پلنگ سیاه: واکاندا برای همیشه
مردم واکاندا (Wakanda) در حالی که برای مرگ پادشاه تیچالا (T'Challa) سوگواری میکنند، برای محافظت از سرزمینشان در برابر قدرتهای جهانی مداخلهگر میجنگند.
سال انتشار: 2022 کارگردان: Ryan Coogler ژانر: Action، Adventure، Drama نویسندگان: Ryan Coogler، Joe Robert Cole، Stan Lee امتیاز: 6.6نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**«واکاندا تا ابد» فیلم صادقانهای بود که سراغ مضامین سختی رفت و به خوبی به قهرمانش ادای احترام کرد، اما درگیر معرفی دنیاهای جدیدِ وسیع و شخصیتهای پیچیده شد.**
این فیلم حس متناقضی در من ایجاد کرد. احترام و عشقی که به میراث چادویک بوزمن (Chadwick Boseman) ادا شد، قلبی، پرمعنا و خالصانه بود. فیلم به درستی با پیامدهای درگذشت تیچالا روی خانواده و ملتش دست و پنجه نرم کرد. این موضوع فرصتهای عالی برای عمیقتر شدن در شخصیتهایی مثل شوری، ناکیا و حتی امباکو ایجاد کرد. اما در عوض، «واکاندا تا ابد» بیشتر به ابزاری برای معرفی نامور (Namor) و تالوکان (Talokan) تبدیل شد. فیلم به درستی لحن غمگینتری را برای پرداختن به موضوع فقدان و میراث انتخاب کرد، اما این روحیه عزادار باعث شد که پیرنگ داستان در بیشتر زمان فیلم کند و خستهکننده پیش برود. وینستون دوک (Winston Duke) تنها لحظات طنز اندک فیلم را رقم میزند. تیم بازیگری فوقالعاده ظاهر شد و بازی آنجلا باست (Angela Bassett) واقعاً درخشان بود. من فیلم رو دوست داشتم، اما رویکرد مالیخولیایی فیلم لذت بردن از اون رو سخت کرده بود و معرفی نامور و تهدیدش برای واکاندا اونقدر بخش زیادی از داستان رو گرفت که پایانبندی رضایتبخش برای شخصیتهایی که با غم و دلشکستگی دست و پنجه نرم میکردند، دشوار شد.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«پلنگ سیاه: واکاندا تا ابد» شاید کاملاً در حد و اندازه قسمت قبلی نباشد، اما ادای احترامی مغرورانه، زیبا و خاموش به میراث چادویک بوزمن (Chadwick Boseman) است و داستانی از نظر احساسی قدرتمند و طنینانداز درباره این میگوید که چگونه غم میتواند در واقع همان عشقی باشد که تداوم یافته است. فیلمنامه زمانی دچار مشکل میشود که از تم اصلی منحرف شده و سعی میکند داستانها و شخصیتهای دیگر دنیای سینمایی مارول (MCU) را با هم ترکیب کند، که در این میان نامور (Namor) و ریری (Riri) آسیب جانبی میبینند. از نظر فنی، سکانسهای اکشن با وجود برخی ناهماهنگیها در جلوههای ویژه و نورپردازی، عمدتاً جذاب هستند. موسیقی متن و طراحی صدا به شکلی به یاد ماندنی خودنمایی میکنند. بازیها به شدت پرشور و تاثیرگذار هستند، به خصوص از سوی لتیشیا رایت (Letitia Wright)، آنجلا باست (Angela Bassett) و دانای گوریرا (Danai Gurira). ریتم عالی فیلم از سنگینی زمان طولانی آن میکاهد. کاملاً ارزش سرمایهگذاری احساسی را دارد.
