شاهزاده اژدها

شاهزاده اژدها

دو شاهزاده انسانی با یک آدم‌کش الف که برای کشتن آن‌ها فرستاده شده، پیوندی غیرمنتظره برقرار می‌کنند و راهی سفری حماسی می‌شوند تا صلح را به سرزمین‌های در حال جنگ خود بازگردانند.

سال انتشار: 2018–2024 کارگردان: Justin Richmond ژانر: Animation، Action، Adventure نویسندگان: Aaron Ehasz، Justin Richmond امتیاز: 8.2

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

واقعاً عاشق این سریالم، واقعاً فوق‌العاده‌ست.

2020-08-06


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 1

شاهزاده اژدها... چی میشه درباره‌ش گفت؟ خیلی چیزها. از زمان انتشار «پری دریایی کوچولو» تا حالا ندیده بودم که اهداف لیبرال این‌قدر بی‌وقفه و پشت‌سرهم توی یه اثر پیاده بشه. حجم ناهماهنگی‌های اجتماعی که زیر پوشش یک انیمیشن فانتزی نشون داده میشه واقعاً حیرت‌آوره! می‌دونید وقتی می‌بینم یه دستور کار سیاسی این‌طوری اجرا میشه یاد چی می‌افتم؟ یاد خوندن کتاب‌های منبع می‌افتم در مقایسه با دیدن فیلمی که از روی اون کتاب برای پرده بزرگ ساخته شده. توی کتاب‌ها همیشه شوک و هیجان خیلی بیشتری نسبت به فیلم هست. اما اینجا توی این انیمیشن، اونا (استودیوی لیبرال) اون مفهوم رو گرفتن و تا تهش رفتن!! آفرین. اینجا یه پسر نوجوان دارید که (با خنده خفه‌شده) ناپسریِ... >خنده هیستریک، قهقهه، خنده‌ای که پاها رو هوا میره، خنده از ته دل، چشم‌های پر از اشک، پا کوبیدن به زمین، خنده‌ای که دل آدم رو درد میاره و در نهایت آه کشیدن< بیاید فراموش نکنیم که اگه سریال بیشتر از ۳ دقیقه بدون نشون دادن اینکه زن‌ها چقدر خفن هستن بگذره، توی ۳ سکانس بعدی با نشون دادن اینکه مردها چقدر شرور و گمراه هستن تنبیه می‌شید. و اگه اون ویژگی‌های عالی رو نداشته باشن، این شانس رو دارید که ببینید چقدر دست‌وپاچلفتی، وابسته، بی‌خبر و احمق‌های دودل هستن. اوه، و زودباور. نباید زودباوری مفرط رو فراموش کرد. اما این باز بهتر از شهروند جادو بودنه. وقتی جادویی به دنیا میای، ۶۰ درصد احتمال داره که توی یک رابطه با همجنس باشی یا دنبالش باشی! هیجان‌انگیز و جسورانه نیست؟! اینکه هم جادوگر باشی و هم دنبال رابطه با همجنس!! انگار توی دنیای جادو کسی ناراضی نیست، نه؟ البته اگه دگرجنس‌گرا باشی، باید از تخیلت برای دیدن چیزهای خوب توی این انیمیشن استفاده کنی. همجنس‌گرایی و امید = خوب. دگرجنس‌گرایی = بد، عجیب و بعید. و می‌دونم چی می‌خواید بگید: «اما پسر اصلی و دختر الف همدیگه رو بوسیدن!!» _[طوری بهت نگاه می‌کنه که انگار احمق دهکده‌ای]_ منظورت اون «پسر» مو سفیده با صدای دخترونه‌ست؟ آرههههه، اون رابطه عاشقانه به اندازه چپوندن یه قطعه اشتباه پازل با زور، مصنوعی بود. چطور؟ خب، تمام اون قسمت‌ها اون دختر خیلی خفنه، ولی یهو توی فینال سریال نیاز داره که پسره نجاتش بده؟! واقعاً؟؟ اون یک بار، *تنها* باری که پسره نجاتش میده، اونم بعد از اینکه دختره کل این همه قسمت به شدت توانمند بوده، اونجا در آخر... نیاز به نجات داره؟ همون‌طور که گفتم، زوری بود. انیمیشن خوبه (به جز این واقعیت که اگه هر دو شخصیت اصلی لال بودن، **نمی‌تونستید تشخیص بدید** کدومشون ماده‌ست). داستان هم به اندازه کافی روان پیش میره. اما این‌قدر تیک‌های چک‌لیست‌های سیاسی توش زیاده که نمی‌تونم ازش لذت ببرم؛ تازه من خودم سیاه‌پوستم!! لیست ناهماهنگی‌هایی که چون این اثر «فانتزیه» به زور توش چپونده شده از این قراره: * ازدواج بین‌نژادی. * ازدواج بین‌نژادی سلطنتی با یک مادر مجرد. * الف‌های همجنس‌گرا -- هرچند مطمئن نیستم چقدر ناهماهنگی محسوب میشه -- آه، چرنده. چون الف‌ها مغرورن و جنگجوهای مغرورتری هستن. * ازدواج سلطنتی همجنس‌گرایان. * ازدواج سلطنتی همجنس‌گرایان با بچه؟!!؟ -- حتی نمی‌تونم بدون اینکه قیافه‌م علامت سوال بشه بهش فکر کنم -- * شخصیت زن اصلی که ظاهر و رفتار مردانه داره. * شخصیت زن اصلی با ظاهر مردانه که از کاپیتان مرد همجنس‌گرای خودش ماهرتره. * رهبر زن معلول یک نیروی نظامی. * رهبر زن معلول سلطنتی یک نیروی نظامی. * این واقعیت که همه اعضای سلطنتی خودشون رو به خطر می‌اندازن تا با خطرناک‌ترین دشمن جادویی یعنی پادشاه اژدها بجنگن. یعنی می‌خواید بگید اونا پادشاهی داشتن ولی هیچ شوالیه وفاداری نداشتن که براشون بجنگه؟؟ * دخترِ مرد سفیدپوست شرور و گمراه که مشکلات شدید با پدرش داره و به خاطر انتخاب‌های شخصی‌ش برای مکیدن شیره جان موجودات بی‌گناه برای نجات خانواده‌ش، آدم چندان خوبی نیست. * پسر احمقِ همون مرد سفیدپوست شرور، که روح پاکی داره ولی نه تا وقتی که باعث کشته شدن یا جراحت شدید مردم بشه. * یه رهبر زن دیگه برای پری‌های جادویی، این یکی برای گدازه‌ست. وووووو اون از یه آناناس صورتی توی دست‌های روپ هال هم همجنس‌گراتره. * و آخرین مورد که قطعاً کم‌اهمیت نیست، پسر جوان عصبانی که به حرف حساب گوش نمیده چون اون مرد سفیدپوست شرور، پری‌ها رو برای قتل پدرش پاپوش دوخته! اوه، فکر کنم قراره اون لاتین‌تبار باشه. پس حدس می‌زنم اونا هم نماینده داشتن!! هورااااا!! اما این فقط لیستی از چیزهایی بود که یه آدم «معمولی» اگه توی پیدا کردن یه داستان خوب و درست‌حسابی مهارت نداشت (یا ۱۰ سالش نبود، یا خانه‌دار نبود) متوجه‌شون نمی‌شد. همون‌طور که گفتم، انیمیشن خوبه، اما بقیه چیزهای این «انیمیشن» به طرز وحشتناکی زوری، ساختگی و به شکل عذاب‌آوری قابل پیش‌بینیه. کی دو تا شست داره و به این فاضلاب بصری لیبرال نیم ستاره داده؟؟ این آقا!!!

