Palm Springs

Palm Springs

نایلز (Andy Samberg) که در یک مراسم عروسی در پالم اسپرینگز گیر افتاده، با سارا (Cristin Milioti)، ساقدوش عروس و عضو مطرود خانواده آشنا می‌شود. پس از اینکه نایلز سارا را از یک سخنرانی فاجعه‌بار نجات می‌دهد، سارا مجذوب او و نگاه پوچ‌گرایانه و متفاوتش به زندگی می‌شود. اما وقتی خلوت ناگهانی آن‌ها با یک اتفاق سورئال به هم می‌خورد، سارا مجبور می‌شود در کنار نایلز این ایده را بپذیرد که هیچ‌چیز واقعاً اهمیتی ندارد و آن‌ها شروع به ایجاد آشوب و شیطنت در مراسم عروسی می‌کنند.

سال انتشار: 2020 کارگردان: Max Barbakow ژانر: Comedy، Fantasy، Mystery نویسندگان: Andy Siara، Max Barbakow امتیاز: 7.4

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 9

اگه از خوندن نقدهای بدون اسپویل من لذت می‌برید، لطفاً وبلاگم رو دنبال کنید. اگه یه مدته که من رو دنبال می‌کنید، می‌دونید که من طرفدار پر و پا قرص فیلم‌های کمدی-رمانتیک نیستم. نه اینکه از این ژانر بدم بیاد (اتفاقاً برای تک‌تکشون ارزش قائلم و ازشون لذت می‌برم)، اما واقعاً سخت می‌تونم عاشق یکی از این فیلم‌ها بشم. اکثرشون اون‌قدر از فرمول‌ها و کلیشه‌های این ژانر پیروی می‌کنن که به‌ندرت پیش می‌آید واقعاً از یکی‌شون خوشم بیاد. بعضی‌ها خیلی لوس و کلیشه‌ای هستن، بعضی دیگه هم بیش از حد غیرواقعی و رویایی‌ان. اما چیزی که بیشتر از همه من رو دلزده می‌کنه، نبودِ خلاقیته. یادم نمیاد آخرین بار کی یه کمدی-رمانتیک دیدم که از روی دستِ بی‌شمار فیلم دیگه کپی نکرده باشه.

من درباره «پالم اسپرینگز» هیچی نمی‌دونستم: نه تریلری دیده بودم، نه از نظر منتقدا و مردم خبر داشتم، هیچی... و بابت این موضوع خیلی خوشحالم! من معمولاً تریلر اصلی هر فیلمی رو که نقد می‌کنم، *بعد* از دیدن خود فیلم تماشا می‌کنم. بقیه تریلرها، کلیپ‌ها و عکس‌ها رو هم کلاً نادیده می‌گیرم. این کار رو می‌کنم تا بدونم توی نقد بدون اسپویلم تا کجا می‌تونم پیش برم و مطمئن بشم چیزی رو که نباید، لو نمی‌دم. تریلر رسمی این فیلم تجربه تماشا رو خراب نمی‌کنه، اما مهم‌ترین جنبه فیلمنامه رو لو می‌ده. پس منم می‌تونستم توی این نقد بهش اشاره کنم، اما نمی‌کنم... چون خودم از اینکه هیچی درباره روند داستان نمی‌دونستم، خیلی بیشتر لذت بردم. بنابراین، خیلی مبهم می‌گم که اولین فیلمنامه بلند «اندی سیارا» به‌راحتی می‌تونه موقع فصل جوایز چندتا نامزدی درو کنه.

این یه کمدی-رمانتیک متفاوته، چون ایده‌اش به‌شدت تازه و منحصربه‌فرده. درسته که این سبک روایت کاملاً جدید نیست و فیلم‌های دیگه‌ای هم از این ایده استفاده کردن، اما «سیارا» اون‌قدر غافلگیری توی دل داستانش گذاشته و اون‌قدر کم از کلیشه‌های رایج ژانر استفاده کرده که کل فیلم با نویسندگی فوق‌العاده‌اش بالا کشیده شده. این یکی از سرگرم‌کننده‌ترین فیلم‌های ساله. با زمان کوتاه و ریتم تندش، «پالم اسپرینگز» مدام بامزه، جذاب و حتی به شکل مرموزی کنجکاوبرانگیزه. پیرنگ اصلی فیلم باعث می‌شه بیننده به فکر فرو بره و دیالوگ‌های قبلی رو به یاد بیاره که چند دقیقه بعد معنای کاملاً متفاوتی پیدا می‌کنن. خبری از تصمیمات احمقانه و قابل پیش‌بینی نیست و شخصیت‌ها از اون روابط لوس و اجباری که معمولاً توی این فیلما می‌بینیم، فرار می‌کنن. دیالوگ‌ها به طرز خنده‌داری جذابن. تقریباً هر نقطه از داستان یه ضربه عاطفی یا یه افشاگری دهن‌پرکن داره که اصلاً به فکر بیننده نمی‌رسه.