امتیاز: +B
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
ملت آفریقایی و پیشرفته «واکاندا» که در سوگ مرگ ناگهانی پادشاه «تیچالا» هستند، ملکه «راموندا» (Angela Bassett) را به تخت بازمیگردانند. او باید پادشاهی را به ثبات برساند و به دخترش «شوری» (Letitia Wright) کمک کند تا با غم از دست دادن برادر محبوبش کنار بیاید. اما یک گفتگوی شبانه کنار آتش طبق نقشه پیش نمیرود و آنها با یک مزاحم آشنا میشوند. «نامور» (Tenoch Huerta) از راه میرسد تا برای مقابله با آمریکاییهایی که دستگاهی برای ردیابی ویبرانیوم ساختهاند، درخواست کمک کند؛ موضوعی که جمعیت ناشناخته زیر آب او را به خطر انداخته است. یا باید به او کمک کنند تا دانشمند سازنده دستگاه را پیدا کند، یا جنگ در خواهد گرفت.
شاهدخت و ژنرالش به ماساچوست میروند و یک دانشجوی کالج را پیدا میکنند که تقریباً به اندازه «شوری» نابغه است. افبیآی (FBI) به دنبال آنهاست و آنها باید فرار کنند، اما درست به آغوش «تالوکان» (Talokan) میافتند که آنها را به سرزمین زیبای زیر آب خود میبرد. ملکه که حسابی شاکی شده، دخترش را میخواهد و این اقدام بذر درگیری بین دو ملت را میکارد که خب، بقیهاش را میتوانید حدس بزنید. متأسفانه مشکل همینجاست. با وجود بازی واقعاً قوی و پرانرژی رایت و ارزشهای تولید بسیار خوب، داستان خیلی کمی در اینجا وجود دارد. فیلم برای این پیرنگ لاغر، خیلی خیلی طولانی است و درگیری ایجاد شده بین دو نژاد از جهات مختلفی ایراد دارد. ریتم فیلم واقعاً کند است، صحنههای مبارزه انگار توسط یک طراح رقص یا تشویقکنندههای واکاندایی طراحی شده و شخصیتهای مکمل آنقدر روی پرده نیستند که به خانم رایت برای عبور از این خستگی مکرر کمک کنند.
لهجه غلیظ هوئرتا (Huerta) هم کمکی نکرد و درک دیالوگهایش را گاهی غیرممکن میکرد. پایانبندی هم آنقدر بلند فریاد «دنباله» میزد که یادم رفت دو ساعت پیش کلاً بیخیال هرگونه حس خطر در پایان فیلم شده بودم. کمی تراژدی و وفاداری شخصیتها وجود دارد و خوشبختانه مارتین فریمن (Martin Freeman) هم حضور کوتاهی دارد، اما مارول باید دست از دستکم گرفتن مخاطب بردارد. آنها باید بفهمند که جلوههای بصری آواتارگونه و جادوگریهای فنیشان اگر داستانها اینقدر ضعیف باشند، تا ابد ما را سرگرم نخواهند کرد. دیدنش لذتبخش است، چند آهنگ قدرتمند در موسیقی متن دارد و رایت قطعاً یک ستاره باکلاس است؛ در غیر این صورت، شرط میبندم این فیلمی است که تا دو سال دیگر هیچکس یادش نمیماند!
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلم «پلنگ سیاه: واکاندا تا ابد» پس از درگذشت غمانگیز چادویک بوزمن (Chadwick Boseman) وظیفه غیرممکنی بر عهده داشت و رایان کوگلر (Ryan Coogler) تا حد زیادی در جمعوجور کردن قطعات و خلق یک داستان صمیمانه عالی عمل کرده است. با این حال، حس میکنم این فیلم سعی دارد کارهای زیادی را همزمان انجام دهد. آنقدر خردهپیرنگها و شخصیتهای جدید معرفی میشوند که فیلم به سختی میتواند جای پای خود را پیدا کند. با اینکه از شخصیت ریری ویلیامز (Riri Williams) و کلکلهایش با واکانداییها لذت بردم، اما قوس شخصیتی او ضروری نبود. با حذف این شخصیت، داستان میتوانست متمرکزتر و منسجمتر باشد و تجربه تماشای راحتتری ایجاد کند و از زمان فیلم بکاهد.
