Things Like This
وقتی دو پسر همنام دلباخته یکدیگر میشوند، به نظر میرسد دست سرنوشت همه چیز را برای رسیدن آنها به هم چیده است. اما آیا سرنوشت همیشه همانطوری رقم میخورد که انتظارش را دارید؟
سال انتشار: 2023 کارگردان: Max Talisman ژانر: Comedy نویسندگان: Max Talisman امتیاز: 0.0نقدها و نظرات
Brent Marchant (منتقد)
کمدیرمانتیکهای کوییر هنوز ژانر نسبتاً جدیدی در سینما هستند و تازه دارند جای پایشان را پیدا میکنند؛ طبیعی است که بعضی فیلمها تو این مسیر موفقتر عمل میکنند. روی هم رفته بیشترشان دارند رو به جلو حرکت میکنند، ولی هنوز کارهایی پیدا میشوند که حسابی جای کار دارند. اولین تجربه مکس تالیسمن (Max Talisman) در قامت بازیگر، نویسنده و کارگردان هم دقیقاً مصداق همین ماجراست؛ فیلمی که قطعاً نکات مثبتی دارد اما جاهایی از آن هم حسابی نیازمند اصلاح است. در یک کلام، این رامکام داستان دو پسر به نام زک را روایت میکند؛ یکی سرخورده در عشق (با بازی تالیسمن) و دیگری گیر افتاده در یک رابطه بیسرانجام (با بازی جویی پولاری)، که سر راه هم قرار میگیرند و عاشق هم میشوند. با این حال، ماجرای عاشقانهشان طبق همان فرمول کهنه، معمولی و تا حدی لوسِ کمدیرمانتیکها پیش میرود و هیچ چیز جدید یا نابی برای ارائه ندارد (فارغ از گرایش جنسی کاراکترها). علاوه بر این، داستان پر شده از شخصیتها و موقعیتهای کلیشهای؛ چیزهایی که راستش را بخواهید کمی رنگورورفته به نظر میرسند و خیلی سرهمبندی شدهاند. از طرفی بازی خیلی از بازیگران فیلم (بهخصوص نقشهای مکمل) زیادی غلوشده و مصنوعی از آب درآمده؛ طوری که اصلاً نمیشود جدیشان گرفت، چه در اجرای کارتونی و اغراقآمیزشان و چه در دیالوگهای نمایشی که باید به زبان بیاورند.
اما از طرف دیگر، فیلم پر از تیکهها و شوخیهای تکخطیِ فوقالعاده خندهدار، خلاقانه و نابی است که تصاویری در ذهن مخاطب میسازد که آدم کف میکند چطور اصلاً این ایدهها به ذهن نویسنده رسیده! فیلمنامه هم با وجود اینکه زیادی به همان کلیشهها تکیه کرده، لحظات کمدی خیلی هوشمندانه و خندهداری دارد که یهویی از ناکجاآباد سر و کلهشان پیدا میشود و درست وقتی انتظارش را ندارید صدای خندهتان را بلند میکند. دیدن اثری در این فضا که از آدمهای «واقعی» استفاده میکند هم واقعاً دلگرمکننده است؛ یعنی یک نقش اول پلاسسایز (تالیسمن) که وارد رابطهای کاملاً باورپذیر با یک آدم کاملاً معمولی (پولاری) میشود، بدون اینکه فیلم بخواهد این تفاوت ظاهری را به رخ بکشد یا حتماً مثل رسم معمول این آثار، برود سراغ پسرهای ورزشکاری با هیکلهای تراشیده.
خب حالا تکلیف تماشاگر با این آش شلهقلمکار چیست؟ به نظر من، دیدن این اثر مثل تماشای اولین پیشنویس از یک فیلمنامه جلوی دوربین بود؛ اثری که مشخصاً پتانسیل داشت اما در بخش فیلمنامه، بازیگری، شخصیتپردازی و قوس داستان حسابی به بازنویسی و پختگی نیاز داشت. با این حال، درست مثل هر ژانر تازهای که هنوز در حال آزمون و خطاست، این دستاندازها طبیعی است و «چیزهایی مثل این» هم استثنا نیست. این موضوع درباره فیلمسازی که اولین بار پشت دوربین ایستاده و هنوز قلق کار دستش نیامده هم صدق میکند. در هر دو صورت، استعداد و بارقههای امید در کار دیده میشود، حتی اگر هنوز کلی مسیر تا رسیدن به نتیجه ایدهآل باقی مانده باشد.