اندی سمبرگ و کریستین میلیوتی شیمی فوق‌العاده‌ای دارن. شخصیت‌هاشون عالی پرداخته شده و رابطه‌شون خیلی واقعی به نظر می‌رسه. من به‌ندرت از اون بیننده‌هایی هستم که اصرار دارن شخصیت‌های اصلی حتماً به هم برسن و هم رو ببوسن و عاشق بشن، اما نایلز و سارا دوتا قهرمان دوست‌داشتنی هستن که قطعاً آدم دوست داره موفقیتشون رو ببینه. هر دو «بار عاطفی» جالبی رو دوششون دارن که به شکل عمیقی بهش پرداخته می‌شه. برخوردشون با «موقعیتی» که داستان توش قرارشون داده کاملاً متفاوته و تماشای اینکه چطور باهاش کنار میان و رشد می‌کنن، خیلی لذت‌بخشه. اوه، و جی. کی. سیمونز (روی)... این آدم اصلاً بلد نیست بد بازی کنه! مکس بارباکو (در اولین تجربه کارگردانی‌اش) هم استعدادش رو نشون داده و اجازه داده فیلمنامه سیارا زیر سایه یه کارگردانی بی‌نقص بدرخشه.

از نظر لحن، فیلم هیچ‌وقت تعادلش رو از دست نمی‌ده. با وجود فضای فانتزی داستان، کمدی‌اش رو کاملاً ملموس نگه می‌داره. هیچ‌وقت به فرمول‌ها، کلیشه‌ها و پایان‌بندی‌های لوس ژانر تکیه نمی‌کنه و واقعاً خودش رو از اکثر کمدی-رمانتیک‌های مدرن جدا می‌کنه. ایراد خاصی ندارم که بگم... پایان فیلم یه بخش داستانیِ «فقط قبولش کن» داره و چندتا سکانس غیرضروری هم هست، اما اینا دیگه مته به خشخاش گذاشتنه. باورم نمی‌شه دارم این رو می‌نویسم، اما «پالم اسپرینگز» نه تنها یکی از بهترین کمدی-رمانتیک‌هاییه که تا حالا دیدم، بلکه یکی از بهترین (اگه نگم بهترین) فیلم‌های سال ۲۰۲۰ تا به اینجاست. اندی سمبرگ و کریستین میلیوتی با کمک کارگردانشون، شیمی فوق‌العاده‌شون رو توی کل این روایت نوآورانه پخش کردن. سیارا یه ایده خلاقانه رو گرفته و به جذاب‌ترین، بامزه‌ترین و حتی کنجکاوبرانگیزترین شکل ممکن پرورش داده. یه فیلمنامه غافلگیرکننده پر از لحظات عاطفی و پیچش‌های داستانی که لذت تماشا رو تا آخر بالا نگه می‌داره. پیشنهاد می‌کنم چه طرفدار این ژانر هستید چه نه، حتماً ببینیدش. ناامید نمی‌شید! نمره: A

2020-07-03


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

اگه دنبال یه فیلم حال‌خوب‌کن و دلنشین می‌گردید، این دقیقاً همون فیلمیه که دنبالشید.

2020-07-20


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

یه فیلم عالی که ارزش دوباره دیدن رو داره و حتماً پیشنهادش می‌کنم، مخصوصاً به طرفدارای کلیشه‌ی «جابجایی زمانی» (time shifting). جابجایی زمانی یعنی ذهنت به عقب برمی‌گرده ولی جسمت نه. در واقع همه‌چیز مثل یه نقطه‌ی ذخیره (save point) ریست می‌شه، با این تفاوت که تو تمام اون دانش و اطلاعات رو داری. این ایده با فیلم «روز گراندهاگ» (Groundhog Day) محبوب شد و بعدش کلی فیلم ساخته شد که محوریتشون مردن یا خوابیدن و تکرار شدن مثل یه بازی ویدئویی بود. این فیلم هم خیلی با اونا فرقی نداره، به جز چندتا استثنا که کل تجربه تماشا رو متفاوت می‌کنه.