نویسندگی متوسط بود اما بیش از حد دیالوگمحور و توضیحی (Exposition) بود. جملات بیشماری وجود داشت که صرفاً برای دادن اطلاعات به مخاطب بود و در آن لحظه غیرطبیعی و ناشیانه به نظر میرسید. این لغزشهای نویسندگی واقعاً به لذت من لطمه زد و مدام من را از فضای فیلم بیرون میکشید.
بعد از این انتقادهای اصلی، فکر میکنم فیلم در بقیه بخشها عالی عمل کرده است. اکشن فیلم به طرز غافلگیرکنندهای کم است، اما وقتی اتفاق میافتد، شدید و خوشساخت است. سکانسهای مبارزه و سلاحهای منحصربهفردی با «آتلانتیسیها» معرفی شد که اجازه داد صحنهها و جلوههای بصری بسیار باحالی با CGI خیرهکننده خلق شود. مخصوصاً خوشم اومد که نبرد نهایی حالت سینمایی (Letterboxing) داشت که در بقیه فیلم نبود؛ این کار مقیاس بزرگی به صحنه داد که به نظرم حرکت عالیای بود.
بازیها همگی فوقالعاده بودند. آنجلا باست (Angela Bassett) مسحورکننده بود و واقعاً با احساسات و پریشانیاش از مرگ پسرش من را مجذوب کرد. صحنهای در فیلم هست که واقعاً مو به تنم سیخ کرد. دومینیک تورن (Dominique Thorne) اضافه شدن خوبی در نقش «آیرونهارت» (Iron-Heart) بود و لوپیتا نیونگو (Lupita Nyong'o) در زمان کوتاهش عالی بود. وینستون دوک (Winston Duke) رو دوست داشتم و واقعاً دلم میخواست بیشتر توی فیلم باشه؛ او در بیشتر فیلم به حاشیه رانده شده بود که به نظرم تصمیم اشتباهی بود. لتیشیا رایت (Letitia Wright) ستاره واقعی اینجاست. او وارد موقعیت بسیار دشواری شد و تمام توانش رو برای بازیگری گذاشت. هیچوقت او را به عنوان یک بازیگر نقش اول تصور نمیکردم، اما او ثابت کرد که اشتباه میکنم.
نکتهای که میخواهم بگویم و معمولاً در نقدهایم نمیآورم، انتخاب موسیقی است. موسیقی متن این فیلم هوشمندانه ساخته شده و واقعاً بسیاری از صحنهها را ارتقا میدهد. از تکتک آهنگها لذت بردم. در کل، این فیلم نقاط ضعفی دارد اما همچنان تماشای آن لذتبخش است و یکی از فیلمهای بهتر فاز چهارم مارول محسوب میشود.
**امتیاز:** _۷۵٪_ | **نتیجه:** _خوب_
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
تماشای این فیلم خیلی لذتبخش بود. طولانی بود اما حس نمیکردید از یک فیلم معمولی طولانیتره. اکشن زیادی داشت، اما شخصیتپردازیها هم عالی بود. نمیخوام چیزی رو لو بدم، ولی از نگاه نوینی که این فیلم به موضوع رهبری داشت خوشم اومد. همچنین تضاد بین اینکه پلنگهای سیاه مختلف چطور اون نقش رو ایفا میکنن و پیامدهای اون. دنیای جدیدی که کشف شد رو با اسطورهشناسی خاص خودش دوست داشتم، و راهی که اون دو دنیا میتونن برای خیر یا شر کنار هم قرار بگیرن. برای دیدن ادامه داستان لحظهشماری میکنم. صحنههای زیبا و داستانی سرگرمکننده با شخصیتهای عالی. و ادای احترام به چادویک بوزمن، شخصیتش و خودش به عنوان بازیگر، بسیار تاثیرگذار و با سلیقه انجام شده بود. موسیقی متن هم عالی بود.
