گرگ و میش : ماه نو
پس از اینکه Bella (بلا) از حمله خونآشامی که نزدیک بود جانش را بگیرد جان سالم به در میبرد، تصمیم میگیرد تولدش را در کنار Edward (ادوارد) و خانوادهاش جشن بگیرد. اما یک حادثه کوچک در طول جشن باعث ریخته شدن خون Bella میشود؛ صحنهای که برای خانواده Cullen (کالن) بیش از حد تحریککننده است. آنها برای حفظ امنیت Bella و Edward، تصمیم میگیرند شهر فورکس در واشینگتن را ترک کنند. Bella که در ابتدا دلشکسته شده، با روی آوردن به زندگی بیپروا و ایجاد رابطهای نزدیکتر با Jacob Black (جیکوب بلک)، به نوعی آرامش دست مییابد. اما خطرات در شکلهای مختلف در کمین او هستند.
سال انتشار: 2009 کارگردان: Chris Weitz ژانر: Adventure، Drama، Fantasy نویسندگان: Melissa Rosenberg، Stephenie Meyer امتیاز: 4.8نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
به نظرم این قسمت کمی از قسمت اول که خیلی کشدار و خستهکننده بود، بهتره. «Bella» (با بازی Kristen Stewart) حالا دیگه رسماً به «Edward Cullen» (با بازی Robert Pattinson) چسبیده و همین موضوع زندگیش رو به خطر میاندازه. وقتی اونا میفهمن که مردم دارن شک میکنن که دکتر «Carlisle» (با بازی Peter Facinelli) خوشتیپ در واقع همون «Dorian Gray» هستش، اون و خانوادهاش یهو غیبشون میزنه و دختره رو تنها و غمگین رها میکنن.
بعد از چند ماه غصه خوردن و کابوس دیدن، «Bella» با بازسازی یه موتور به همراه «Jacob» (با بازی Taylor Lautner) که شکم ششتکهاش رو به رخ میکشه، شروع به تسکین درداش میکنه؛ جیکوبی که معلوم میشه خودش هم رازهایی داره که کلاً معنای جدیدی به «زندگی سگی» میده!
سرعت این فیلم یه مقدار از فیلم اول بیشتره: نبودِ اون صحنههای طولانی و تکراری عاشق شدن و غیبت طولانی اون Pattison که همش با نگاههای خیره و مودیش رو اعصاب بود، کمک کرده که فیلم یکم جون بگیره، اما بازیها و فیلمنامه هنوز خیلی ضعیف هستن. Lautner که همش پیرهنش رو درمیاره، ظاهر جذابی داره ولی بازیش به شدت خشک و چوبیه. Michael Sheen هم در نقش «Aro»، رئیس ولتوریها، رسماً اغراقآمیز بازی کرده و اون لبخند تهدیدآمیزش انگار مستقیم از فیلم «Rocky Horror» اومده.
فیلم خیلی طولانیه، چند جا بیش از حد به موسیقی متن تکیه کرده تا جای دیالوگهای مثلاً عمیق رو بگیره و اگه وسط فیلم رو یکم کوتاه میکردن شاید بهتر میشد؛ ولی به نظر میرسه این سری فیلمها دارن خیلی آروم راه خودشون رو پیدا میکنن. با این حال هنوز فکر میکنم اگه فیلم «Punch Face» رو میدیدم بیشتر بهم خوش میگذشت.