2021-07-20


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

دارم این نقد خیلی کوتاه رو بر اساس حافظه‌م می‌نویسم تا اثر اون نقدهای چرندِ «وای خدای من، دارم زن‌های توانمند توی تصویر می‌بینم و مغزم داره سوت می‌کشه!» رو که توی این سایت زیاده، خنثی کنم. فصل‌های ۱ تا ۳ خوب هستن. در حد فصل اول سریال Arcane نبود ولی اون‌قدر خوب بود که نمره بالا و ستاره «مورد علاقه» من رو بگیره. دقیقاً یادم نیست چرا ولی فصل ۴ اون‌قدر آشغال بود که باعث شد تمام علاقه‌م رو بهش از دست بدم. طوری که حتی نفهمیدم فصل ۵ منتشر شده تا همین الان که دارم این رو می‌نویسم. یه وقت دیگه فصل ۵ رو می‌بینم و این نقد رو آپدیت می‌کنم. فعلاً نمره بالا باقی می‌مونه، ولی شاهزاده اژدها من رو یاد RWBY می‌ندازه؛ قوی شروع شد ولی بعدش طوری گند زد که دیگه حوصله ندارم دنبالش کنم. دیدم که فصل ۶ هم برنامه‌ریزی شده. نه هیجان‌زده‌ام و نه ناراحت. این سریال وجود داره و منم وجود دارم.

2024-05-23


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 5

**خطر لو رفتن داستان (اسپویل)**
نقد کردن سریالی که یه بخش اول فوق‌العاده (فصل ۱ تا ۳) و یه بخش دوم خیلی ضعیف (فصل ۴ تا ۷) داره، سخته. اگه می‌خواید سریال رو ببینید، فقط همون بخش اول رو ببینید. حتی با وجود اون پایان نیمه‌تمام، ارزش دیدن داره. مخصوصاً در مقایسه با پایان فصل ۷ که اون‌قدر بد بود که هنوز باورم نمیشه.

**بخش اول - شاهزاده اژدها**
با اینکه هیچ‌وقت عاشق سریال نشدم، ولی واقعاً از این ۳ فصل لذت بردم. داستان خیلی درگیرکننده بود و آدم رو تشنه نگه می‌داشت. با اینکه کمبود زمان توی سریال حس میشه، ولی حس می‌کنم سازنده‌ها بهترین استفاده رو ازش کردن.

**شخصیت‌ها:**
به نظرم شخصیت‌ها بیشترین ضربه رو از کمبود وقت خوردن. کاملاً مشخصه که ما تک‌تک لحظاتی که شخصیت‌های اصلی با هم دارن رو دنبال می‌کنیم، که باعث شده روند رشد شخصیت‌ها کندتر بشه، ولی در نهایت ارزشش رو داشت. «رایلا» (Rayla) یکی از شخصیت‌های محبوب من بود؛ خیلی بامزه بود و چالش‌های شخصی خودش رو هم داشت که اون رو از بقیه تیم متمایز می‌کرد. شاید دوست داشتم ببینم رایلا هم اشتباه می‌کنه، چون اون اغلب حرف‌ها یا کارهایی می‌کنه که درسته. این موضوع باعث میشه درام داستان ضعیف بشه ولی خب این فقط یه ایراد جزئیه. «کالوم» (Callum) با اینکه جالب بود، ولی آخر سریال سوالات بیشتری درباره‌ش داشتم تا جواب. این موضوع برای «ازران» (Ezran) حتی بیشتر هم صدق می‌کنه. با اینکه پویایی تیم اصلی رو دوست داشتم، ولی بعضی از المان‌هاشون عمق نداشت. هیچ‌وقت نفهمیدیم کالوم چطور با «آرکانوم» ارتباط برقرار کرد یا ازران چطور با حیوانات حرف می‌زنه. با این حال، هنوزم سه نفره خوبی برای دنبال کردن بودن.
ویلن‌های داستان واقعاً درخشان هستن. آدم کاملاً با «ویرن» (Viren) و دلیل کارهاش همذات‌پنداری می‌کنه. اون واقعاً نیتش خیر بود، ولی کارهاش اون رو به مسیر خیلی تاریکی کشوند. اون مسیر، بخش محبوب من توی سریال بود. دیدن کلنجار رفتنش با تصمیماتش، در حالی که انگار توسط بقیه یا «آراووس» (Aaravos) مجبور به انجامشون می‌شد. شخصیت ویرن به خوبی نشون میده که شخصیت‌های خاکستری چقدر زیبا هستن. آراووس هم واقعاً ترسناک بود و روی خیلی‌ها قدرت داشت. دیدیم که چقدر قدرتمند و پست‌فطرته. واقعاً به بهترین شکل ممکن من رو ترسوند.

