۱۷» یک نمایش بزرگ‌مقیاسه که اغلب داستان کوچک‌مقیاس خودش رو تحت‌الشعاع قرار می‌ده، اما شکی نیست که یک دستاورد بزرگ در فیلمسازیه.

2020-03-27


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 9

می‌بینم که خیلی‌ها درباره تکنیک فیلمبرداری یک‌سره و بدون کات این فیلم حرف می‌زنن؛ خیلی هم جالبه، ولی باید اعتراف کنم که من دانشجوی سینما نیستم و فقط یک بیننده‌ام. پس از من نقدی درباره کارگردان یا تدوینگر یا این‌جور جزئیات فنی نمی‌شنوید. من از چیزی که خوشم بیاد، خوشم می‌آد. به هر حال، بیشتر از چیزی که انتظار داشتم از این فیلم لذت بردم. من زیاد اهل فیلم‌های جنگی نیستم. مناظر به نظرم عالی بودن و با اینکه صحنه‌های بصری خیره‌کننده‌ای داشت، سعی نکردن برای جذب مخاطب عام، مدام انفجار پشت انفجار نشون بدن.

دو شخصیت اصلی همزمان هم قهرمان بودن و هم آدم‌های معمولی. تقریباً می‌تونستم خودم رو جای اون‌ها تصور کنم. لحظات شجاعت و دلیری فوق‌العاده زیر آتیش دشمن، با وحشت و ترس کاملاً منطقی به تعادل رسیده بود. لحظات آروم‌تری هم اینجا و اونجا وجود داشت که به آدم اجازه می‌داد از اون تنش گاهی طاقت‌فرسا نفس بکشه. در نهایت، یک چرخش داستانی هم داشت که الان که بهش نگاه می‌کنم عادی به نظر می‌رسه، ولی اون موقع شوکه‌ام کرد. همین‌قدر می‌گم و چیزی رو لو نمی‌دم. با اینکه احتمالاً به این زودی‌ها دوباره تماشاش نمی‌کنم، ولی پیشنهادش می‌کنم، حتی به بیننده‌هایی مثل خودم که زیاد اهل فیلم جنگی نیستن. یک نکته دیگه، یکی از بیننده‌ها هشدار داده بود که این فیلم رو با «نجات سرباز رایان» مقایسه نکنید. فکر کنم منظورش این بود که به پای اون نمی‌رسه. شاید باید دوباره اون فیلم رو ببینم.

2020-04-02


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

به نظرم این فیلم فیلمبرداری خیلی خوبی داشت. بازیگرها هم خیلی خوب بودن. ولی داستانش جذبم نکرد. هه هه.

2020-04-14


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

یک فیلم اورجینال عالی. واقعاً از همون سکانس اول تا آخر شما رو غرق خودش می‌کنه. هیچ‌چیز قابل پیش‌بینی‌ای در این اثر حساب‌شده و پرتعلیق وجود نداره؛ فیلمی که به زودی به یک کلاسیک تبدیل می‌شه.

2020-05-03


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

یک سفر باورنکردنی که شما رو تا لحظه آخر روی صندلی‌تون نیم‌خیز نگه می‌داره، هرچند غافلگیری‌های زیادی نداره.

2020-07-31


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 2

فیلمبرداری زیبا. موسیقی فوق‌العاده. ایده اولیه جالب. بازیگری خوب. اما تا حالا سر هیچ شخصیتی به خاطر بی‌عرضگی مطلقش این‌قدر داد نزده بودم که سر این یکی زدم. این اسکوفیلد احمق کل مدت مثل آدم‌های منگ این‌طرف و اون‌طرف می‌ره و تقریباً هر کاری که می‌تونه رو اشتباه انجام می‌ده؛ واقعاً شانس آورد که آدم‌های بیشتری به خاطر این نادان نمردن. اسکوفیلد اولش فقط رو اعصابه ولی کم‌کم تبدیل به یک سوهان روح واقعی می‌شه. نمی‌تونم خشم واقعیم رو نسبت به این ابله ابراز کنم چون یا نقد پاک می‌شه یا پر از علامت [سانسور شد] می‌شه. هرچقدر هم که فیلمبرداری و موسیقی این فیلم زیبا باشه، اصلاً اون‌قدر خوب نیست که بتونه امتیاز من رو به خاطر خشمی که این شخصیت در من ایجاد کرد بالا ببره. با این حال، فیلمبرداری و موسیقی اون‌قدر خوب بود که نذاره کمترین امتیاز رو بدم. این یک فیلم خوش‌ساخت درباره یک [سانسور شد] تمام‌عیاره.

