راهنمای والدین: گرگ و میش : ماه نو

بررسی رده‌بندی محتوایی و هشدارهای حساسیت‌زا برای گرگ و میش : ماه نو.

بازگشت به صفحه گرگ و میش : ماه نو

خشونت و خون‌ریزی

یک خون‌آشام صورت دختری را در دستانش می‌گیرد و می‌گوید که او را سریع خواهد کشت. او دهانش را باز می‌کند تا دندان‌های نیشش را نشان دهد. صدایی از بین درختان شنیده می‌شود و یک گرگ عظیم‌الجثه ظاهر می‌شود و به دنبال آن چهار گرگ غول‌پیکر دیگر می‌آیند. گرگ دندان‌هایش را نشان داده و غرش می‌کند که باعث فرار خون‌آشام می‌شود، اما گرگ روی او می‌پرد و او را به زمین می‌کوبد. خون‌آشام بلند می‌شود، به گرگ مشت می‌زند و گرگ به عقب پرتاب می‌شود. خون‌آشام فرار می‌کند و گرگ‌ها او را تعقیب می‌کنند. بعداً متوجه می‌شویم (و در یک فلاش‌بک کوتاه می‌بینیم) که گرگ‌ها به خون‌آشام رسیده‌اند و او را کشته‌اند.

دو گرگ به یکدیگر حمله می‌کنند: آن‌ها در حالی که با هم گلاویز شده و روی زمین می‌غلتند، بدن یکدیگر را می‌درند و غرش می‌کنند.

یک دختر نوجوان خون‌آشام پیشنهاد می‌دهد که قدرت‌هایش را نشان دهد و کلمه «درد» را زمزمه می‌کند: لحظه‌ای بعد، یک پسر نوجوان خون‌آشام روی انگشتان پایش بلند می‌شود، صورتش از درد شدید جمع می‌شود، بدنش منقبض می‌گردد و خون‌آشام مرد دیگری فریاد می‌زند که دختر او را رها کند. دختر رها می‌کند و پسر در حالی که نفس‌نفس می‌زند روی زمین می‌افتد.

یک خون‌آشام و یک پسر نوجوان خون‌آشام وارد یک نبرد خشونت‌آمیز می‌شوند: نوجوان مرد را به یک میز مرمر بزرگ می‌کوبد و آن را خرد می‌کند. مرد نوجوان را بلند کرده، بالای سرش می‌گیرد و به پله‌های مرمر می‌کوبد و آن‌ها را می‌شکند. شدت ضربه باعث می‌شود پوست مرمرمانند نوجوان ترک بخورد (ترکی روی گونه‌اش ایجاد می‌شود و بلافاصله بهبود می‌یابد).

انگشت دختری با کاغذ می‌برد (خون را می‌بینیم که از انگشتش می‌چکد)، قطره‌ای خون روی زمین می‌افتد. یک پسر نوجوان خون‌آشام به سمت او هجوم می‌برد اما توسط پسر خون‌آشام دیگری متوقف می‌شود که او را به دیوار می‌کوبد و تصادفاً باعث می‌شود دختر به یک گلدان شیشه‌ای برخورد کرده و روی زمین بیفتد. یکی از پسرها به دیگری حمله می‌کند و او را روی پیانو می‌اندازد که باعث خرد شدن آن می‌شود و به مبارزه ادامه می‌دهند (دختر را می‌بینیم که هنوز روی زمین است و بریدگی‌های متعددی روی بازویش دارد که به شدت خونریزی می‌کنند).

یک خون‌آشام به سمت یک دختر نوجوان هجوم می‌برد، یک پسر نوجوان خون‌آشام جلوی دختر می‌پرد تا ضربه را منحرف کند. خون‌آشام به آن طرف اتاق پرتاب می‌شود، بلند می‌شود و به سمت پسر حمله کرده و دستش را روی گلوی او فشار می‌دهد. خون‌آشام دیگری یک دختر نوجوان خون‌آشام را از پشت خفه می‌کند.

یک خون‌آشام زن که در میان شاخ و برگ درختان جنگل پنهان شده، روی سر مردی می‌پرد، او را از گردن بلند کرده و نگه می‌دارد. یک گرگ غول‌پیکر به خون‌آشام حمله می‌کند، او مرد را رها می‌کند و گرگ به همراه چهار گرگ دیگر خون‌آشام را تعقیب می‌کنند (مردی که در دست او بود روی زمین می‌افتد و به نظر می‌رسد مرده است). در یک صحنه کوتاه، می‌بینیم که گردن یک پسر نوجوان خون‌آشام شکسته می‌شود و سر جدا شده‌اش به سنگ تبدیل شده و پودر می‌شود.

دو پسر و یک دختر را می‌بینیم که در حال تماشای فیلم هستند و صدای فریاد کسی را می‌شنویم که می‌گوید «مغزشون رو بترکون!» و صدای مسلح کردن اسلحه و شلیک‌های رگباری شنیده می‌شود؛ ما خشونت را نمی‌بینیم، اما یکی از پسرها حالش بد به نظر می‌رسد، بلند می‌شود و می‌گوید که احساس می‌کند می‌خواهد استفراغ کند.

دختری به گروهی از نوجوانان می‌گوید که شنیده است مردی گفته یک خرس غول‌پیکر پنج نفر را کشته است.

یک خون‌آشام به دختری می‌گوید که خون‌آشام دیگری قصد دارد با قرار دادن خودش در موقعیتی خطرناک که گروهی از خون‌آشام‌ها را مجبور به کشتن او به عنوان مجازات کند، خودکشی کند.