اندی سمبرگ (بازیگر سریال بروکلین ناین-ناین) بالاخره خودی نشون داد و ثابت کرد که می‌تونه نقش‌های تا حدی جدی رو هم بازی کنه. کریستین میلیوتی (سریال آشنایی با مادر) هم توی نقش اصلی عالی ظاهر شده. بقیه بازیگرا هم خوبن، از جمله جی. کی. سیمونز که مثل همیشه درخشان بود. تایلر هوچلین (سوپرمنِ دنیای CW) هم نقش یه شخصیت رو بازی می‌کنه که قراره ازش بدمون بیاد، پس... دمش گرم؟

اینکه چطور این اتفاق می‌افته جالبه، شبیه چیزی که توی فیلم‌های «روز مرگت مبارک» (Happy Death Day) دیدیم؛ یعنی یه منطقی پشتش هست که چطور کار می‌کنه و آیا می‌شه تغییرش داد یا نه. اما مهم‌ترین بخشش اینه که بیشتر از یک نفر درگیر این ماجرا می‌شن و همین‌جاست که فیلم راهش رو جدا می‌کنه. وقتی چند نفر با هم توی یه محیط گیر می‌افتن، رفتارهای عجیبی از خودشون نشون می‌دن و اینجا از این صحنه‌ها زیاد داریم. چون چندتا خط داستانی رو دنبال می‌کنیم، انگار داریم ۳ تا داستان رو می‌بینیم که روی هم هم‌پوشانی دارن. چه به چشم یه فیلم «فرار از زندان» بهش نگاه کنید، چه یه فیلم «حلقه زمانی»، کلی صحنه سرگرم‌کننده و البته فلسفه عمیق متافیزیکی توش پیدا می‌کنید. خلاصه که برای هر سلیقه‌ای یه چیزی داره.

2020-07-22


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

این فیلم یه بازسازی از «روز گراندهاگ» (Groundhog Day) به حساب میاد، اما به نظرم خودش به تنهایی هم حرف‌های زیادی برای گفتن داره. توی «روز گراندهاگ» تلاشی برای توضیح اتفاقات نشد، اما توی «پالم اسپرینگز» یه بحث‌هایی درباره فیزیک و اینکه اگه فلان کار رو بکنن چی می‌شه پیش میاد که... خب، بگذریم. من کی باشم که بخوام داستان رو لو بدم؟ پیرنگ داستان پیچیده‌تر از اون چیزیه که به نظر می‌رسه و این یه نکته مثبته. طنز فیلم خوبه و به نظرم شیمی بین دو بازیگر اصلی هم عالیه. تفاوت‌های هر بار تکرارِ روز اون‌قدر کافی بود که حس نکنی داری ۹۰ درصد همون صحنه‌های قبلی رو با یه تغییر کوچیک دوباره می‌بینی. در کل فیلم سرگرم‌کننده‌ای بود. از اون فیلم‌هایی نیست که چندین بار ببینمش، اما اگه فرصتش پیش بیاد که مثلاً با کسی که ندیدتش دوباره تماشا کنم، شک نمی‌کنم. همه ما عاشق اینیم که با لو دادن داستان، فیلم رو برای بقیه خراب کنیم! (شوخی کردم، خودم بدم میاد کسی این کار رو باهام بکنه، واسه همین ساکت می‌شینم تا اونا هم مثل من تجربه کنن).

2020-08-05


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 6

فیلم «پالم اسپرینگز» که ترکیبی از چند ژانره، یه کمدی-رمانتیک علمی‌تخیلی عجیب و غریب درباره تنهایی و عشقه؛ داستانی متفکرانه از اضطراب وجودی با کلی شوخی‌های هوشمندانه. این فیلم به نویسندگی اندی سیارا و کارگردانی مکس بارباکو، یه نسخه عجیب و «هیپستری» از فیلم «روز گراندهاگ» (Groundhog Day) هستش. داستان درباره دوتا آدم نیمه‌احمق (semi-dorks) هست که توی یه حلقه بی‌پایان گیر کردن و مجبورن مدام از طلوع تا غروبِ یک روز رو تکرار کنن.

