اسب جنگی
در آستانه جنگ جهانی اول، اسب محبوب آلبرت به نام «جویی» توسط پدرش به سوارهنظام فروخته میشود. جویی پس از اعزام به فرانسه، برای بقا سفری غیرمنتظره را در اروپای جنگزده آغاز میکند. آلبرت نیز در ارتش بریتانیا ثبتنام کرده و در جریان نبرد «سوم» مجروح میشود. او در حالی که در بیمارستان دوران نقاهت را میگذراند، اخباری از پیدا شدن یک اسب در منطقه بیطرف (No Man's Land) میشنود.
سال انتشار: 2011 کارگردان: Steven Spielberg ژانر: Adventure، Drama، War نویسندگان: Lee Hall، Richard Curtis، Michael Morpurgo امتیاز: 7.2نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یه داستان خیلی طولانی از یه اسب در زمان جنگ جهانی اول و رابطهاش با یه جوون بریتانیایی و چندتا شخصیت دیگه تو مسیر. خیلی بچگانهست ولی یه فیلم خانوادگی دیگه از اسپیلبرگ در سنت فیلمهایی مثل ای.تی (E.T.) و امثالهم.
2013-03-14
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
کاملاً درک میکنم چرا «اسب جنگی» اینقدر مورد توجه منتقدها و قشر روشنفکر قرار گرفت، اما شخصاً برام راضیکننده نبود. امتیاز نهایی: ۲ ستاره - قطعاً برای من نبود، ولی جذابیتش رو تا حدی درک میکنم.
2017-02-06
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
زمانش زیاده و میشد کوتاهتر باشه. اما یه فیلم حالخوبکن و سادهست. امضای اسپیلبرگ توش دیده میشه. داستان سرعت و روند خوبی داره. در نهایت، با اشتیاق منتظر رسیدن اونها به هم میمونیم.
2023-07-19
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
این فیلم - و در واقع کل داستان «اسب جنگی» - فوارهای لبریز از احساسات و اتفاقات تصادفیه که ازت میخواد هر نوع منطقگرایی رو کنار بذاری و فقط اجازه بدی حواست تو این ۲ ساعت و نیم مسیر خودش رو پیدا کنه. داستان با یه مزایده شروع میشه که تو اون یه کره اسب جوون توسط یه کشاورز فقیر (پیتر مولن) خریده میشه. اون قرار بود یه اسب کاری بخره تا تو شخم زدن زمینهای سخت و سنگیشون کمکش کنه، اما در عوض پول خیلی زیادی بابت یه اسب اصیل («جویی») میده؛ یه اسب کلهشق و ورزشکار که تا حالا کسی سوارش نشده، چه برسه به اینکه بخواد یه گاوآهن رو دنبال خودش بکشه! پسر خانواده، «آلبرت» (جرمی ایروین) تصمیم میگیره با اسب دوست بشه و یه پیوند موندگار بینشون شکل میگیره. این پیوند با وجود جدایی اجباری ناشی از جنایات جنگ بزرگ حفظ میشه؛ جایی که «جویی» به تام هیدلستون فروخته میشه، بعد به دست آلمانیها میافته، با یه دختربچه و پدربزرگش دوست میشه و در نهایت با یه همکاریِ انسانی و کمیاب شبیه به آتشبس روز کریسمس، از قتلگاه منطقه بیطرف نجات پیدا میکنه. البته که داستان خیلی دور از ذهن و تخیلیه، اما این موضوع از تاثیرگذاریش کم نمیکنه. داستان اسب یه خط داستانی پیوسته داره، اما آدمهایی هم که اسب وارد زندگیشون میشه هر کدوم داستان خودشون رو دارن. زشتیهای جنگ به وضوح نشون داده شده، همونطور که اصرار همیشگی استیون اسپیلبرگ برای انسانی جلوه دادنِ یه فضای غیرانسانی - اون هم با استفاده از یه بازیگر اسب - دیده میشه. در بیشتر بخشها هم موفق عمل کرده. ایروین خوشتیپ و جذابه و انتخاب خوبیه، توبی کبل هم که اواخر فیلم ظاهر میشه عالیه. کیفیت تولید در بالاترین سطحه، فیلمبرداری و جلوههای ویژه خیرهکنندهست و دیالوگها هم به شکلی هوشمندانه اجازه میدن تصاویر بیشتر بار فیلم رو به دوش بکشن؛ یه اقتباس زیرکانه و قوی از اثر اصلی پیتر مورپورگو. واقعاً چیزی برای دوست نداشتن تو این فیلم وجود نداره. این یه سینمای بزرگ و باشکوه در بهترین حالتشه و اگه فرصتش رو داشتید، حتماً ارزش دیدن روی پرده رو داره.
2024-11-17