استخراج
در دنیای زیرزمینی دلالان اسلحه و قاچاقچیان، پسر جوانی به مهرهای در جنگ بین کارتلهای بدنام مواد مخدر تبدیل میشود. او که توسط آدمربایان در یکی از نفوذناپذیرترین شهرهای جهان گرفتار شده، نجاتش نیازمند مهارتهای بینظیر مزدوری به نام تایلر ریک (Tyler Rake) است. اما ریک مردی درهمشکسته است که چیزی برای از دست دادن ندارد و با آرزوی مرگی که در سر میپروراند، این ماموریت مرگبار را به امری تقریباً غیرممکن تبدیل میکند.
سال انتشار: 2020 کارگردان: Sam Hargrave ژانر: Action، Crime، Thriller نویسندگان: Joe Russo، Ande Parks، Anthony Russo امتیاز: 6.8نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
اگه از خوندن نقدهای بدون اسپویل من لذت میبرید، لطفاً وبلاگم رو در آدرس https://www.msbreviews.com دنبال کنید. خیلی وقتها پیش میاد که آدمها نمیتونن تشخیص بدن واقعاً کی کنترل یه فیلم خاص رو دستش داشته. آیا کارگردان واقعاً مسئول تمام انتخابهای خلاقانه و فنی بوده؟ آیا تهیهکنندهها مسئول بخش اصلی فیلم بودن؟ یا این تیم بازیگری بوده که کل کار رو جلو برده؟ با توجه به اینکه «استخراج» (Extraction) اولین تجربه کارگردانی سام هارگریو (Sam Hargrave) هست، شک ندارم که برادران روسو (Russo brothers) بهش کمک کردن تا به این اکشن فوقالعادهای که در فیلم میبینیم برسه. پیچیدگی هر کدوم از طراحیهای صحنه، داد میزنه که کار روسوهاست.
البته نمیخوام اعتبار هارگریو رو زیر سوال ببرم! اون دیدگاه واضحی از اینکه فیلم چطوری باید باشه داره و بهترین فیلم اکشن اورجینال نتفلیکس تا به امروز رو ارائه میده. با اینکه شاید این جمله آخر خیلی هم ادعای بزرگی نباشه، اما فیلم واقعاً عالیه و خیلی بهتر از بقیه فیلمهای اکشن اورجینال این شبکه است. دوتا المان کلیدی باعث موفقیت «استخراج» شده: اکشن باورنکردنی و خیرهکنندهاش، و بازی فیزیکی (و احساسی) فوقالعاده کریس همسورث (Chris Hemsworth). اول از بازیگر شروع میکنم. کریس همسورث یکی از دستکمگرفتهشدهترین بازیگرهای حال حاضره. همه به بازی اون در نقش ثور (Thor) در دنیای مارول نگاه میکنن و فکر میکنن کار دیگهای ازش برنمیاد. اول از همه، ثور یکی از شخصیتهایی بود که بیشترین تغییر رو در اون دنیا داشت. کریس توانایی خودش رو هم در درام و هم در کمدی با این نقش نشون داده. اما در «استخراج»، نه تنها نمایش فیزیکی و بدلکاریهاش خیرهکنندهست (که واقعاً بخش زیادی رو خودش انجام داده)، بلکه میتونه ریتم رو پایین بیاره و واقعاً وارد یک وضعیت احساسی تاثیرگذار بشه. یه بازی درخشان!
