راهنمای والدین: اسب جنگی
بررسی ردهبندی محتوایی و هشدارهای حساسیتزا برای اسب جنگی.
زبان و الفاظ رکیک
شخصیتها هر کدام دو بار از کلمات «bastard» و «hell» استفاده میکنند، به همراه کلمات رکیک بریتانیایی مثل «bloody» (دو یا سه بار)، «bugger» (حداقل چهار بار) و «git» (یک بار).
الکل، مواد مخدر و سیگار
مواردی از سیگار کشیدن دیده میشود.
صحنههای ترسناک و دلهرهآور
جویی (اسب) در حصار سیمخاردار گیر میکند و مدام به خودش آسیب میزند تا اینکه دو سرباز او را آزاد میکنند. او در نهایت به میدان نبرد برمیگردد و زخمهایش درمان میشود، اما تماشای این صحنهها برای هر دوستدار حیوانی میتواند بسیار سخت باشد.
صحنه چاقو زدن در تصویر دیده میشود.
بیشتر صحنههای جنگ بسیار پرتنش هستند، همچنین مرگ برخی شخصیتها از جمله دو برادر جوان به صورت ضمنی نمایش داده میشود.
خشونت و خونریزی
شخصیتی به طرز وحشیانهای با چاقو زده میشود.
خون
آلبرت از روی جویی به آن طرف حصار پرتاب میشود. کسی توسط اسب زیر گرفته میشود. متوجه میشویم که والدین امیلی در جنگ کشته شدهاند.
مردان هم رنج میکشند. ما شاهد مرگ بسیاری در طول داستان هستیم، از جمله دو نفر که به جرم فرار از خدمت تیرباران میشوند. اجساد هنگام انفجار به هوا پرتاب میشوند. بقیه با شلیک تفنگ یا مسلسل از پا در میآیند. به یک سرباز دستور داده میشود که بماند و به هر کسی که به سمت سنگر خودی عقبنشینی میکند شلیک کند. پای یک مرد زخمی میشود. بقیه با گاز سمی مسموم میشوند. افرادی را میبینیم که اعضای بدنشان را از دست دادهاند و چشمهایشان پانسمان شده است. خشونت نسبتاً بدون خونریزی زیاد است، اما زخمهایی با آثار خون روی آنها دیده میشود.
در اوایل فیلم، میدان نبردی را میبینیم که پر از لاشه اسبها و اجساد مردان است. «تاپتورن» در اواخر جنگ حسابی کتک میخورد و از پا میافتد، و جویی وقتی از میان میدانهای پر از سیمخاردار میدود، خودش را به طرز وحشتناکی زخمی میکند. (او آنقدر سریع میدود که گیر کردن به سیمها باعث میشود پشتک بزند و به سختی و با درد زمین بخورد.) بدن او تا حدودی غرق در خون است. شخصیتها مکرراً اسلحه را به سمت اسبها نشانه میروند تا به آنها شلیک کنند و صدای شلیکهایی شنیده میشود که ظاهراً نشاندهنده کشتار اسبهای دیگر است.