اشک‌ها و لبخندها

اشک‌ها و لبخندها

در اتریش دهه ۱۹۳۰، زن جوانی به نام ماریا (Julie Andrews) در تلاش‌هایش برای راهبه شدن به شدت شکست می‌خورد. وقتی کاپیتان نیروی دریایی، گئورگ فون تراپ (Christopher Plummer)، به صومعه نامه می‌نویسد و درخواست معلم سرخانه‌ای می‌کند که بتواند از پس هفت فرزند بازیگوش او برآید، ماریا برای این کار انتخاب می‌شود. همسر کاپیتان فوت کرده و او که اغلب در سفر است، خانه را با همان انضباط خشکی اداره می‌کند که در کشتی‌هایش دارد. بچه‌ها ناراضی و از معلم‌هایی که پدرشان استخدام می‌کند بیزارند و موفق شده‌اند هر کدام را یکی‌یکی فراری دهند. وقتی ماریا از راه می‌رسد، در ابتدا با همان برخورد سرد روبرو می‌شود، اما مهربانی، درک و روحیه شاد او به زودی آن‌ها را مجذوب خود کرده و شادیِ بسیار لازمی را به زندگی همه‌شان - از جمله کاپیتان - می‌آورد. در نهایت، او و ماریا عاشق یکدیگر می‌شوند، هرچند کاپیتان با بارونسی به نام السا نامزد کرده و ماریا هنوز یک کارآموز راهبگی است. این عشق باعث می‌شود هر دو در تصمیماتی که گرفته‌اند تجدیدنظر کنند. با این حال، درگیری‌های شخصی آن‌ها به زودی تحت‌الشعاع رویدادهای جهانی قرار می‌گیرد. اتریش در آستانه تسلط آلمان است و کاپیتان ممکن است به زودی به نیروی دریایی آلمان احضار شده و مجبور شود علیه کشور خودش بجنگد.

سال انتشار: 1965 کارگردان: Robert Wise ژانر: Biography، Drama، Family نویسندگان: Georg Hurdalek، Howard Lindsay، Russel Crouse امتیاز: 8.1

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 9

یکی از ماندگارترین کلاسیک‌های خانوادگی سینما. چی میشه درباره فیلمی گفت که الان که داره به ۵۰ سالگیش نزدیک میشه، هنوز این همه آدم دوسش دارن؟ به نظر من که نوشتن نقد برای این فیلم دیگه تکراریه. فقط می‌خوام بگم به عنوان یه مرد چهل و چند ساله عاشق سینما، بعد از ۱۵ سال دوباره فیلم رو دیدم و فهمیدم هنوز هم اون جادوی خاصش رو روی من داره.

آره، هنوزم فکر می‌کنم فیلم طولانیه، ولی اگه ازم بپرسید کجاش رو حذف کنم، واقعاً جوابی ندارم. توی سی سال اخیر این فیلم خیلی سوژه شوخی و پارودی شده، که یکم از جذابیت بار اول دیدنش کم کرده. یه عده هم میگن فیلم کلیشه‌ای و پیش‌پاافتاده‌ست، ولی به نظرم این حرف خیلی بی‌انصافیه؛ چون «اشک‌ها و لبخندها» ستایشی برای زندگی و موسیقیه و اصلاً هم کلیشه نیست. فیلم با مناظر خیره‌کننده سالزبورگ شروع و تموم میشه (واقعاً سکانس افتتاحیه با هلیکوپتر نفس‌گیره) و بقیه‌اش هم مجموعه‌ای از صحنه‌پردازی‌های عالی و آهنگ‌های فراموش‌نشدنی «راجرز و همرستاین» هست.

با بازی جولی اندروز و کریستوفر پلامر، کل تیم بازیگری در طول فیلم عالی هستن. شاید همه بی‌نقص نخونن، ولی واقعاً اهمیتی نداره. به عنوان یه مرد، از دقیقه ۷۰ به بعده که داستان واقعاً برام جدی میشه و از اونجا به بعد خانواده فون تراپ و معلم سرخانه جذابشون، من رو کاملاً مجذوب خودشون می‌کنن. «اشک‌ها و لبخندها» یکی از بزرگترین موزیکال‌های تاریخ سینماست. ۹/۱۰

2015-10-04


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 9

تعریف‌های زیادی شنیده بودم و واقعاً هم عالی بود. قبلاً هم گفتم، موزیکال ژانر مورد علاقه من نیست - اصلاً ازشون بدم نمیاد، ولی اگه بخوام ژانرهای محبوبم رو رتبه‌بندی کنم، احتمالاً ته لیست قرار می‌گیرن. واسه همین همیشه قبل تماشای این فیلما تردید دارم، چون ممکنه یا خیلی خوشم بیاد یا اصلاً خوشم نیاد. اما «اشک‌ها و لبخندها» واقعاً لذت‌بخش بود.