با این حال، اکشن فیلمه که صحنه رو مال خودش میکنه. جو و آنتونی روسو تجربه مارولی خودشون رو در مدیریت همزمان دهها شخصیت به کار گرفتن و طراحی صحنههای خیرهکننده، فیلم رو بهشدت بالا برده. موقع تبلیغات فیلم، همه از یک سکانس پلان (سکانس تکبرداشت) خیرهکننده حرف میزدن که خود کریس همسورث اون رو «پیچیدهترین سکانس اکشنی» که تا حالا بازی کرده توصیف کرده بود... واقعاً نه شوخی میکردن و نه داشتن پیازداغش رو زیاد میکردن. اون سکانس واقعاً یک اثر هنریه. من اونقدر از اون ۱۲ دقیقه (تقریباً) غافلگیر شدم که فیلم رو نگه داشتم، زدم عقب و دوباره دیدمش. فکر کنم این یکی از مزیتهای تماشای فیلم در خونه نسبت به سینماست. محض اطلاع بگم که در واقع فقط یک برداشت نیست، بلکه مجموعهای از برداشتهای بلنده که طوری به هم «دوخته» شدن که شبیه یک سکانس پلان به نظر بیاد. اما این موضوع اصلاً از ارزش این دستاورد فنی کم نمیکنه، بلکه برعکس! این برداشتهای بلند پر از انواع اکشنه: تعقیب و گریز با ماشین، تیراندازی، چاقوکشی، مبارزه تنبهتن، دویدن، پریدن، خزیدن و خلاصه هر چی که فکرش رو بکنید. من ریسک میکنم و میگم این یکی از بهترین سکانس پلانهای اکشن چند سال اخیره، مخصوصاً اگه دوتا از بهترین مجموعههای اکشن امروز (ماموریت غیرممکن و جان ویک) رو در نظر نگیریم.
در تمام طول فیلم، اکشن به شکلی استثنایی فیلمبرداری شده. تدوین بینقصه، هیجان همیشه بالاست و حس اضطرار هیچوقت از بین نمیره. فیلم بهندرت اغراقآمیز میشه؛ هر بار که قهرمان داستان ضربه میخوره، زخمی میشه یا حتی تیر میخوره، هیچوقت حس نمیکنید که الان باید میافتاد و میمرد. همین پایه رئالیسم داخل یک فیلم اکشنه که میتونه اون رو به یک موفقیت چشمگیر یا یک شکست بزرگ تبدیل کنه، و «استخراج» پایه خیلی محکمی ساخته. این فیلم تمام مواد لازم برای یک سرگرمی پاپکورنی رو داره و مطمئنم که حداقل از طرف عموم مردم با استقبال زیادی روبرو میشه.
اما واضحه که برادران روسو و هارگریو همونقدر که برای اکشن وقت گذاشتن، برای فیلمنامه وقت نذاشتن. با اینکه ایده اولیه خیلی سادهست، اما تلاشها برای مهم جلوه دادن شخصیتهای فرعی یا ایجاد بار احساسی اصلاً جواب نداده. حتی خود تایلر ریک هم یک داستان پسزمینه کلیشهای داره که صدها بار دیدیم. من واقعاً برام سخت بود که به شخصیتها یا روابطشون اهمیت بدم. دلیل کل این پروسه استخراج که به خاطر جنگ چندتا کارتل مواد مخدره، اونقدر فرمولی و تکراریه که دیگه واقعاً داره خستهکننده میشه. حتی یک دلیل منطقی هم وجود نداره که چرا دارن سر پسرِ یکی دیگه با هم میجنگن. فیلم همچنین با کلی سوال بیپاسخ درباره داستان تموم میشه و یک تلاش مسخره هم میکنه که یا فلسفی به نظر بیاد یا کلاً گند بزنه به همه چیز. در نهایت، من هیچوقت طرفدار فیلمهایی نبودم که با یک فلشفوروارد (آیندهنمایی) از قهرمان داستان شروع میشن، مخصوصاً در این ژانر. این کار تنش و تعلیق رو در طول فیلم از بین میبره چون بیننده میدونه اون صحنه هنوز اتفاق نیفتاده.
در آخر، «استخراج» با اکشن دیوانهوار و بازی فوقالعاده کریس همسورث در یادها میمونه. همسورث یکی از دستکمگرفتهشدهترین بازیگرهای حال حاضره و اینجا نه تنها یک بازی فیزیکی پدیدهوار، بلکه یک نمایش احساسی قدرتمند هم ارائه میده. اکشن در تمام سطوح خیرهکنندهست. طراحی صحنه عالی به همراه تدوین بینقص باعث شده اکشن فیلم به یکی از بهترینهایی تبدیل بشه که در چند سال اخیر دیدم، از جمله اون سکانس پلانِ از نظر فنی شگفتانگیز. سطح هیجان در تمام طول فیلم بسیار بالاست که باید اعتبارش رو به برادران روسو داد که قطعاً به سام هارگریوِ تازهکار در ساخت یک فیلم خوب کمک کردن. با این حال، تمام تمرکز روی اکشن رفته و باعث شده داستان و شخصیتها از روایت فرمولی، داستانهای پسزمینه کلیشهای و عدم وابستگی احساسی ضربه بخورن. با این وجود، «استخراج» بهترین فیلم اکشن اورجینال تاریخ نتفلیکسه، پس از دستش ندید!