نهم نوامبر تاریخیه که سارا (Cristin Milioti) برای عروسی خواهر کوچیکترش به پالم اسپرینگز اومده. سارا که خواهر بزرگتره، انگار با خودش و دنیا دعوا داره؛ اصلاً دوست نداره ساقدوش باشه و کلاً از مراسم‌های رسمی فراریه. توی جشن با نایلز (Andy Samberg) آشنا می‌شه؛ یه پسر بی‌خیال که خودش با دوست‌دختر سطحی و خیانتکارش، میستی، توی این حلقه گیر افتاده. سارا و نایلز به خاطر حس شوخ‌طبعی عجیب و مشترکشون با هم جور می‌شن و شبونه به دل کویر می‌زنن. اونجا یه اتفاق خیلی خیلی عجیب برنامه‌هاشون رو به هم می‌ریزه و وقتی می‌فهمن می‌تونن اون روز رو تا ابد تکرار کنن، تبدیل به یه تیم دونفره برای ایجاد آشوب و آنارشی می‌شن.

ایده فیلم جالبه و با شوخی‌های تند و تیز میلیوتی و سمبرگ، جونِ تازه‌ای گرفته. اونا زوج کاریزماتیکی هستن، هرچند شاید از اون زوج‌هایی نباشن که خیلی راحت بشه طرفدارشون شد. فیلم یه زاویه دید «خیلی خفن بودن» (too cool for school) داره که ممکنه بعضی بیننده‌ها رو پس بزنه، اما سعی می‌کنه فضای شادش رو حفظ کنه. حضور کوتاه اما تاثیرگذار جی. کی. سیمونز هم یه خط داستانی عجیب ولی به طرز غیرمنتظره‌ای تاثیرگذار رو اضافه می‌کنه که به داستان روح می‌ده. مثل خیلی از فیلم‌هایی که توی جشنواره ساندنس اکران می‌شن، «پالم اسپرینگز» هم اون‌قدرها که تماشاگرای جشنواره براش سر و دست می‌شکستن، شاهکار نیست. این کمدی سیاه سرگرم‌کننده‌ست، اما می‌تونست خیلی خنده‌دارتر و هوشمندانه‌تر از این چیزی که هست باشه.

2020-08-31


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 9

«پالم اسپرینگز» یه نگاه تازه به داستان‌های تکرار زمان انداخته و واقعاً تعجب کردم که چقدر خوب از آب دراومده. اندی سمبرگ مثل همیشه عالیه و توی سکانس‌های عاطفی، توانایی بازیگری‌اش رو خیلی بیشتر از اون چیزی که فکر می‌کردم نشون داد. شیمی بین اون و کریستین میلیوتی فوق‌العاده‌ست و خیلی واقعی به نظر می‌رسه. موقع دیدن این فیلم کلی حس مختلف رو تجربه کردم؛ از شادی و خنده گرفته تا غم. واقعاً آدم رو با خودش همراه می‌کنه. این فیلم خیلی دست‌کم گرفته شده و من هرچی پیشنهادش کنم کمه. **حکم نهایی:** _عالی_

2022-06-30


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

من از زمان فیلم «روز گراندهاگ» (1993) همیشه یه علاقه خاصی به فیلم‌های حلقه زمانی داشتم و خوشحالم بگم که «پالم اسپرینگز» یه روایت تازه و بامزه از این ژانر ارائه می‌ده. یه کمدی خوش‌ساخت که نه تنها سرگرمت می‌کنه، بلکه در پایان چندتا سوال جالب هم توی ذهنت باقی می‌ذاره. تیم بازیگری عالی عمل کردن و باعث شدن شخصیت‌ها برامون مهم بشن، که این برای یه فیلم با موضوع تکرار زمان خیلی حیاتیه.

چالش اصلی این‌جور داستان‌ها اینه که تکرار صحنه‌ها خسته‌کننده نشه، و «پالم اسپرینگز» این کار رو به بهترین شکل انجام داده. هر بار تکرار حلقه جذابه و من واقعاً از این مسیر لذت بردم. راستش اگه فیلم یکم طولانی‌تر هم بود بدم نمی‌اومد، اون‌قدر که سرگرم شده بودم. با این حال، به نظرم بخش عاشقانه فیلم می‌تونست یکم کمتر باشه. تغییر لحن فیلم توی بخش سوم یکم ناگهانی بود، اما خب وقتی عشق نقش محوری توی داستان داره، نمیشه خیلی شکایت کرد. در کل، «پالم اسپرینگز» یه فیلم شاخص توی سبک خودشه که تا آخر میخکوبتون می‌کنه. با اینکه به نظرم پایان‌بندی‌اش می‌تونست بیشتر کار بشه، اما هنوزم یه فیلم قرص و محکمه که حتماً ارزش دیدن داره.

2024-08-19