Conversations with a Killer: The Ted Bundy Tapes

Conversations with a Killer: The Ted Bundy Tapes

نگاهی به درون ذهن یک قاتل زنجیره‌ای.

سال انتشار: 2019 کارگردان: ژانر: Documentary، Biography، Crime نویسندگان: Joe Berlinger امتیاز: 7.7

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

_**بیشتر از اون چیزی که تبلیغ شده بود، یه مستند معمولیه، ولی دید کلی خوبی میده و مکمل خوبی برای فیلم سینمایی‌اش هست.**_

> _همه شیفته این ایده هستن که هر چیزی یه علت و معلولی داره. اینکه بتونیم انگشتمون رو بذاریم روی یه نقطه و بگیم: «بله، چون باباش وقتی بچه بود می‌زدش، از همون موقع معلوم بود.» اینا همش چرنده. هیچ‌چیزی در گذشته من وجود نداره که باعث بشه کسی فکر کنه من توانایی ارتکاب قتل رو دارم._ - تد باندی

> _یه خلاء توی وجودش بود._ - سندی هولت (دوست دوران کودکی باندی)

> _من بابت هیچ‌کدومش احساس گناه نمی‌کنم. الان نسبت به هر زمان دیگه‌ای در کل زندگیم، کمتر احساس گناه می‌کنم. بابت هر چیزی. جدی می‌گم. نه اینکه چیزی رو فراموش کرده باشم یا بخشی از ذهنم رو بسته باشم یا طبقه‌بندی کرده باشم. فکر می‌کنم هر کاری که کردم رو درک می‌کنم. من در موقعیت رشک‌برانگیزی هستم که مجبور نیستم هیچ گناهی رو حس کنم. همین. احساس گناه یه مکانیزمیه که ما برای کنترل مردم ازش استفاده می‌کنیم. یه توهمه. یه جور مکانیزم کنترل اجتماعیه و اصلاً سالم نیست._ - تد باندی

> _وقتی باندی اوایل دهه ۷۰ فعالیتش رو شروع کرد، کارآگاه‌های قدیمی خیلی مقاومت می‌کردن و می‌گفتن: «ما می‌دونیم کی آدم می‌کشه؛ مردم کسایی رو می‌کشن که می‌شناسن، اگر هم نه، به یه دلیل خیلی واضح می‌کشن - خشم، پول، یا برای مخفی کردن هویتشون. شما باید دنبال همین پیوندهای خونی یا خانوادگی یا انگیزه‌های واضح باشین تا جرم رو حل کنین.» و بعد تد اومد و به دنیا نشون داد که «نه. در واقع این آخرین کاریه که من می‌کنم، من غریبه‌ها رو می‌کشم، اونم بدون هیچ دلیلی.» به خاطر همین یه جور تفکر گروهی نهادینه وجود داشت که باعث می‌شد پلیس‌ها حتی به آدمی مثل تد فکر هم نکنن، چون با هیچ‌کدوم از انتظاراتشون جور در نمی‌اومد و اونا حتی حاضر نبودن بهش نگاه کنن. این یه مزیت بزرگ برای اون بود. توی هر حوزه‌ای، مشکلِ متوقف کردن اون به این برمی‌گشت که هیچ‌کس نمی‌تونست تصور کنه کسی همین‌طوری راه بیفته و آدم بکشه، فقط چون دلش می‌خواد بکشه._ - استیون جی. میشو؛ پادکست نتفلیکس (۶ فوریه ۲۰۱۹)

از خیلی جهات، تد باندی نمونه بارز یه قاتل زنجیره‌ایه. خود اصطلاح «قاتل زنجیره‌ای» (Serial Killer) عملاً بعد از پرونده باندی وارد فرهنگ لغت عامه شد. قبل از اون، مفهوم قاتل زنجیره‌ای برای مردم خیلی شناخته‌شده نبود و برای خیلیا، باندی اولین برخوردشون با این نوع جدید و عجیب از مجرم‌ها بود؛ کسی که پلیس رو گیج کرده بود، مردم رو ترسونده بود و رسانه‌ها رو شیفته خودش کرده بود. باندی تجسم خیلی از ویژگی‌هاییه که ما امروز به قاتل‌های زنجیره‌ای نسبت می‌دیم: خشم عمیق نسبت به زنان، زندگی دوگانه، توانایی فریب دادن کامل خانواده و دوستان («همیشه به نظر مرد خیلی خوب و آرومی می‌اومد»)، سادیسم جنسی، هوش بالا و حتی این ایده که یه قاتل زندانی می‌تونه به حل پرونده‌های باز کمک کنه.