2022-12-16
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
بدون شک جای خالی چادویک بوزمن (Chadwick Boseman) حس میشه، اما «پلنگ سیاه: واکاندا تا ابد» همچنان موفق میشه یک فصل پایانی سرگرمکننده و حتی تاثیرگذار برای فاز چهارم دنیای سینمایی مارول (MCU) ارائه بده. من تجربه مثبتی داشتم؛ یکی از خوبیهای دیدن فیلم تقریباً دو ماه بعد از اکران این بود که توی یک سینمای خالی تماشاش کردم که واقعاً لذتبخش بود. خوشبختانه تونستم از همه اسپویلها دوری کنم، هرچند اسم «نامور» (Namor) رو آنلاین شنیده بودم و این تنها چیزی بود که میدونستم.
حالا که حرف از نامور شد، باید بگم طرفدارش هستم. او شخصیت جدید باحالی برای این دنیاست، درست مثل کل تالوکان (Talokan). تنوک هوئرتا (Tenoch Huerta) هم اضافه شدن خوبی به تیم بازیگریه؛ اولین باره که یادم میاد او رو توی چیزی دیدم و تحت تاثیر قرار گرفتم. با این حال، ستاره این فیلم ۲۰۲۲، لتیشیا رایت (Letitia Wright) است. یادم نمیاد توی نسخه اصلی خیلی به چشمم اومده باشه، اما اینجا رایت عالیه. آنجلا باست (Angela Bassett) هم خیلی خوبه، مخصوصاً یک صحنه سخنرانی پر از احساس داره که توی ذهنم مونده. دانای گوریرا (Danai Gurira) همیشه تماشاییه، در حالی که وینستون دوک و لوپیتا نیونگو هم در ردههای بعدی بهترینها هستن؛ هرچند کل تیم بازیگری خوبن، حتی مارتین فریمن که همیشه من رو متقاعد نمیکنه.
فیلم نبودِ بوزمن رو به خوبی مدیریت میکنه و لحظات بسیار تاثیرگذاری داره. به نظرم مسیر درستی رو برای شخصیت تیچالا انتخاب کردن، چون هیچکس نمیتونست حتی نزدیک به بوزمن بازی کنه. موسیقی هم دلنشینه. فکر میکنم فیلم کمی مشکلات ریتم و سرعت داره، مخصوصاً اواسط کار، اما به جز اون، موقع خروج از سینما کاملاً راضی بودم. فاز پنجم، به زودی میبینمت!
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
تازه این تابلوی بزرگ مارولی رو دیدم. نمایش خیلی بزرگی بود، جلوههای ویژه نفسگیر. اما اون رگههای طنزی که فیلمهای مارول رو دوستداشتنی میکرد کجاست؟ و مخصوصاً، اون روحیه صلحطلب واکاندا کجاست؟ نویسندهها و کارگردانها واقعاً راهشون رو گم کردن. پیامهای آمریکایی پشت این ماجراجویی طولانی خیلی قوی حس میشه: اهمیت تکنولوژی، و اینکه برای متحد خوب بودن باید تسلیم بشی. این نگاه اونقدر محدوده که لذت تماشای فیلم رو کم میکنه! بیخیال بچههای مارول: شما ما رو به چیزهای بهتر از این عادت داده بودید. جلوههای ویژه و بودجههای کلان کافی نیست!
2023-02-12
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
اول از همه بگم که واقعاً از این همه نژادپرستیِ «ووک» (Woke) بهتزده شدم. منظورم اینه که سال ۲۰۲۲ بدترین سال تاریخ سینماست، اما فکر نمیکردم اربابان شرکتیِ «ووک» تا این حد نژادپرستانه پیش برن. این یک آشغالِ نفرتانگیزه. اگر بهتر نمیشناختمشون، فکر میکردم دارن ادای فیلم «زینهای شعلهور» (Blazing Saddles) رو درمیارن و نژادپرستی رو مسخره میکنن... اما افسوس که این دیزنیه و دیزنی «ووک» شده. نژادپرستی اینجا موضوع رو هجو نمیکنه، بلکه با تمام شکوه شیطانیاش اون رو در آغوش میگیره.