امتیاز: +B
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
اگه از خوندن نقدهای بدون اسپویل من لذت میبرید، لطفاً وبلاگم رو در www.msbreviews.com دنبال کنید. خیلی وقتها مردم نمیتونن بفهمن واقعاً کی کنترل یه فیلم خاص رو دستش داشته. آیا کارگردان واقعاً مسئول تمام انتخابهای خلاقانه و فنی بوده؟ آیا تهیهکنندهها مسئول بخش اصلی فیلم بودن؟ یا این تیم بازیگری بوده که کل کار رو جلو برده؟ «استخراج» (Extraction) ممکنه اولین تجربه کارگردانی سام هارگریو (Sam Hargrave) باشه، اما اون قبلاً هماهنگکننده بدلکاری در فیلمهای مارول بوده و با برادران روسو در «کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی» و «انتقامجویان: پایان بازی» همکاری کرده. پیچیدگی هر کدوم از طراحیهای صحنه، نام اونها رو در تمام طول فیلم فریاد میزنه.
البته نمیخوام اعتبار هارگریو رو زیر سوال ببرم! اون دیدگاه واضحی از اینکه فیلم چطوری باید باشه داره و بهترین فیلم اکشن اورجینال نتفلیکس تا به امروز رو ارائه میده. با اینکه شاید این جمله آخر خیلی هم ادعای بزرگی نباشه، اما فیلم واقعاً عالیه و خیلی بهتر از بقیه فیلمهای اکشن اورجینال این شبکه است. دوتا المان کلیدی باعث موفقیت «استخراج» شده: اکشن باورنکردنی و خیرهکنندهاش، و بازی فیزیکی (و احساسی) فوقالعاده کریس همسورث (Chris Hemsworth). اول از بازیگر شروع میکنم. کریس همسورث یکی از دستکمگرفتهشدهترین بازیگرهای حال حاضره. همه به بازی اون در نقش ثور (Thor) در دنیای مارول نگاه میکنن و فکر میکنن کار دیگهای ازش برنمیاد. اول از همه، ثور یکی از شخصیتهایی بود که بیشترین تغییر رو در اون دنیا داشت. کریس توانایی خودش رو هم در درام و هم در کمدی با این نقش نشون داده. اما در «استخراج»، نه تنها نمایش فیزیکی و بدلکاریهاش خیرهکنندهست (که واقعاً بخش زیادی رو خودش انجام داده)، بلکه میتونه ریتم رو پایین بیاره و واقعاً وارد یک وضعیت احساسی تاثیرگذار بشه. یه بازی درخشان!