شاید مهم‌تر از همه این باشه که باندی اولین «قاتل زنجیره‌ای سلبریتی» بود. رسانه‌ها برای مصاحبه با او سر و دست می‌شکستند و شیفته جذابیت، شوخ‌طبعی و هوش او شده بودند. او دادگاه تلویزیونی خودش رو به یه نمایش تبدیل کرد. اما مشکل مستند «گفتگو با یک قاتل: نوارهای تد باندی» اینجاست که خودش هم تا حدی توی همین تله میفته؛ یعنی اون‌قدر روی قاتل تمرکز می‌کنه که انگار داره تحسینش می‌کنه، در حالی که وقت خیلی کمی رو به قربانی‌ها اختصاص میده.

این مستند چهار قسمتی که توسط جو برلینگر (Joe Berlinger) ساخته شده، از بیش از ۱۰۰ ساعت نوار صوتی باندی استخراج شده. باندی که به اعدام محکوم شده بود، دنبال کسی می‌گشت تا یه «بیوگرافی سلبریتی» براش بنویسه که مثلاً بی‌گناهیش رو ثابت کنه. استیون میشو و هیو اینزورث وارد ماجرا شدن. اونا می‌دونستن اون گناهکاره ولی فهمیدن چه داستان جذابی میشه ازش درآورد.

یکی از بخش‌های جالب مستند اینه که باندی حاضر نبود درباره قتل‌ها حرف بزنه، پس میشو گولش زد و بهش گفت: «بیا فرض کنیم تو یه کارشناسی، چون روان‌شناسی خوندی و پرونده‌ها رو می‌شناسی. به نظرت چه جور آدمی ممکنه این کارها رو کرده باشه؟» باندی هم که عاشق خودش بود، شروع کرد به حرف زدن درباره قتل‌ها، ولی همیشه به صورت «سوم شخص»؛ انگار داره درباره کس دیگه‌ای نظر میده. شنیدن حرف‌های مردی که این جنایات رو انجام داده، در حالی که داره خودش رو تحلیل می‌کنه و سعی می‌کنه ظاهر بی‌گناهش رو حفظ کنه، واقعاً عجیبه.

با این حال، مستند اون‌قدرها که قول داده بود «عمیق» نیست. بیشتر شبیه یه مستند بیوگرافی معمولیه. بخش زیادی از نوارهای صوتی (که اسم مستند هم از اون‌ها گرفته شده) عملاً استفاده نشدن و بیشتر زمان فیلم با تصاویر آرشیوی و مصاحبه‌های تکراری پر شده. همچنین، برلینگر گاهی اوقات قربانی‌ها رو فراموش می‌کنه. درسته که اسمشون رو میاره و عکسشون رو نشون میده، ولی تلاشی نمی‌کنه که بگه اونا کی بودن و دنیا چه کسایی رو از دست داد. تمرکز بیشتر روی شیرین‌کاری‌های باندی توی دادگاه و جذابیت ظاهریشه.

در نهایت، اگه به این پرونده علاقه دارین، مستند سرگرم‌کننده‌ایه، ولی چیز جدیدی برای کسایی که باندی رو می‌شناسن نداره. این مستند بیشتر از اینکه ذهن قاتل رو کالبدشکافی کنه، نشون میده که چطور جامعه و سیستم قضایی آمریکا اون زمان تحت تأثیر ظاهر و زبون‌بازی یه مرد سفیدپوست تحصیل‌کرده قرار گرفته بود.

2019-09-22