Dracula
در ترانسیلوانیای سال ۱۸۹۷، کنت خونآشام نقشههای خود را علیه لندنِ دوران ویکتوریا طراحی میکند.
سال انتشار: 2020 کارگردان: ژانر: Action، Drama، Fantasy نویسندگان: Mark Gatiss، Steven Moffat امتیاز: 6.8نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فکر کنم خبری از فصل دوم نباشه، نه؟ برام استوکر (Bram Stoker) اگه این رو میدید توی قبرش (یا تابوتش) لرزه به تنش میافتاد. ولی خب، حداقل همهاش رو دیدم و تموم شد رفت!
2020-10-25
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**_یک دراکولای پساانسانگرای کنایهآمیز شاید به مذاق همه خوش نیاد، اما من واقعاً از این برداشت منحصربهفرد از کنت لذت بردم_**
رمان «دراکولا» نوشته برام استوکر در سال ۱۸۹۷، در ظاهر یک داستان ماجراجویانه ساده است. اما در عین حال، یک بررسی استعاری از قحطی بزرگ، نقدی بر سلطه پدرسالاری، یک تمثیل مسیحی، و بررسی پیامدهای جنگ روسیه و عثمانی برای ترانسیلوانیا هم هست. این رمان از دیدگاههای مختلفی مثل نظریه فمینیستی، مارکسیستی، پسااستعماری و روانکاوی تحلیل شده است.
حالا ما با جدیدترین اقتباس بیبیسی (BBC) روبرو هستیم که توسط مارک گیتیس (Mark Gatiss) و استیون مفات (Steven Moffat) ساخته شده (همون زوجی که سریال محبوب «شرلوک» رو ساختن). این سریال ۲۷۰ دقیقهای (در سه قسمت ۹۰ دقیقهای) سعی میکنه لحن رمان اصلی رو حفظ کنه، در حالی که میخواد خونآشامها رو از اون وضعیتِ نوجوانپسند و پسا-«گرگومیش» (Twilight) نجات بده. سریال در بعضی جاها به شدت خنده دار و در جاهای دیگه به شدت آزاردهنده است.
البته مشکلاتی هم وجود داره و طرفداران سرسخت رمان ممکنه از تغییر ناگهانی روایت در قسمت آخر شاکی بشن (که تا حدی هم حق دارن)، اما در کل، با کمک بازی درخشان نقش اصلی، من واقعاً از این نسخه لذت بردم. کلس بنگ (Claes Bang) در نقش دراکولا فوقالعاده ظاهر شده و انگار داره بهترین دوران زندگیش رو تجربه میکنه. دالی ولز (Dolly Wells) هم در نقش خواهر آگاتا عالیه و یکی از متفاوتترین راهبههای تاریخ سینما رو به تصویر کشیده.
طنز خشک و کنایهآمیز سریال یکی از نقاط قوتشه. مثلاً وقتی دراکولا میگه: «من نامردهام، اما بیمنطق نیستم». یا دیالوگهای بین آگاتا و هارکر که با خونسردی تمام ادا میشن. از نظر بصری هم سریال خیرهکننده است؛ از طراحی صحنه قلعه دراکولا گرفته تا جلوههای ویژهای که بدون استفاده زیاد از CGI ساخته شدن (مثل صحنهای که دراکولا از بدن یک گرگ بیرون میآد).
در نهایت، اگرچه قسمت سوم ممکنه برای خیلیها عجیب و دور از انتظار باشه، اما به نظر من این یک تلاش بسیار خوب برای آوردن دراکولا به قرن بیست و یکم بود، بدون اینکه ریشهها و ماهیت اصلیش فراموش بشه. گیتیس و مفات شاید نتونسته باشن سنتیها رو راضی کنن، اما یک دراکولای مدرن و جذاب خلق کردن.