با این حال، اکشن فیلمه که صحنه رو مال خودش میکنه. جو و آنتونی روسو به سام هارگریو کمک کردن تا تجربه مارولی خودشون رو در مدیریت همزمان دهها شخصیت به کار بگیره و طراحی صحنههای خیرهکننده، فیلم رو بهشدت بالا برده. موقع تبلیغات فیلم، همه از یک سکانس پلان (سکانس تکبرداشت) خیرهکننده حرف میزدن که خود کریس همسورث اون رو «پیچیدهترین سکانس اکشنی» که تا حالا بازی کرده توصیف کرده بود... واقعاً نه شوخی میکردن و نه داشتن پیازداغش رو زیاد میکردن. اون سکانس واقعاً یک اثر هنریه. من اونقدر از اون ۱۲ دقیقه (تقریباً) غافلگیر شدم که فیلم رو نگه داشتم، زدم عقب و دوباره دیدمش. فکر کنم این یکی از مزیتهای تماشای فیلم در خونه نسبت به سینماست. محض اطلاع بگم که در واقع فقط یک برداشت نیست، بلکه مجموعهای از برداشتهای بلنده که طوری به هم «دوخته» شدن که شبیه یک سکانس پلان به نظر بیاد. اما این موضوع اصلاً از ارزش این دستاورد فنی کم نمیکنه، بلکه برعکس! این برداشتهای بلند پر از انواع اکشنه: تعقیب و گریز با ماشین، تیراندازی، چاقوکشی، مبارزه تنبهتن، دویدن، پریدن، خزیدن و خلاصه هر چی که فکرش رو بکنید. من ریسک میکنم و میگم این یکی از بهترین سکانس پلانهای اکشن چند سال اخیره، مخصوصاً اگه دوتا از بهترین مجموعههای اکشن امروز (ماموریت غیرممکن و جان ویک) رو در نظر نگیریم.
در تمام طول فیلم، اکشن به شکلی استثنایی فیلمبرداری شده. تدوین بینقصه، هیجان همیشه بالاست و حس اضطرار هیچوقت از بین نمیره. فیلم بهندرت اغراقآمیز میشه؛ هر بار که قهرمان داستان ضربه میخوره، زخمی میشه یا حتی تیر میخوره، هیچوقت حس نمیکنید که الان باید میافتاد و میمرد. همین پایه رئالیسم داخل یک فیلم اکشنه که میتونه اون رو به یک موفقیت چشمگیر یا یک شکست بزرگ تبدیل کنه، و «استخراج» پایه خیلی محکمی ساخته. این فیلم تمام مواد لازم برای یک سرگرمی پاپکورنی رو داره و مطمئنم که حداقل از طرف عموم مردم با استقبال زیادی روبرو میشه.
اما واضحه که برادران روسو و هارگریو همونقدر که برای اکشن وقت گذاشتن، برای فیلمنامه وقت نذاشتن. با اینکه ایده اولیه خیلی سادهست، اما تلاشها برای مهم جلوه دادن شخصیتهای فرعی یا ایجاد بار احساسی اصلاً جواب نداده. حتی خود تایلر ریک هم یک داستان پسزمینه کلیشهای داره که صدها بار دیدیم. من واقعاً برام سخت بود که به شخصیتها یا روابطشون اهمیت بدم. دلیل کل این پروسه استخراج که به خاطر جنگ چندتا کارتل مواد مخدره، اونقدر فرمولی و تکراریه که دیگه واقعاً داره خستهکننده میشه. حتی یک دلیل منطقی هم وجود نداره که چرا دارن سر پسرِ یکی دیگه با هم میجنگن. فیلم همچنین با کلی سوال بیپاسخ درباره داستان تموم میشه و یک تلاش مسخره هم میکنه که یا فلسفی به نظر بیاد یا کلاً گند بزنه به همه چیز. در نهایت، من هیچوقت طرفدار فیلمهایی نبودم که با یک فلشفوروارد (آیندهنمایی) از قهرمان داستان شروع میشن، مخصوصاً در این ژانر. این کار تنش و تعلیق رو در طول فیلم از بین میبره چون بیننده میدونه اون صحنه هنوز اتفاق نیفتاده.
در آخر، «استخراج» با اکشن دیوانهوار و بازی فوقالعاده کریس همسورث در یادها میمونه. همسورث یکی از دستکمگرفتهشدهترین بازیگرهای حال حاضره و اینجا نه تنها یک بازی فیزیکی پدیدهوار، بلکه یک نمایش احساسی قدرتمند هم ارائه میده. اکشن در تمام سطوح خیرهکنندهست. طراحی صحنه عالی به همراه تدوین بینقص باعث شده اکشن فیلم به یکی از بهترینهایی تبدیل بشه که در چند سال اخیر دیدم، از جمله اون سکانس پلانِ از نظر فنی شگفتانگیز. سطح هیجان در تمام طول فیلم بسیار بالاست که باید اعتبارش رو نه تنها به برادران روسو، بلکه به کارگردان تازهکار سام هارگریو (که قطعاً ردپای خودش رو در بخش اکشن به جا گذاشته) داد. با این حال، تمام تمرکز روی اکشن رفته و باعث شده داستان و شخصیتها از روایت فرمولی، داستانهای پسزمینه کلیشهای و عدم وابستگی احساسی ضربه بخورن. با این وجود، «استخراج» بهترین فیلم اکشن اورجینال تاریخ نتفلیکسه، پس از دستش ندید!