بیاین با این شروع کنیم که چطور نامور (Namor) رو اخته کردن و بعد چطور لاتینتبارها رو کاملاً کلیشهای نشون دادن، تا جایی که روی خیس بودن پشتش تمرکز کردن و با خشک کردن پشتش شکستش دادن! انگار این نژادپرستی کافی نبود که در ادامه حمایت مغرورانهاش از ناسیونالیسم سیاه رو به وضوح اعلام میکنه؛ چیزی که برعکسش رو ناسیونالیسم سفید مینامیم و قلمرو گروههایی مثل نئونازیها و ککک (KKK) است. «واکاندا تا ابد» کارش رو در پذیرش همون ایدئولوژی برای سیاهپوستان جهان عالی انجام داده... و اون رو نوعی افتخار میدونه. و البته این با پیروزی فضیلتمندانهشون بر نیروهای... لاتین تجلی پیدا میکنه؛ کسانی که اونقدر مردانه هستن که حتی زبان جنسیتزدهشون (مثل ۹۰٪ زبانهای دیگه دنیا) باعث شده دیزنی برآمدگی بدن نامور رو سانسور کنه تا... چی... برتری نژادی آفریقایی رو بر جمعیت لاتین نشون بده؟ یا شاید فقط برای اضافه کردن فمینیسم شرکتی به پیام ناسیونالیسم سیاه. در هر صورت، پیامی که دادن واضح بود: لاتینها بد، ناسیونالیسم سیاه خوب...
خدایا، نمیتونم صبر کنم تا دوباره نژادپرستی به چیزی تبدیل بشه که همه جا طرد میشه، چون کسانی که از این آشغالها خوششون میاد، لایق همون احترامی هستن که ما به طرفداران فیلم «تولد یک ملت» (Birth of a Nation) میدیم. وقتی وارد سینما شدم انتظار دوز بالایی از ناسیونالیسم سیاه رو داشتم، حتی انتظار مردستیزیِ مستقیم رو داشتم... اما فکر میکردم نژادپرستی قرار بود علیه آدمهایی مثل من، یعنی سفیدپوستها باشه. در عوض نژادپرستی علیه لاتینتبارها بود و به دلایلی، با توجه به ریایی که باهاش همراهه، این حتی نفرتانگیزتر به نظر میرسه.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
باید اعتراف کنم که نسبت به این فیلم خیلی تردید داشتم. میترسیدم این یکی از اون فیلمهایی باشه که کوتولههای فکریِ «ووک» (Woke) هالیوود توی مزخرفاتشون زیادهروی کنن. خوشبختانه فیلم کم و بیش از این اراجیف خالی بود، به جز شاید اون «شوخی» لوس آخر فیلم. اگر شما هم یکی از اون کوتولههای فکری هستید، مطمئنم میتونید راهی برای درآوردن یک پیام از توش پیدا کنید، اما آدمهای نرمال احتمالاً اون رو عاری از فضای «ووک» میبینن.
در کل فیلم نسبتاً خوبی بود. کلی جلوههای ویژه و اکشن داشت و مثل فیلم «بلک ادم» (Black Adam) که تازه نقدش کردم، دلیل اصلی تماشای این فیلم هم همینه. برخلاف بلک ادم، کل داستان مزخرفات هالیوودی بیشتری توش داره. در حدی هست که فیلم رو از ابتدا تا انتها پیش ببره، اما همین و بس. پیرنگ اصلی فیلم متأسفانه یکی از همون بخشهای بیمعنیه. حتی یک بچه (که البته او واقعاً بچه نیست و یک بالغه) که از بدشانسی توی یکی از اون موسسات شستشوی مغزی که امروز بهشون میگن مدرسه درس خونده باشه، اونقدر احمق نیست که ردیابی رو تحویل بده که کشور آفریقاییاش رو در چنین خطر بزرگی قرار بده.
