10½
تامی لبلانک، پسربچهای دهساله که از خانوادهای ازهمپاشیده با والدینی درگیر سوءمصرف مواد (لوک لبو و سونیا لبلانک) که سالهاست جدا شدهاند میآید و در سیستم پرورشگاهی زندگی میکند، پس از تازهترین بحران در زندگی سراسر دردسرش، به «اسپرینگبرد»، یک کانون اصلاح و تربیت و بازپروری نوجوانان فرستاده میشود. در اسپرینگبرد به هر پسر یک مربی اختصاص داده میشود تا توجه ویژهای به او داشته باشد؛ مربی تامی فردی به نام ژیل سگن است. قوانین سختگیرانه این مرکز همگی بر محور احترام متقابل میچرخد و نقض قوانین معمولاً به لغو امتیازات و فرستاده شدن به انفرادی منجر میشود، که مدت انفرادی به شدت ماجرا بستگی دارد. در حالی که خیلی از پسرها خواسته یا بر اثر اختلالات روانی تشخیصدادهنشده نظم را به هم میزنند، اما تامی این دردسرها را برای ژیل و اسپرینگبرد به مرحله تازهای میبرد؛ او مدام خشمهایی بسیار خشونتآمیز از خود بروز میدهد که با کوچکترین جرقهای شعلهور میشوند. ژیل اغلب احساس درماندگی میکند، چرا که جز اطلاعاتی بسیار اندک درباره والدین تامی چیزی از گذشته او نمیداند و لوک، تنها والدی که نشانیاش معلوم است، هیچ تمایلی به حضور در زندگی پسرش ندارد. ژیل وقتی تامی را نزد روانپزشک مرکز، دکتر میشل برژرون میبرد، به رویکرد او در برخورد با تامی شک میکند؛ بهویژه که حضور تامی از همین حالا فشار روحی سنگینی بر دوش او و سایر کارکنان گذاشته و توصیه دکتر برژرون برای مراقبت و وقتگذاشتنِ بیشتر ممکن است آشفتگی ایجاد کرده و روی روند نگهداری از سایر بچهها هم اثر منفی بگذارد. اگر ژیل نتواند با این رویکرد به تامی نزدیک شود، تامی ممکن است به سوی سرنوشتی کشیده شود که دیگر هیچ راه بازگشتی به امید در آن نخواهد بود.
سال انتشار: 2010 کارگردان: Daniel Grou ژانر: Drama نویسندگان: Claude Lalonde امتیاز: 7.1