امتیاز: +B
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
برای دیدن نسخه ویدیویی این نقد اینجا کلیک کنید: https://youtu.be/5VSDwYyxjsA
فیلم «استخراج» (Extraction) تازه در نتفلیکس منتشر شده و کریس همسورث در اون نقش تایلر ریک رو بازی میکنه؛ یک سرباز سابق نیروهای ویژه که حالا به عنوان مزدور کار میکنه. اون یک ماموریت پرخطر رو برای نجات فرزند ربوده شده یک قاچاقچی بزرگ قبول میکنه. شبیه بقیه فیلمهای اکشن به نظر میرسه، نه؟ خب، هم آره و هم نه. از نظر داشتن یک داستان ساده، یک قهرمان کلیشهای با گذشتهای تراژیک، کلی دعوا، تعقیب و گریز و انفجار، یک فیلم اکشن کاملاً استاندارده. اما چیزی که این فیلم رو متمایز میکنه، کیفیت اکشنشه.
این فیلم توسط سام هارگریو و برادران روسو ساخته شده که خب همهشون نقش بزرگی در دنیای سینمایی مارول داشتن و در نتیجه آدمهایی هستن که میفهمن چطور سکانسهای اکشن رو پشت سر هم بچینن. این تجربه در صحنههای مبارزهای که به زیبایی طراحی شدن و یادآور «جان ویک» هستن اما حس دنیای واقعیتری مثل «جیسون بورن» دارن، کاملاً مشهوده. مبارزاتی وجود داره که در یک اتاق اتفاق میافته، بقیه در چندین طبقه از یک آپارتمان و بقیه در خیابانهای باز. هر جا که اکشن لازم باشه، فیلمسازها شما رو به اونجا میبرن و باعث میشن حس کنید بخشی از ماجرا هستید. این موضوع در یک سکانس تعقیب و گریز با ماشین بیشتر از همه به چشم میاد؛ سکانسی که ما فیلم رو نگه داشتیم و دوباره دیدیم چون خیلی خوب ساخته شده بود. طوری فیلمبرداری شده که شبیه یک برداشت ۱۵ دقیقهای به نظر بیاد؛ دوربین از بیرون ماشین به داخل میره، دوباره بیرون میاد، دور ماشین میچرخه، برمیگرده داخل و از پنجره عقب خارج میشه، واقعاً عالی بود. من چندتا ویدیو از پشت صحنه دیدم که چطور نماهای بیرونی رو گرفتن و هارگریو رسماً خودش رو به کاپوت ماشین بسته بود تا اون نماها رو بگیره - فکر کنم این از مزایای داشتن یک هماهنگکننده بدلکاری به عنوان کارگردانه. نتیجه نهایی این بود که یک سطح دیگه از هیجان به یک سکانس از قبل پرانرژی اضافه شد. پس آره، این فیلم از اول تا آخر یک تجربه هیجانانگیزه و با اینکه ممکنه داستانش ضعیف باشه، اما دلیل اصلی تماشای اون، اکشن فوقالعادهاش هست.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
داکای توی این فیلم قطعاً مال یه دنیای موازی دیگه است. شاید در آینده به فیلم «دکتر استرنج و چندجهانی دیوانگی» یا یه چیزی تو این مایهها ربطش بدن😑. در ضمن اگه برادران روسو دوباره به این بگن سینما، مصطفی اسکورسیزی به خدا قسم میخوره که خودش رو با تیر بزنه.
