Mrs. Doubtfire
دنیل هیلارد، بازیگری عجیب و پدری دلسوز است. اما پس از یک جشن تولد فاجعهبار برای پسرش کریس، همسرش میراندا صبرش لبریز شده و درخواست طلاق میدهد. دنیل تنها هفتهای یک بار میتواند سه فرزندش را ببیند که این موضوع اصلاً برایش خوشایند نیست. او همچنین با توصیه رابط خود، در یک استودیوی تلویزیونی به عنوان کارمند بخش ارسال کالا مشغول به کار میشود. اما وقتی میراندا آگهی استخدام یک پرستار بچه را منتشر میکند، دنیل تصمیم میگیرد با تغییر چهره به شکل یک پیرزن بریتانیایی به نام خانم دابتفایر، این شغل را به دست آورد. او همچنین باید با دوستپسر جدید میراندا، استو دانمایر، دست و پنجه نرم کند.
سال انتشار: 1993 کارگردان: Chris Columbus ژانر: Comedy، Drama، Family نویسندگان: Anne Fine، Randi Mayem Singer، Leslie Dixon امتیاز: 7.1نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«دنی» (رابین ویلیامز) و همسرش «میراندا» (سالی فیلد) دیگه نمیتونن به زندگی مشترکشون ادامه بدن. دعواهای همیشگیشون و در نهایت استعفای دنی از کارش به عنوان صداپیشه (اونم به خاطر یه سری «اختلاف نظرهای هنری» سر تبلیغ سیگار) باعث میشه میراندا طلاق بگیره. دنی عاشق سه تا بچهاشه ولی دادگاه فقط اجازه داده شنبهها اونها رو ببینه، اونم تا وقتی که ثابت کنه لیاقت بیشتر از این رو داره. اون یه کار ساده پیدا میکنه ولی به شدت دلتنگ بچههاشه. وقتی میشنوه میراندا دنبال یه خدمتکاره، ایدهای به سرش میزنه؛ از برادرش «فرانک» (هاروی فایراستین) که توی کار گریم و پروتزه میخواد براش یه ماسک و لباسهای تغییردهنده هیکل بسازه و... بله! حالا اون شده «خانم دابتفایر» انگلیسی (که البته لهجهاش بیشتر شبیه اسکاتلندیهاست). میراندا هم سریع استخدامش میکنه و دنی دوباره برمیگرده به خونه پیش بچههایی که عاشقشونه. با وجود بازرسیهای منظم دادگاه از خونهاش، معلومه که این نقشه دیر یا زود لو میره، اما دنی امیدوارم رئیسش توی شبکه تلویزیونی کودکان (رابرت پروسکی) از شخصیتی که ساخته خوشش بیاد و با بالا رفتن ریتینگ برنامه، بتونه پول کافی برای برگردوندن خانوادهاش به دست بیاره. این وسط، «استوارت» پولدار و از خود راضی (پیرس برازنان) هم پیدا شده و میخواد خودش رو توی دل خانواده جا کنه؛ عملیاتی که خانم دابتفایر از نزدیک شاهدشه و به شدت ازش متنفره!
بیشتر فیلم هنرنمایی فوقالعاده رابین ویلیامز توی تقلید صدا و کمدیه و زمانبندیاش حرف نداره. البته فیلم برای من توی نیم ساعت آخر توی رستوران افت میکنه، جایی که کمدی جای خودش رو به لودگی میده و شوخیها خراب میشن و تهش میمونه یه حس رمانتیک لوس که زیاد باهاش حال نکردم. با این حال، این یه فیلم پیشروئه که نشون میده یه پدر برای بودن کنار بچههاش تا کجا پیش میره و کلیشههای جنسیتی رو هم حسابی به چالش میکشه. شیمی بین ویلیامز و فیلد خیلی لطیفه و چند تا تیکه کلام نیشدار و باحال هم توی فیلم هست که آدم ازشون لذت میبره. عالی نیست، ولی خیلی خوبه.