2020-10-07


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

_**گردشی هولناک در جهنم روی زمین در طول جنگ جهانی اول**_

بعد از عقب‌نشینی عجیب آلمانی‌ها به خط هیندنبورگ در طول عملیات آلبریک، دو سرباز بریتانیایی (George MacKay و Dean-Charles Chapman) به عمق چند مایلی قلمرو دشمن فرستاده می‌شن تا یک حمله محکوم به شکست رو لغو کنن. فیلم «۱۹۱۷» محصول ۲۰۱۹، با الهام از داستان‌هایی ساخته شده که پدربزرگ سام مندس از تجربیات جنگی‌اش برای او تعریف کرده بود. فیلم به خاطر افکت خیره‌کننده دو برداشت مداوم مشهور شده که با برداشت‌های بلند و جادوی سینمایی به دست اومده. داستان شباهت‌هایی به «نجات سرباز رایان» داره، هرچند ۲۷ سال قبل از اون اتفاق می‌افته. البته با جنگ جهانی اول ناخودآگاه یاد فیلم‌هایی مثل «راه‌های افتخار»، «در جبهه غرب خبری نیست» (۱۹۷۹) و «اسب جنگی» می‌افتید. این فیلم به همون اندازه یا حتی بهتره. مثل یک تور در خندق‌ها و مناطق اطراف با تمام چالش‌های شوکه‌کننده‌اش مثل جسد‌های در حال پوسیدن، موش‌ها، تله‌های انفجاری، نبردهای هوایی، مرگ ناگهانی و روستاهای مخروبه است که با لحظات کوتاهی از خیرخواهی، کنایه، هیبت و حتی زیبایی ترکیب شده. زمان فیلم ۱ ساعت و ۵۹ دقیقه است و در انگلستان و اسکاتلند فیلمبرداری شده. نمره: A-

2021-12-26


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 10

۱۹۱۷ یکی از بهترین فیلم‌های جنگی تاریخ سینماست. داستان خیلی ساده‌ست، ولی فیلمنامه اون‌قدر قویه که اصلاً سادگی داستان مهم نیست. این یک سفر شخصی برای دو شخصیت ماست که به جای نمایش‌های جنگی بزرگ‌مقیاس، روی استقامت تمرکز داره. خیلی صمیمی و نزدیکه، که همین باعث می‌شه از بقیه فیلم‌های این ژانر متمایز بشه. بازیگری‌ها باورنکردنی بود. دو بازیگر اصلی، جورج مک‌کی و دین-چارلز چپمن، شیمی فوق‌العاده‌ای دارن و طیف وسیعی از احساسات رو نشون می‌دن. بیشتر از یک بار من رو تا مرز گریه بردن. فیلمبرداری استادانه بود. سام مندس واقعاً دیوانه‌ست که این فیلم رو به صورت تک‌شات گرفته. حتی نمی‌تونم فرآیند طاقت‌فرسای فیلمبرداری هر صحنه رو تصور کنم تا انتقال به صحنه بعدی بدون کات به نظر برسه، واقعاً خیره‌کننده بود. ابعاد کار اون‌قدر بزرگه که به نظر می‌رسه انجامش باید غیرممکن می‌بود. موسیقی متن هم عالیه و خیلی خوب با فیلم ترکیب شده. در کل، این یکی از بهترین فیلم‌هایی بود که در این مدت طولانی دیدم. از همه نظر فوق‌العاده بود و به عنوان یک شاهکار در تاریخ می‌مونه. امتیاز: ۹۸٪ نظر نهایی: شاهکار

2023-05-15


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 10

**یک فیلم جنگی فوق‌العاده و باورپذیر بدون قهرمان‌بازی‌های بیهوده، که سختی جنگ و غیرانسانی بودن اون رو به ما نشون می‌ده.**

این فیلم هیت سال ۲۰۱۹ بود و دلیل خوبی هم داشت: توسط سام مندس کارگردانی شده، با فیلمنامه‌ای بر اساس داستان جنگی پدربزرگش و یک تولید عظیم، با بالاترین کیفیت و پر از جلوه‌های ویژه عالی. و البته، فیلم در دوران پس از جشن‌های صدمین سالگرد پایان جنگ جهانی اول ساخته شد. قابل درکه که در مراسم‌های اهدای جوایز اون سال، به خصوص اسکار، سر و صدای زیادی به پا کرد؛ جایی که در ده رشته نامزد شد و سه مجسمه برد: بهترین صداگذاری، بهترین جلوه‌های بصری و بهترین فیلمبرداری.