2020-05-28
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
واقعاً ارزش دیدن داره، احتمالاً دوباره نبینمش ولی پیشنهادش میکنم. کریس همسورث به تنهایی بار کل فیلم رو به دوش میکشه. نه اینکه نویسندهها تلاش نکرده باشن، ولی بخش عمده کیفیت این فیلم همسورثه که داره راهش رو با تیراندازی در هند باز میکنه. دلیلش واقعاً اونقدرها مهم نیست، در واقع این یه چالش طراحی شدهست که اون سعی داره جون یه بچه رو نجات بده. حتی بدون دیدن فیلم هم میتونستم بهتون بگم که کشتن این همه آدم برای نجات یه بچه اصلاً نمیارزه. اکشن فیلم عالیه و ارزش دیدن بقیه فیلم رو داره؛ حتی میتونید بخشهایی که مبارزه نمیکنن رو بزنید جلو. من رو خیلی یاد سریال «دردویل» (Daredevil) انداخت، اما با تمرکز روی تفنگ. اگه میخواید یه اکشن خوب ببینید، حتماً ببینیدش، اما تضمین نمیکنم که داستانش واقعاً جذبتون کنه.
2020-10-03
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
با اینکه اکشن فیلم شاید بیش از حد زیاد باشه و داستانش هم جای کار زیادی داشته باشه، اما آدم نمیتونه سکانس تعقیب و گریز ۱۱ دقیقهای رو که انگار در یک برداشت ضبط شده، تحسین نکنه. ۷/۱۰
2022-02-26
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
تعارف که نداریم؛ «استخراج» زیادی طولانیه. از نکات مثبتش اینه که با وجود خشونت زیاد، آزاردهنده نیست. یک دید نزدیک از اکشن به ما میده؛ در عین حال، زاویه دید سومشخص از روی شانه به ما اطمینان میده که چیزی که اینجا داریم کمی بیشتر از خشونت بازیهای ویدیوییه (به جز دو مورد، که حتی اونجا هم اگه بخشنده باشیم میتونیم به فیلم حق بدیم). «استخراج» ایده اولیه خوبی داره و کلی صحنه اکشن هم همراهش هست؛ از بخشهای برجسته میشه به یک تعقیب و گریز با سرعت بالا اشاره کرد که با ظرافت فیلمبرداری شده و ما رو نیمخیز نگه میداره، و همچنین یک مبارزه تنبهتن وحشیانه و نزدیک بین کریس همسورث و راندیپ هودا (Randeep Hooda).
با این حال، یک مبارزه دیگه هست که خیلی کمتر تاثیرگذاره. شرور داستان از بچهها و نوجوانها به عنوان سربازهای خیابونی استفاده میکنه و صحنهای هست که اونها همسورث رو در یک کوچه گیر میاندازن و قهرمان ما، در یک لحظه خیلی غیرقهرمانانه، شروع میکنه به کتک زدن اونها. از نظر فنی، این سکانس بیهوده نیست و واقعاً دلیلی براش وجود داره. مشکل اینجاست که پایان فیلم به نوعی همزمان اون دلیل رو توجیه و هم نقض میکنه. مورد دیگهای که «استخراج» زیادهروی میکنه زمانیه که «بچه» در زوج «آدمخفن و بچه» مجبور میشه به شخصیت دیوید هاربر (David Harbour) شلیک کنه و اون رو بکشه. منطقش اینه که این کار رو برای نجات جون همسورث انجام میده، اما این دلیل با منطق جور در نمیاد. در یک نقطه، همسورث و بچه توسط هاربر، که دوست قدیمی و همرزم سابق همسورثه، سوار میشن و اونها رو در خونهاش قایم میکنه. از لحظهای که این شخصیت معرفی میشه، چون در بیشمار فیلم اکشن دیگه دیدیم، میدونیم که دیر یا زود قراره به قهرمان خیانت کنه، پس فقط منتظریم که این اتفاق بیفته. اینکه یک نوجوان ماشه رو بکشه به اندازه کافی بد هست، اما انجام دادنش به خاطر چنین کلیشه خستهکنندهای غیرقابلبخششه. علاوه بر این، شخصیت هاربر و هر چیزی که به اون مربوط میشه باید کلاً حذف میشد، چون معرفی اون در اواسط فیلم باعث افت ریتمی میشه که «استخراج» تازه نیم ساعت بعد، وقتی یک راکت یک هلیکوپتر رو سرنگون میکنه، ازش رها میشه (حداقل دوباره توجهم رو جلب کرد).