همون‌طور که گفتم، در طول این سال‌ها تعریف‌های مثبت بی‌شماری شنیده بودم و خوشحالم که ناامیدم نکرد. با وجود زمان ۱۷۵ دقیقه‌ای که می‌تونست خسته‌کننده باشه، فیلم خیلی سریع گذشت - ریتمش عالی بود. به نظرم ۳۰-۴۰ دقیقه آخر شاید یکم اضافه به نظر برسه، ولی باز هم تماشاش سرگرم‌کننده‌ست. موسیقی متن رو چی بگم؟ این‌قدر آهنگ‌هاش موندگار شدن که من تقریباً همه‌شون رو قبلاً شنیده بودم، با اینکه تا حالا فیلم رو ندیده بودم. به نظر من آهنگ «چیزهای مورد علاقه من» (My Favorite Things) از همه بهتره، ولی کل موسیقی‌ها عالی‌ان.

جولی اندروز در نقش ماریا فوق‌العاده‌ست. اولش فکر کردم شاید چون خیلی هیجان‌زده‌ست رو مخ باشه، ولی خیلی زود تماشای بازیش لذت‌بخش شد. کریستوفر پلامر هم تاثیرگذاره. این دو نفر ستاره‌های اصلی هستن، ولی بقیه بازیگرا هم کارشون رو خوب انجام دادن. اون‌طور که خوندم، داستان کاملاً با واقعیت زندگی ماریا فون تراپ و خانواده‌اش یکی نیست، اما برای من فقط سرگرم‌کننده بودن فیلم مهم بود که قطعاً هست. دیدنش واجبه!

2021-01-07


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

سکانس افتتاحیه این فیلم بارها و بارها سوژه شوخی شده و به نظرم همین نشون میده که اقتباس رابرت وایز از داستان راجرز و همرستاین چقدر روی سینما تاثیرگذار بوده. ایده داشتن هفت تا بچه واقعاً ترسناکه (من که خودم هیچ بچه‌ای ندارم!)، واسه همین کاملاً با جولی اندروز بیچاره در نقش «ماریا» همدردی می‌کنم که از امنیت صومعه‌اش فرستاده میشه تا معلم سرخانه این خانواده پرجمعیت در خونه کاپیتان فون تراپ (کریستوفر پلامر) بشه.

بعد از یه برخورد سرد اولیه از طرف پدر و بچه‌ها، ماریا خیلی زود خودش رو تو دل همه جا می‌کنه - به جز شاید نامزد کاپیتان، النور پارکر، که در نقش «بارونس» خیلی شیک و مغروره - و کم‌کم عشق بینشون شکل می‌گیره. ماجرای پیوستن اتریش به آلمان نازی (آنشلوس) یکم جدیت به فضای فانتزی داستان اضافه می‌کنه؛ خانواده باید با «محافظان» نازی جدیدشون کنار بیان، اما وقتی از کاپیتان دعوت میشه تا در نیروی دریایی خدمت کنه، می‌فهمن که باید یه کاری بکنن.

با اینکه فیلم گاهی اوقات یکم احساسی و لطیف میشه، ولی اندروز و پلامر عالی هستن و آهنگ‌ها هم که دیگه اسطوره دنیای موزیکال شدن. فکر می‌کنم یکی از دلایل موندگاری فیلم اینه که بر اساس واقعیت ساخته شده. اون حس شادی که با خطر بی‌رحمی نازی‌ها ترکیب شده، به فیلم اصالتی میده که خیلی از اروپایی‌ها موقع قدرت گرفتن هیتلر حسش کرده بودن و وایز تونسته این حس رو به خوبی به تصویر بکشه. بازی‌های مکمل درجه‌یکی هم داریم، از پگی وود (مادر روحانی) گرفته تا ریچارد هایدن در نقش «عمو مکس» جذاب و فرصت‌طلب، و حتی راهبه‌های باوقار هم وارد ماجرا میشن. شیمی بین دو ستاره اصلی واقعاً عالیه و داستان عشقشون با کمک بچه‌ها، یه نمایش عروسکی مجلل و یکم موسیقی اشتراوس پیش میره. ظاهر فیلم هم عالیه؛ این یعنی بهترینِ سینمای موزیکال...

2024-06-09