**دنیای داستان و انیمیشن:**
دنیای داستان با اینکه برای «زیدیا» (Xadia) عالی بود، ولی توی قلمرو انسان‌ها اصلاً خوب عمل نکرد. ما به زور یه پادشاهی دیگه رو دیدیم. وقتی تیم اصلی داشتن سفر می‌کردن، زمان خیلی زیادی رو فقط صرف دیدن همون منظره‌های جنگلی تکراری کردیم. این موضوع یکم ناامیدم کرد، ولی وقتی به زیدیا رسیدیم، سریال خیلی زنده‌تر شد. انیمیشن با اینکه توی فصل ۱ ضعیف بود، ولی توی دو فصل بعدی بهتر شد. سبک انیمیشن هم اولش محبوبم نبود، ولی تا آخر سریال واقعاً ازش خوشم اومد.

**جمع‌بندی:**
با اینکه فرصت‌سوزی‌هایی وجود داشت و گاهی عمق داستان کم بود، ولی باز هم از دیدن این بخش لذت بردم. پایانش یکم ناامیدکننده بود، ولی در کل مشکل زیادی باهاش نداشتم. به این بخش نمره ۷.۵ از ۱۰ میدم.

**بخش دوم - معمای آراووس**
واقعاً نمی‌دونم از کجا شروع کنم. داستان اصلی، یا بهتر بگم داستان‌هایی که دنبال می‌کنیم، خیلی کمتر جذاب هستن. تیم اصلی هنوز دنبال آراووس هستن که انصافاً لحظات خوبی هم داره. اما هیچ‌وقت من رو هیجان‌زده نکرد. لحظاتی داشتیم که خیلی خوب بودن و بعدش لحظاتی که خیلی بد بودن، که باعث شد ریتم داستان افتضاح بشه. داستان الف‌های آتش‌خورشید (Sunfire Elf) اون‌قدر خسته‌کننده‌ست که باورم نمیشه. «کریم» (Karim) اصلاً ویلن جالبی نیست، مخصوصاً با گذشت فصل‌ها. بیشتر قابل پیش‌بینی و حتی رو مخ شد. وقتی آراووس مثل یه حشره لهش کرد، واقعاً بهترین بخش داستانش بود. سفری که «کلودیا»، «ویرن» و «تری» رفتن بد نبود. لحظات خوبی داشت، ولی کلاً شخصیت‌ها گیجم کردن. هرچی بیشتر می‌دیدمشون، کمتر شبیه خودشون بودن. وقتی آراووس وارد تصویر شد، این بخش از داستان سقوط کرد. که واقعاً ناراحت‌کننده‌ست چون پتانسیل زیادی داشت. همچنین بدترین داستانی که اینجا گفته شد، وقتی بود که آراووس درباره کشته شدن دخترش حرف زد. این اتفاق افتاد چون اون جادو رو با انسان‌ها تقسیم کرده بود و بقیه الف‌های ستاره‌ای از این کار خوششون نیومد. اما آراووس داره کارهای خیلی بدتری نسبت به دخترش انجام میده و اونا هیچ کاری نمی‌کنن.