این فیلم اولین تجربه کارگردانی سام هارگریو هست که بهتره فیلم «اسپارتان» دیوید ممت یا «هایوایر» استیون سودربرگ رو به عنوان دو نمونه کتابدرسی از فیلمهای اکشن اقتصادی مطالعه کنه. ما واقعاً به گذشته قهرمان اهمیت زیادی نمیدیم؛ چیزی که میخوایم اینه که ببینیم اون چطور پسر رو نجات میده و به امنترین و سریعترین شکل ممکن به جای امن میرسونه - مستقیم سر اصل مطلب، بدون حاشیه رفتن. حالا اگه فیلمسازها حس میکنن لازمه که اون با پسر پیوند عاطفی برقرار کنه، بذارید این کار رو در حین حرکت و در طول ماجراجوییشون انجام بده. درون «استخراج» یک فیلم اکشن قابل قبول وجود داره که سازندگانش با تلاش برای کش دادن اون فراتر از محدودیتهای ژانرش، تقریباً خرابش کردن.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
من این فیلم رو فقط به خاطر دیوید هاربر دیدم و اون عالی بود.
2023-06-19
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**آیا این بهترین فیلم اکشنیه که نتفلیکس ساخته؟ ممکنه واقعیت داشته باشه؟**
فیلم «استخراج» (Extraction) یک فیلم اکشن بر اساس کمیکی به نام Ciudad هست که یک کلمه اسپانیایی به معنی شهره. داستان فیلم درباره یک مزدوره که برای نجات پسری که توسط یک باند بسیار خطرناک ربوده شده، استخدام میشه. من تبلیغ این فیلم رو دیدم و گفتم شاید فیلم چیپی باشه. شما صحنههای اکشن بزرگ زیادی با کلی انفجار، تفنگ و تعقیب و گریز دیدید. بله، این فیلم از نظر اجرا فیلم قدرتمندیه. دنیای اطراف فیلم یک دنیای فقیر، بیرحم و ترسناک رو نشون میده. میبینید که بیشتر صحنههای فیلم در محلههای فقیرنشین بنگلادش و برخی در مناطق خاصی از هند فیلمبرداری شده. اونجا به عنوان یک دنیای غمزده با کلی جرم و فساد به تصویر کشیده شده. کارگردان موفق میشه این دنیا رو به شکلی تکاندهنده به نمایش بذاره.
کارگردان، سام هارگریو، سابقه اکشن و بدلکاری داره و من فیلمهای مشابهی رو دیدم که به این سبک کارگردانی شدن. کارگردان اکشن رو میفهمه و میدونه چطور یک لحظه قدرتمند بسازه و نفس بیننده رو در سینه حبس کنه. صحنههایی وجود داشت که باعث کاهش امتیاز مردم شد. من دلم میخواست درباره بعضی موقعیتها بیشتر توضیح داده میشد تا کارهای شخصیتها برای بیننده منطقیتر به نظر بیاد. صحنههای زیادی وجود داشت که عمیق نبودن و بعضی صحنهها هم جلوههای ویژه ضعیف و سطحی داشتن که فاقد عمق معنایی بودن، مثل حرکت دود. کریس همسورث یک ستاره اکشنه، یک قهرمان اکشن واقعی و قدرتمند، و فیلم رو روی شونههاش حمل کرد، اما همون کاری رو کرد که کارگردان بهش گفته بود. کارگردان نمیخواست صحنههای اکشن عمیق رو گسترش بده. من منکر این نیستم که اگه نماها یا قاببندیها عریضتر و عمیقتر از این بود، اگه دوربینهای استفاده شده در فیلمبرداری صحنهها دورتر بودن، یا حرکت و لرزش اونها موقع فیلمبرداری کمتر از این بود، این صحنهها واضحتر و تاثیرگذارتر میشدن.