بعد اون داد و بیداد غیرمنطقی ملکه بود که در یک فوران احساسی، بهترین (تنها) ژنرالش رو اخراج کرد. یک عروسک خیمهشببازی با اختلال شناختی ممکنه چنین کاری کنه، اما نه یک حاکم واقعی. بخش مربوط به فرانسویها در سازمان ملل هم کاملاً چرند بود. اون فقط برای خوشایند چینیها بود، چون اونها کسانی هستن که واقعاً کارهایی رو انجام میدن که فیلم ادعا میکرد فرانسویها دارن انجام میدن. به هر حال، هنوز فیلم خوبیه. قطعاً خیلی بهتر از تعدادی از فیلمهای مارول و دیسی هست که هالیوود در چند سال اخیر ساخته. جلوههای ویژه خیلی زیبا هستن و بیشتر اکشنها باحالن. البته کمی نگرانم که اون زنِ فاقد کاریزما و بیش از حد احساساتی رو برای پلنگ سیاه بعدی انتخاب کردن. هر چی باشه، او میتونست گل جادویی رو خیلی زودتر بازسازی کنه اما در عوض اجازه داد لجبازی و احساساتش مانع بشن. اینها دقیقاً ویژگیهایی نیستن که از یک پلنگ سیاه انتظار دارید.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
خیلی چیزها توی این فیلم اشتباه بود. اون دختره که میخواد ادای آیرونمن رو دربیاره. فیلم بدون پلنگ سیاه بهتر بود. میتونستن اصلاً اسم پلنگ سیاه رو از عنوان بردارن و فقط درباره اونها به عنوان یک ملت باشه. اون اصلاً پلنگ سیاه خوبی نیست. شبیه کاپیتان آمریکا قبل از تزریق سرمه، وقتی که خیلی لاغر بود. خنده داره! باید همون مایکل بی. جردن (Michael B. Jordan) رو پلنگ سیاه میکردن.
2023-04-30
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
خیلی چیزها توی این فیلم اشتباه بود. اون دختره که میخواد ادای آیرونمن رو دربیاره. فیلم بدون پلنگ سیاه بهتر بود. میتونستن اصلاً اسم پلنگ سیاه رو از عنوان بردارن و فقط درباره اونها به عنوان یک ملت باشه. اون اصلاً پلنگ سیاه خوبی نیست. شبیه کاپیتان آمریکا قبل از تزریق سرمه، وقتی که خیلی لاغر بود. خنده داره! باید همون مایکل بی. جردن (Michael B. Jordan) رو پلنگ سیاه میکردن.
2023-04-30
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
حمایت از این فیلمها با این لحنهای نژادپرستانه مداوم داره سخت و سختتر میشه. مگه چقدر تیکه و شوخی علیه سفیدپوستها لازمه؟ حتی اون هم برای این فیلم کافی نبود و باید به لاتینتبارها هم تیکه میانداختن. چطور کسی فکر میکنه این راه رسیدن به برابریه؟ «اگه به اندازه کافی بهت توهین کنم، نظرم رو قبول میکنی!» روابط نژادی ۲۰ سال پیش خیلی بهتر بود...
2023-05-30
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«پلنگ سیاه: واکاندا تا ابد» فیلم خوبی از مارول بود. من این فیلم رو خیلی بیشتر از بقیه دوست داشتم. برای من، این یک فیلم لذتبخش بود که دوباره تماشاش میکنم. بازی آنجلا باست در نقش ملکه راموندا شگفتانگیز بود. لتیشیا رایت، وینستون دوک، لوپیتا نیونگو و دانای گوریرا هم در نقشهای خودشون خوب بودن. نامور به عنوان آنتاگونیست فیلم عالی بود و تنوک هوئرتا این نقش رو فوقالعاده بازی کرد. فیلمبرداری فیلم عالی بود. دنیای زیر آب تالوکان و داستان پیشزمینه نامور رو دوست داشتم. دومینیک تورن هم در آوردن ریری ویلیامز به پرده سینما عالی عمل کرد. لباس اولش رو توی فیلم دوست داشتم. لباس دوم توی صحنههای اکشن خوب بود اما وقتی ثابت میایستاد، صورتش خیلی انیمیشنی به نظر میرسید. اولین پلنگ سیاه دومین فیلم محبوب من در دنیای ماروله. این فیلم رو به اندازه اولی دوست نداشتم اما در کل فیلم خوبیه.
2023-09-22