**شخصیت‌ها:**
نقطه سقوط این سریال، شخصیت‌هاش بودن. کالوم از یه نوجوان که سعی داشت راهش رو پیدا کنه (و توی بخش اول موفق شد)، تبدیل به چیز دیگه‌ای شد. در کنارش شاهد یه رابطه عاشقانه در حال شکل‌گیری بین اون و رایلا بودیم که باورپذیر و واقعی بود. بعد رایلا رفت. من رمان گرافیکی که بین این دو بخش اتفاق می‌افته رو خوندم. باید بگم با اینکه فرهنگ الف‌های سایه ماه رو درک می‌کنم، ولی باید یه عذرخواهی در کار می‌بود. هر چیزی که نشون بده رایلا اشتباه کرده و باید از دل کالوم دربیاره. یادتونه گفتم رایلا هیچ‌وقت اشتباه نمی‌کنه؟ خب اینجا این موضوع ۱۰۰ برابر شد. کالوم هیچ‌وقت چیزی درباره‌ش نمیگه، حتی کورکورانه بهش اعتماد می‌کنه. حتی بعد از اینکه رایلا دوباره توی سریال یه جورایی ترکش می‌کنه. کل رابطه‌شون توی این بخش روی هیچی بنا شده و من از حتی یک سکانس با اونا لذت نبردم. این‌قدر جای خالی توی رابطه‌شون بود که برام واقعی به نظر نمی‌رسید. وقتی می‌فهمی هیچ‌کدومشون رشد شخصیتی ندارن، واقعاً ناامیدکننده میشه. کالوم طوری روی رایلا قفل می‌کنه که حتی به برادر خودش خیانت می‌کنه. اون سکانس‌ها دورترین رفتار از شخصیت کالوم در کل سریال بود. کالوم تبدیل به یه شخصیت مجنونِ عشق شده که حقیقتش فقط رایلاست و دیگه هیچ عمقی نداره. رایلا چند تا لحظه کوتاه با پدر و مادرش داره، ولی لحظات بدی هم داشت، مثل وقتی که «سورن» رو توی جنگل تنها گذاشت. شخصیتش اصلاً قابل شناسایی نیست. ازران هم به طرز رو مخی صلح‌طلب میشه. هیچ رشدی نداره، به جز فصل ۷ که یهو عصبانی و تلخ میشه. این تغییر یهویی بود و اگه زمینه‌سازی می‌شد منطقی بود، ولی نبود. بیشتر سریال هیچ کاری نمی‌کنه. وقتی هم که تغییر می‌کنه، همه باهاش مخالفت می‌کنن و هر رشد شخصیتی احتمالی رو از بین می‌برن، چون توی قسمت‌های آخر دوباره به حالت عادی برمی‌گرده. ویرن هم با اینکه نیمه اول این بخش خوب بود، بعد از زنده شدن واقعی‌ش خیلی بد شد. باید همون‌طور مرده می‌موند. بعد از زنده شدنش تنها لحظات خوبش وقتیه که با سورن حرف می‌زنه، که می‌شد وقتی زنده بود هم انجامش داد. اونا حتی همدیگه رو دیدن ولی حرف نزدن. کلاً هدف اینجا رو نمی‌فهمم. اون رو برای مدت طولانی لال کردن، حتی بعد از اینکه دیگه رویاهاش رو نمی‌دیدیم. اون فقط یه پوسته از اون شخصیت خاکستری بود که می‌شناختیم. کلودیا هم از اون طرف کاملاً روانی شد. تا وقتی که اعتراف کرد آراووس الان باباشه، خوب بود! وقتی داشت سعی می‌کرد باباش رو نجات بده، باورش می‌کردم و واقعاً دلم براش می‌سوخت. بعد آراووس رو جایگزین ویرن کرد و اصلاً جواب نداد. برای اینکه این موضوع منطقی بشه زمان بیشتری لازم بود. اگه قرار بود کسی رو دنبال کنه باید «تری» رو دنبال می‌کرد که منطقی‌تر بود، چون لحظات صمیمی زیادی با هم داشتن که رابطه‌شون رو قوی‌تر می‌کرد، هرچقدر هم که سمی باشه. آراووس هم از نظر کیفی سقوط کرد. دیگه اون موجود قدرتمند نبود. دیگه اون نقشه‌ریز و فریب‌کار بزرگ نبود. توی زنجیر گیر افتاد. نقشه‌ش اون‌قدر بیخود بود که علاقه‌م به اون معما از بین رفت. در نهایت اون قراره توی بخش سوم احتمالی برگرده ولی احتمال اینکه من ببینمش خیلی کمه. واقعاً ناامیدم. این‌قدر روی شکست‌ناپذیر بودنش مانور دادن، بعد با یه گاز اژدها از پا دراومد! شوکه شدم. یعنی همین؟ یه نظر کوتاه هم درباره «تری» بدم؛ اون یهو از ناکجاآباد اومد و واقعاً نمی‌فهمم چرا این کارها رو برای کلودیا می‌کنه. حس می‌کنم فقط برای این بود که اون ذره خیرِ باقی‌مانده توی کلودیا رو بیرون بکشه. مشکلات شخصیت‌ها خیلی بیشتر از این‌هاست ولی این نقد تمومی نداره. این‌هایی که گفتم بدترین‌هاشون بودن.