فکر می‌کنم حتی کسایی که اطلاعات کمی از تاریخ دارن، جنگ جهانی اول رو به عنوان لحظه‌ای می‌شناسن که جنگ‌های کلاسیک و شوالیه‌ای از بین رفت تا جای خودش رو به جنگ‌های صنعتی بده. در این جنگ بود که شاهد توسعه مسلسل‌ها، ظهور اولین تانک‌ها، اولین تجربه‌های هوانوردی جنگی و اولین تلاش‌ها برای استفاده گسترده از سلاح‌های شیمیایی بودیم؛ نوآوری‌هایی که جنگ‌ها رو خونین‌تر و غیرانسانی‌تر از قبل کرد. همچنین در ترسیم دوباره مرزهای جهان، با ناپدید شدن امپراتوری‌های چندصدساله و ظهور جمهوری‌های جدید، نقش تعیین‌کننده‌ای داشت. بنابراین، جنگی هست که کل دنیا همچنان اون رو به یاد داره.

فیلمنامه بر اساس یک ماموریت انتحاریه: برای جلوگیری از قتل‌عام یک واحد کامل از ارتش بریتانیا که ناآگاهانه به سمت یک تله می‌رن، دو گروهبان باید از «منطقه نه من، نه تو» عبور کنن و از خطوط دشمن بگذرن تا بهشون هشدار بدن. یک جزئیات اضافه: یکی از این گروهبان‌ها، برادر افسری هست که در اون واحد در آستانه نابودی حضور داره. سادگی مطلق این فیلمنامه باعث می‌شه اون‌قدر باورپذیر باشه که ما بلافاصله با این سربازهای وظیفه‌شناس همدلی کنیم. علاوه بر این، تنش شدیدی داریم که مندس هوشمندانه روی اون کار کرده و ما رو مدام در انتظار نگه می‌داره.

تمام کارهای کارگردانی و تدوین ارزش مطالعه توسط دانشجویان سینما رو داره و واقعاً غیرممکنه که بتونیم محل کات‌ها رو تشخیص بدیم. از نظر فنی، فیلم استفاده هوشمندانه‌ای از جلوه‌های بصری و CGI می‌کنه و سعی داره به جای زرق و برق، حداکثر واقع‌گرایی رو داشته باشه. در طول فیلم تعداد زیادی جسد و بدن‌های مصنوعی دیده می‌شه و این حس به آدم دست می‌ده که بخش زیادی از اون خندق‌ها، در واقع قبر مردهایی بوده که اونجا بودن. فیلم پر از خون و خون‌ریزی (Gore) نیست، ولی دیدنش راحت نیست و به روش خودش خشنیه.

در مورد واقع‌گرایی تاریخی، من راضی هستم: فیلم کمی بر اساس عملیات آلبریک ساخته شده که واقعاً در سال ۱۹۱۷ اتفاق افتاد. طراحی خندق‌های ساخته شده برای فیلم و فضایی که در اون‌ها جریان داره، یکی از بهترین بازسازی‌های تاریخی این محیط هست که تا حالا در سینما دیده شده، با دقتی که مرز مستند رو لمس می‌کنه. تسلیحات، وسایل و یونیفرم‌ها هم به نظرم کاملاً واقع‌گرایانه بودن. مندس همچنین با انتخاب بازیگران درجه دو برای نقش‌های اصلی ریسک کرد: دین-چارلز چپمن قبلاً در «بازی تاج و تخت» استعدادی نشون داده بود، ولی این بزرگترین کار سینمایی‌اش تا به امروز بود. جورج مک‌کی هم تا الان فرصت نشان دادن استعدادش رو در هنر هفتم نداشت و تونست تفسیری متعهدانه و عمیق از شخصیتش ارائه بده. بازیگرهای معروف‌تر در نقش‌های کوتاه‌تری ظاهر می‌شن: کالین فرث (Colin Firth) فقط در یک سکانس کوتاه ولی مهم نقش یک افسر بریتانیایی رو بازی کرد.

2024-04-30


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 6

ای، بد نبود. واقعاً فیلم برام مهم نشد، حتی مرگ یکی از شخصیت‌های اصلی. شاید چون کلاً با جنگ جهانی اول حال نمی‌کنم و فیلم‌های جنگ جهانی دوم برام جذاب‌ترن.

2024-06-12