**ریتم داستان:**
قبلاً به کیفیت متغیر نویسندگی اشاره کردم. مشکل لحن هم وجود داره. سریال تکلیفش با خودش معلوم نیست که می‌خواد یه برنامه کودک باشه یا یه اثر بزرگسال. خیلی عجیبه که از یه لحظه خیلی جدی یهو بریم سراغ یه شوخی بی‌مزه. تعداد دفعاتی که این اتفاق می‌افته سرسام‌آوره. توی فصل ۷ تازه راهشون رو پیدا کردن ولی دیگه خیلی دیر شده بود.

**جادو:**
من با جادو خیلی مشکل دارم. بعد از دیدن سریال، هنوز کاملاً نمی‌فهمم چرا جادوی سیاه بده، وقتی تمام مدت دارن به ما نشون میدن چقدر کارهای خوب می‌تونه انجام بده. از اون طرف نشون میدن جادوی بدوی (Primal) چقدر می‌تونه مرگبار باشه. این باعث میشه باور اینکه فقط جادوی سیاه بده، سخت بشه. هیچ‌وقت حرف‌های رایلا و کالوم رو نفهمیدم که چرا نباید از جادوی سیاه استفاده کنه. می‌فهمم مشکل اصلی آراووسه، ولی اگه تنها راه متوقف کردنش همینه، پس چرا انجامش نمی‌دیم؟ حتی قبل از شروع سریال هم از جادوی سیاه متنفر بودن، فقط به این دلیل که به انسان‌ها جادو می‌داد. این موضوع اژدهاها رو ناراحت می‌کرد چون انسان‌ها دیگه بازیچه‌شون نبودن. آخه این چه منطقیه؟ ما باید باور کنیم که انسان‌ها مقصرن چون قرن‌ها مورد سوءاستفاده قرار گرفتن و علیه اون اعتراض کردن؟ امیدوار بودم این بخش ابهامات رو برطرف کنه ولی نکرد. حتی بدتر هم شد. هیچ جادوگر انسانی دیگه‌ای ظاهر نشد، ولی کالوم یه جورایی یه آرکانوم دیگه به دست آورد. آخه چطور ممکنه؟

**جمع‌بندی:**
دیدن این بخش رو پیشنهاد نمی‌کنم. واقعاً پایانش یکی از بدترین پایان‌هایی بود که دیدم. اون‌قدر ناراضی‌کننده و آشفته بود که دیدنش درد داشت. فصل اول این بخش هم خیلی بد بود. می‌خوام بگم چند تا سکانس خوب داشت که واقعاً دلم می‌خواست سریال خوب باشه، ولی هیچ‌وقت اون‌طوری ادامه پیدا نکرد. یه ترن هوایی خیلی بد بود. نمره نهایی من به این بخش ۳ از ۱۰ هست.

2025-05-24